دانلود پایان نامه
کرد(تکمیل،1380 :64). در مجلس بیست و دوم شورای ملی در 24 همان ماه از 191نفر، 187نفر به جدایی بحرین رأی مثبت دادند. چهار نفر مخالف نیز از حزب پان ایرانیست رأی منفی دادند. جدایی بحرین، در28 اردیبهشت 1349 شمسی در مجلس سنا نیز با اکثریت آراء تصویب شد(روابط خارجی ایران در سال 1349، :65 و 67). جالب آنکه تنها ساعتی پس از اعلام استقلال بحرین، ایران اولین کشوری بود که آن را به رسمیت شناخت(مهدوی،1380 :366).
در 30 شهریور 1350شمسی دولت بحرین به عنوان یکصد وبیست و نهمین عضو سازمان ملل متحد به عضویت این سازمان درآمد(روابط خارجی ایران در سال 1350: 60). منوچهر سپهبدی نیز به سمت نخستین سفیر ایران در بحرین منصوب شد. تأسیس بانک ملی در بحرین، امضاء قرارداد تحدید حدود نفت فلات قاره، شرکت امیر بحرین در جشن های 2500 ساله بنیان گذاری شاهنشاهی ایران، تأسیس خطوط هواپیمایی بین دو کشور از تحولات بعدی در روابط دو کشور بود( روابط خارجی ایران در سال 1349: 68). عبدالعزیز رحمن بوعلی اولین سفیر بحرین در ایران بود. حزب ملت ایران به ریاست داریوش فروهر با انتشار اعلامیه ای مخالفت خود را با استقلال بحرین اعلام کرد(نجاتی،1371، ج1: 154). درآبان 1350شمسی مذاکره ایران با سر ویلیام لوس نماینده بریتانیا آغاز شد و او ضمانت کرد ایران جزایر تنب را تصرف و ابوموسی را با امیر شارجه تقسیم کند (محمدی،1372 :122). قرار شد به محض خروج انگلستان، ایران سه جزیره را تصرف کند، اما چون احتمال درگیری با اعراب وجود داشت، پهلوی دوم در 9 آذر 1350شمسی نیروی دریایی ایران را در سه جزیره مستقر کرد که البته با درگیری ها و کشته شدن تنی چند همراه بود. در همان زمان ایران استقلال امارات را نیز به رسمیت شناخت (مهدوی، 1375 :373). انگلستان با فروش تانک و چندین واحد دریایی به ایران موافقت کرد و آمریکا آخرین مدل هواپیمای جت فانتوم خود را به ایران فروخت (مهدوی،1375 :247). ایران ژاندارم منطقه شد و نقش انگلستان در خلیج فارس را به عهده گرفت. در واقع، وابستگی بیش از حد در زمینه های صنعت نظامی پهلوی دوم کماکان عامل برجسته ای در تکیه گاه انگلیسی-آمریکایی پهلوی دوم به شمار می رفت و جدایی بحرین یکی از موارد بی شماری است که بازخورد وابستگی های مذکور را نشان می دهد.
تحلیل سه گانه دوس سانتوس- ساندرز- برچر در جدایی بحرین نیز قابلیت تطابق بالایی دارد. واقعیت اینست که بریتانیا از ابتدای حضور خود در خلیج فارس علاوه بر رقابت با نیروهای استعماری دیگر همچون هلند و پرتغال و اسپانیا و دیگر قدرت های غربی، تامین منافع اقتصادی و بازرگانی کمپانی هندشرقی را نیز به صورت جدی مد نظر داشته است. در این میان، پس از پایان جنگ جهانی و هزینه های بالای حراست و نگهداری از مستعمرات بریتانیا را در اندیشه حراست غیرمستقیم از مستعمرات انداخت. حمایت از اعراب جنوب خلیج فارس همانند شیوخ امارات و بحرین و عربستان سعودی در این راستا قابل ذکر است. اجرای چنین سیاستی نه تنها منافع بریتانیا را از لحاظ نظام قیمومیت تامین می نمود، بلکه ادامه سیر وابستگی ها کماکان ادامه داشت. همچنین، با قوام بیش از پیش دستگاه پهلوی دوم از لحاظ نظامی در منطقه و از لحاظ قدرت اقتصادی و توسعه بریتانیا را از ایجاد ایرانی قدرتمند و مستقل در هراس افکند. بنابراین، اجرای سیاست های تجزیه طلبی در قالب جدایی بحرین از ایران، مدیریتی بود که بریتانیا در این زمینه طرح و اجرا نمود چراکه اعمال چنین سیاستی اولا از توسعه و قدرت بیش از پیش پهلوی دوم جلوگیری نموده، ثانیا مشروعیت این رژیم را به شدت در داخل دچار تزلزل می نمود، ثالثا منافع بریتانیا را درقالب نظام قیمومیت تامین می کرد و در نهایت هزینه های بالای اداره مستقیم این جوامع را برای بریتانیا به حداقل می رساند. اجرای چنین سیاستی برای ایران بازخوردی برعکس داشت. گذشته از چالش های سیاسی خشونت آمیز و مسالمت آمیز متعدد در داخل، تغییر حکومت و رژیم در بحرین صورت پذیرفت و نوعی تزلزل و بی ثباتی گسترده رژیم پهلوی دوم را فراگرفت.

متن های مربوطه به مالکیت ایران بر بحرین در اسناد بسیار قدیمی:

خوزستان، لرستان، فارسستان کرمان، مکران، سجستان، قندهار، زابلستان، خراسان، مازندران،کیلان، آذربایجان، روان، شروان،طاغستان، کورجستان، جزیره بحرین، و…..

مطلب مرتبط :   انگلیس، جمهوری، انقلاب، انگلستان، رژیم، سیاست

گفتار4- فعالیت های جریان بهاییت در دستگاه پهلوی دوم:
هرچند در نوشتار حاضر، درصدد بررسی و تبیین بحران های سیاسی منتسب به انگلیس در دوران سلطنت پهلوی دوم و درسه برهه زمانی مختلف بوده ایم، اما بررسی برخی دیگر از بحران ها نظیر بحران مذهبی(نفوذ جریان بهاییت در امور دولتی با عنوان بنیادگرایی مذهبی) می تواند نقش انگلیس را در همه موارد مذکور که در انطباق با تحلیل سه گانه دوس سانتوس- ساندرز-برچر برجسته نشان دهد. لذا در این بخش با رویکردی اجمالی به بررسی هریک از موارد فوق الذکر، یعنی حیلت انگلیس در نفوذ جریان بهاییت در دستگاه پهلوی دوم می پردازد و بیشتر از آنکه به تبیین تاریخی صرف بپردازد، دلایل هر یک را مدنظر دارد. بریتانیا از قدرت نیروهای مذهبی همواره بیمناک بود و در تئوری بحران برچر در روابط بین الملل نیز مشاهده کردیم که یکی از مصادیق بحران سازی ها در عرصه بین الملل تفاوت های بنیادین در مسائل عقیدتی و مذهبی می باشد. در این میان، از یک سو نیروهای مذهبی رادیکالی همچون فداییان اسلام به کرات نیروهای طرفدار سیاست آنگلوفیل را در ایران از سد راه خود برداشته و از سویی دیگر اتفاق متقن میان نیروهای مذهبی میانه ای همچون آیت الله کاشانی و دیگر مذهبیون با جبهه ملی گرایان، بزرگترین تضرر سیاسی- اقتصادی دوران پهلوی را به استعمار انگلستان وارد آورده و نفت ایران را ملی نمود. پس از اجرای کودتای 28 مرداد و اضمحلال نیروهای ملی گرا، انگلستان درصدد ایجاد فضایی انفعالی برای مذهبیون و روحانیت بود تا آنان را نیز بسان ملی گرایان از صحنه مبارزه با استعمار دور کند. بریتانیا به خوبی واقف بود که تضعیف مواضع روحانیت و مکتب تشیع در ایران باید به تدریج صورت گیرد و حذف مرجعیت مذهبی شیعه و روحانیت از زندگی جامعه ایران به صورت کودتا، انقلاب و سرکوب ممکن نخواهد بود. لذا با طرح و حمایت از جریاناتی همچون بهاییت که از سوی مزدوران و هواداران آنگلوفیل در ایران تاسیس یافت، سعی در معرفی، حمایت و گسترش بهاییت به عنوان جایگزین تشیع و روحانیت برآمد.
گروه بابیت، از همان ابتدا پرداخته استعمار انگلیس بود و در نزاع های‌ درون‌ گروهی‌ دهه1280قمری‌ در عثمانی، به‌ دو گروه‌ ازلی و بهائی (به‌ رهبری‌ حسینعلی‌ بها) تجزیه‌ و تقسیم‌ شد، ازلی‌ها زیرچتر حمایت انگلیس‌قرار گرفته و بهائیان، همچنان در سهم‌ روسیه‌ باقی‌ ماندند. در مورد روابط‌ صبح‌ ازل(ازلی)‌ با انگلیسی‌ها نیز باید به‌ سخن‌ بسیاری‌ از مورخان‌، اعم‌ از ایرانی‌ و خارجی، اشاره‌ کرد‌ که‌ صراحتا‌ از حقوق‌ بگیری‌ و مزدوری ازل‌ از انگلیسی‌ها در قبرس‌ یاد کرده‌اند و وی را مزدور برجسته انگلیسی قلمداد نموده اند. لرد کرزن، سیاستمدار مشهور انگلیسی، در ایران‌ و مسئله ایران تصریح‌ می‌کند”صبح‌ ازل‌ که‌ در قبرس‌ سکنی‌ داشت، مقرری‌ خاصی‌ از حکومت‌ انگلستان‌ دریافت‌ می‌نمود”(رائین، 1357 :332).
مورخان‌ ایرانی‌ نیز همچون ‌کسروی(کسروی ،1363: 291)، اسماعیل رائین(رائین،1357:291) وفریدون آدمیت (آدمیت،1323: 256) به‌ ارتباط‌ ازل‌ با انگلیسی‌ها تصریح‌ دارند. متقابلا باید خاطر نشان‌ ساخت‌ که، بهائیت‌ نیز برای‌ همیشه، بسته‌ و پیوسته به‌ روسیه‌ باقی‌ نماند و با فروپاشی‌ امپراتوری‌ تزاری‌ در اواخر جنگ‌ جهانی‌ اول و ظهور دولت‌ انقلابی‌ شوروی‌ در آن‌ کشور (که‌ به‌ بهائیان، به‌ چشم‌ زائده دولت‌ تزاری‌ می ‌نگریست) این‌ گروه‌ نقطه اتکا پیشین‌ را از دست‌ داد و توسعه قدرت‌ استعماری‌ بریتانیا در خاورمیانه و به ویژه‌ اشغال‌ نظامی‌ فلسطین‌ (مقر‌ پیشوایان‌ بهائیت) توسط‌ قشون‌ انگلیس، رهبر وقت‌ این‌ مذهب، عباس‌ افندی را که‌ از مدت ها قبل، در خط‌ ارتباط‌ با غرب‌ افتاده‌ بود، به‌ عنوان‌ قبله سیاسی‌ جدید، به‌ سمت‌ لندن‌ سوق‌ داد. پیوند بهائیت‌ با دولت‌ انگلیس‌ در سده اخیر، از بحران های سیاسی است‌ که‌ می‌توان‌ گفت‌ بین‌ مورخان‌ رشته تاریخ‌ و سیاست، بر روی‌ آن‌ نوعی‌ اجماع وجود دارد.73 دکتر شیخ‌الاسلامی‌ می‌نویسد”در عرض‌ یکصد سال‌ اخیر، بابیان‌ و بهائیان‌ ایران‌ همیشه‌ از خط‌ مشی‌ سیاسی‌ انگلستان‌ در شرق‌ پیروی‌ کرده‌اند و ستایش‌ وزیر مختار انگلیس‌ از آنها امری‌ است‌ کاملا طبیعی”(شیخ الاسلامی،1367 : 102).
دلیل‌ مورخان‌ یادشده، روابط‌ آشکار این‌ گروه با بریتانیا، به ویژه‌ اعطای‌ لقب‌ و نشان‌ عالی‌ از سوی‌ پادشاه‌ انگلیس‌ به‌ عباس‌ افندی، می‌باشد که‌ تصویر آن‌ در کتب‌ مختلف‌ آمده‌ است(بامداد، 1387: 201). حتی‌ این‌ مطلب، در تنبه‌ و استبصار مبلغان‌ بهائی‌(و یاران‌ عباس‌ افندی) نیز که‌ پس‌ از مرگ‌ وی‌ به‌ اسلام‌ گرویده‌اند، مؤ‌ثر بوده‌ و در آثار آنان‌ بازتاب‌ آشکار دارد (آیتی،1349 : 23). احسان‌ طبری، ضمن‌ اشاره‌ به‌ مخالفت‌ حسینعلی‌ بها با تعصبات‌ ملی‌ و دینی، که‌ به اعتقاد وی‌ حاصلی‌ جزصلح‌ گرایی‌ منفعل و تعطیل‌ مبارزات‌ اجتماعی – سیاسی‌ ملت ها بر ضد استبداد داخلی‌ و تجاوز خارجی‌ ندارد، می‌نویسد”در دوران‌ عبدالبها حکومت‌ عثمانی‌ فرو پاشید و امپریالیسم‌ انگلستان‌ متصرفات‌ این‌ حکومت‌ را به‌ چنگ‌ آورد”. چنانکه‌ در مراسم‌ خاصی، مقامات‌ انگلیسی‌ فلسطین‌ به‌ او لقب‌ سر (Sir) دادند، لقبی‌ که‌ از طرف‌ شاه‌ انگلیس‌ عطا می‌شود و پاداش‌ خدمات‌ مهم‌ به‌ امپراتوری‌ است. فریدون‌ آدمیت‌ نیز تصریح‌ می‌کند که” جنگ‌ بین‌المللیِ‌ گذشته‌ در سرنوشت‌ بابی ها مؤ‌ثر گردید و سقوط‌ حکومت‌ تزار به‌ عمر حمایت‌ آنان‌ از بهائیان‌ خاتمه‌ بخشید. از آن‌ طرف‌ سرزمین‌ فلسطین‌ به‌ دست‌ انگلیس‌ها افتاد و بهائیان‌ را به‌ سوی‌ خود کشیدند و لرد آلنبی74‌ حاکم‌ نظامی‌ حیفا متعاقب‌ آن، نشان‌ مخصوص‌ و لقب سر (Sir) به‌ عبدالبها داد و عکس‌ مخصوصی‌ در آن‌ مجلس‌ برداشته‌ شده‌ که‌ درکتاب‌ صبحی دیده‌ می‌شود. از این‌ پس‌ بهائیان‌ نیز در کادر سیاسی‌ انگلیسی ها وارد گردیدند و این‌ نهر هم‌ به‌ رود تایمز ریخت”(آدمیت، 1323: 257-273).
– عباس‌ افندی، تغییر رویکرد از روس‌ به‌ لندن:‌
‌عباس‌ افندی‌ در سال های‌ 1913 ــ 1911 سفری‌ به‌ اروپا و آمریکا کرد و طی‌ سخنرانی‌های‌ متعددی‌ که‌ در مجامع‌ گوناگون‌(عمدتا ماسونی) آن‌ دیار ایراد نمود، صراحتا از انگلیس‌ و آمریکاجانب داری‌ کرد. برای‌ نمونه، در یکی‌ از سخنرانی‌های‌ خود(در منزل‌ میسیس‌ کراپر، سال‌ 1911) مدعی‌ شد که”اهالی‌ ایران‌ بسیار مسرورند از این‌که من‌ آمدم‌ اینجا. این‌ آمدن‌ من‌ اینجا سبب‌ الفت‌ بین‌ ایران‌ و انگلیس‌ است. ارتباط‌ تام‌ بین دو کشور حاصل‌می‌ شود و نتیجه‌ به‌ درجه‌ای‌ می‌رسد که‌ بزودی‌ از افراد ایران، جان‌ خود را برای‌ انگلیس‌ فدا می‌کنند و همین‌ طور انگلیس‌ خود را برای‌ ایران‌ فدا نماید”75. ارتباط بهائیت با استعمار انگلیس مورد اجماع و توافق غالب مورخان و سیاست دانان معاصر است. 76بهائیان همواره از خط‌‌مشی سیاسی انگلیس پیروی کرده‌اند از بهائیت به عنوان بنگاه جاسوسی این کشور یاد می‌کنند(خاکستری، 1383: 112). روابط سران گروه بهائیت با انگلیس در طول تاریخ به ویژه اعطای لقب سر و نشان شوالیه از سوی ملکه انگلستان به عباس افندی آشکار می‌گردد(بامداد،1362: 201).
با سقوط حکومت تزاری روس‌ها، حمایت‌ آنان از بهائیت خاتمه یافت و در این اوضاع انگلستان جای روسیه را گرفت. حمایت‌های وافر انگلیسی‌ها از شخص بهاء، تمایلات غرب‌گرایانه وی را تقویت کرد و بدین ترتیب پیوند محکمی میان وی و دولت استعمار انگلیس برقرار شد(محمودی، 1323: 256). آغاز ارتباط انگلستان با بهائیت به دورانی باز‌می‌گردد که بهاء از سوی ناصر‌الدین شاه در عراق تبعید بود، کنسول انگلیس در عراق باب مراوده را با وی گشود و به وی پیشنهاد تابعیت انگلیس را داد. انگلیس در ایران مراکزی هم چون کمپانی نفت جنوب، پلیس جنوب و بانک شاهنشاهی را در سیطره استعماری خود درآورده بودند، انگلیسی‌ها در این مراکز تعامل هماهنگ شده‌ای را با بهائیان داشتند و در واقع این بهائیان بودند که مسیر سلطه انگلیسی را هموار می‌کردند(رایت،1361: 285). از سوی دیگر بهائیان در بسیاری از موارد برای حفظ جان خود از گزند مخالفان در کنسول گری‌ها و تلگراف خانه‌های انگلیس پناه می‌گرفتند (رایت،1361 :286).ازجمله مکان‌هایی که انگلیس اجازه نفوذ به بهائیان اعطا کرده است رسانه‌ها و بنگاه‌های خبری انگلیسی هم چون بی‌بی‌سی می‌باشد به عنوان نمونه حسن موقر بالیوزی در خلال سال‌های ۱۹۰۸ تا ۱۹۸۰ میلادی به عنوان اولین مدیر بخش فارسی رادیو لندن مشغول به کار شد. درجریان استثمار نفتی ایران و به ‌وجود آمدن شرکت نفت انگلیس و ایران، چهره‌های بهایی هم چون فؤاد روحانی، مسعود‌ روحانی و هوشنگ فرخان حضور داشتند. هم‌چنین بعد از سلطه مجدد شرکت نفت انگلیس و ایران و سایر شرکت‌های نفتی غربی در قالب عنوان کنسرسیوم پس از کودتای ۲۸ مرداد، فعالیت بهائیان دیگری چون امیرعباس هویدا صورت می‌پذیرد (رابینو،1374: 159).
یکی از اصلی‌تری

مطلب مرتبط :   تحقیق با موضوع استانداردهای حسابداری، محتوای اطلاعاتی سود