راهی «حفظ پیوندهای الهی» و «حفظ پیوندهای خویشاوندی» کدام را باید مقدّم شمرد؛ با صراحت می‌گوید: اگر نزدیک‌ترین خویشاوندان از راه خدا منحرف شوند و آلوده به کفر و فساد گردند، باید از آن‌ها برید و به خدا و ارزش‌های والای الهی انسانی پیوست. <br /> 3ـ در آیه 54 سوره مائده خداوند انسان متدین را محب و محبوب حق دانسته و محبان و محبوبان را بهترین جانشینان مرتدان شمرده است.
﴿یَأَیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُواْ مَن یَرْتَدَّ مِنکُمْ عَن دِینِهِ فَسَوْفَ یَأْتیِ اللَّهُ بِقَوْمٍ یُحِبُّهُمْ وَ یُحِبُّونَه﴾.
«ای کسانی که ایمان آوردید هرکس از شما از آئین خود باز گردد، خداوند جمعیتی را می‌آورد که آنان را دوست دارد و آنان او را دوست دارند».
4ـ در آیه 165 سوره بقره، از دوستی شدید اهل ایمان نسبت به خداوند سخن به میان آمده است؛ دوستی‌ای که ـ بر خلاف دوستی مردمانی که در دوستی‌شان ثبات، ملازمت و دوام نیست ـ بیانگر محبتی عمیق و پایدار است.
﴿وَ مِنَ النَّاسِ مَن یَتَّخِذُ مِن دُونِ اللَّهِ أَندَادًا یُحِبُّونَهُمْ کَحُّبِ اللَّهِ وَ الَّذِینَ ءَامَنُواْ أَشَدُّ حُبًّا للَّهِ وَ لَوْ یَرَی الَّذِینَ ظَلَمُواْ إِذْ یَرَوْنَ الْعَذَابَ أَنَّ الْقُوَّهَ لِلَّهِ جَمِیعًا وَ أَنَّ اللَّهَ شَدِیدُ الْعَذَابِ﴾.
«بعضى از مردم خدا را همتایانى اختیار مى‏کنند و آن‌ها را چنان دوست مى‏دارند که خدا را. ولى آنان که ایمان آورده‏اند خدا را بیشتر دوست مى‏دارند؛ و آنگاه که این ستم پیشگان عذاب را ببینند دریابند که همه قدرت از آن خداست. هر آینه خدا به‌سختی عقوبت مى‏کند».
از مجموع آنچه در آیات بالا آمد که بخشی از آیات تولی و تبری است به‌خوبی استفاده می‌شود که مسئله‌ی پیوند با ذات پاک خداوند و اولیاء الله و بریدن از ظالمان و فاسدان و طاغوت‌ها و در یک کلمه «حبّ فی الله و بغض فی الله» از اساسی‌ترین و اصولی‌ترین تعلیمات قرآن است، این اصل قرآنی و اسلامی، در تمام مسائل زندگی انسان اعم از مسائل فردی و اجتماعی و دنیایی و آخرتی تأثیر مستقیم دارد.
2ـ2ـ3ـ1ـ اهمیت و جایگاه تولی و تبری در روایات
احادیث بسیار فراوانی در کتب اسلامی اعم از شیعه و اهل سنت در زمینه تولی و تبری آمده است، در اینجا به بخشی از این احادیث که از کتب مختلف گلچین شده، اشاره می‌شود:
1ـ در روایت معروف «بنی الاسلام …» که از طرق متعدّد با تفاوت مختصری از معصومان نقل شده، این موضوع به‌خوبی منعکس شده است، از جمله در حدیثی که یار وفادار امام باقر «زراره» از آن حضرت نقل کرده، آماده است: «اسلام بر پنج پایه بنا شده: بر نماز، زکات، حج، روزه و ولایت، زراره می‌گوید: عرض کردم: کدام یک از این‌ها افضل است؟ فرمود: ولایت افضل است؛ زیرا کلید همه آن‌ها است و والی و رهبر الهی راهنما به‌سوی چهار اصل دیگر است».
از این تعبیر به‌خوبی استفاده می‌شود که ولایت و اقتدا به اولیاء الله سبب احیاء سایر برنامه‌های دینی و مسائل عبادی و فردی و اجتماعی است و این اشاره روشنی به تأثیر مسئله ولایت در امر تهذیب نفوس و تحصیل مکارم اخلاق می‌باشد.
۲ـ در حدیث دیگری از امام علی بن الحسین نقل شده است:
«إِذَا جَمَعَ اللَّهُ الْأَوَّلِینَ وَ الْآخِرِینَ نَادَى مُنَادٍ بِحَیْثُ یَسْمَعُ النَّاسُ فَیَقُولُ أَیْنَ الْمُتَحَابُّونَ فِی اللَّهِ قَالَ فَیَقُومُ عُنُقٌ مِنَ النَّاسِ فَیُقَالُ لَهُمُ اذْهَبُوا إِلَى الْجَنَّهِ بِغَیْرِ حِسَابٍ قَالَ فَتَسْتَقْبِلُهُمُ الْمَلَائِکَهُ فَیَقُولُونَ إِلَى أَیْنَ فَیَقُولُونَ إِلَى الْجَنَّهِ بِغَیْرِ حِسَابٍ فَیَقُولُونَ أَیُّ حِزْبٍ أَنْتُمْ مِنَ النَّاسِ فَیَقُولُونَ نَحْنُ الْمُتَحَابُّونَ فِی اللَّهِ قَالَ فَیَقُولُونَ فَأَیُّ شَیْ‏ءٍ کَانَتْ أَعْمَالُکُمْ قَالُوا کُنَّا نُحِبُّ فِی اللَّهِ وَ نُبْغِضُ فِی اللَّهِ قَالَ فَیَقُولُونَ‏ فَنِعْمَ أَجْرُ الْعامِلِین».
«هنگامی که خداوند متعال اقوام اولین و آخرین را (در قیامت) جمع می¬کند، ندا دهنده-ای، به‌گونه‌ای که به گوش همه مردم برسد، ندا می¬دهد و می¬گوید: کجا هستند آن‌هایی که به خاطر خدا همدیگر را دوست داشتند، در این هنگام گروهی از مردم برمی‌خیزند و به آن‌ها گفته می¬شود، بدون حساب به‌سوی بهشت بروید! در این موقع فرشتگان الهی از آن‌ها استقبال می¬کنند، می¬گویند به کجا می¬روید؟ می¬گویند: بدون حساب به بهشت! می¬گویند شما از کدام گروه مردم هستید؟ می¬گویند ما کسانی هستیم که به خاطر خدا یکدیگر را دوست می¬داشتیم، می¬گویند، اعمال شما چه بود؟ می¬گویند ما به خاطر خدا گروهی را دوست می¬داشتیم و به خاطر خدا گروهی را دشمن می¬داشتیم، فرشتگان می-گویند: چه خوب است پاداش عمل کنندگان».
۴ـ در حدیث قدسی خداوند متعال به موسی فرمود:
«هَلْ عَمِلْتَ لِی عَمَلًا قَالَ صَلَّیْتُ لَکَ وَ صُمْتُ وَ تَصَدَّقْتُ وَ ذَکَرْتُ لَکَ قَالَ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى وَ أَمَّا الصَّلَاهُ فَلَکَ بُرْهَانٌ‏ وَ الصَّوْمُ جُنَّهٌ وَ الصَّدَقَهُ ظِلٌّ وَ الذِّکْرُ نُورٌ فَأَیَّ عَمَلٍ عَمِلْتَ لِی قَالَ مُوسَى ع دُلَّنِی عَلَى الْعَمَلِ الَّذِی هُوَ لَکَ قَالَ یَا مُوسَى هَلْ وَالَیْتَ لِی وَلِیّاً وَ هَلْ عَادَیْتَ لِی عَدُوّاً قَطُّ فَعَلِمَ مُوسَى أَنَّ أَفْضَلَ الْأَعْمَالِ الْحُبُّ فِی اللَّهِ وَ الْبُغْضُ فِی اللَّه».
«آیا هرگز عملی برای من انجام داده‌ای؟ موسی عرض کرد: آری! برای تو نماز خوانده‌ام، روزه گرفته‌ام، انفاق کرده‌ام و به یاد تو بوده‌ام. فرمود: اما نماز برای تو نشانه (ایمان) است و روزه سپر آتش و انفاق سایه‌ای در محشر و ذکر خدا نور است. ای موسی! کدام عمل را برای من به‌جا آورده‌ای؟ عرض کرد خداوندا! خودت مرا در این مورد راهنمایی فرما! فرمود: آیا هرگز به خاطر من کسی را دوست داشته‌ای و به خاطر من کسی را دشمن داشته‌ای؟ (در اینجا بود که) موسی دانست برترین اعمال حب فی الله و بغض فی الله (دوستی برای خدا و دشمنی برای خدا) است».
5ـ امام صادق می‌فرمایند: هر که حب و بغضش بر اساس دین نباشد، دین ندارد؛
«کُلُّ مَنْ لَمْ یُحِبَّ عَلَی الدِّینِ وَ لَمْ یُبْغِضْ عَلَی الدِّینِ، فَلَا دِینَ لَهُ .
6- در حدیثی پیامبر اکرم محکم ترین دستاویز ایمان را دوستی و دشمنی برای خدا و پیوستن به اولیای خدا و دوری گزیدن و برائت جستن از دشمنان اوست.
«قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص لِأَصْحَابِهِ أَیُّ عُرَى الْإِیمَانِ أَوْثَقُ فَقَالُوا اللَّهُ وَ رَسُولُهُ أَعْلَمُ وَ قَالَ بَعْضُهُمُ الصَّلَاهُ وَ قَالَ بَعْضُهُمُ الزَّکَاهُ وَ قَالَ بَعْضُهُمُ الصِّیَامُ وَ قَالَ بَعْضُهُمُ الْحَجُ‏وَ الْعُمْرَهُ وَ قَالَ بَعْضُهُمُ الْجِهَادُ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص لِکُلِّ مَا قُلْتُمْ فَضْلٌ وَ لَیْسَ بِهِ‏وَ لَکِنْ أَوْثَقُ عُرَى الْإِیمَانِ الْحُبُّ فِی اللَّهِ وَ الْبُغْضُ فِی اللَّهِ وَ تَوَالِی‏أَوْلِیَاءِ اللَّهِ وَ التَّبَرِّی مِنْ أَعْدَاءِ اللَّهِ».
8ـ حضرت علی در کلام خود، قوام پایه های دین اسلام را بر بنیان محبت استوار می‌داند:
«ثُمَّ إِنَّ هَذَا الْإِسْلَامَ دِینُ اللَّهِ الَّذِی اصْطَفَاهُ لِنَفْسِهِ وَ اصْطَنَعَهُ عَلَى عَیْنِهِ وَ أَصْفَاهُ خِیَرَهَ خَلْقِهِ وَ أَقَامَ‏ دَعَائِمَهُ‏ عَلَى مَحَبَّتِه».
«همانا این دین اسلام، دین خداوندی است که آن را برای خود برگزید. و پایه¬های اسلام را بر محبت خویش استوار کرد».
مراد این روایات که دین و ایمان را مساوی با محبت معرفی نموده‌اند، این است که دین داری صرفاً علم، قطع، جزم و یقین منطقی نیست؛ بلکه رکن عمده و ستون اصلی آن گرایش قلبی و محبت درونی نسبت به معلومات است؛ چراکه این دست قدرتمند محبت است که آدمی را به‌سوی کمالات معلوم در محبوب سوق می‌دهد و مشابهت و مشاکلت با محبوب را رقم می‌زند.
3ـ2ـ3ـ1ـ لزوم همراهی تولی و تبری با یکدیگر
در جهان‌بینی اسلامی تولی و تبری، با هم به‌عنوان دو بال تعالی و پیشرفت بشر در مسیر نیل به سعادت حقیقی تلقی شده است بدون تردید هیچ یک از تولی و تبری بدون دیگری کفایت نمی‌کند؛ نه با تولی محض می‌توان به سعادت رسید و نه با تبری تنها می‌توان از شقاوت رهید. در این‌ باره به برخی از روایت اشاره می‌شود:
1ـ در حدیثی امام صادق کسی که از دشمن امام تبری نمی‌جوید را در گروه دشمنان شمرده است.
«قُلْتُ لِأَبِی جَعْفَرٍ ع رَجُلٌ یُحِبُّ أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ ع- وَ لَا یَتَبَرَّأُ مِنْ‏ عَدُوِّهِ‏ وَ یَقُولُ هُوَ أَحَبُّ إِلَیَّ مِمَّنْ خَالَفَهُ فَقَالَ هَذَا مِخْلَطٌ وَ هُوَ عَدُوٌّ فَلَا تُصَلِّ خَلْفَهُ وَ لَا کَرَامَهَ إِلَّا أَنْ تَتَّقِیَه‏».
اسماعیل جُعفی به امام باقر عرض کرد: شخصی محبت امیرالمؤمنین را در دل دارد، لیکن از دشمن او تبری نمی‌جوید و می‌گوید: علی نزد من محبوب‌تر است. امام باقر فرمود: «چنین کسی پریشان حال و آشفته‏ خاطر است و دشمن محسوب می‏شود، پشت سر او نماز نگذار، او کرامت و ارزشی ندارد، مگر این‏که از او بترسی و مجبور به تقیه باشی».
2ـ در حدیث ذیل امام علی داشتن تبری از دشمن را به شخص یک چشم تشبیه کرده است.
إِنَّ رَجُلًا قَدِمَ عَلَی أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ ع فَقَالَ یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ إِنِّی أُحِبُّکَ وَ أُحِبُّ فُلَاناً وَ سَمَّی بَعْضَ أَعْدَائِهِ فَقَالَ علیه السلام: «أَمَّا الْآنَ‏ فَأَنْتَ‏ أَعْوَرُ فَإِمَّا أَنْ تَعْمَى وَ إِمَّا أَنْ تُبْصِرُ».
شخصی به امیر مؤمنان گفت: من در کنار دوستی شما فلان کس را نام یکی از دشمنان آن حضرت را ذکر کرد نیز دوست دارم. آن حضرت در جواب گفت: «اکنون تو اعور و یک چشم هستی که تنها فضایل ما را می‏نگری و به ما علاقه‏مندی. باید چشم دیگر تو باز باشد تا به‌وسیله آن رذایل دشمنان ما را نیز ببینی و به آنان بغض و کینه داشته باشی، لیکن این وضع دوام نمی‏یابد؛ زیرا حق و باطل و نور و ظلمت در یکجا نمی‏گنجد. در آینده یا هر دو چشم خویش را از دست می‏دهی و کور می‏گردی یا چشم دیگرت بینا می‏شود و بغض و کینه دشمنان ما را نیز به دل خواهی گرفت».
3ـ در بیان دیگری که از امام صادق رسیده، تبری را نشانه صداقت در محبت دانسته، از امام سؤال شد:
و قیل للصّادق علیه السّلام: إنّ فلانا یوالیکم‌ إلّا أنّه یضعف من البراءه من عدوّکم فقال: «هیهات کذب من ادّعى محبّتنا و لم یتبرّء من عدوّنا».
«کسی که ادعای دوستی و محبت ما را دارد و از دشمنان ما برانت نمی‏جوید، در اظهار دوستی ما صادق نیست، بلکه دروغ می‏گوید».
تولی و تبری همانند دو چشم برای انسان است که بینایی و به‌کارگیری هر دوی آن برای پیمودن راه حق ضروری است.
4ـ2ـ3ـ1ـ معیارهای تولی و تبری در اسلام
دین اسلام هر گونه «تولی» و «تبری» را نمی‌پذیرد، بلکه برای آن ملاک‌ها و شاخص‌هایی را بیان کرده است، ما در اینجا مهم‌ترین معیارها‌ی تولی و تبری را بر اساس آیات قرآن و روایات اهل‌بیت بیان می‌کنیم:
الف) ایمان
دوستی و حب و بغض نسبت به دیگران می‌بایست بر اساس معیارهای اسلامی و ایمانی و طبق خواست خداوند باشد؛ از این‌رو لازم است در حب و بغض، به مسئله ایمان توجه ویژه‌ای مبذول داشت.
نخستین معیار برای حب و بغض و گزینش دوست و دشمن این است که به ایمان آنان توجه شود، بنابراین، ایمان، معیار اصلی و تعیین کننده در این موضوع است که خداوند در آیاتی از قرآن و ائمه معصومین در روایات، ایمان را به‌عنوان یکی از معیارهای دوستی معرفی می‌کند. خداوند در سوره انفال می‌فرماید:
﴿إِنَّ الَّذِینَ ءَامَنُواْ وَ هَاجَرُواْ وَ جَاهَدُواْ بِأَمْوَالِهِمْ وَ أَنفُسِهِمْ فیِ سَبِیلِ اللَّهِ وَ الَّذِینَ ءَاوَواْ وَّ نَصَرُواْ أُوْلَئکَ بَعْضُهُمْ أَوْلِیَاءُ بَعْضٍ وَ الَّذِینَ ءَامَنُواْ وَ لَمْ یهَاجِرُواْ مَا لَکمُ مِّن وَلَیَتهِم مِّن شیْءٍ حَتیَ‌ یهَاجِرُوا﴾.
«کسانى که ایمان آورده و هجرت کرده و با اموال و جان¬هایشان در راه خدا جهاد کرده‏اند و کسانى که به آن‌ها پناه داده و یارى کرده‏اند، آن‌ها بعضى اولیاء بعض دیگر هستند کسانى که ایمان آورده و مهاجرت نکرده‏اند شما را از ولایت آنان چیزى نیست».
در رابطه با این موضوع حدیثی از امام باقر نقل شده است که رسول خدا فرمود:
«وُدُّ الْمُؤْمِنِ‏ لِلْمُؤْمِنِ‏ فِی اللَّهِ مِنْ أَعْظَمِ شُعَبِ الْإِیمَانِ، أَلَا وَ مَنْ أَحَبَّ فِی اللَّهِ وَ أَبْغَضَ فِی اللَّهِ وَ أَعْطى‏ فِی اللَّهِ وَ مَنَعَ فِی اللَّهِ‏، فَهُوَ مِنْ أَصْفِیَاءِ اللَّهِ».
«محبت مؤمن نسبت به مؤمن به خاطر خدا از بزرگ‌ترین شاخه‌های ایمان است، آگاه باشید کسی که به خاطر خدا دوست بدارد و به خاطر خدا دشمن بدارد، به خاطر خدا ببخشد و به خاطر خدا خودداری از بخشش کند، او از برگزیدگان خدا است.»
ب) تقوا
یکی از معیارهای دوستی و دشمنی، تقوا است. بر اساس آموزه‌های قرآنی، تقوا معیاری ارزشمند برای انتخاب دوست و نیز حب و بغض داشتن نسبت به افراد است. چنان‌که خداوند متعال می‌فرماید:
﴿الْأَخِلَّاءُ یَوْمَئذِ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ إِلَّا الْمُتَّقِین﴾.
«دوستان در آن روز بعضى به بعضى دشمن هستند، مگر پرهیزگاران».
اگر کسی اهل تقوا است، می‌توان به او نزدیک شد و با او دوستی کرد و هر چه شخص از معیارهای تقوای الهی دورتر باشد، می‌بایست از او دورتر شد؛

مطلب مرتبط :   قرارداد، خریدار، خطرهای، شناور، صادراتی، قراردادهای