دانلود پایان نامه
حسابداری محافظه کارانه
تشخیص سریع ذخایر
حسابداری خنثی (فاقد مدیریت سود)
سودی که ناشی از عملیات بی طرفانه می باشد
حسابداری تهاجمی
گرفتن ذخیره کمتر برای مطالبات مشکوک الوصول
کم تر کردن ذخیره موجودی در یک سیاست کاملا تهاجمی
نقض اصول پذیرفته شده حسابداری
تقلب
ثبت فروش قبل از تحقق یافتن
بیان بیشتر موجودی به وسیله ثبت موجودی های واهی
(رونن و یاری، 2008: 28)
2-2-3- مدیریت سود از منظر رخدادهای تاریخی
از دیدگاه تاریخی، درک ما از مدیریت سود تحت تأثیر وقایع زیادی نبوده است. می توان این وقایع را در سه طبقه پژوهش های نظری، تجربی و تغییرات قانونی قرار داد (رونن و یاری، 2008).
در بخش پژوهش های نظری، بینش های جدید با نفوذ و گسترش تئوری بازی ها با حسابداری همراه گشت که شامل پژوهش های انجام شده توسط لامبرت (1984)، دای (1985)، دای (1988)، آریا و همکاران (1988، 2003)،سانکار (1999)، رونن و یاری (2001، 2002)، رونن و همکاران (2003) می باشد (نقل از رونن و یاری، 2008). این پژوهش ها بیانگر این بودند که هموارسازی واقعی نتیجه رابطه نماینده- کارگزار بین مدیر و مالکان شرکت می باشد.
در پژوهش های تجربی، توجه ها معطوف به حالتی شد که در آن مدیریت ممکن است تقاضای مدیریت سود مفید داشته باشد. این پژوهش ها شامل پژوهش های انجام شده توسط هیلی (1985)، شیپر (1989)، جونز (1991)، دیچو و همکاران (1995)، بارتو و همکاران (2000)، دیچو و دیچو (2002)، کانگ (2005)، کوتری و همکاران (2005)، یی (2005)، یاری و همکاران (2007)، یاری (2007) می باشد (نقل از رونن و یاری، 2008: 16). این پژوهش ها به قراردادهای جبران خدمات مدیران اشاره می کنند، هنگامی که افزایش سود منجر به افزایش پاداش مدیران نمی شود، این موضوع ممکن است باعث ایجاد انگیزه در مدیریت برای کاهش سود گزارش شده شوند.
در سطح تغییرات قانونی می توان به سخنرانی رئیس کمیسیون بورس و اوراق بهادار، آرتور لویت (1998)، با عنوان «بازی اعداد»، قانون ساربنز-اکسلی (2002) و همچنین افزایش تعداد کارکنان کمیسیون بورس و اوراق بهادار برای نظارت بر حسابداران و بیانیه های حسابرسی نام برد (رونن و یاری، 2008). سخنرانی آقای لویت باعث انتشار SAB شماره 99 با عنوان «با اهمیت بودن» وSAB شماره 100 با عنوان «تشخیص و زمان بندی ساختار مجدد» وSAB شماره 101 با عنوان «تشخیص درآمد» شد. افزون بر این تشکیل هیات نظارت بر حسابداری عمومی را می توان در این گروه جای داد (رونن و یاری، 2008).
2-2-4- تعاریف مدیریت سود
پیتون (1922) بیان می کند که همیشه ایجاد تعریفی مفید برای یک موضوع گسترده سخت بوده است. تعریف دقیق ممکن است در بهترین حالت ناکافی بوده باشد و اغلب به طور مثبتی گمراه کننده باشد. در مورد مدیریت سود نیز، تعریفی دقیق که همه جنبه های آن را در بر گیرد موجود نیست.
با نگاهی به جامعه حرفه ای حسابداری ملاحظه می شود که تعریف روشنی از مدیریت سود در بیانیه ها و یا استانداردها و سخنرانی ها وجود ندارد. اگرچه برای حد نهایی مدیریت سود که همانا تقلب محسوب می شود تعریف مشخصی (بر حسب انگیزه مدیر) وجود دارد (دستگیر و ناظمی، 1386: 15). در ایران، نیز تعریف روشنی از مدیریت و هموارسازی سود از طرف مقامات قانون گذار و بورس و اوراق بهادار تهران ارائه نشده است (دستگیر و ناظمی، 1386).
با این وجود، رونن و یاری (2008) تعاریف مدیریت سود را در سه طبقه سفید، خاکستری و سیاه طبقه بندی کرده اند. مدیریت سود مفید (سفید)، شفافیت گزارش های مالی را افزایش می دهد. مدیریت سود مضر (سیاه)، شامل ارائه کاملاً نادرست صورتهای مالی و تقلب می باشد و مدیریت سود خاکستری، دستکاری گزارش ها و صورت های مالی در مرزهای مطابق با استانداردهای حسابداری است که می تواند فرصت طلبانه یا افزاینده کارایی باشد. جدول 2-2 اطلاعات مربوط در این زمینه را نشان می دهد.
فرضیه مدیریت سود در ابتدا با عنوان هموارسازی سود توسط هیورث (1953) ارائه و بعداً توسط گوردون (1964) معرفی شد. برای اولین بار توسط مک نیچلسون (1988) عبارت «مدیریت سود» جایگزین عبارت «هموارسازی سود» شد. از آنجا که مدیریت می تواند با اعمال نفوذ خود در تهیه خلاصه ای از عملکرد شرکت، نتایج مورد نظر خود را منعکس نماید، موضوع مدیریت سود در کانون توجه قرار گرفت (ریاحی بلکوئی، 2000).
جدول 2-2- تعاریف مختلف مدیریت سود
نوع مدیریت سود
تعریف