و علت غایی بود که از طبیعت شیی ناشی شده و بر طبق نقش و فایدهاش معلوم میشود. اما در نگرش جدید، تکیه بر علت فاعلی و علت مادی است و بیشترین توجه به حوادث قبلی و فعل و انفعالات بعدی است که شاید آگاهانه نیز نباشد و ناشی از طبیعت اشیاء است.558 اما در دوره جدید نگاهی ابزاری، عملگرایانه و کلیتگریز به علم شد. از پیشتازان این رویکرد به علم ویلیام اکام بود. اکام معتقد بود “‌در تحقیق علمی بهتر است کمتر به ذهنیات و عالم تصور متوسل شویم و به کشف و شهود بپردازیم. علم صحیح آن است که به تجربه و مشاهده متوسل شویم. وی حکمت الهی را یکسره از فلسفه جدا میکند.”559 با همین نگاه بود که فلسفه نیز ابزاری در دست علم شد تا جایی که به باور بعضی از محققان، کار علم پس از گالیله و نیوتون، روشن کردن و آسان ساختن مراحل مختلف و به پیش بردن خود علم و بسط مسائلی بوده است که علم بتوند آنها را حل کند و اگر آنان به پژوهشهای فلسفی پرداختند به این سبب بود که حل بعضی از مسائل تنها از طریق اصلاحاتی در اصول بنیادی امکان داشت. اما فلاسفه طبیعی قرون وسطی بیش از آنکه به مسائل عینی جهان تجربه توجه داشته باشند، به این میپرداختند که علم طبیعی از چه نوع شناختی است و چگونه در ساختار متافیزیک آنان قرار میگیرد و اگر گسترش یابد، چه تأثیری در الهیات خواهد داشت.560<br /> نکته مهم دیگر آن بود که تا پیش از این دوره، علم تنها به معنای سنت و انتقال آن دانسته میشد. اما دکارت نیز مانند بیکن معتقد بود که باید از علم برای بهبود زندگانی نوع بشر استفاده کرد. این نوع نگاه به علم و نیز تحول در متدولوژی دو تحول مهمی بود که در غرب رخ داد. تشکیک در همه معلومات گذشتگان از جمله اموری است که در این فرایند تأثیر زیادی داشت. بیکن با نقادی بتها به عنوان موانع شناخت درست، برخی از پیراهههای تعالیم قدما را برشمرد. دانش موانعی دارد که بیکن آنها را بیماریهای شناخت میداند و نخستین آن بیماریها، علاقه مفرط به مطالعه زبانهای باستانی و لغتبازی برخی از نمایندگان جنبش نوزایی بود و دومینش، پرداختن به موضوعات پوک و بیحاصل و مجادلاتی که برای تشحیذ دهن مفید میتواند باشد، اما در قلمرو واقعیت امر سالمی نیست. ذهن وقاد، مجال فراوان و نوشتههای کم برای خواندن، آنان در حجرههای تنگ و تاریک چند نویسنده به ویژه ارسطو که مستبدانه بر آنها فرمان میراند، زندانی بودند، همچنانکه خود در حجرههای حوزههای علمیه و صومعه ها محبوس بودند. دانش آنها دربار? تاریخ سخت اندک بود، اما ذهن آنها بینهایت فعال بود.561

مطلب مرتبط :