این برنامه نگاهش یک نگاه هنرمندانه است یعنی غیر‌مستقیم نگاه به عمق احساسات مخاطب و توجه به لایه‌های پنهان زندگی دارد.
اندیشه عام است یعنی شما به عنوان یک ایرانی مسلمان می‌گویید ما برنامه می‌سازیم با اندیشه دینی. پس این مثلث همیشگی است : اندیشه، هنر و رسانه. حالا اگر بخواهیم برای مخاطب کودک و نوجوان کار بکنیم با توجه به نیاز کودک و نوجوان می‌رویم به سمت اندیشه. که زیر مجموعه اندیشه در این مثلث می‌شود تعلیم و تربیت. حالا زیر مجموعه تعلیم و تربیت برای تولید برنامه برای کودک و نوجوان می‌شود مخاطب یا گروه سنی. حالا گروه مخاطب می‌شود خردسال، کودک و نوجوان.

4-1-4-18 احسان نیلی :
برنامه باید یک باری داشته باشد یا بار مثبت یا بار منفی و دیگر این برمی‌گردد به نیت آن برنامه‌ساز و هدفی که برای ساخت آن برنامه تعیین شده است. اما اگر در مجموع بخواهیم آن را به عنوان یک تعریف کلی در نظر بگیریم بله برنامه بالاخره باید به خصوص برای مخاطب کودک و یا نوجوان یک بار مثبتی داشته باشد چرا که بعید می‌دانم کسی بدون هدف بخواهد برنامه‌ریزی کند و بعد هم بخواهد برنامه‌سازی بکند. و همه هم آن هدف خود را مثبت می‌بینند خوب چه بهتر که مفاهیم اخلاقی و مفاهیمی که منطبق با اخلاق یا دین هست برای کودک هدفگذاری و ترسیم بشود.
برنامه موفق برنامه‌ای است که بتواند آن پیامی را که برایش تعریف شده است به مخاطبش منتقل بکند حالا اگر این پیام به درستی منتقل شد و اثر خودش را گذاشت خوب طبیعتا توانسته است آن اثر‌گذاری مطلوب را برای خودش لحاظ بکند اما اگر پیام را به درستی منتقل بکند ولی اثر نگذارد نمی‌توان گفت این برنامه برنامه‌ای ناموفق بوده است. برنامه موفقیت خودش را در انتقال پیام داشته است منتهی اثرگذاری به عوامل دیگری نیز برمی‌گردد که حالا یک بخشی از آن خود آن برنامه است شرایط محیطی هم می‌تواند در اثرگذاری تأثیرگذار باشد.
راه‌های مختلفی برای بررسی انتقال آن پیام به مخاطب وجود دارد که آیا آن پیام به درستی منتقل شده است یا نه؟ اما میزان رضایتمندی مخاطب از اینکه وقتی این برنامه را می‌بیند احساس خوبی داشته باشد و احساس بکند که یک مطلبی دارد باید ذائقه و سن مخاطب مورد نظر قرار بگیرد. در حالت کلی آن احساس رضایتمندی که یک بیننده از یک برنامه دارد این یکی از راه‌هایی هست که می‌توانیم بررسی بکنیم و لحاظ بکنیم برای اینکه این پیام به درستی منتقل شده است یا نه. منتهی باز این رضایتمندی دلیل تام و کاملش نیست بلکه این دلیلی است برای اینکه این برنامه توانسته است با مخاطب ارتباط برقرار کند. اما حالا اینکه توانسته است پیام را چقدر منتقل کند این به نظرسنجی‌ها و اثرگذاری‌هایی که حالا آدم می‌تواند از فیدبک‌هایی که از مخاطب خودش می‌گیرد در نظرسنجی‌ها و اینها به آن پی ببرد.

4-1-4-19 نگین حسینی :
اصولا معیار سنجش موفقیت محتوای رسانه ها در هر نظام رسانه‌ای، میزان استقبال دریافت‌کنندگان یا استفاده‌کنندگان از آن محتواست. در مورد برنامه‌های تلویزیونی نیز به همین ترتیب، میزان کمّی مخاطب، ملاک موفقیت برنامه است. به عبارت دیگر، وقتی برنامه‌ای آنقدر قدرتمند باشد که بینندگان نتوانند کانال عوض کنند، می‌شود گفت برنامه موفق بوده است.
قرار نیست همه محتوایی که برای کودکان و نوجوانان تولید می‌شود، الزاماً پیام اخلاقی داشته باشند. گاهی صرف سرگرمی و نشاط بخشی به این گروه از مخاطبان، هدف برنامه‌سازی است. اما مسلماً برنامه‌ها می‌توانند حامل پیام اخلاقی هم باشند. پیام‌های اخلاقی بر اساس سن و سال کودکان، متفاوت هستند. بنابراین طبقه‌بندی پیام‌های اخلاقی بر اساس سن گروه هدف، اولین لازمه کار است. نکته بعد، چگونگی گنجاندن پیام اخلاقی در محتوای در دست تولید است. این نکته از آنجا ضرورت دارد که مفهوم اخلاقی نباید برنامه را “شعاری” و “تربیتی” کند، بلکه باید در بطن محتوا پنهان باشد. پیام نباید خودش را داد بزند و عرضه کند؛ زیرا در این صورت شبیه بایدها و نبایدهای والدین و معلمان می‌شود و مخاطب کودک را جلب نمی‌کند. کودک باید پیام اخلاقی را در عمل ببیند و نه در حرف و شعار. بقیه کار، بستگی به خلاقیت نویسنده برنامه دارد که چگونه مفهوم اخلاقی را در بدنه داستان پنهان و عملی کند. به نظرم سبک داستانی می‌تواند بهترین سبک برای آموزه‌های اخلاقی باشد.
به نظرم هر کدام از این قالب‌ها ظرفیت آن را دارند که کودکان را جذب کنند، به شرط آنکه به بهترین شکل ساخته و پرداخته شوند. مهم این نیست که چه قالبی حتما به کار گرفته شود، بلکه مهم این است که هر قالب را چگونه می‌توان به بهترین و موثرترین شکل به کار گرفت. البته کودکان کمدی را دوست دارند، ضمن اینکه بر اساس تحقیقاتی که در کتاب “جُنگ تلویزیونی برای کودکان” هم اشاره کرده‌ام، برنامه‌های موزیکال با حرکت سریع تصویر و آهنگ هم مورد توجه آنها قرار می‌گیرد اما باید دید آیا این قالب‌ها، قدرت آن را دارند که محتوای اخلاقی را سوار خود کنند؟ در کتاب “جنگ تلویزیونی برای کودکان” در بخش نتایج تحقیق، گوشه‌هایی از ترجیحات کودکان و نوجوانان را اشاره کرده‌ام که مثلا اکثرا کارتون را بیشتر از فیلم سینمایی می‌پسندند و خواهان همراهی موسیقی با تصویر هستند.

مطلب مرتبط :  

4-1-5 بررسی سؤالات و کدگذاری
در این قسمت سعی شده است که به هر شرکت کننده در مصاحبه یک کد اختصاص داده شود و آن مصاحبه‌شونده با آن کد جواب‌هایش در جدول شماره چهار ارائه گردد :
مرتضی گوهری‌پور: مصاحبه‌شونده کد شماره یک
محمد مسلمی: مصاحبه‌شونده کد شماره دو
مهدی نیک‌روش : مصاحبه‌شونده کد شماره سه
پروین شمشکی : مصاحبه‌شونده کد شماره چهار
الهه بهبودی : مصاحبه‌شونده کد شماره پنج
علی زارعان : مصاحبه‌شونده کد شماره شش
محمود سلامیان : مصاحبه‌شونده کد شماره هفت
علیرضا رحیمی : مصاحبه‌شونده کد شماره هشت
رضا حبیبی : مصاحبه‌شونده کد شماره نه
گیتی شفایی‌فر : مصاحبه‌شونده کد شماره ده
رودابه حمزه‌ای : مصاحبه‌شونده کد شماره یازده
مجید قناد : مصاحبه‌شونده کد شماره دوازده
مهناز آذین : مصاحبه‌شونده کد شماره سیزده
اسدالله اعلایی : مصاحبه‌شونده کد شماره چهارده
رحمان حاصلی: مصاحبه‌شونده کد شماره پانزده
پرویز امیری : مصاحبه‌شونده کد شماره شانزده
محمد میرکیانی : مصاحبه‌شونده کد شماره هفده
احسان نیلی : مصاحبه‌شونده کد شماره هجده
نگین حسینی : مصاحبه‌شونده کد شماره نونزده

4-1-5-1 کدگذاری مرحله اول

جدول 4-1 : کدگذاری مرحله اول
سؤالات کدهای استخراج شده
سؤال یکم : برنامه موفق چه برنامه‌ای می‌باشد؟
شماره یک: به نظر من برنامه موفق برنامه‌ای است که براساس اصول برنامه‌سازی تولید شده است. مثلا اگر قرار است برنامه کودک ساخته شود برنامه‌سازی اصولش بر شما حکم می‌کند که شما یک تیم قوی که کودک را بشناسد داشته باشید و برنامه‌ای که بر این اساس تولید شود یک برنامه موفق است و این قدم اول است. و ما بدون اینکه به این طرف یعنی برنامه‌سازان بپردازیم می‌رویم به سراغ مخاطب و از آن طرف می‌خواهیم برنامه موفق را بشناسیم و چون محوری‌ترین عنصر در تلویزیون وجه سرگرم کنندگی آن هست همین که میزان مخاطب یک برنامه بالا می‌رود و ما نمی‌دانیم به چه دلیلی بالا می‌رود این نشان دهنده موفق بودن برنامه قلمداد می‌شود که البته این بیراه نیست منتهی به شرطی که اول از این طرف شرایط لازم را مطمئنا برآورده کرده باشیم و اینکه مخاطب جذب شده است یکی از آیتم‌های موفقیت این برنامه است شما ممکن است مخاطب را جذب بکنید ولی چیز خوبی به او نشان ندهید.
شماره دو: برنامه موفق، برنامه‌ای است که طراحی شده باشد و اهداف مشخصی را دنبال کند و بتواند اهداف را در قالبی جذاب و مرتبط طراحی بکنیم که مخاطب بتواند از آن استفاده بکند و هدف بتواند تأثیر خود را بگذارد حالا شاید آن هدف فقط صرف سرگرمی و شادی بخشیدن باشد و یا ممکن است هدف آموزشی باشد و یا هر مسئله دیگری.
شماره سه : برنامه‌ای موفق هست که بتوانند مخاطبش را جذب کند و مخاطبش را حفظ کند و در عین حال پیامش را نیز برساند. برنامه‌هایی هستند که می‌توانند مخاطب را جذب کنند ولی نمی‌توانند آنها را نگه دارند و برنامه‌هایی هم هستند که حتی نمی‌توانند مخاطب را هم جذب کنند. و با اینکه پیامشان، پیام خوبی هست ولی آن پتانسیل اولیه را ندارند که بتوانند مخاطب را جذب کنند. به خاطر همین نمی‌توانند پیام را خوب برسانند. و برنامه‌هایی هم هستند که مخاطبین خوبی دارند و پیام خوبی هم دارند ولی نمی‌توانند مخاطب را نگه دارند.
شماره چهار : برنامه موفق برنامه‌ای است که هدف داشته باشد و با تحقیق و پیگیری از مخاطبینش ببیند که آیا به هدفش رسیده است و آنها پیامش را دریافت کرده‌اند. اگر پیام را دریافت کرده باشند و مطابق با اهداف پیش‌بینی شده باشد پس آن تهیه‌کننده به هدفش رسیده است.
شماره پنج : برای اینکه ببینیم یک برنامه موفق است باید به دو چیز توجه کرد یکی خروجی کار که مربوط به برنامه‌ساز است و دیگری بازخورد کار که مربوط به مخاطب است
شماره شش : مثل هر کار موفق دیگری برنامه موفق برنامه‌ای است که به هدف‌های طراحی شده‌اش برسد. و اگر در یک کاری ما تصمیم گرفته باشیم که به یک سرفصل کوچک برسیم و به آن رسیده باشیم پس آن برنامه موفق است. و برای اینکه یک برنامه موفق باشد باید طراحی هدفش واقعی باشد نه خیالی.
شماره هفت : برنامه موفق، برنامه‌ای است که بتواند ارتباط درست، گسترده و مداوم با مخاطب برقرار کند. برنامه موفق برنامه‌ای نیست که فقط از سمت مدیران مورد تشویق قرار بگیرد. منظور من تعداد مخاطب هم نیست و این یکی از ملاک‌هاست و ملاک اصلی تأثیری است که برنامه بر مخاطب بگذارد. و این تأثیری از طریق بررسی ایمیل و تماس‌ها و پیامک‌هایی است که برای برنامه می‌آید. و بازخورد برداشت مخاطب از برنامه و نوع ارتباطی که برنامه با مخاطب ایجاد کرده است.
شماره هشت : برنامه موفق برنامه‌ای است که ضمن اینکه مخاطبین خود را به خوبی جذب می‌کند و آنها نیز میخکوب می‌شوند و با علاقه به تماشای برنامه می‌نشینند بتواند در آنها نیز اثرات خوبی به جای بگذارد که بتوانیم به آن اثرات بگوییم اثرات تربیتی و یا به تعبیر دیگری در آنها یادگیری نافع ایجاد بکند.
شماره نه : اگر فیلمی را دیدی که در ده دقیقه اول شما را جذب کرد آن فیلم فیلم خوبی است. ولی اگر می‌بینید جذب نمی‌شوید وقت خود را هدر ندهید. برنامه موفق برنامه‌ای است که در آن عوامل برنامه‌ساز هر کدام تخصص خود را داشته باشند از عوامل پیش تولید گرفته تا تولید و پس از تولید. فکر می‌کنم اولین چیزی که یک برنامه خوب باید داشته باشد. یک طراحی بسیار هوشمندانه است که توسط تهیه‌کننده عملی می‌شود. این طرح باید تؤام با تحقیق باشد
شماره ده : یک برنامه را باید از همه جهت بررسی کرد. مثل اینکه این برنامه در چه مدت زمانی، با چه مبلغی و با چه امکاناتی تولید شده است. برنامه موفق را می‌توان خیلی راحت ساخت. برنامه‌ای موفق است که برای مخاطب هدف خود تأثیرگذار باشد حتی اگر یک برنامه خیلی خیلی ساده باشد حتی شاید فقط یک کلیپ باشد. با سنجش افکارهایی که در زمان قدیم‌تر می‌گرفتند این تأثیرگذاری را بررسی می‌کردند.
شماره یازده : برنامه موفق برنامه‌ای است که هم بتواند کودک را راضی کند و هم بتواند به طور غیرمستقیم پیام را برساند و هم آموزشی باشد و باعث سرگرمی‌باشد.
شماره دوازده : برنامه موفق برنامه‌ای است که بتواند مخاطبش را از همه ابعاد خوب بشناسد و به خواسته‌های آن مخاطب خوب جواب بدهد و خودش (تهیه‌کننده) هم از کاری که انجام می‌دهد راضی باشد.
شماره سیزده : من به عنوان یک برنامه‌ساز وقتی یک برنامه را طراحی‌ می‌کنم، اهدافی را برای آن در نظر می‌گیرم اهداف اصلی و اهداف فرعی. و فکر می‌کنم برنامه‌ای که بتواند به این اهداف و اهداف فرعی خود دست پیدا کند برنامه‌ای موفق خواهد بود. هدفی که انتخاب می‌کنیم اگر نگوییم باعث تغییر رفتار در مخاطب می‌شود و همین که فقط تأثیر بر روی مخاطب بگذارد و مخاطب اهدافی را که پیش بینی شده است دریافت بکند فکر می‌کنم که برنامه، برنامه موفقی بوده است که در حقیقت به نقطه پایانی که برایش در نظر گرفته شده است رسیده است. و این برنامه موفق هم به اهدافش رسیده است و هم مخاطبش را جذب کرده است
شماره چهارده : در مجموع برنامه موفق برنامه‌ای است که بتواند با توجه به اهدافی که پیش بینی کرده است با مخاطب ارتباط برقرار کند و به اهداف خودش برسد و اگر مضمون خاصی یا رفتار خاصی مورد نظرش هست بتواند تا حدی آن مضمون را به مخاطب منتقل یا رفتار مخاطب را تا حدی با خود همراه کند. استانداردهای فنی و هنری نیز باید مراعات بشود. مفاهیم و موضوعاتی که انتخاب می‌کنیم باید متناسب با مخاطب باشد. و مخاطب شناسی باید مورد توجه قرار بگیرد.
شماره پانزده : برنامه‌ای موفق خواهد بود که یک طراحی صحیح و برنامه‌ریزی دقیق و پیش تولید درست داشته باشد. مثلا برنامه “ماه‌عسل” که یک برنامه فاخر تلویزیونی است و مورد تقدیر قرار می‌گیرد به دلیل این است که تهیه‌کننده آن یکسال برای این برنامه تدارک می‌بیند. آقای علیخانی از دوستان بنده است و من می‌دانم که تیم ایشان تمام سال در حال جمع‌آوری سوژه و فکر کردن برای

مطلب مرتبط :   انتخابات، جمهوری، امارات، انگلستان، انگلیس، ریاست