ه را مورد تأمل قرار داد که بخارا در دوران ساسانیان، به ویژه در عصر اقتدار کوشانیان و ترویج آیین بودایی، در پیرامون معبد و بازار ماخ قرار داشته که در دور? اسلامی و اکنون مسجد مغاک عطار خوانده می‌شود. شهر از آن جا رشد کرد؛ جایی که مجموعه‌هایی از آثار کهن در پیرامون این مسجد قرار گرفته‌اند.
از این رو، ویهار? عصر کوشانیان که معبد بودایی آن را به کانون مذهبی در میان? شهرهایی با موقعیت‌های کشاورزی و تجاری مانند ریامیثن، بمجکث، طواویس، خجده و مغکان تبدیل کرده بود، به تدریج جمعیت بیش‌تری یافت و در آن جا بازاری توسط حکمران بودایی به نام ماخ (ماج) به نام بازار ماخ بنا نهاده شد که تا روزگار نرشخی پابرجا بوده است:
“به بخارا، بازاری بوده است که آن را بازار ماخ روز خوانده‌اند، سالی دو بار، هر باری یک روز بازار کردندی و هر باری که بازار بود، در وی بتان فروختندی و به هر یک روز، زیادت از پنجاه هزار درم بازرگانی شدی… اهل بخارا، این بازار مرسوم شده بود و از آن تاریخ باز در وی بت فروختندی، حالا [دور? نرشخی]، نیز همچنان مانده است و ابوالحسن نیشابوری در کتاب خزائن العلوم آورده است که در قدیم پادشاهی بوده به بخارا، نام او ماخ. این بازار وی فرمود، ساختن و درودگران و نقاشان را فرمود که سال تا سال بتان تراشیدندی و بدین بازار به روز معین حاضر کردندی و فروختندی و مردمان خریدندی…”.851
ویژگی بارز کانون مذهبی ماخ، پیوند آن با پایگاه تجاری بازار به عنوان مرکز آمدوشد گروه‌های گوناگون از بازرگانان و مردم شهرهای پیرامون بخارا بود. این ویژگی متناسب با سه دور? تاریخی از تأثیرگذاری مذهب‌های گوناگون ادامه یافت،852 چنان که نرشخی به نقل از ابوالحسن نیشابوری در خزائن العلوم بیان می‌کند، مسجد (معبد) ماخ، در صحرایی بر لب یکی از جوی‌هایی که از رود سغد جدا می‌شده قرار داشت و بازار در سای? درختان بنا نهاده شده و در آغاز بازار بت‌فروشی بوده است و چنین توصیف می‌کند: “آن پادشاه (ماخ)، بدین بازار آمدی و بر تخت نشستی، بدین موضع که امروز مسجد ماخ است، تا مردمان رغبت کردندی به خریدن بت”. بعدها “این موضع آتشخانه شدی” و مردم به آتشخانه می‌آمدند و آن آتشخانه “تا به وقت اسلام به جای بود. چون مسلمانان قوت گرفتند، آن مسجد را بر آن موضع بنا کردند و امروز از مسجدهای معتبر بخارا است”.853
تداوم پیوند میان نهاد مذهب و بازار در سه دور? کاملاً مشخص مذهبی، بودایی، زرتشتی و اسلامی بیان‌کنند? اهمیت بازار و معبد ماخ است و نقش آن در موقعیت مذهبی و اقتصادی این شهر. در خط شمال غربی بازار ماخ، کهندژ بخارا قرار داشت که بنای آن را با خاستگاه اسطوره‌ای به شاهزاد? کیانی، سیاوش، نسبت می‌دهند و در میان? این دو، شهر یا شارستان بخارا و با تأکید بر هست? مرکزی بازار ماخ توسعه پیدا کرد. از این رو جهت توسع? کالبدی شهر را بایستی از جنوب شرقی به سوی شمال غربی دانست. چنان که این ترسیم در دوره‌های گوناگون تاریخی تا عصر سامانی کاملاً مشخص است و منابع تاریخی به ویژه تاریخ بخارا، مسالک و ممالک (اصطخری) و احسن التقاسیم فی معرفه الاقالیم و نیز کتاب‌هایی چون معجم البلدان یاقوت حموی ساخت شهر را در همین جهت نشان می‌دهند. از آن گذشته تعداد قابل ملاحظه‌ای از آثار دوره‌های گوناگون بر جای مانده و این نظر را تأیید می‌کنند.
ساخت و توسع? کالبدی شهر اگرچه متکی بر کانون‌های تاریخی مذهبی و اقتصادی (بازار و معبد ماخ) و پایگاه سیاسی- نظامی و حکومتی (ارگ= کهندژ) استوار بود، اما پیش از هر چیز هست? اولی? شهر بر اساس جوی‌های آب که از رود سغد جدا می‌شدند شکل گرفت. مسیر اصلی این رودها از دو جهت است: 1. جوی‌هایی که از بخش شرقی شهر و از محل درواز? نوبهار (مزار) و کلاباد (کوال= قرشی) وارد می‌شدند. چنان که یکی از جوی‌ها به نام جویبار بکار از شرق شهر وارد می‌شد تا از میان? بازار ماخ بگذرد؛ 2. جوی‌هایی که از شمال شهر در جهت شمال شرقی- جنوب غربی و درست در خط عرضی شمال غربی شهر از پهن? ریامیثن می‌گذشتند تا در امتداد راه خراسان (به سوی بیکند) جاری شوند. این جوی‌ها از شمال غربی و غرب کهندژ عبور می‌کردند و رود ریگستان، رود رباح (ریاح= جوی مولیان) از آن جمله بودند. بنابراین دو کانون مهم برای تکوین شهر وجود داشت. 1. جنوب شرقی 2. شمال غربی؛ در جنوب شرقی بازار و معبد ماخ قرار داشت و در شمال غربی کهندژ.
بنا نهادن بازار بت‌فروشی ماخ، شکل‌گیری نخستین محل? شهر یعنی کوی ماخ را در پی داشت. به احتمال قوی این کوی در آغاز کوشک‌هایی مجلل را در بر می‌گرفت که بت‌فروشان بودایی پی نهادند و ربض به مثاب? مسکن روستاییان و اسکان‌یافتگان در شهر جدید، در پیرامون کوشک‌ها و به ویژه در پایین‌دست بازار و در ضلع جنوبی آن قرار گرفت. راهِ میانِ کهندژ تا بازار ماخ هست? اصلی شارستان را در سده‌های بعد تشکیل می‌داد که در میان? این راه زمین‌هایی که تقریباً مرتفع‌تر از پیرامون ماخ و کهندژ بودند به تدریج به زمینِ بنای کوی‌های شارستان تبدیل شدند و بر گرد آن قدیمی‌ترین حصارِ شهر بخارا یا به تعبیر آن زمان “ویهارا” با برج‌ها و باروهای ستبر برآورده شد. چنان که منابع دور? اسلامی بیان می‌کنند “در میان شارستان و قهندز هیچ آب روان نیست و آب را از رود بزرگ بردارند”.854 این بیان، چنان که هنوز هم از زمین قدیمی‌ترین کوی‌های بخارا پیداست، نشان‌دهند? موقعیت شارستان در پی گسترش آن است.

مطلب مرتبط :   مصاحبه، مقولات، زیست‌محیطی، کدهای، مصاحبه‌ها، قضایای

3. شکل‌شناسی شهر در سه سد? نخست اسلامی
شهر بخارا، چنان که در بررسی رویدادهای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی مربوط به آن بیان شد، به دلیل برخورداری از “بتخانه‌های” بودایی (ویهاره- بهار) و “آتشخانه‌های” زرتشتیان در واپسین سال‌های فرمانروایی ساسانیان، از نظر مذهبی مرکز شهرهای پیرامون خود بود، اما از نظر سیاسی و اقتصادی و حتی اجتماعی، شهرهایی چون طواویس در شرق بخارا در مسیر جاد? سمرقند و بیکند در غرب آن در مسیر جاد? آمل (چارجوی)، بسا که در محدود? زمانی آغاز اسلام اهمیت بیش‌تری داشتند، چنان که شهر بخارا نیز نه در محل دور? سامانیان (که همچنان در همان محل باقی مانده) دست کم در دو محل شمالی رامیثن (ریامیثن) و جنوبی بومجکث گستردگی یافته بود و در سال‌هایی که قلمرو فاتحان مسلمان به بخش‌های شرقی خراسان رسید، بخارا در پیرامون معبد یا بتخان? ماخ در میان? بومجکث اما در جهت شمال غربی گسترش می‌یافت. از این رو شاید بهتر آن باشد که گسترش شهر، شکل‌بندی کوی‌های آن و حتی مرکز سیاسی آن را در محدود? میان ریامیثن و ماخ و درست در حدود ضلع شمال غربی شهر بخارای عصر سامانی جستجو کرد و آن دو محل را به عنوان خاستگاه کهن (ریامیثن) و مرکز مذهبی (معبد ماخ) و تا اندازه‌ای اقتصادی (بازار ماخ) وا نهاد. بر این ادعا، عواملی چند را می‌توان بر شمرد:
1. مسیر جوی‌های آب (نهرها= اریق‌ها) که از رود سغد می‌آمدند از دو جانب شهر وارد می‌شدند: نخست بخش شرقی شهر به سوی بازار ماخ؛ دوم از جهت شمال غربی کهندژ. جوی‌های دست? دوم از جانب شمال کهندژ جدا شده و به سوی جنوب غربی جریان می‌یافتند تا از محدود? بخارا گذشته، در ریگزارهای سر راه بیکند فرو روند. از این رو، هرچه خلاف جهت جریان آب یعنی از پایین‌دست جوی‌های آب به سمت رود سغد پیشروی شود، جریان آب تمیزتر، بهره‌مندی از بالادست آب ساده‌تر و از نظر ساخت زمین و بهره‌مندی از اراضی کشاورزی، برخورداری از زمین‌های مرغوب‌تر و کم کشت‌تر حاصل می‌شود.
2. در روایت‌های تاریخی آمده که اعراب پس از اسلام در پیرامون دَرِ شهرستان(شارستان) که تقریباً با در کهندژ در سد? سوم و چهارم قمری برابری می‌کند ساکن شدند و این اتفاق در زمان قتیبه بن مسلم و در سال‌های 88 تا 90 قمری روی داد. همچنین منابع تاریخی بر این عقیده‌اند که در این بخش‌ها اقوام کهن مانند آل کشکثه855، بزرگان محلی بخارا، دهقانان و عمال سیاسی ساکن بوده‌اند که در پی جایگزینی اجباری اعراب، این اقوام در پیرامون محلات قدیم خود کوشک‌های جدیدی ساختند، بوستان و باغ برآوردند و به تدریج آن منطقه به کوی فغسادره و محل? عرب‌نشین مشهور شد. با توجه به آگاهی‌هایی که نرشخی، مقدسی و اصطخری ارائه می‌دهند کوی فغسادره ضلع شمال و شمال غربی شهر را شامل می‌شده که درست رو به روی کهندژ (ارگ) بخارا بوده است.
3. تمرکز بخش تجاری و بازار شهر در برابر کهندژ به معنی مرکز جدید اقتصادی و جدای از بازار ماخ در بخش شمال غربی شارستان خود دلیلی واضح بر این امر است. آگاهی‌های به‌دست‌آمده از منابعی مانند تاریخ بخارا نرشخی و مسالک و ممالک اصطخری حدود بازار جدید را میان کهندژ و شارستان نشانه‌یابی می‌کنند، جایی که در غرب آن و در جوار درواز? شرقی ارگ و بر بنیاد معبدی کهن، نخستین مسجد جامع دور? اسلامی در بخارا بنا نهاده شد.
4. موقعیت کهندژ در ضلع شمال غربی شهر، نشان‌دهند? تمرکز گروه‌های متمول و بزرگان شهر در پیرامون آن منطقه به ویژه در بخش‌های غربی شارستان است. ساخت این ارگ نیز به سیاوش نسبت داده می‌شود که گور او را نیز در کنار درواز? شرقی (غوریان= کاه‌فروشان) می‌دانند. جایی که در نزد مغان (زرتشتیان) عزیز بوده و در نوروز خروس قربانی می‌کردند. همچنین در ساخت آن به افراسیاب، و بیدون بخارخدات (همسر خاتون بخارا و پدر طُغشاده) و… و در نیز در منابع تاریخی به ویرانی‌ها و مرمت‌های چندبار? آن در سده‌های سوم تا یازدهم قمری اشاره شده است.856
5. قرار گرفتن مرغوب‌ترین زمین‌ها و بهترین جوی‌های آب از آن میان ریگستان و جوی مولیان (موالیان) و دشتک به موازات شمال غربی شارستان در غرب کهندژ از دیگر دلایل رشد شهر به سوی شمال غربی و در میان? ریامیثن و ماخ بوده است. این زمین‌ها پیش از روزگار سامانیان گرانبهاترین زمین‌ها و در گذشته ملک، بخارخدات‌ها بوده‌اند.857
6. در عصر سامانی درِ غرب کهندژ، که نقش مرکز حکومتی بارزتری یافت، از درواز? غربی کهندژ (در ریگستان= در علف‌فروشان) که در قرون پیش مسدود شد، تا باروی بیرونی ربض در برابر درواز? معبد و درواز? میدان در راه خراسان، کاخ‌ها و کوشک‌های امیران سامانی، بزرگان، دیوانیان، وزیران، متمولان و… بنا شد که حتی دیوان‌خانه‌های دهگانه نیز در آن جا قرار گرفتند و تنها دیوان خراج و شاید خزان? حکومتی در درون کهندژ و مسجد قدیمی قتیبه بن مسلم که در ضلع شمال شرقی کهندژ و کنار درواز? شرقی (غوریان) بود، باقی ماند.
بر اساس آنچه بیان شد، شهر بخارا در سده‌هایی که تکوین و گسترش دوبار? خود را آغاز کرده بود، یعنی از اواخر عصر ساسانی به مدت سه قرن به تدریج در محدود? شمال غربی مسجد و بازار ماخ و جنوب غربی کهن‌شهر ریامیثن گسترش یافت و زمانی که سامانیان روی کار آمدند در طراحی مادرشهر جدید یا قبه الاسلام شرق مشکل چندانی پیش روی خود نداشتند. بی گمان، این امر خود باعث می‌شد تا امیر اسماعیل سامانی و به تقلید از او جانشینانش، ادام? حکومت در بخارا را در شهر سمرقند که اعتبار و موقعیت بهتری داشت، ‌ترجیح دهند. بخارا در حالی به مرکز فرمانروایی بخش‌های شرقی ایران یا امیرنشین و دارالملک سامانیان تبدیل می‌شد که طی سه سد? نخستین اسلامی شهرهایی چون مرو و نیشابور موقعیت سیاسی- حکومتی بهتری یافته بودند و در شهرسازی و شکوفایی شهرنشینی بسیار از این شهر پیش افتاده بودند. مرو از همان زمان که واپسین پایگاه یزدگرد سوم و محل اجتماع دودمانِ ساسانیان قرار گرفت (ده? 650 م/ 30 ق)، توجه اعراب را به سوی خود جلب کرد و به زودی، به کانون سپاهیان عرب و غازیان ثغور (مرابطون) قرار گرفت. که مهم‌ترین کانون خیزشِ داعیان عباسی بود. از زمانی که به میزبانی هارون‌الرشید و مأمون تبدیل شد بیش‌تر جلب توجه کرد. نیشابور هم به عنوان دارالامار? طاهریان در نیم? نخست سد? دوم قمری تا قدرت گرفتن یعقوب لیث در سیستان مهم‌ترین شهر خراسان شمرده می‌شد؛ همین امر بود که مقدم? بالندگی بیش‌تر آن را در سده‌های چهارم تا هفتم (ویرانی آن توسط مغولان)، فراهم کرد. گذشته از مرو و نیشابور، سمرقند نیز، چنان که گفته شد، رقیب اصلی بخارا برای پایتختی خراسان بود.858 تردیدی نیست که بخارا یک ویژگی مهم دفاعی داشت و آن این که در برابر هجوم ترکان، باروهایی که هرکدام به گونه‌ای واحه‌های پیرامون بخارا را از دستبرد مهاجمان شرقی در امان نگه می‌داشتند، بر گرد آن کشیده شده بود.
حمل? ترکان که در آغاز امارت امیر اسماعیل برای او دردسر‌هایی ایجاد کرده بودند، می‌توانست عاملی باشد که وی مستحکم‌ترین شهر را از نظر استحکامات دفاعی برای پایتختی خود برگزیند که البته به نسبت سمرقند چهل فرسنگ به شهرهای مرکزی خراسان نزدیک‌تر بود. دیگر این که بخارا در منتهی‌الیه بخش‌های پر آب رود سغد قرار داشت و شهر و پیرامون آن با استفاده از نهرهایی که اریق خوانده می‌شدند همواره سیراب بود و از آن جا که درون ربض باغ‌ها و کشتزارهای بسیاری قرار گرفته بود و نزدیک‌ترین شهر سغد به جیحون به شمار می‌رفت، هم? اینها می‌توانست از عوامل مهم در رشد، بالندگی و در نتیجه پایتختی این شهر به شمار آید. بر این اساس شکل‌شناسی شهر از نظر ساخت‌وساز و یا کالبد شهر در طی دویست سالی که از فتح آن توسط مسلمانان می‌گذشت، تقریباً