دانلود پایان نامه
نفوذ خود در آورند. بنابراین مسئله دولت های وابسته به صورت وسیع در سراسر جهان مطرح شد. یکی از این دولت ها، کشور ضعیف و البته بااهمیت ایران بود که به دلیل موقعیت ژئوپلتیکی و منابع غنی انرژی همواره مورد توجه انگلستان و آمریکا قرار داشت. از سوی دیگر حکومت ایران نیز به دلایل متعددی از جمله: نداشتن مشروعیت داخلی، کمبود و محدودیت امکانات مالی، تلاش برای کسب پرستیژ از راه ارتباط با قدرت های بزرگ، کسب حمایت غرب برای رویارویی با مخالفان داخلی و دشمن احتمالی خارجی (کمونیسم)مستعد پذیرش چنین رابطه سلطه آمیزی بود. کودتای 28 مرداد1332نقطه عطفی در روابط سلطه آمیز انگلستان علیه ایران بود که تا بهمن 57 ادامه یافت. در طول این مدت همکاری های نظامی و انتظامی سرویس های بریتانیا- آمریکا با ایران به شدت افزایش یافت. در واقع تمامی کمک های نیروهای انگلستان ودر کنارآن آمریکا از کمک های مالی ترومن تا همکاری های نظامی و امنیتی آیزنهاور و مطرح شدن ایران به عنوان ژاندارم منطقه در دکترین دوستونی نیکسون148 در رقابت با شوروی و در چارچوب این رابطه سلطه آمیز مفهوم می یابد. رابطه سلطه آمیزی که در آن رژیم شاهنشاهی ایران تنها مجری اوامر و تصمیمات کشورهای مذکوربود. با وجود چنین رابطه ای چندان عجیب نیست که انگلیس و غرب نه تنها با برنامه های هسته ای پهلوی دوم مخالفت نکنند بلکه خود حامی و مشوق آن نیز باشند(لک زایی، 1383: 34-33).
ب) ماهیت حکومت و نوع رابطه با غرب بعد از انقلاب:
پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران در سال 1357شمسی تحولات و تغییرات اساسی و بنیادینی در ایران به خصوص در زمینه ی سیاست خارجی و مناسبات این کشور با دیگر کشورهای جهان به وجود آمد و بسیاری از معادلات حاکم بر سیاست خارجی ایران تحت تأثیر انقلاب اسلامی بازتعریف شد. در همین راستا روابط ایران با بسیاری از هم پیمانان رژیم قبل، از جمله انگلیس وآمریکا به شدت تحت تأثیر تغییرات انقلابی واقع شد. در واقع انقلاب اسلامی که با شعار نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی و استقلال،آزادی، جمهوری اسلامی به پیروزی رسید، استقلال همه جانبه، نپذیرفتن تسلط قدرت های سلطه گر و عدم تعهد نسبت به آنان را به عنوان اصول اساسی سیاست خارجی خود قرار داد: سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران بر اساس نفی هر گونه سلطه جویی و سلطه پذیری عدم تعهد در برابر قدرت های سلطه گر استوار است(منصور،1384: 84).
رهبران انقلاب اسلامی در راستای شعار استقلال گرایی انقلاب مخالف تداوم همکاری های امنیتی ایران با کشورهای غربی به خصوص انگلیس و آمریکا بودند و شورای انقلاب به لغو قراردادهایی که با بیگانگان بسته شده بود، مبادرت نمود. این اقدام نشان داد که ایران در صدد ارائه راه سوم در عرصه ی سیاست خارجی است و به همین دلیل مدل اصلی سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران بر مبنای شاخص های نه شرقی و نه غربی شکل گرفت149. استقلال همه جانبه و سیاست نه شرقی و نه غربی به این معنا بود که ایرانی که قبل از انقلاب پیرو اوامر بریتانیا و جهان غرب بوده و نقش ژاندارم منطقه را در راستای منافع آنان بازی می کرده است، بعد از انقلاب موضعی ضد انگلیسی- آمریکایی اتخاذ کرده و با هرگونه سیستم امنیتی غرب در منطقه مخالفت می نماید150. بدیهی است که تحمل از دست رفتن چنین مهره با ارزشی برای کشورهای مذکور خطرات بالقوه ای ایجاد می کرد. بنابراین تلاش های زیادی برای بازگشت ایران به جایگاه گذشته انجام دادند و از هر اقدامی برای نابودی و تسلیم کردن ایران اسلامی فروگذار نکردند کارشکنی ها و مخالفت آن ها با مسئله هسته ای جمهوری اسلامی هم در همین چارچوب مفهوم می یاید. دلیل دیگر مخالفت بریتانیا و جهان غرب با مسئله هسته ای جمهوری اسلامی، این است که ایران یک کشور اسلامی و مخالف سیاست های استعماری و یک جانبه گرایانه است. اضافه شدن این کشور به جمع معدود کشورهای دارای فناوری غنی سازی اورانیوم و تولید سوخت هسته ای، علی رغم تحریم های شدید غرب، ایران را تبدیل به یک الگو برای تمامی کشورهای اسلامی، در حال توسعه و جهان سوم می کند. این چیزی است که به معنای چالش کشیده شدن نظم موجود در روابط بین الملل است و جهان غرب و به ویژه بریتانیا و آمریکا نمی تواند آن را تحمل کند(ابویی مهریزی،1389: 4-5).
نهایتا اینکه مسئله هسته ای ایران در سال های اخیر از جمله مسائل چالش برانگیزی بوده است که میان غرب و ایران وجود داشته و دارد. نگاهی تاریخی به مسئله هسته ای ایران حاکی از آن است که بریتانیا و غرب به راحتی همکاری با حکومت پهلوی برای دست یابی به انرژی هسته ای را آغاز کرد اما با وقوع انقلاب اسلامی تغییر رویه داده و موضع مخالف با آن را در پیش گرفت. دلیل این تغییر رویه را می توان در ماهیت غیر مستقل حکومت پهلوی و برقراری رابطه سلطه آمیز میان انگلستان و آمریکا و ایران قبل از انقلاب که در آن ایران به عنوان یک مجری تصمیم ایفای نقش می کرد در مقابل ایران دوره جمهوری اسلامی به عنوان کشوری با ماهیت نه شرقی و نه غربی که در تلاش برای دست یابی به استقلال سیاسی نظم موجود در روابط بین الملل را به چالش کشیده است، مشاهده کرد(غریب آبادی،1387: 235).
بند4- رویکردهای کلان بریتانیا در توقف برنامه های هسته ای ایران:
همان طور که در فوق نگاشته و تبیین شد، برنامه هسته ای ایران مهمترین و چالش برانگیز ترین مسئله سیاسی دهه گذشته میان ایران و بریتانیا و غرب بوده است. آنچه برای انگلیس و غرب مسجل گردید، این مسئله است که برنامه هسته ای ایران با سرعت زیادی درحال اجرا و درطی سالیان آینده آماده بهره بری خواهد شد. همچنین تحلیل گردید که دلایل مخالفت انگلیس و غرب در خصوص دستیابی ایران به انرژی هسته ای از بهم خوردن معادلات سیاسی در عرصه بین الملل گرفته تا وحشت اعراب و رژیم صهیونیستی و تبدیل ایران به قدرت منطقه ای و نهایتا خودکفایی های صنعتی- فناورانه را شامل می شود. اما در قسمت پایانی نویسنده درصدد است تا رویکردهای بریتانیا و غرب را در قبال توقف و یا آهسته نمودن روند پیشرفت برنامه های هسته ای ایران مورد واکاوی قرار دهد. لذا نویسنده دو رویکرد کلان تحریم های همه جانبه را از بعد بین المللی و نیز تحریک و ترغیب اعراب خلیج فارس را از بعد منطقه ای را در راستای تبیین درنظر دارد که با استفاده از رویکرد جامعه شناسی تاریخی در بعد خارجی قابل تطبیق و تبیین علمی خواهد بود. رویکردهایی که همچنین می توان از آنان به عنوان مدیریت بحران انگلستان و غرب در قبال مسئله ایران هسته ای یاد کرد. مقوله ای که در مدل مدیریت بحران برچر به وضوح قابل مشاهده و انطباق می باشد.

مطلب مرتبط :   انگلستان، بحرین، خلیج، بریتانیا، انگلیسی، کشتی

– تحریم ها رویکرد بین المللی انگلستان و غرب در توقف برنامه های هسته ای ایران:
کشورهای غربی که در راس آنان انگلستان و آمریکا قرار دارند، با ادعای انگیزه توقف در پیشرفت برنامه اتمی ایران تحریم هایی علیه ایران شکل دادند. این تحریم ها بر روی برنامه اتمی ایران تاثیرگذار نبوده است، بلکه تاثیرات منفی بر روی اقتصاد ایران گذاشته است(Haidar, 2014: 26). این تحریم ها در زمینه های اقتصادی، علمی، سیاسی، فروش سلاح و مهمات می باشد. از جمله تاثیرگذارترین این تحریم ها می توان به تحریم صادرات نفت ایران و بانک مرکزی ایران اشاره کرد که اقتصاد تک محصولی ایران نفت و نقش بانک مرکزی ایران در وصول درآمد سهل حاصل از فروش نفت ایران به کشورهای جهان را هدف گرفته است. با توجه به تحریم هردو بخش نامبرده، اقتصاد ایران دچار مشکل جدی شده است151. مقام های دولت انگلستان در قالب اتحادیه اروپا و نیز شرکای آمریکایی، تحریم های اعمال شده علیه ایران را سخت ترین وفلج کننده ترین تحریم ها در طول تاریخ دنیا نامیده اند که همگی با هدف ضربه زدن به مشروعیت نظام اسلامی و به نوعی تغییر رژیم ساندرز بوده است. نخستین تحریم مهم، جامع و سراسری علیه ایران در دوران معاصر، تحریم بریتانیا علیه ایران به منظور واکنش در برابر انتخاب دکتر محمد مصدق به وزارت بود که هدف ملی سازی صنعت نفت را دنبال می کرد(Ronald,1982: 454) .
اولین قطعنامه شورای امنیت علیه ایران در زمان نخست وزیری محمد مصدق و به منزله واکنش علیه ملی شدن صنعت نفت ایران صادر شد که با هدف سقوط ملی گرایان و تغییرحکومت در مدل ساندرز و نیز ادامه وابستگی ایران در زمینه های صنعتی و نفتی به غرب بوده است. آمریکا نیز در سال ۱۹۸۰ تحریمات اقتصادی وسیعی را در واکنش به تصرف سفارت آمریکا در تهران علیه ایران وضع نمود(Reisman& Baker,1992: 62). پس از انتخابات ریاست جمهوری دولت نهم و به دنبال تشدید اختلافات و چالش ها میان ایران و کشورهای عضو دائم شورای امنیت سازمان ملل، دو قطع نامه تحریمی علیه ایران وضع گردید. این تحریم های شورای امنیت علیه ایران برگرفته از فصل هفتم منشور سازمان ملل هستند، که در آن صحبت از تهدید و یا نقض صلح در جهان به میان آمده است. درواقع بریتانیا و غرب با برجستگی این نکته که دستیابی ایران به تسلیحات هسته ای و کشتار جمعی امنیت را در همه نقاط جهان به خطر خواهد انداخت، ایران را نخستین و مهمترین ناقض صلح در سالیان اخیر معرفی نمودند که این اقدام زمینه ساز تحریم های وسیعی علیه ایران گردید152. همچنین، اصل ۴۲ فصل هفتم این اجازه را می دهد که برای تضمین صلح، تصمیم های ویژه گرفته شود، حتی اگر احتیاج به متوسل شدن به نیروی نظامی باشد پس از اعمال دور چهارم تحریم های شورای امنیت علیه ایران، کشورهای ایالات متحده آمریکا و کشورهای عضو اتحادیه اروپا به رهبری بریتانیا تحریم های یک جانبه فراتر از قطعنامه تصویب شده را نیز علیه ایران اعمال کردند. اتحادیه اروپا از۲۷ فوریه سال ۲۰۰۷ و در پیروی از قطعنامه شورای امنیت، اقدام به اعمال برخی محدودیت ها در ارسال قطعات، تجهیزات و فناوری هایی به ایران کرد که می توان در گسترش فناوری های موشکی و هسته ای کاربرد داشته باشد. این محدودیت ها در سال های بعد گسترش یافت و تجهیزات و فناوری های مورد تحریم بیشتری را شامل گردید. همچنین از آن زمان بازرسی بر کالاهای ارسال شده به ایران از طریق مسیرهای زمینی و دریایی افزایش پیدا کرد(Keddie,2003: 265).
دولت انگلیس در ژوئن ۲۰۰۸ اعلام کرد که در ادامه سیاست تحریم علیه ایران، دارایی های بزرگترین بانک ایران، بانک ملی ایران را ضبط و تحریم کرد. بانک بارکلیز (Barclays) یکی از بزرگترین بانک های انگلستان حساب های ایرانیان از جمله بانک صادرات و بانک ملی ایران را مسدود کرده است. اقدام بانک بارکلیز در پی تصمیم دفتر کنترل دارائی های خارجی در وزارت خزانه داری ایالات متحده آمریکا برای قرار دادن بانک های صادرات و ملی در لیست سیاه تحریم های بین المللی صورت گرفته است. این محدودیت ها شامل مدیران و کارکنان این بانک ها نیز می شود. هرچند دامنه تحریم های اعمال شده علیه ایران به ریاست بریتانیا و آمریکا بسیار وسیع تر آنست که بتوان به ذکر همه آنها پرداخت، لکن به نظر می رسد تحریم های اقتصادی، پزشکی- دارویی، بانکی، پتروشیمی و مواد اولیه برای ایران، شرایط به مراتب دشوارتری را نسبت به تحریم سایر اقلام ایجاد کرده باشد. البته به عقیده نویسنده همه تحریم های یک طرفه اعمال شده علیه ایران، با چندین هدف عمده صورت می گیرد که نخستین آن الغای تمامی فعالیت های هسته ای ایران، می باشد و مواردی همچون ادامه استیلای اقتصادی غرب بر ایران و وابستگی های همه جانبه به آنان، موضع انفعالی ایران در منطقه و عرصه بین المللی و نهایتا عدم شکل گیری ایرانی قدرتمند و توسعه یافته.

مطلب مرتبط :   تحقیق رایگان درباره محدودیت در تأمین مالی، شرکت های پذیرفته شده

– ارعاب اعراب، رویکرد منطقه ای بریتانیا و غرب در راستای فرسایش برنامه های هسته ای ایران:
دومین رویکرد کلان بریتانیا و غرب به اعتقاد نویسنده، تحریک و ارعاب رژیم های پاتریمونیال منطقه از قدرت هسته ای ایران می باشد. به نظر می رسد ایران هسته ای بیش از هر عامل دیگری هویت و موجودیت اعراب منطقه را به خطر می اندازد153. این موضوع زمانی ملموس تر خواهد شد که از دیرباز در راستای ایجاد امنیت و حراست از موجودیت و بقای خود، دست به دامان قدرت های فرامنطقه ای نظیر انگلستان و غرب می شده اند. سابقه تحت الحمایگی کشورهای مذکور از سوی انگلستان نیز به کرات در طول حیات سیاسی این کشورها روی داده است154.
ازسویی دیگر، به رغم تردید اندک مقامات خلیج فارس در جلوگیری از هسته ای شدن ایران، نگاه نخبگان علمی و محافل پژوهشی این کشورها در این خصوص معتقدند با توجه به وزن سیاسی، اقتصادی، جمعیتی و جغرافیای سیاسی، برنامه اتمی و موشکی ایران، در صورت گسترش برنامه هسته ای آن، این خطر وجود دارد که ایران به طور کامل بر دولت های خلیج فارس سیطره پیدا کند(امامی،1384: 578-588).از سویی دیگر، پیچیدگی مسئله هسته ای اایران وهدایت دیپلماسی عمومی، بسیاری را در جهان عرب متقاعد ساخته است که تلاش های غرب در جهت کنترل هرقدرت درحال ظهور است و به عنوان بحرانی در ابعاد جهانی تلقی نمی شود. بسیاری از اعراب خلیج فارس به اویژه در سطح توده ها، با دیدن اینکه یک کشور اسلامی، هرچند غیرعرب، تکنولوژی هسته ای خود را توسعه می دهد و ایالات متحده را در صحنه جهانی به چالش می کشد، احساس غرور می کنند. با توجه به سیاست خارجی دولت نومحافظه کار بوش، این احساس مشترک وجود دارد که دکترین مبارزه با اشاعه،