اخلاقی بیشتر است؟ و احساس کردم سؤال برای ایشان گنگ است سؤال را اینگونه مطرح کردم که آیا می‌شود گفت مفاهیم اخلاقی در بعضی قالب‌های برنامه‌سازی بهتر بیان می‌شوند؟ . که این مدعای بنده در قالب نزدیک به هزار و دویست دقیقه مصاحبه تصویری و صوتی موجود می‌باشد.
جامعه آماری و حجم نمونه
با توجه به محدود بودن افرادی که در این زمینه کار کرده‌اند و تجربه عملی دارند، و همچنین اینکه در استفاده از نظریه دادهبنیاد در مرحله اول از روش نمونه‌گیری هدفمند استفاده می‌شود، 15 نفر از افراد شناخته شده برنامهسازی کودک که دارای کارنامه برنامهسازی در عرصه کودک و نوجوان هستند، انتخاب شده‌اند. بدیهی است با توجه به اینکه در تحقیقهای داده‌بنیاد مبنای کار محقق این است که با پیشرفت مصاحبهها و دسترسی به دادهها و اطلاعات بیشتر حجم نمونه به صورت هدفمند تا زمان اشباع دادههاو اطلاعات تحقیق مشخص شود، درصورتی که اشباع حاصل نشد، روند مصاحبهها ادامه خواهد یافت. علیرغم اینکه دادهها در مصاحبههای یازده و دوازده اشباع شدند و نیازی به ادامه مصاحبهها احساس نمی‌شد، به دلیل هماهنگیهای انجام شده با برخی از برنامهسازان و تنظیم وقت و همچنین اتقان بیشتر دادهها، حجم نمونه تا 19 نفر افزایش یافت.

4-1-4 گزیده‌ای از صحبت‌های شرکت‌کنندگان در مصاحبه
4-1-4-1 مرتضی گوهری‌پور :
برنامه موفق برنامه‌ای است که براساس اصول برنامه‌سازی تولید شده است این اصول برنامه‌سازی با توجه به کشفیاتی که من در پژوهشم از برنامه‌سازان داشته‌ام همه شرایط لازم حداقل با کیفیت را برای همه سنین را برای شما مهیا می‌کند که چگونه این اتفاق بیفتد. و وقتی برنامه را به دست هر نقاد برنامه‌ساز _که از طریق اصول و قواعد بررسی می‌کند_بسپاریم او باید تأیید کند که کمترین اشکالات در این برنامه وجود دارد و بعد می توانیم به سراغ مخاطب برویم و نظر او را جویا شویم و ببینیم چه تأثیراتی بر او گذاشته است. شما باید یک برنامه‌ای را از منظر یک برنامه‌سازی که به قواعد برنامه‌سازی آشناست بررسی کنید. ببینیند بنده به عنوان یک مخاطب عام اصلا نمی‌دانم یک برنامه چگونه تولید می‌شود و ما بعدها که بزرگ شدیم چیزهایی فهمیدیم. ولی در سنین نوجوانی ما فکر می‌کردیم که در یک فیلم وقتی این اتفاقات می‌افتد دوربین دارد پیوسته این را روایت می‌کند. برنامه‌سازی مسائل خاص خودش را دارد و من مخاطب، فقط محصول تولیدی را می‌بینم و در یک محصول تولیدی وقتی پای تلویزیون می‌نشینم به قصد سرگرم شدن یا اطلاع گرفتن است.
برای انتقال دادن مفاهیم اخلاقی به کودکان اول باید بفهمیم انتقال دادن یعنی چه؟ منظور ما چیست؟ یعنی اینکه بچه‌ها مفاهیم اخلاقی را بفهمند مثلا برنامه‌ای نشان بدهیم که این آدم دروغ گفت و دروغ‌گویی کار بدی است منظور اگر این است که این امکان پذیر است و اگر بچه‌ها برنامه ‌هم نبینند در زندگی روزمره دائما در حال مشاهده آن هستند. نشان دادن این طور مفاهیم نه تنها امکان پذیر هست بلکه راحت هم می‌باشد. اما اینکه چه مفاهیمی و چگونه؟ مسئله از اینجا شروع می‌شود. چه چیزی بچه را مشغول می‌کند و جذب می‌کند و آن امور اگر در برنامه باشد باعث جذب او می‌شود. حالا شما می‌توانید نشان دهید که بله دروغگویی کار بدی است اما حیث التطفاتی کودک در کجا سیر می‌کند؟ نقطه تمرکز بچه در برنامه کجاست؟ آیا این دو نقطه بر هم منطبق هست یا نیست؟ این مقوله بسیار بسیار پیچیده‌ای هست هم تحقیقتش و هم برآورده کردنش؟
اولین قاعده این است که اصل انطباق مفهوم با سن مخاطب را رعایت کنیم. دومین قاعده این است که مفهوم اخلاقی را از حوزه مفهومی تبدیل به رفتار بکنیم چون مفهوم یک امر ذهنی است و رفتار یک امر عینی است. و بعد شما این موارد جزئی را اشاره می‌کنید و این مصادیق جزئی نه به معنی این است که بچه‌ها باید مصادیق جزئی زیادی را ببینند تا بتوانند از استقراء آنها به مفهوم کلی برسند بلکه با دیدن همین مصداق جزئی مفهوم کلی را می‌فهمد.

4-1-4-2 محمد مسلمی :
برنامه موفق، برنامه‌ای است که طراحی شده باشد و اهداف مشخصی را دنبال کند و بتواند اهداف را در قالبی جذاب و مرتبط طراحی بکنیم که مخاطب بتواند از آن استفاده بکند و هدف بتواند تأثیر خود را بگذارد.
از زمانی که به دنیا می‌آییم به صورت ذاتی در وجودمان بحث اخلاق و خوب و بحث هست و خداوند آن را در ذات ما قرار داده است فقط باید بعضی مواقع ما متذکر بشویم و مفاهیم اخلاقی را باید بر اساس سن مخاطب دسته‌بندی کنیم. مفاهیم آنقدر قابلیت دارند که می‌توانید با یک ترانه، انیمیشن، ‌کار عروسکی آن مفهوم را منتقل کنید و این بستگی به دیدگاه هنرمند دارد.
قالب‌های دیداری بر روی خردسال تأثیرگذارتر هستند تا قالب‌های شنیداری. که این می‌تواند در قالب انیمیشن، نمایش،‌ کلیپ اتفاق بیفتد. روحیات دختران با پسران فرق دارند و مهر و محبت و عاطفه‌ای که دارند باعث می‌شود من برنامه‌ساز در استفاده از کلمات، رنگ و دکور متفاوت‌تر نگاه کنم مثل خریدن یک کادو برای دختران و این نکته باید در برنامه‌های ما لحاظ بشود.
من همیشه تعریفم از برنامه “فتیله” یک کاسه آجیل است و یک برنامه کودک نیست و همیشه هم گفته‌ام که اگر این یک برنامه کودک باشد من خودم هزار ایراد بر آن می‌گیرم و برنامه فتیله یک برنامه است که برای خانواده پخش می‌شود و برای خانواده‌هاست و تصمیم ما آن بود که یک کاسه آجیل باشد که هرکس یک چیزی از درون کاسه برمی‌دارد و خوشش می‌آید مثلا یکی از پسته‌اش خوشش می‌آید یکی از شکلات و دیگر چیزها. با توجه به ذائقه‌ای که وجود دارد گفتیم برنامه‌ای بسازیم که همه خانواده‌ها در کنار هم باشند چون اساسی‌ترین مشکل این بود که خانواده دور هم نیستند و دور یک سفره نیستند و با هم حرف نمی‌زنند.
و به دلیل نبود هزینه دیگر شما نمی‌توانید برنامه‌ای دیگر تولید کنید و همه برنامه‌ها به سمت عمو و خاله رفته است و باید فقط در یک قالب کار کرد و چون نمی‌توانید سرمایه‌گذاری انجام دهید، نمی‌توانید هیچ عروسکی به برنامه اضافه کنید و کار داستانی تولید کنید. و همه برنامه‌ها تقریبا شبیه هم هستند و رویکرد آنها شبیه هم شده است و باید خیلی متنوع باشند و این متنوع بودن از لحاظ فکر است.

مطلب مرتبط :  

4-1-4-3 مهدی نیک‌روش :
برنامه‌ای موفق هست که بتوانند مخاطبش را جذب کند و مخاطبش را حفظ کند و در عین حال پیامش را نیز برساند. برنامه‌هایی هستند که می‌توانند مخاطب را جذب کنند ولی نمی‌توانند آنها را نگه دارند و برنامه‌هایی هم هستند که حتی نمی‌توانند مخاطب را هم جذب کنند. و با اینکه پیامشان، پیام خوبی هست ولی آن پتانسیل اولیه را ندارند که بتوانند مخاطب را جذب کنند. به خاطر همین نمی‌توانند پیام را خوب برسانند. و برنامه‌هایی هم هستند که مخاطبین خوبی دارند و پیام خوبی هم دارند ولی نمی‌توانند مخاطب را نگه دارند. حتی برنامه‌ای که مردم سوتی‌های آن را برای هم بلوتوث می‌کنند هم برنامه موفقی است چون توانسته یکی از مؤلفه‌های خوب بودن یعنی جذب مخاطب را داشته باشد و بهترین راه فهمیدن اثرگذاری، پژوهش است که ما از بچه‌ها پرس و جو کنیم و ببینیم آیا آنها موضوع را دریافت کرده‌اند یا نه.
هر سنی یک ویژگی‌هایی دارد و حتی بودن در یک منطقه جغرافیایی هم بر بیان مفاهیم برای کودکان، تأثیرگذار است. چون مفاهیم در هر جایی بیان متفاوت دارد. ولی ما وقتی مفاهیم را برای خردسالان بیان می‌کنیم فقط مسواک زدن و چندتا چیز دیگر را عنوان می‌کنیم و خیلی خردسال را دست پایین می‌گیریم. یا مثلا بعضی مسائل دینی را فکر می‌کنیم فقط نوجوانان باید یاد بگیرند و نباید به خردسال یاد داد چرا که نمی‌توانیم برای خردسالان و کودکان توضیح بدهیم. و البته خیلی چیزها هست که نیاز نیست برای کودکان توضیح بدهیم مثل زکات و خمس که تا آنها مشغول کسب درآمد نشده‌اند آشنایی آنها با این مفاهیم چندان لزومی ندارد.
من اگر قرار بود قالبی را برای انتقال مفهوم به بچه‌ها انتخاب کنم طنز را انتخاب می‌کنم و کارهای ترکیبی موفق‌تر هستند ولی باید انیمیشن و عروسکی باید بهتر عمل کند ولی خوب کار نشده است. و انیمیشن می‌تواند بهتر باشد. تجربه خودم به عنوان اینکه قبلا یک مخاطب برنامه کودک بودم و اینکه یک پدرم هستم و نیز به عنوان یک برنامه‌ساز این است که آن چیزی که در ابتدا بچه‌ها با آن ارتباط برقرار می‌کنند رنگ هست و جذابیتی که رنگ‌ها دارند. موسیقی هم فوق العاده می‌تواند باعث جذب کودکان شود و آنها به راحتی شعرهایی را که دوست دارند حفظ می‌کنند.
قصه آنقدر که برای بزرگسال اهمیت دارد برای کودکان اهمیت ندارد. بن تن به دلیل آن اکتی که دارد برای کودک جذاب است و به همین دلیل کودک به دنبال خرید ساعت بن تن و دیگر اقلامی است که بر روی آن آرم بن تن وجود دارد. و البته مجموعه شکرستان هم توانست برنامه موفقی باشد با طراح اولیه که خانم راشین خیریه انجام دادند. و بچه‌ها قصه‌های کهن آن را بیشتر دوست دارند تا دست‌کاری شده قصه‌ها با قصه‌های جدید و روزمره.

مطلب مرتبط :   دین، تاریخی، سنت،، اسلام، وحی، عالمان

4-1-4-4 پروین شمشکی :
من بیشتر برنامه‌های ورزشی برای بچه‌ها تولید می‌کردم و اعتقاد داشتم باید از همان کودکی بچه‌ها را با ورزش آشنا کرد و از تلفن‌ها و نامه‌هایی که دریافت می‌کردیم و با پیگیری‌هایی که خود تلویزیون داشت و آمار می‌گرفت که چقدر از مخاطبین درگیر این برنامه هستند ما متوجه می‌شدیم برنامه تأثیر خودش را بر مخاطب داشته است و برنامه، برنامه موفقی بوده است. یک برنامه تولید کرده بودم به نام “بیست” که مجری آن آقای “محمد سام غریبیان” بود و این برنامه به هدفش رسیده بود و پیام آن را بچه‌ها دریافت کرده بودند و این یک برنامه بود که برای مخاطب نوجوان تولید شده بود. و البته باید دانست که تولید برنامه برای مخاطب نوجوان کار بسیار مشکلی است. چون به اقتضای سن و تغییرات هورمونی و خیلی مسائل دیگر سبب سختی ارتباط با این مخاطبان می‌شود. و یادم نمی‌رود که بعد از تولید این برنامه پسرم به من گفت : “مادر! چند ساله داری برنامه می‌سازی ولی این برنامه‌ات حرف نداره.”
رسانه ملی نه تنها باید باعث سرگرمی کودکان بشود بلکه باید بتواند بر روی بچه‌ها هم تأثیر بگذارد و باعث رشد فکری و تقویت اخلاقیات آنها بشود. منتهی باید همه برنامه‌سازان باید این نکته را مدنظر داشته باشند – که البته اکثرا فکر می‌کنم با من موافق باشند- که باید به صورت غیرمستقیم مفاهیم را برای کودک بیان کنند. و هر چیزی را که ما می‌خواهیم به کودکان یاد بدهیم باید به صورت غیرمستقیم باشد. مستقیم‌گویی کار موفقی نخواهد بود. غیرمستقیم یعنی اینکه به صورت کار نمایشی، مستند و در هر قالبی به طور غیر مستقیم مفاهیم را منتقل کنیم.
تولید برنامه کودک از حوصله آقایان به دور است چون سر و کله زدن با بچه‌ها خاص خانم‌هاست. تاریخچه تولید برنامه “صندوق پست” که در آن “کلاه قرمزی” خلق شد برمی‌گردد به این مطلب که در آن زمان ما در گروه کودک یک مجری خانم داشتیم به نام خانم “معلمی” که ایشان توانسته بودند ارتباط خیلی خوبی با کودکان در پخش برنامه کودک برقرار کنند. به طوری که خیلی راحت از طریق برنامه کودک به پدر و مادرها می‌گفتند که شما اسم‌ بچه‌هایتان را به ما بدهید و اگر مشکل و مسئله‌ای برای مطرح کردن با بچه‌ها وجود دارد، کار خوبی انجام می‌دهد که ما تشویقش کنیم و یا اگر کار اشتباهی می‌کند از طریق برنامه کودک از او بخواهیم که کارش را تکرار نکند.
نام برنامه که “صندوق پست” بود هم دلیلش این بود که مستقیما از طریق صندوق پست با نامه‌های والدین موضوعات برنامه مشخص می‌شد و دغدغه‌های کودکان به برنامه می‌رسید و مطرح می‌شد. نکنم سال هفتاد بود یا هفتاد و یک که با اختصاص دادن برنامه “کلاه قرمزی” برای تعطیلات نورزوی برنامه مفصل‌تر و نمایشی‌تر شد و بازیگران متعددی وارد برنامه شدند.

4-1-4-5 الهه بهبودی :
وقتی می‌خواهید بچه‌ها در استودیو حضور داشته باشند برنامه‌ها به سمت اجرای زنده می‌روند. و خیلی از حقه‌های برنامه‌سازی را از دست می‌دهید مثلا وقتی بچه در رژی و استودیو حضور دارد اگر در یک کار عروسکی قرار باشد که شما تلفنی با او صحبت کنید یا نی را در دهان آن عروسک بگذارید تا نوشابه بخورد دیگر شما نمی‌توانید این کار را انجام بدهید. همه برنامه‌ها و حتی برنامه‌های عروسکی هم زنده اجرا می‌شوند و این باعث می‌شود خیلی از حرکات محدود شود.
برنامه موفق برنامه‌ای است که مخاطب را پای خودش بنشاند چون برنامه بدون مخاطب معنی ندارد. و باید یک برنامه خوب یک سری استانداردها را داشته باشد مثلا دکور مناسب داشته باشد، نورپردازی مناسب داشته باشد، طراحی لباس مناسب کودک باشد، جملاتی که در برنامه بیان می‌شود برای کودک قابل درک باشد. و این استانداردها در برنامه‌های خردسال، کودک و نوجوان متفاوت است. برنامه موفق برنامه‌ای است که یکسری اصول فنی و هنری در آن رعایت شده باشد. در حال حاضر برنامه‌هایی داریم که ایرادات فنی و هنری فراوانی دارند ولی به دلیل بازخوردهایی که دارند برنامه روتین می‌شوند.
اتفاقات طبیعی که در زندگی ما اتفاق می‌افتد قابلیت این را دارد که بچه با آنها آشنا شود. مثلا وقتی کودک می‌بیند که ساعت پنج صبح والدنیش برای نماز بیدار می‌شوند متوجه می‌شود که باید نماز بخواند و باید برای او