دانلود پایان نامه

2-2-5-3- رویکرد قانونی- سیاسی
این رویکرد جدیدترین رویکرد می باشد که در پژوهش های هارت (1995 )، لاپورتا و همکاران (1999)، ببچاک و همکاران (2000)، ببچاک و فراید (2004)، نیسکانن (2005) به کار رفته است (رونن و یاری، 2008). این رویکرد بر قرارداد بین مدیریت و سهامداران تاکید کرده و سایر قراردادها را به عنوان زیر مجموعه ای از این قرارداد در نظر می گیرد. همانند دو رویکرد دیگر، این رویکرد نیز تضاد منافع بین مدیران و سهامداران را در نظر می گیرد. از نظر این رویکرد، شرکت مجموعه ای از دارایی هاست که ایجاد کننده وجه نقد است ولی حق مربوط به جریان وجوه نقد، در یک شرکت با کنترل معمول مدیریت، متعلق به کسانی که دارای توانایی و اختیار تصمیم گیری در رابطه با این که چگونه این دارایی ها را کنترل کنند هستند، نمی باشد (رونن و یاری، 2008).
2-2-5-3-1- مدیریت سود از منظر رویکرد قانونی- سیاسی
از آنجا که مالکان افراد بیرونی هستند که بر اطلاعات حسابداری دریافتی از افراد داخلی برای تصمیم گیری تکیه می کنند، هر دو دیدگاه مدیریت سود افزاینده ارزش و مدیریت سود فرصت طلبانه در این رویکرد دارای معنا می باشد (رونن و یاری، 2008).
2-2-6- روش های مدیریت سود
اسکات (2009) و تسای و چیو (2009) تکنیک های زیر را برای مدیریت سود بیان کرده اند:
1) شناخت درآمد
شناخت درآمد فروش قبل از اینکه مخاطرات مالکیت انتقال یابد یا قبل از ارائه تمام خدمات مزبور و یا زمانی که مشتری هنوز دارای اختیار توقف، لغو یا تعلیق فروش می باشد.
2) تغییر در رویه های حسابداری
حتی بعد از اینکه مدیریت شرکت رویه های حسابداری را انتخاب کرد، هنوز دارای این اختیار می باشد که چگونه اصول حسابداری به کار گرفته شوند به عنوان مثال در مورد برآورد عمر خدمات، ارزش اسقاط، عمر دارایی های نامشهود، نرخ سوخت حساب های دریافتنی و … اختیار وجود دارد اما باید توجه داشت که در مقایسه با اقلام تعهدی اختیاری، این تغییرات بیشتر قابل مشاهده هستند و نیز اینکه ثبات رویه اجازه نمی دهد که در هر زمان اقدام به تغییر رویه شود (اسکات، 1390؛ ناظمی اردکانی،1388).
3) زمان بندی اجرای استانداردهای جدید حسابداری
هنگامی که کاربرد استانداردهای جدید باعث افزایش سودخالص گزارش شده شود و به نوبه خود موجب افزایش پاداش مدیران شود، مدیران اقدام به اجرای زودتر این استانداردها می کنند و به مدیریت سود می پردازند و برعکس (اسکات، 1390).
4) کنارگذاری یا فروش دارایی ها
این نوع از مدیریت سود، بر خلاف مدیریت سود مبتنی بر ارقام حسابداری، به صورت واقعی صورت می پذیرد و مدیر با کنار گذاری یا فروش دارایی ها اقدام به انجام مدیریت سود می کند. لازم به ذکر است که کشف مدیریت سود واقعی توسط حسابرسان یه سختی انجام می شود. افزون بر این، مدیریت واقعی سود می تواند منجر به کاهش عملکرد عملیاتی بلندمدت شود (ناظمی اردکانی، 1388).
5) اقلام تعهدی اختیاری
مدیریت اقلام تعهدی اختیاری از طریق تغییر فعالیت های اساسی یک شرکت صورت نمی گیرد بلکه این کار از طریق انتخاب روش های حسابداری و برآوردهای حسابداری انجام می شود. مشکل اصلی این است که نمی توان اقلام تعهدی اختیاری را به صورت مستقیم مورد مشاهده قرار داد (اسکات، 1390: 129؛ ناظمی اردکانی،1388).
تسای و چیو (2009) در ادامه بیان می کنند که از میان ابزارهای مدیریت سود، اقلام تعهدی حسابداری، به خصوص اقلام تعهدی اختیاری راحت تر قابل دستکاری بوده و کشف آن نیز سخت تر بوده است. بنابراین،اغلب پژوهش های مدیریت سود بر روی استفاده از اقلام تعهدی حسابداری تمرکز کرده اند.
2-2-7- الگو های مدیریت سود
اسکات (2009) الگوهای زیر را برای مدیریت سود برمی شمارد:
1) الگوی غوطه ور سازی
این الگو در دوره هایی رخ می دهد که شرکت دچار درماندگی سازمانی یا تجدید سازمان است. اگر شرکت مجبور به ارائه زیان باشد، ممکن است مدیران احساس کنند که باید یک زیان بزرگ را گزارش کنند، چرا که چیزی برای از دست دادن در این تقطه ندارند. به این ترتیب و با توجه به اثر معکوس اقلام تعهدی، این اقدام باعث افزایش احتمال گزارش سود در آینده می شود.
2) الگوی حداقل کردن سود
این الگو، مشابه با الگوی غوطه ور سازی ولی با شدت کمتر می باشد. چنین الگویی ممکن است به وسیله شرکت هایی که از نظر سیاسی در دید هستند در دوره هایی که سود بالایی دارند انجام شود.
3) الگوی حداکثر کردن سود
از دید تئوری اثباتی، ممکن است که مدیران به منظور افزایش مزایای خود و همچنین جهت جلوگیری از نقض پیمان های بدهی خود از این رویکرد استفاده کنند.