و روییدن گیاهان و میوه‌هاست.
4- ” یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُواْ إَن تَتَّقُواْ اللّهَ یجْعَل لَّکُمْ فُرْقَاناً وَیکَفِّرْ عَنکُمْ سَیئَاتِکُمْ وَیغْفِرْ لَکُمْ وَاللّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِیمِ”95
نیز آی? ” إِنَّهُ مَن یتَّقِ وَیصْبِرْ فَإِنَّ اللّهَ لاَ یضِیعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِینَ”96 که درصدد بیان رابط? تقوا و صبر با مأجور بودن و به مقصد رسیدن است. این دو آیه به صورت اصل کلّی، رابط? عمل نیک هر فرد با نتایج خوب آن را در همین دنیا بیان می‌کند.
در نظام ارزشی اسلام همه اعمال نیک پایدار است ولی برخی از کارها به عنوان اعمال جاودانه و ماندنی مطرح شده‌اند. نگارش قرآن کریم یا تدوین کتابهای علمی مستفاد از علوم قرآنی در روایات امامان معصوم علیهم‌السلام کاری است جاویدان که پس از مرگ نیز آثار خیر آن برای انسان ثابت است.
از جمله آثار خیر ماندنی، احیای محیط زیست، مانند درختکاری، حفر قنات یا چاه آب، سدسازی و دیگر فعالیت هایی است که بستر مناسبی را برای زیست بشر فراهم می‌کند. در آموزه‌های دینی آمده است اگر انسان درختی بکارد یا کاری که مورد استفاده مردم واقع شود انجام دهد تا آن عمل باقی است همواره در نامه اعمال آن شخص پاداش نوشته می‌شود. این نگرش به کارهای عام المنفعه موجب شوق انسان به احیای محیط زیست می‌شود. انسان مادی اگر کاری انجام می‌دهد برای تأمین منافع کوتاه مدت خویش است ولی اگر نگاه انسان به اعمال به عنوان عمل جاویدان باشد افق دید او را بلند و ماورای زندگی مادی را ملاحظه کرده و برای آن تلاش می‌کند. در تعالیم آسمانی اسلام آبیاری درخت مانند سیراب کردن مؤمن تشنه دارای پاداش است. پیامبر اکرم صلّی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلّم می‌فرماید: “من سقی طلحه او سدره فکأنّما سقی مؤمناً من ظمأ”97. جوادی آملی،‌ 1389،‌ ص199-200)
آیات مربوط به دسته سوم (ارتباط اعمال نیک با پیامدهای ناگوار طبیعی در جهان)
1- ” قُل لِلَّذِینَ کَفَرُواْ إِن ینتَهُواْ یغَفَرْ لَهُم مَّا قَدْ سَلَفَ وَإِنْ یعُودُواْ فَقَدْ مَضَتْ سُنَّهُ الأَوَّلِینِ”98
این آیه به کافران اعلام خطر می‌کند و عذاب آنها را از آثار بد کفرشان می‌داند. قهر خداوند که مظاهر گوناگون طبیعی دارد وابسته به کینه‌توزی تبهکاران نسبت به مظاهر دینی خداست و این پیوستگی همان پیوند بین عقاید، اخلاق و اعمال بشر و حوادث متنوّع جهان است که به ابداع الهی تحقق می‌یابد.
2- ” وَإِذَا أَرَدْنَا أَن نُّهْلِکَ قَرْیهً أَمَرْنَا مُتْرَفِیهَا فَفَسَقُواْ فِیهَا فَحَقَّ عَلَیهَا الْقَوْلُ فَدَمَّرْنَاهَا تَدْمِیرًا”99
اگر بخواهیم منطقه‌ای را ویران کنیم، متمکّنان و مترفان آنان را به احکام الهی امر می‌کنیم، پس آنان برابر دستورهای الهی به مخالفت می‌ایستند، آن گاه عذاب الهی دامنگیرشان می‌گردد و همه را نابود می‌کنیم. سران تبهکار فسق می‌ورزند و مردم عادی هم به جای نهی از منکر یا از آنها پیروی می‌کنند یا به تماشای معاصی آنها می‌نشینند و چون همه آنان بر خود ستم می‌کنند محکوم قهر الهی می‌شوند.
3- ” ظَهَرَ الْفَسَادُ فِی الْبَرِّ وَالْبَحْرِ بِمَا کَسَبَتْ أَیدِی النَّاسِ لِیذِیقَهُم بَعْضَ الَّذِی عَمِلُوا لَعَلَّهُمْ یرْجِعُونَ”100
از این آیه همچنین از آی? ” وَمَا أَصَابَکُم مِّن مُّصِیبَهٍ فَبِمَا کَسَبَتْ أَیدِیکُمْ وَیعْفُو عَن کَثِیرٍ”101 شاید بتوان رابط? طبیعی بین کارهای ناپسند انسان و ظهور فساد در برّ و بحر را استفاده کرد و این آیه را تبیین برای آیات دیگری دانست که بین تبهکاری جامعه و رخدادهای تلخ جهان پیوند تکوینی قائل است.
4- “أَوَ لَمْ یسِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَینظُرُوا کَیفَ کَانَ عَاقِبَهُ الَّذِینَ کَانُوا مِن قَبْلِهِمْ کَانُوا هُمْ أَشَدَّ مِنْهُمْ قُوَّهً وَآثَارًا فِی الْأَرْضِ فَأَخَذَهُمُ اللَّهُ بِذُنُوبِهِمْ وَمَا کَانَ لَهُم مِّنَ اللَّهِ مِن وَاقٍ”102 قدرتمندانی چون فرعون، قارون103، و قوم سبأ104 و دیگر تبهکاران و سران ستم هست که دلالت می‌کند آنان بر اثر گناهان فردی یا جمعی گرفتار حوادث تلخ و محرومیت از نعمتها و برکات الهی شدند.
” وَمَا أَصَابَکُم مِّن مُّصِیبَهٍ فَبِمَا کَسَبَتْ أَیدِیکُمْ وَیعْفُو عَن کَثِیرٍ”105؛ یعنی هر مصیبتی که دامنگیر شما می‌شود، محصول کار خود شماست؛ نه اینکه هر کاری که کردید، مصیبت می‌بینید، بلکه بسیاری از گناهانتان را عفو می‌کند106 و به قلیل از آنها می‌گیرد، بنابراین حوادث عالم تا اندازه‌ای تابع اعمال انسان‌هاست؛ یعنی اگر انسانها از خدا اطاعت کنند و راه بندگی او را بپیمایند، درهای رحمت و برکات الهی بر روی آنان گشوده می‌شود و اگر از راه بندگی منحرف ‌شوند، در جامعه فساد پدید می‌آید و دامنه‌اش خشکی و دریا را فرا می‌گیرد و نیز بلاها و مصایب خانمان‌سوزی همانند سیل، زلزله و صاعقه دامنگیر آنان می‌شود، چنان که قرآن کریم سیلِ عَرِم (طوفان، باد شدید)107، طوفان نوح108، صاعق? ثمود109 و صرصرِ عاد110 را از همین دست حوادث می‌شمارد.
طرفداران ارتباط اعمال نیک و بد با حوادث تلخ و شیرین روزگار، درصدد انکار و نفی کارایی علل طبیعی یا شریک کردن اعمال با علل طبیعی در تأثیر نیستند، چنان که مرادشان شریک کردن خدا با علل طبیعی یا نسبت دادن بعضی از حوادث به خدا و برخی دیگر به علل مادّی نیست، بلکه منظورشان اثبات عللی برتر به نام عوامل معنوی، آن هم در طول عوامل مادی است؛ یعنی حوادث از یک نگاه به علل مادّی منسوب است و از منظری بالاتر به علل معنوی؛ مانند نوشتن که هم به دست استناد دارد و هم به نویسنده111.
یکی از اصول ثابت قرآن کریم این است که خدا نعمت را سلب، یا تبدیل به نقمت نمی‌کند، مگر آنکه متنعمان از لحاظ اخلاق و خصوصیتهای نفسانی خود را دگرگون سازند؛ ” ذَلِکَ بِأَنَّ اللّهَ لَمْ یکُ مُغَیرًا نِّعْمَهً أَنْعَمَهَا عَلَى قَوْمٍ حَتَّى یغَیرُواْ مَا بِأَنفُسِهِمْ”112 این [کیفر] بدان سبب است که خدا نعمتی را بر قومی ارزانی داشته تغییر نمی‌دهد جز اینکه آنان هر چه را در دل دارند تغییر دهند.
مفاد این آیه کریمه مبین ضابطه کلی و سنت مستمرّ الهی الهی است که آنچه از جانب خداست نعمت و رحمت است؛” وَمَا بِکُم مِّن نِّعْمَهٍ فَمِنَ اللّهِ”113 و انسان برخوردار از نعمت، دارای اختیار است و می‌تواند با حسن استفاده از نعمت، افزون بر تداوم آن از نعمت خاص دیگر نیز به عنوان پاداش بهره‌مند گردد و می‌تواند با سوء اختیار خود، نعمت را تبدیل به نقمت کند و افزون بر گرفتار رنج و زحمت شدن، مانع فیض خاص الهی شود؛ ” إِنَّ اللّهَ لاَ یغَیرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى یغَیرُواْ مَا بِأَنْفُسِهِمْ”114؛ خدا وضع و حال هیچ ملّتی را تغییر نمی‌دهد تا آنان حال و روحیه خود را تغییر دهند؛ یعنی همان‌گونه که انسان می‌تواند با سوء اختیار خود نعمت را نقمت کند، می‌تواند با حسن اختیار خویش قبیح را حَسن کند. (جوادی آملی،‌ 1389،‌ ص 154-155)
گروهی در اثر اغوای شیطان فریب خورده و به بهانه حفظ صنعت، سنت زیبای خلقت را به بدعت تبدیل و نظام باشکوه آفرینش را به هرج و مرج آلایش و آلودگی دگرگون می‌نمایند. قرآن از این افراد با تعبیر ” فَلَیغَیرُنَّ خَلْقَ اللّهِ”115 یاد می‌کند و پیام قرآن کریم درباره ناسپاسان زیست محیطی و فاقدان فرهنگ صیانت محیط زیست، این است: ” ظَهَرَ الْفَسَادُ فِی الْبَرِّ وَالْبَحْرِ بِمَا کَسَبَتْ أَیدِی النَّاسِ لِیذِیقَهُم بَعْضَ الَّذِی عَمِلُوا لَعَلَّهُمْ یرْجِعُونَ”116 و نیز ” وَإِذَا تَوَلَّى سَعَى فِی الأَرْضِ لِیفْسِدَ فِیهَا وَیهْلِکَ الْحَرْثَ وَالنَّسْلَ وَاللّهُ لاَ یحِبُّ”117

مطلب مرتبط :   فرانکل، نیلوفر، انسان‌ها، دین‌داری، روحانی، دین

2-3-1-5- اهمیت پویایی افراد و کار (عمران و آبادانی) در نظام ارزشی اسلام
یکی از ابعاد سلامت زیست محیطی، تحرک و پویایی افراد جامعه است. کار، در نظام ارزشی اسلام به عنوان راز آفرینش و حکمت وجود مطرح است. خدای سبحان انسان را از زمین انشا کرد. تا با کار و کوشش، هم به عمران و آبادانی زمین بپردازد: ” هُوَ أَنشَأَکُم مِّنَ الأَرْضِ وَاسْتَعْمَرَکُمْ فِیهَا”118؛ و هم با کارهای شایسته، به حکمت وجودی خود پی ببرد و کرامت نفسانی خویش را تحصیل کند. تا در پرتوی تلاش در عمارت زمین و شناخت خویش محیط زیست بشر سالم و تکامل او حاصل شود.
آنچه انسان را از یاد خدا غافل کند و رنگ گناه داشته باشد و بوی بد معصیت از آن استشمام شود، دنیاست؛ بنابراین، دنیای مذموم در فرهنگ وحی غیر از آسمان، زمین، دریا و صحراست، اینها مخلوقات و آیات الهی است و قرآن از اینها به عظمت یاد می‌کند: ” إِنَّ فِی السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ لَآیاتٍ لِّلْمُؤْمِنِینَ”119.
برخی می‌پندارند، چون اسلام به انسان توصیه کرده است که نیت خود را به امور دنیوی و حسّ منفعت‌جویی محدود نکند . مراتب عالی‌تری را در نظر بگیرد، دنیا از منظر دین از ارزش چندانی برخوردار نیست و اساساً به علت دید بالتبع و بالعرضی دین نسبت به دنیا، آبادانی و ساماندهی امور دنیوی از حوز? ِ اعمال نظر و اهتمام دین اسلام خارج می‌شود؛ آن‌گاه نتیجه می‌گیرند که چون آبادی دنیا مورد توجه نیست و اهتمام دین منحصر به اصلاح امور اخروی است، اگر فردی قصد کند که از دنیای آباد و سامان یافته بهره‌مند شود، دیگر لزومی ندارد به دین مراجعه کند، بلکه کافی است به دنبال علوم دنیوی و تجربی برود و از آنها برای زندگی بهتر دنیوی کمک بخواهد، و اگر بخواهد از آخرتی آباد بهره‌مند شود، باید به دنبال دین و علوم دینی باشد.
به نظر می‌رسد با تبیین تبعی یا عرضی بودن دنیا و امور دنیوی از منظر دین، توهّم یاد شده برطرف شود به این معنا که دین، اهداف مادی محض را توقفگاه مناسبی برای انسانِ جویای کمال نمی‌پسندد و دنیا را تنها وسیله‌ای برای نیل به کمالات انسانی می‌داند و هدف شمردن دنیا را منافی با فطرت حق‌طلبی آدمی معرفی می‌کند.
امّا این سخن، معلوم نیست که چگونه به عدم توجه دین به آبادی دنیا مربوط شده است. گویا فقط غایتها و هدفها شایستگی توجه را دارند و امور دیگر، حتی آنهایی که زمینه‌ساز و واسط? دستیابی به اهداف است، ارزش اهتمام و بذل توجه را ندارد؛ در حالی که با کمی تأمل، بی اساس بودن این توهم روشن می‌شود و می‌توان دریافت اینکه امری هدفِ ذاتی نباشد، مستلزم بی ارزش بودن و بی‌توجّهی به آن نیست.(جوادی آملی، 1389، ص 248-249)
به طور کلّی اصول ناظر بر بهره‌برداری درست از محیط زیست با توجه به آیات شریفه قرآن کریم را می‌توان به دو دسته زیر طبقه‌بندی نمود: (مظفری، 1389، صص 104-79)

مطلب مرتبط :   ایرج، دل، صحنه، منوچهر، کین، برین

الف) اصول ایجابی بهره‌برداری زیست‌محیطی: (که رعایت آنها در بهره‌برداری صحیح از محیط زیست ضروری است)
1. اصل بهره‌برداری حافظانه و عالمانه
2. اصل بهره‌برداری عادلانه: که خود شامل سه محور رعایت “عدالت و قسط در توزیع و مصرف منابع”، “عدالت بین نسلی” و “حمایت از طبقات آسیب‌پذیر” می‌شود.
3. اصل بهره‌برداری و مصرف شاکرانه
ب) اصول سلبی بهره‌برداری زیست‌محیطی: (که پرهیز از آنها در بهره‌برداری صحیح از محیط زیست ضروری است)
1. اصل منع بهره‌برداری مسرفانه
2. اصل منع بهره‌برداری مبذّرانه: “تبذیر” به معنای نوعی مصرف افراطی (در حدّ ریخت و پاش) که بیش از حدّ اسراف است، می‌باشد. اکنون الگوهای مصرف جامعه از حدّ اسراف گذشته و به تبذیر و حتی به الگوهای تباهی و نابود کردن شبیه‌تر است. آلودگی وسیع “آب‌ها و منابع زیرزمینی”، “خاک” و “هوا” از مصادیق تبذیر در بهره‌برداری زیست‌محیطی محسوب می‌شود.
3. اصل منع بهره‌برداری تبهکارانه: قرآن، شیوه‌ها و الگوهایی از تصرّفات و دخالت‌های بشر را که موجب تخریب محیط زیست، تباهی و هلاکت حیات نباتی و حیوانی و نابودی حرث و نسل شود “فساد فی الأرض” خوانده است. از جمله مصادیق بهره‌برداری تبهکارانه زیست‌محیطی می‌توان به گسترش مناطق خشک و بیابان زایی، از بین بردن پوشش‌های گیاهی و نابودی نسل و منابع جانوری اشاره نمود.

2-3-1-6- مباحث حقوق محیط زیست در اسلام
به آن دسته از احکام شرعی کلی و عام که به دلیل گستردگی در استنباط احکام فقهی تأثیر بسزایی دارند، قاعده فقهی گفته می‌شود. از این قواعد مبانی و ضوابطی در حوزه محیط زیست استنباط می‌شود که اجرای آنها می‌تواند در حدّ گسترده‌ای زمینه حفظ و شکوفایی محیط زیست را فراهم سازد. مهمترین قواعد فقهی مرتبط با مسائل محیط زیست عبارتند از: “قاعده اختلال نظام”، “قاعده لاضرر”، “قاعده اتلاف”، “قاعده مصلحت و احکام حکومتی” و “قاعده عدالت و حقّ‌النّاس”. (حسینی، 1389، ص 321)
می‌توان با توجه به معیارهای موجود در فقه، که در برخی صور به خاطر اهمیت اجتماعی و حفظ نظم عمومی، مسئولیت مطلق را برای عامل زیان پیش‌بینی نموده است برای عاملین زیان به مواهب مشترک طبیعی که متعلق به کلیه نسل‌هاست “مسئولیت مطلق” و بدون تقصیر قائل شد. پایبندی به این نظریه فواید فراوانی به دنبال دارد. اولاً اینکه صرف انتساب فعل به زیانکار کافی است تا او را ضامن شناخته و به جبران خسارت وارده بر محیط همگانی محکوم نماییم و ثانیاً قائل شدن به این نظریه احتیاط بیشتر کسانی را که با محیط زیست سر و کار دارند به دنبال خواهد داشت. (شمسی‌نژاد، 1389، ص 328)
2-3-2- اقتضائات خاص خط مشی‌گذاری زیست‌محیطی در ایران
محیط زیست در قانون اساسی ایران از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است به طوری که یک اصل به صورت