بررسی اثربخشی آموزش مولفه های هوش هیجانی بر استرس والدگری مادران با کودکان معلولیت جسمی –حرکتی شهرستان زنجان سال تحصیلی 93 92- قسمت 10

0 Comments

آگاهی و درک احساسات دیگران
هویت یابی از طریق عضو یت گروه های اجتماعی و همکاری با دیگران
ایجا روابط رضایتمندانه دو طرفه و ارتباط خوب با دیگران
مدیریت عواطف و تنظیم آن:
مدیریت عواطف به طور موثر و سازنده
کنترل عواطف به طور موثر و سازنده
مدیریت تغییر:
اعتبار بخشیدن به احساسات و تفکرات شخصی به طور هدفمند با واقعیت های خارجی.
سازگاری و تنظیم عواطف و تفکرات فرد با موقعیت های جدید.
حل موثر مسائل فردی و میان فردی
خود انگیزه مندی:
مثبت بودن و دیدن طرف روشن و امید بخش زندگی
احساس رضایتمندی از خود ،دیگران و زندگی به طور کلی.

در این مدل، هیجانی و عاطفی و باهوش بودن یعنی به طور موثر خود را درک و ابراز کردن، دیگران را به خوبی درک کردن و با آنها ارتباط برقرار کردن و به طور موفق از عهدهی مسئولیتهای روزانه، چالش ها و فشارها برآمدن است ، این هوش در درجهی نخست بنیانش در توانمندیهای درون فردی فرد است طوری که از خودش آگاه بوده، از نقاط قوت و ضعفش را می داند و احساسات و افکارش را بدون تخریب دیگران ابراز می کند. در سطح میان فردی، به طور هیجانی و عاطفی باهوش بودن یعنی دارای توانمندی آگاهی از عواطف و نیازهای دیگران، ایجاد و نگهداری همکاریها با دیگران، و روابط رضایت مندانهی دو طرفه داشتن با دیگران می باشد. نهایتا میتوان باهوش بودن هیجانی و عاطفی را اینگونه معنی کرد که فرد به طور موثرگونه ای تغییرات شخصی، اجتماعی و محیطی را با استفاده از روش های مقابله ای منعطف و واقعیت مدار، حل مسائل و تصمیم گیری، مدیریت کند. برای این منظور فرد نیازمند مدیریت عواطف است تا آنها به نفع فرد عمل کنند نه برخلافش و او نیاز دارد که به اندازه کافی خوشبین ،مثبت و خود شکوفا باشد(دیتر – دیکارد 2008).
یکی از تغییرات بزرگی که در زندگی افراد اتفاق می افتد پذیرش نقش والدگری است که این تغییر می تواند استرس ها و هیجانات خاصی بدنبال داشته باشد ،هوش هیجانی والدین می تواند نقش مهمی در مدیریت استرس ها و هیجانات بگذارد.
2-1-7 هوش هيجاني در روان‌شناسي:
اكنون اين پرسش مطرح مي‌شود كه آيا هوش هيجاني واقعاً پديده‌اي كاملاً جديد و رويكردي كاملاً نو در روان‌شناسي به شمار مي‌آيد يا صرفاً اصطلاحي جديد است كه سابقه تاريخي دارد. با بررسي تاريخچه و ديدگاه‌هاي مربوط به هوش هيجاني مي‌توان به نتيجه زير رسيد:
اولاً: عده‌اي از روان‌شناسان هوش هيجاني را به عنوان يك هوش مستقل قبول ندارند. اينها همان كساني هستند كه هوش را استعداد واحد مي‌دانند و به تقسيمات و انواع هوش اعتقاد چنداني ندارند. هوش از ديد اين افراد، يك استعداد واحد شناختي است كه ابعاد و جنبه‌هاي متعدد دارد كه به تناسب شرايط محيطي و خصوصيات فردي، جنبه يا جنبه‌هاي خاصي از آن بروز و ظهور مي‌كند. از جمله اين ابعاد مي‌توان به بعد عاطفي، بعد اخلاقي و بعد اجتماعي اشاره كرد. از ميان اين عده مي‌توان به ژان پياژه[61] و كلبرگ[62] اشاره كرد كه در تحقيقات خود، نامي از هوش هيجاني به ميان نياورده‌اند.
در مقابل، عده‌اي ديگر از روان‌شناسان با شدت و حدّت تمام آن را قبول داشته، تاكنون نام و عنوان آن را نيز به دست آورده‌اند. از جمله آنها مي‌توان به ماير، سالوي، بار-آن، گلمن و ديگران اشاره كرد.
ديدگاه محقق اين است كه هوش هيجاني موضوعي كاملاً تازه، كشف جديد و ابتكار بديعي نيست، زيرا ساليان پيش از اين نيز عده‌اي از روان‌شناسان با واژه‌هاي ديگر به اين هوش اشاره كرده‌اند. براي مثال، مي‌توان موارد زير را نام برد:

  1. ثرندايك، هوش اجتماعي، 1921م،
  2. وكسلر، توانايي عاطفي، 1952م،
  3. استرنبرگ، هوش اجتماعي و هوش كاربردي، 1977م به بعد،
  4. گاردنر، هوش درون‌فردي و هوش برون‌فردي، 1983م به بعد.
این مطلب را هم بخوانید :
بررسی اثربخشی آموزش مولفه های هوش هیجانی بر استرس والدگری مادران با کودکان معلولیت جسمی –حرکتی شهرستان زنجان سال تحصیلی 93 92- قسمت 35

بنابراين، در ميدان علم روان‌شناسي، هوش هيجاني چيز بكري نيست و صرفاً نوعي ابتكار دراصطلاح‌سازي و نوعي مهارت در واژه‌پروري است. اصطلاح «هوش هيجاني» از دو واژه تركيب شده است: هوش و هيجان. اين دو واژه، صفت و موصوف نيستند تا معنايش «هوشي كه هيجان است» باشد، بلكه آنها مضاف و مضاف اليه هستند؛ يعني هوشي كه مربوط به هيجان است. در اين صورت، هوش هيجاني، هوش مستقلي نيست، بلكه بخشي و جنبه‌اي از همان استعداد واحد است كه در هيجان‌ها كاناليزه شده و در اين بعد به بروز و ظهور مي‌رسد(میردریکوندی،1380).
2-1-8 هوش هيجاني در اسلام:
پيشتر اشاره شد كه هوش هيجاني در روان‌شناسي پديده جديدي نيست و صرفاً نوعي نوآوري در اصطلاح‌سازي است. حتي اگر بپذيريم كه موضوعي كاملاً تازه و نوآوري در پديده است، از ديدگاه اسلام چيز جديدي محسوب نمي‌شود، زيرا اسلام در 1400 سال پيش، هم به هوش هيجاني، هم به مؤلفه‌هاي آن و هم به كاربردها و فوايد آن به صورت مستوفي اشاره كرده است. عقل و هوش هيجاني با هم مرتبط بوده و هوش هيجاني بخش جداناپذيري از عقل است، زيرا تمام ويژگي‌ها و مؤلفه‌هاي هوش هيجاني در احكام، آثار، كاربردها، ويژگي‌ها و توصيه‌هاي عقل، به ويژه در احكام فردي و اجتماعي عقل (ارتباط فرد با خود با 151 شاخص و ارتباط فرد با ديگران با 95 شاخص) به چشم مي‌خورد(میردریکوندی،1380). در اين ويژگي‌ها به خودآگاهي، خودمديريتي، خودكنترلي، قدرت بروز احساسات و عواطف، قدرت شناخت حالات و هيجانات خود و ديگران، و قدرت ب
رقراري ارتباط سالم و سازنده با خود و ديگران اشاره شده است. براي نمونه به چند مورد اشاره مي‌شود:

  1. يكي از شاخص‌ها و آثار عقل اين است كه آدم عاقل همواره حد و مرز و اندازه خود را مي‌شناسد و بيخودي از آن تجاوز نمي‌كند. حضرت علي(ع) مي‌فرمايد: «لاعقل لمن يتجاوز حدّه و قدره؛ آنكه از مرز و اندازه خويش بگذرد، ‌خردمند نيست». و باز مي‌فرمايند: «ماعقل من عدا طوره؛ آنكه از اندازه خود بگذرد، خردمند نيست»(محمدی ری شهری 1378).آن حضرت در روايتي ديگر مي‌فرمايند: «اعقل الناس من كان بعيبه بصيراً و عن عيب غيره ضريراً؛ عاقل‌ترين مردم كسي است كه به عيب خود بينا و بصير باشد و به عيب ديگران كور و نابينا».
این مطلب را هم بخوانید :
بررسی اثربخشی آموزش مولفه های هوش هیجانی بر استرس والدگری مادران با کودکان معلولیت جسمی –حرکتی شهرستان زنجان سال تحصیلی 93 92- قسمت 18

براساس اين چند روايت، انسان عاقل از خود و حالات خود شناخت و آگاهي دارد و همواره با مديريت خود بر خود، از حد خود تجاوز نمي‌كند. همان‌طور كه گفته شد، شناخت خود و مديريت خود از مؤلفه‌هاي اساسي هوش هيجاني هستند.

  1. تسلط بر نفس در همه حال: علي(ع) در اين باره مي‌فرمايد: «العاقل من يملك نفسه اذا غضب و اذا رغب و اذا رهب؛ فرد خردمند كسي است كه نفس خويش را در خشم، رغبت و ترس در اختيار خود بگيرد»(محمدی ری شهری 1378).