بررسی اثربخشی آموزش مولفه های هوش هیجانی بر استرس والدگری مادران با کودکان معلولیت جسمی –حرکتی شهرستان زنجان سال تحصیلی 93 92- قسمت 61

0 Comments

مشكل مي توانم از حق خودم دفاع كنم.

کاملا موافقم

موافقم

تاحدودی

مخالفم

کاملا مخالفم

محتوای جلسات کارگاه ها:
جلسه ی اول :
موضوع:معارفه و توجیه آزمودنی
روش کار :در این جلسه ابتدا به معرفی مدرس(پژوهشگر)،رشته ی تحصیلی ،درجه تحصیلات و علایق پژوهشی او پرداخته شد ،پس از معرفی مدرس ،شرکت کنندکان هر یک خود را معرفی کرده و از هر یک خواسته شد که هدف و انتظار خود را از این دوره آموزشی بیان کنند .
پس از انجام معارفه اعضای گروه ،در مورد هدف برگزاری این دوره ،روش اجرا ،قوانین ،تعداد جلسات مورد نظر ومدت زمان هر جلسه با آنها صحبت های لازم به عمل آمد و به سوالات آنها پاسخ داده شد .در انتهای جلسه تنفس شکمی و تصویر سازی ذهنی به اجرا درآمد.
جلسه ی دوم :
موضوع: آشنایی با هوش هیجانی و تفاوت آن با بهره هوشی
فعالیت ها : ابتدا تنفس شکمی با هدایت رهبر گروه صورت گرفت .سپس به معرفی هوش هیجانی و تفاوت آن با بهره هوشی در قالب داستان حادثه فینیس گیج پرداخته شد :
روش کار :
رهبر گروه :قصه ی هوش هیجانی از یکی از روز های تابستان 1848 در یک شرکت راه آهن سازی در یکی از ایالت های آمریکا شروع شد. شاید ذهن قرن بیست و یکمی شما فکر کند که چند روانشناس در یک گروه تحقیقاتی مثلا روی کارگرهای آن کارخانه کار کرده اند و فهمیده اند که هوشی به نام هوش هیجانی هم وجود دارد.اما وسط قرن نوزدهم حتی هنوز علمی به نام علم روانشناسی وجود نداشت.اما اتفاقی که در آن شرکت راه آهن سازی افتاد آن قدر مهم بود که بعد ها نظریه پرداز های هوش هیجانی به آن استناد کردند.
فینیس گیج ،سرکارگر کار درست شرکت راه آهن سازی برلینگتون ،ساعت 4.30 بعد از ظهر 13 سپتامبر دچار یک حاثه وحشتناک شد .میله ای که فینیس با آن کار می کرد بر اثر انفجار پرتاب شد ،از زیر چشم چپش رد شد ،صورتش را سرخ کرد ،از بالای سرش بیرون آمد و چند متر آن طرف روی علف ها افتاد .با اینکه فینس نه بیهوش می شود،نه قدرت حرف زدن و فکر کردنش تغییر می کند و نه حتی یادش می رود که ساعت خروجش را بزند(!)اما از آن بعد از ظهر لعنتی به بعد همه کسانی که او را می شناسند حس می کنند که فینیس عوض شده است :آقای گیج به شدت تندخو و زود رنج شده بود ،فحش های چارواداری می داد و بر اساس حس و حالش دستور می داد .او دیگر نمی توانست هیجان هایش را کنترل کند .انگار میله ای که از سرش گذشته بود بخشی از مغز را که مسئول راست و ریست کردن احساسات است را با خودش برده بود .نوعی توانایی که روانشناس ها نزدیک به 150سال بعد نام آن را “هوش هیجانی “گداشتند.
همان طور که گفته شد وقتی فینیس گیج دچار آن حادثه عجیب و غریب شد هنوز نه روانشناسی به وجود آمده بود و نه عصب شناسی آن قدر پیشرفت کرده بود که نام “هوش هیجانی ” را روی توانایی از دست رفته سرکارگر بگذارند .حتی چند دهه بعد وقتی که تازه مفهوم “هوش “داشت مطرح می شد روانشناس ها بیشتر دنبال توانایی های عقلانی آدم ها بودند و نه توانایی هیجانی شان.
تا همین 20سال پیش اگر کسی نام هوش را می آورد همه ناخود آگاه یاد نام “آی کیو” می افتادند .آی کیو عددی است که به شما می گوید توانایی های شناختی و عقلانی شما (مثل حافظه ،اطلاعات عمومی درک مطلب ،توانایی های ریاضی و………)چه قدر است .آی کیو یعنی بهره هوشی .اگر شما به یک روانشناس مراجعه کنید و بخواهید هوش شما را بسنجد در بهترین حالتیک تست هوش وکسلر روی شما اجرا می کند که تنها توانایی های عقلانی را می سنجد .اما آیا هوش فقط محدود به همین توانایی های عقلی می شود ؟پیاژه روانشناس مشهور قرن بیست هوش را توانایی انطباق با محیط های جدید تعریف می کند .اما آیا آی کیو می توانست پیش بینی کند که ما چقدر می توانیم با محیط اطرافمان منطبق شویم ؟تحقیق ها می گویند آی کیو در بهترین حالت فقط می تواند موفقیت تحصیلی ما را پیش بینی کند .اما دور و بر ما چه قدر معدل الفی وجود دارد که آدم های موفقی در محیط کار یا در زندگی خانوادگی نیستند .اولین بار یک روانشناس مشهور به نام ثراندایک از یک هوش متفاوت به نام هوش اجتماعی یاد کرد که می خواست این نقص را جبران کند .او می گفت هوش اجتماعی یعنی کنار آمدن با مردم .بعد از او گاردنر از هوش های چند گانه یاد می کند .به نظر گاردنر هوش فقط محدود به تونایی های عقلانی نیست .هوش زبان شناختی ،هوش موسیقایی،هوش بدنی ،هوش بصری ،هوش ریاضی ،هوش درون فردی ،هوش بین فردی و هوش طبیعت شناختی هشت نوع هوشی بود که گاردنر از آن ها نام برد.
بعد از گاردنر دقیقا در سال 1990 دو دانشمند به نام های مایر و سالووی هوش های درون فردی و میان فردی را باهم ترکیب کردند و نام هوش هیجانی را برای اولین بار به دنیای روانشناسی اضافه کردند . آنها می گفتند هوش هیجانی یعنی “توجه به احساسات خود و دیگران ،فرق گذاشتن بین آنها و استفاده از این اطلاعات برای بهتر فکر کردن و بهتر عمل کردن “.
رهبر گروه ابتدا با این پرسش( چه فرقی با هم دارند ؟IQوEQ)به شنیدن و جمع آوری دیدگاه های اعضای گروه می پردازد سپس جمع بندی زیر را انجام می دهد :
فرق هایی که هوش هیجانی و هوش شناختی با هم دارند باعث شده که هوش هیجانی این قدر در دنیا سر و صدا کند و به عنوان یکی از مهارت های زندگی در همه دنیا تدریس شود .دو فرق اساسی این دو هوش این ها هستند :
 

این مطلب را هم بخوانید :
بررسی اثربخشی آموزش مولفه های هوش هیجانی بر استرس والدگری مادران با کودکان معلولیت جسمی –حرکتی شهرستان زنجان سال تحصیلی 93 92- قسمت 11