از برخوردهای منفی رفتاری در برابر آیات خوض باطل در مورد آیات است و آن شامل مجالس کسانی می‏شود که به قصد از بین بردن آیات به آنها می‏پردازند و سخنانی بیهوده در مورد آنها به زبان می‏آورند و آیات الهی را به استهزا می‏گیرند. آنها در قیامت و در صحرای محشر به گونه‏ای می‏دوند که گوئی به سوی بتهایشان می‏دوند و این در حالی است که چشم‏های آنها از شدّت هول و وحشت به زیر افتاده است و خاضعانه نگاه می‏کنند و حجابی از ذلت و خواری تمام وجود آنها را در برگرفته است. <br />کسانی که در آیات الهی خوض باطل می‏کنند، به دلیل پرداختن به مطالب بیهوده، از پرداختن به حقایق هستی و توجّه به آیات باز می‏مانند و از آیات الهی رویگردانی می‏کنند؛

2.1.2.18. اختلاف در مورد آیات
یکی دیگر از برخوردهای منفی رفتاری در برابر آیات الهی اختلاف در مورد آنهاست و خداوند متعال، اختلاف‏کنندگان در مورد آیات الهی را، گرفتار درگیری طولانی می‏داند که پایانی برای آن در دنیا نخواهد داشت و اختلاف آنها تا روز قیامت برطرف نخواهد شد تا آن که خداوند در روز قیامت در مورد آنچه اختلاف می‏کردند میان آنها داوری خواهد کرد، زیرا خداوند آیات را به حق نازل کرده است و برای کسانی که در مورد آیات الهی ایجاد اختلاف و ناهماهنگی می‏کنند عذابی سهمگین آماده کرده است.
اختلاف کنندگان، پس از آنکه علم و آگاهی به آیات پیدا می‏کردند، در مورد آنها اختلاف کردند و اختلاف آنها از روی نادانی و بی اطّلاعی نبود بلکه از روی حسادت و رقابت میان خودشان بود.

2.1.2.19. ابطال و تخریب آیات
یکی دیگر از مواجهه‏های منفی در برابر آیات الهی ابطال و تخریب آنهاست. کافران و تمام کسانی که در برابر آیات الهی برخورد مناسبی از خود نشان ندادند، در اصل سعی در ابطال آیات دارند که در انتها همۀ آنها شکست خورده و ناامید دچار زیان و خسران جبران ناپذیری خواهند شد.
کافران از این که هشداردهنده‏ای از خودشان برای هدایت آنها آمده است درشگفت بودند و به پیامبر خدا نسبت ساحر دروغگو می‏دادند و با این کار سعی در تخریب و از بین بردن آیات الهی داشتند.

2.1.2.20. تحریف آیات
گروهی از انسان‏ها، سخنان خدا را می‏‏شنیدند سپس بعد از آگاهی از مطالب، آن را تحریف می‏‏کردند در حالی که به درستی آن ایمان داشتند و با ایجاد اختلال در دین، ضربۀ محکمی به ستون دین وارد کردند.
تحریف کنندگان، دین را به فرقه‏ها و قطعه‏های متعددی تقسیم کردند و هر گروه به آن چه که نزد خود داشت، دل خوش کردند و از مطالعه‏ی مطالبی که نزد فرقه‏های دیگر بود خود را بی نیاز می‏دیدند و خود را هدایت یافته و بر حق می‏دانستند.

2.1.2.21. عاری شدن (منسلخ شدن ) از آیات الهی
عاری شدن از آیات الهی یکی از برخوردهای منفی رفتاری در برابر آیات است. عاری شدن از آیات یعنی آنکه آدمی احساس بی‏نیازی نسبت به آیات الهی در خود احساس می‏کند و مهمترین اثری که دارد، آن است که باعث می‏شود، شیطان نسبت به انسان طمع کند. زیرا چنین شخصی زمینۀ نفوذ وسوسه‏های شیطان را در خود فراهم می‏سازد و شیطان، از هر راهی بر او ورود و نفوذ پیدا می‏کند و او را به انحراف می‏کشاند و در واقع، خود انسان است که میدان را برای حضور شیطان هموار می‏سازد و خود را برای ایجاد وسوسه‏ی شیطان مهیّا می‏نماید. زیرا کسی که در برابر آیات احساس نیاز کند و نسبت به آنها دقت داشته باشد، در سایۀ توجّه به آنها سپری در برابر نفوذ شیطان برای خود ایجاد می‏کند که در برابر وسوسه‏ها از او محافظت خواهد کرد.
دین به منزلۀ وسیله‏ای است برای برانگیختن عزم و اراده بشر و تکامل او و این به هنگامی صورت می‏بندد که انسان عهدی را که با خدای خود بسته است به پایان برد. پس اگر آیات خدا را تکذیب کند و آنها را راهنمای خود قرار ندهد یا چون در معرض فشار مخالفان واقع شد، از میدان بگریزد، در این حال سر و کارش با شیطان می‏افتد و شیطان قلبش را که از آیات الهی خالی شده است، سراسر در تسخیر خود درمی‏آورد. چنین انسانی همانند سگی است با تمام خصوصیات خسّت و دنائت آن با اندک چیزی که به سوی او می‏اندازند در برابر دنیا و مردم دنیا دارد، دم می‏جنباند. اگر هم زمانی از دین و آیات الهی دم زند، جز از روی ریا و مردم فریبی نیست.
قرآن کریم در این زمینه می‏فرماید:
(وَاتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ الَّذِیَ آتَیْنَاهُ آیَاتِنَا فَانسَلَخَ مِنْهَا فَأَتْبَعَهُ الشَّیْطَانُ فَکَانَ مِنَ الْغَاوِینَ)
انسلاخ، به معنای کندنِ پوست است و در جایی که چیزی به چیزی چسبیده باشد به کار می‏رود و در اینجا کنایه از آگاهی و احاطه‏ی کامل بلعم باعورا به معارف است.
جمله‏ی «فَأَتْبَعَهُ»، بیانگر آن است که آن شخص در مسیر حقّ به چنان مقامی رسیده بود که شیطان از او قطع امید کرده بود، امّا با بروز نشانه‏های انحراف، شیطان به سرعت او را تعقیب کرد و سرانجام در صف گمراهان و شقاو‏مندان قرار گرفت.
این آیه، به داستان دانشمندی از بنی اسرائیل، به نام «بَلعَم باعورا» اشاره می‏کند که نخست در صف مؤمنان و حاملان آیات و علوم الهی بود، امّا با وسوسه‏ی شیطان و طاغوت، منحرف شد.
امام رضا (علیه السلام) فرمود:
«بَلعَم فرزند باعور، اسم اعظم الهی را می‏دانست و دعایش مستجاب می‏شد، ولی به دربار فرعون جذب شد و با آنکه در ابتدای کار، مبلّغ حضرت موسی علیه السلام بود، ولی سرانجام بر علیه موسی و یاران او اقدام کرده و بد عاقبت شد.»
آری، زرق و برق دنیا و دربار، عامل سقوط علما و دانشمندان است. قرآن، نام این شخص را نمی‏برد، ولی کارش را بازگو می‏کند، تا به فرموده‏ی امام باقر (علیه السلام) بر هر کس که هوای نفس را بر حقّ غالب کند منطبق شود. و چنین کسانی در هر زمانی یافت می‏شوند و اختصاص به زمان و شخص خاصّی مانند بلعم باعورا ندارد.

مطلب مرتبط :   اراده، دینی، فلسفه، منشأ، نجات، فلسفی

2.1.2.22. سحر خواندن آیات
کافران پس از آمدن حق و آیات روشنگر بهانه‏جویی کردند و آیات الهی را انکار کردند و نه تنها، از قبول آن سرباز زدند،
بلکه آیات الهی را سحر آشکار خواندند، مانند فرعون و هامان و قارون که پیامبر خدا را ساحر دروغگو خواندند و پس از آمدن حق آن را سحر آشکار خواندند.

نتیجه فصل 1 ( بخش دوّم)
در این بخش گونه‏های مختلف برخوردها و مواجهه‏های منفی در ذیل برخوردهای منفی اعتقادی و رفتاری مورد بررسی قرار گرفت. آن چنان که ذکر گردید، برخوردهای اعتقادی به برخوردهایی گفته می‏شود که از ذهن و فکر آدمی نشأت می‏گیرد و برخوردهای رفتاری به برخوردهایی گفته می‏شود که در مرحلۀ پس از برخوردهای اعتقادی قرار گرفته است و از ذهن و فکر انسان به اعضاء و جوارح او منتقل شده است و در اعمال و رفتار انسان بروز داده می‏شود. برخوردهای منفی در ذیل بیست و پنج عنوان مورد پژوهش قرار گرفت. همچنین برخی از برخوردهای منفی و ناشایست به عنوان زمینۀ دیگر برخوردهای منفی محسوب می‏گردد و هر چه مواجهه خطر بیشتری داشته باشد زمینۀ برخوردهای منفی بیشتری قرار می‏گیرد مانند کفر و تکذیب که زمینۀ بسیاری از دیگر برخوردهای منفی محسوب می‏گردند.
مواجهه‏های منفی اعتقادی در برابر آیات الهی : 1. کفر ورزیدن نسبت به آیات 2. تکذیب آیات 3. انکار آیات الهی
مواجهه‏های منفی رفتاری در برابر آیات الهی: 1. تکبر 2. غفلت از آیات و یاد نکردن آیات 3. ظلم و ستم در حق آیات 4. اعراض و رویگردانی 5. ممانعت مردم از راه یافتن به حق 6. کتمان حق و آیات 7. عهد شکنی در برابر آیات الهی 8. جدال در حق آیات 9. کوری و کری در مقابل آیات 10. استهزا 11. افترا 12. مکر در برابر آیات 13. فراموش کردن آیات و یاد نکردن آیات 14.اوهام و افسانه دانستن آیات 15. کجروی و انحراف پس از روشنگری 16. لجاجت و پافشاری بر روی عقاید باطل 17. خوض باطل در مورد آیات 18. اختلاف در مورد آیات 19. ابطال و تخریب آیات 20. تحریف آیات 21. عاری شدن (منسلخ شدن) از آیات الهی 22. سحر خواندن آیات

2.2. فصل دوم
زمینه‏های برخوردهای منفی در برابر آیات الهی

زمینه‏های مواجهه‏های منفی در برابر آیات الهی
هر پدیده‌ای نیاز به یک علّتی دارد که ممکن است گاهی علّت بیرونی و گاهی منشأ درونی داشته باشد و هر رفتاری که از انسان سر می‏زند ریشه در زمینه‏های تربیتی او دارد.
به عبارت دیگر زمینه‏های ‏اخلاقی که در وجود آدمی ‏پرورش یافته‏اند تعیین‏کننده‏ی چگونگی مواجهه و برخورد انسان در برابر آیات الهی، خواهند بود که با بررسی آنها، آدمی ‏می‏تواند چگونگی برخورد خود را در برابر آیات، مدیریت کند. در ذیل به بررسی مهمترین زمینه‏های مواجهه‏های منفی در برابر آیات الهی پرداخته خواهد شد.

2.2.1. دنیامداری
در قرآن کریم دنیامداری یکی از مهمترین زمینه‏های ‏ایجاد مواجهه‏های نامناسب در برابر آیات الهی معرفی شده است. توجّه به دنیا و قرار دادن تمام اهداف در آن، باعث می‏شود انسان از توجّه به آیات الهی باز بماند و به درستی در برابر آنها رفتار نکند، زیرا کسانی که برخورد نامناسب در برابر آیات از خود بروز می‏دهند، همه چیز را در دنیا می‏بینند و گمان می‏کنند آخرتی وجود ندارد. آنها بسیار به دنیا و زندگی علاقه دارند و برای رسیدن به خواسته‏های دنیوی خویش از هر چیزی که بتوانند استفاده می‏کنند و همه چیز را در این راه قربانی می‏کنند؛
(ذَلِکَ بِأَنَّهُمُ اسْتَحَبُّواْ الْحَیَاهَ الْدُّنْیَا عَلَی الآخِرَهِ وَأَنَّ اللّهَ لاَ یَهْدِی الْقَوْمَ الْکَافِرِینَ)
امیرالمؤمنین می‌فرماید:
«إنَّ الدُّنیا خَدَّاعهٌ صَرَّاعَهٌ مَکَّارهٌ غَرارَّهٌ سَحَّارَه»ٌ
دنیا «صَرَّاعَهٌ» است، یعنی کلاه سرت می‌گذارد «مَکَّارَهٌ» است؛ یعنی تو را فریب می‌دهد، «غَرَّارَهٌ» است؛ یعنی تو را به غرور وامی‌دارد و «سَحَّارَهٌ» است؛ یعنی تو را سحر و جادو می‌کند.

مطلب مرتبط :   پرنده، ققنوس، ققنس، هیزم، سمبل، افسانه

2.2.1.1. دنیامداری زمینۀ بروز ممانعت از راه خدا
مانعان راه خدا به دلیل ترجیح دادن دنیا بر آخرت مردم را از راه خدا باز می‏دارند، آنها همه چیز را در زندگی دنیوی خلاصه می‏بینند به همین دلیل با هر چیزی که مانع هوس هایشان باشد به مبارزه می‏پردازند و سعی در از بین بردن آن دارند. آنها راه خدا را کج می‏شمارند تا کسی به آن راه نیابد. آنها نه تنها خود به هدایت نمی‏رسند بلکه مانع راه دیگران برای دستیابی به سعادت می‏شوند. آنها راه را گم کرده‏اند و در گمراهی دور و درازی به سر می برند.

2.2.1.2. دنیامداری زمینۀ بروز غفلت
امید نداشتن به دیدار قیامت و دل خوش کردن به زندگی دنیا و اطمینان پیدا کردن نسبت به آن زمینۀ برخوردی همچون غفلت از آیات را در آدمی‏ ایجاد می‏کند و باعث می‏شود که انسان به جایگاهی از آتش راه یابد.
به بیان دیگر توجّه به زندگی دنیا انسان را به غفلت و بی‏خبری دچار می‏کند و از یاد خدا غافل می‏سازد، قرآن کریم در این زمینه می‌فرماید:
(یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تُلْهِکُمْ أَمْوالُکُمْ وَ لا أَوْلادُکُمْ عَنْ ذِکْرِ اللَّهِ)
یعنی آنکه مبادا مال و فرزندانتان شما را از یاد خدا غافل کند. آنها زینت زندگی دنیا هستند و اشتغال به این زینت دل را پر می‌کند، و دیگر جایی برای ذکر خدا و یاد او باقی نمی‌ماند. هم چنان که فرمود: (المالُ وَ البَنُونَ زیِنَه الحیاهِ الدُّنیا)

2.2.1.3. دنیامداری زمینۀ بروز استهزاء
علاقه به امور دنیوی و رسیدن به خواسته ها باعث می‏شود که انسان از پذیرش آیات سرباز بزنند و برای اینکه ایمان نیاوردن خویش را توجیه کنند به وسیلۀ استهزا و شوخی کردن نسبت به آیات، سعی در ابطال و تخریب آنها می‏کنند و گمان می‏کنند، ایمان نیاوردنشان توجیه خوبی پیدا کرده است در حالی که در قیامت هیچ عذری از آنها پذیرفته نمی‏شود و از آتش دوزخ بیرون نخواهند رفت.
همچنان که مشرکان به جهت مغرور شدن به امکانات و رفاه دنیوی‏ به رفتاری همچون استهزای آیات دست می‏زنند و به همین دلیل گرفتار عذاب خواهند شد.

2.2.1.4. دنیامداری زمینۀ بروز انکار آیات
اهمّیّت به زندگی دنیوی زمینۀ ایجاد رفتار نامناسبی همچون انکار آیات الهی را در فرد پدید می‏آورد. انکارکنندگان دیدار آخرت را فراموش کردند به همین دلیل گمان کردند، همه چیز در زندگی دنیا خلاصه می‏شود و به زندگی خود در دنیا مغرور گشته و دین خود را به بازی و سرگرمی‏گرفتند و خدا هم به دلیل انکار آیات و فراموش کردن دیدار آخرت، آنها را در روز قیامت از یاد می‏برد و همان گونه که آنها نسبت به آیات بی توجّهی کردند، به آنها بی‏توجّهی می‏کند.

2.2.1.5. دنیامداری زمینۀ بروز تکذیب
دنیامدار÷ی و توجّه به دنیا زمینۀ رفتار ناشایستی همچون تکذیب آیات نیز به حساب می‏آید. قابل توجّه اینکه تکذیب کنندگان در قرآن کریم به سگ تشبیه شده‏اند که همیشه زبان خود را همانند حیوانات تشنه بیرون می‏آورند:
(فَمَثَلُهُ کَمَثَلِ الْکَلْبِ إِن تَحْمِلْ عَلَیْهِ یَلْهَثْ أَوْ تَتْرُکْهُ یَلْهَث . . .)
این تشبیه این نکته را بیان می کند که آنان دچار یک نوع بیماری حرص در رابطه با دنیا هستند و هواپرستی آنها به حدّی است که هر مقدار در این مسیر پیش می‏روند هرگز احساس سیری نمی‏کنند. و قطعاً این مَثَل مخصوص فرد خاصی که آیه در شأن آن نازل شده نیست بلکه آنهایی را که آیات الهی را تکذیب می‏کنند در بر می‏گیرد و لذا در بخش دیگر آیه می‏فرماید :