دانلود پایان نامه

مارکاریان و سانتالو (2011) در پژوهشی با عنوان رقابت در بازار محصول، اطلاعات و مدیریت سود به این نتیجه رسدند که در زمانی اطلاعات کم باشد رقابت در بازار محصول اثر مثبتی بر مدیریت سود دارد. همچنین زمانی اطلاعات زیاد باشد رقابت در بازار محصول اثر منفی بر مدیریت سود دارد.
نمازی و خان سالار (2011) به بررسی رفتار هموارسازی سود در شرکتهای با سود بالا و نسبت ارزش بازار به ارزش دفتری پایین در مقابل شرکتهای با سود پایین و نسبت ارزش بازار به ارزش دفتری بالا در بورس و اوراق بهادار تهران در فاصله زمانی 2003 تا 2007 با استفاده از مدل جونز پرداختند. نتایج آن ها نشان داد که شرکتهای با سود پایین و نسبت ارزش بازار به ارزش دفتری بالا در مقابل شرکتهای با سود بالا ونسبت ارزش بازار به ارزش دفتری پایین تمایل بیش تری به استفاده از اقلام تعهدی اختیاری دارند و به میزان بیش تری اقدام به مدیریت سود می کنند. همچنین آنها به منظور پشتیبانی از پایایی یافته ها، از شاخص ایکل نیز استفاده کردند که نتایج این مدل نیز با نتایج مدل جونز یکسان بود.
داتا و همکاران (2012) در پژوهشی با عنوان قدرت بازار محصول، ساختار صنعت و مدیریت سود به این نتیجه رسیدند که بیشتر صنایع رقابتی دارای مدیریت سود بالایی هستند.
کارونا و همکاران (2012)، در پژوهشی با عنوان رقابت در بازار محصول و مدیریت سود به این نتیجه رسیدند که رابطه مثبت و قوی بین رقابت در بازار محصول و مدیریت سود وجود دارد. همچنین این مطالعه نشان می دهد که عامل صنعت نقش مهمی بر تغییر در میزان مدیریت سود و همچنین رقابت در بازار محصول شرکتها دارد.
وانگ و کمپبل (2012) به بررسی این که چگونه استانداردهای بین المللی گزارشگری مالی، حالت مالکیت و تعداد اعضای هیات مدیره بر مدیریت سود تأثیر می گذارند، پرداختند. نمونه های مطالعه شامل 1329 شرکت پذیرفته شده در بورس چین در فاصله زمانی 1998 تا 2009 بود. نتایج آن ها، بیانگر این بود که حالت مالکیت تا حدودی از انجام مدیریت سود در محیط فعلی چین جلوگیری می کند، اما به نظر نمی رسد که اجرای استانداردهای بین المللی گزارشگری مالی مانعی برای اجرای مدیریت سود باشد. همچنین، به نظر می رسد که افزایش تعداد اعضای هیات مدیره، شیوه خوبی برای کاهش مدیریت سود باشد، اگرچه افزایش هیات مدیره غیر مستقل تأثیری در کاهش مدیریت سود ندارد.
2-8-2- پژوهشهای داخلی
نظر به این که تا کنون، در ایران، پژوهشی در خصوص بررسی تأثیر رقابت بر مدیریت سود شرکت ها، انجام نشده است، در ادامه به ذکر پژوهشهای داخلی پرداخته میشود که تا حدودی با موضوع این پژوهش ارتباط دارند.
خوش طینت و خانی (1382) به بررسی مدیریت سود و پاداش مدیران به منظور شفاف سازی اطلاعات مالی پرداختند. در این پژوهش مدیریت سود در قالب چهار فرضیه در رابطه با پاداش مدیران، پیش بینی پاداش و سود، هموار سازی سود و نظارت مراجع قیمت گذاری بررسی شد. یافته های آن ها بیانگر این بود که مدیران تمایل دارند به منظور افزایش پاداش خود به اعمال مدیریت سود در دوره های سود ده و زیان ده شرکت پرداخته و در دوره های سود ده به هموارسازی سود بپردازند.
خداداد کاشی و شهیکی تاش (1384)، برای سنجش درجه رقابت در بازارهای بین المللی کالاهای عمده صادراتی کشاورزی ایران (پسته، خرما، انگور، سیب، زعفران، خاویار و کشمش) به سنجش تمرکز جهانی بازارهای مذکور برای فاصله زمانی 1997 تا 2000 میلادی پرداخته اند. یافتههای تحقیق نشان داد که شاخصهای تمرکز برای بازار جهانی برخی از محصولات مانند فرش، خرما، زعفران، خاویار وکشمش افزایش یافته است که این مبین افزون شدن شدت انحصار و افزایش نابرابری صادراتی در بازار جهانی اقلام فوق است. از طرف دیگر، این شاخصها در بازار جهانی برخی از محصولات مانند سیب درختی و انگور تغییر چشمگیری نکردهاند.
نوروش و همکاران (1384) نیز به بررسی مدیریت سود در شرکت های پذیرفته شده در بورس و اوراق بهادار تهران طی سال های 1375 تا 1382 با استفاده از مدل جونز (1991) پرداختند. یافته های آن ها نشان داد که شرکت های بزرگ در ایران نیز اقدام به مدیریت سود کرده و انگیزه اعمال مدیریت سود با افزایش بدهی بیش تر می شود. از دیگر یافته های آن ها این بود که مدیران شرکت های بزرگ از اقلام تعهدی، برای کمتر کردن مالیات شرکت هایشان استفاده می کنند و همچنین، با بزرگ تر شدن شرکت ها، تمایل مدیران به مدیریت سود بیش تر می شود.
احمدپور و کریمی (1385) به بررسی مدیریت سود و نقش آن در بازار سرمایه پرداختند. در پژوهش آن ها هموارسازی سود از چهار جنبه مدیریت، اعتباردهندگان و صنعت و حرفه و بازار سرمایه مورد بررسی قرار گرفت. نمونه آن ها شامل 60 شرکت پذیرفته شده در بورس و اوراق بهادار تهران در طی دوره زمانی 1377 تا 1382 بود. نتایج پژوهش آن ها بیانگر این بود که هموارسازی سود در شرکت های پذیرفته شده در بورس و اوراق بهادار تهران وجود دارد و میزان آن بسته به سطوح هموارسازی سود و نوع صنعت متفاوت است.
آقازاده و طبیبی (1386)، به بررسی رقابتپذیری در سه سطح ملی (کشوری)، صنعت و بنگاه (سازمان/ شرکت) پرداختند که عمدتاً بر اساس دو رویکرد محتوایی و فرآیندی به شناسایی رقابت پذیری پرداختند. نتایج نشان داد که بر مبنای رویکرد اول، در شناسایی رقابت ‎پذیری همواره باید بر نیازهای بازار و محیط تأکید شود در حالیکه در رویکرد دوم، بهجای تمرکز بر تحلیل رقابت، فرآیند دستیابی به شرایط رقابتی مورد توجه قرار میگیرد. آنها در قالب بعد یا جنبه سوم شناسایی رقابتپذیری، مؤلفههای رقابتپذیری بنگاه را در دو نوع تشکیلدهنده و تأثیرگذار دسته بندی کردند و دریافتند که یک سری از مؤلفهها که در سطح ملی به عنوان مؤلفههای تشکیلدهنده رقابتپذیری هستند، ممکن است در سطوح صنعت و بنگاه به عنوان مؤلفههای تأثیرگذار باشند و برعکس.
بداغی و بزاززاده (1387) به بررسی رابطه بین مدیریت سود و کیفیت افشا پرداختند. در این پژوهش، کیفیت افشا با استفاده از چک لیستی متشکل از 235 قلم افشا اجباری (مطابق با استانداردهای حسابداری ایران) و مدیریت سود با استفاده از مدل اصلاح شده جونز (1995) بر اساس اقلام تعهدی اختیاری، اندازه گیری شد و نهایتاً برای آزمون فرضیه پژوهش مورد استفاده قرار گرفت. دوره پژوهش آنان سال های 1382 تا 1384 و روش آزمون به دو صورت مقطعی و تجمعی است. نتایج آن ها نشان داد که در بررسی سطح مقطعی سال به سال تنها برای سال 1384 حاکی از تایید فرضیه و وجود رابطه منفی و معنادار بین کیفیت افشا و مدیریت سود می باشد؛ و در مجموع سه سال نیز نتایج نشان دهنده عدم وجود رابطه معنادار است.
غفاریان و جهانگیری (1387)، در مقالهای با عنوان “کیفیت و رقابتپذیری”، دو موضوع اصلی را بیان کردند: اول اینکه، تعریفهای ارائه شده برای کیفیت با نگرشهای متفاوتی عرضه میشود که هر یک رویکرد ویژه ای را بر سازمان مسلط میکند و دوم، هر یک از نگرشهای کیفیت تا چه اندازه سازمان را برای موفقیت در محیط رقابتی آماده میسازد؟ آنها با تلفیق تحلیلی الگوی رقابت پذیری با نگرشهای مختلف کیفیت، نشان دادند که همه این نگرشها نمی توانند به یک اندازه در خلق مزیت رقابتی نقش داشته باشند. اثربخش ترین نگرش، نگرش ارزش محور است که به شیوه مؤثر و متوازنی منافع مشتری و هزینه تولیدکننده را مورد توجه قرار می دهد. این نگرش، نه تنها در موضوع کیفیت، بلکه در تمام تصمیمگیریهای مدیریتی میتواند یک شاخص هدایتگر به سوی موفقیت و رقابتپذیری بیشتر سازمان باشد.
اعتمادی و همکاران (1389) به بررسی تأثیر ارزش های اخلاق شرکتی بر درک مدیریت سود پرداختند. در این پژوهش، موقعیت های شغلی مختلف حسابداران و دیدگاه های متفاوت آن ها از ارزش های اخلاقی سازمانشان مورد بررسی قرار گرفت. یافته های آن ها نشان داد که حسابداران در شرکت هایی با ارزش اخلاقی بالا (پایین) فعالیت های مدیریت سود را به عنوان فعالیت های غیراخلاقی تر (اخلاقی تر) درک می کنند. درک ارزش های اخلاق شرکتی در زنان در مقایسه با مردان به طور معنادارتری بالاتر به دست آمد. در میان جامعه دانشگاهیان افراد جوان از ارزش های اخلاق شرکتی، درک بالاتری دارند. همچنین افراد دارای سطح تحصیلات بالاتر، معتقد به ارزش های اخلاقی بالاتری در شرکت هستند و نیز در میان جامعه حرفه ای حسابداری، شرکت های بزرگ نسبت به شرکت های کوچک تر ارزش های اخلاقی بالاتری را دارا می باشند.
احمدپور و منتظری (1390) به بررسی نوع مدیریت سود و تأثیر اندازه ی شرکت، ساختار مالکیت و حاکمیت شرکتی بر آن پرداختند. نمونه مورد بررسی آن ها شامل 119 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران بین سال های 1382 تا 1387 بود. فرضیات با استفاده از رگرسیون و روش آماری داده های ترکیبی مورد آزمون قرار گرفتند. نتایج پژوهش آن ها نشان دهنده به کارگیری مدیریت سود کارا در بورس و اوراق بهادار تهران است. همچنین نتایج آن ها بیانگر این بود که اندازه شرکت و مالکیت خانوادگی دو عاملی هستند که بر گرایش مدیران در انتخاب نوع مدیریت سود، تأثیر می گذارند. در مقابل بین مدیران غیرموظف، سهامداران نهادی و کیفیت حسابرس مستقل با گرایش مدیران در انتخاب نوع مدیریت سود رابطه معناداری مشاهده نگردید.
خدادادی و جان جانی (1390) به بررسی رابطه مدیریت سود و سودآوری شرکت های پذیرفته شده در بورس و اوراق بهادار تهران در بازه زمانی 1379 تا 1385 با استفاده از مدل های رگرسیونی تک متغیره و لوجستیک پرداختند. نتایج مدل های تک متغیره آن ها نشان داد که شرکت هایی که دارای مدیریت سود نسبت به شرکت های بدون مدیریت سود، در سطح سود عملیاتی و سود خالص، عملکرد ضعیف تر؛ در سطح سود قبل از مالیات و سطح سود خالص، رشد بیش تر؛ در سطح سود خالص، اندازه بزرگ تر و سرانجام در سطح سود هر سهم، نرخ سود تقسیمی بالاتری داشتند. همچنین نتایج به دست آمده از مدل لوجستیک نشان داد شرکت هایی که مدیریت سود داشته اند، دارای رشد بیش تر و بازده کمتری بودند.
خواجوی و همکاران (1390) به بررسی رابطه بین مدیریت سود و مسئولیت پذیری اجتماعی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران پرداختند. نمونه مورد بررسی شامل 115 شرکت پذیرفته شده در بورس و اوراق بهادار تهران در دوره زمانی 1381 تا 1387 بود. با استفاده از مدل های رگرسیونی و با استفاده از نرم افزار EVIEWS نسخه 6 به بررسی و آزمون فرضیات پرداخته شد. یافته های آن ها نشان داد که بین مسئولیت پذیری اجتماعی شرکت و مدیریت سود رابطه منفی وجود دارد و حدود 16% از تغییرات مسئولیت اجتماعی شرکت به طور معکوس تحت تاثیر متغیرهای اندازه شرکت، منابع مالی و مدیریت سود می باشد. افزون بر این، عملکرد مالی شرکت با مدیریت سود رابطه مثبت و با مسئولیت پذیری اجتماعی شرکت رابطه منفی و معکوس دارد.
ستایش و کارگرفرد جهرمی (1390)، در پژوهشی با عنوان بررسی تأثیر رقابت در بازار محصول و ساختار سرمایه با بررسی 86 شرکت در بازه زمانی 1388-1381 به این نتیجه رسید که یافته های پژوهش نشان می دهد که رقابت در بازار محصول و ساختار سرمایه صنایع مختلف متفاوت از هم است. افزون بر این، در حالت استفاده از شاخص Q توبین و هرفیندال-هیرشمن به عنوان شاخص اندازه گیری رقابت در بازار محصول، رابطه مثبت و معناداری بین رقابت در بازار محصول و ساختار سرمایه شرکت ها وجود دارد که مؤید نظریه شکار است. اما در حالت استفاده از شاخص نسبت تمرکز 4 بنگاه، شواهدی دال بر وجود رابطه معنادار بین رقابت در بازار محصول و ساختار سرمایه یافت نشد. از دیگر نتایج این پژوهش، تأیید وجود رابطه غیرخطی و از نوع درجه سه، بین شاخص Q توبین و ساختار سرمایه است. همچنین، با بررسی حالت پویای رابطه بین رقابت در بازار محصول و ساختار سرمایه، دریافتیم که در صنایع مورد بررسی در این پژوهش، ساختار سرمایه هدف وجود دارد و سرعت تعدیل ساختار سرمایه این صنایع 45% است.
نمازی و همکاران (1390) به بررسی رابطه بین کیفیت حسابرسی و مدیریت سود شرکت های پذیرفته شده در بورس و اوراق بهادار تهران پرداختند. آن ها از دو معیار اندازه حسابرس و دوره تصدی حسابرس به منظور محاسبه کیفیت حسابرسی و از مدل تعدیل شده جونز به منظور محاسبه مدیریت سود استفاده کردند. دوره زمانی پژوهش آن ها 1380 تا 1386 بود. آن ها بدین نتیجه رسیدند که بین مدیریت سود و اندازه حسابرس، یک رابطه مثبت ولی غیر معنی دار و هم چنین بین مدیریت سود و دوره تصدی حسابرس رابطه مثبت و معنادار وجود دارد.
اعتمادی و همکاران (1391) نیز به بررسی این مورد پرداختند که چگونه مدیریت سود، کیفیت سود شرکت ها را تحت تاثیر قرار می دهد. در این پژوهش، تاثیر مدیریت سود بر چهار ویژگی سود، شامل کیفیت اقلام تعهدی، پایداری، قابلیت پیش بینی و هموار بودن بررسی شده است. نمونه مورد بررسی شامل 303 شرکت برای دوره زمانی 1381 تا 1387 بود. در برآورد مدل های رگرسیونی چند متغیره از داده های ترکیبی استفاده شده است. نتایج پژوهش آنان بیانگر این بود که با افزایش میزان اقلام تعهدی اختیاری، از مقادیر مطلوب ویژگی های سود کاسته می شود. در این میان کیفیت اقلام تعهدی بیش از سایر ویژگی ها، تحت مدیریت سود قرار می گیرد. همچنین، افزایش در مقادیر اقلام تعهدی اختیاری با کاهش در امتیاز کیفیت سود شرکت ها در ارتباط است. این نتایج از نظریه فرصت طلبانه بودن مدیریت سود حمایت کرده و نشان می دهد که مدیریت سود بر محتوای اطلاعاتی حسابداری خدشه وارد می کند.
ایزدی نیا و همکاران (1392) به بررسی رابطه بین اهرم مالی و مدیریت سود واقعی 118 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سال های 1389-1379 پرداختند. آن ها در پژوهش خود به منظور بررسی رابطه بین اهرم مالی و معیارهای مدیریت سود واقعی از تحلیل رگرسیون چند متغیره به روش داده های ترکیبی استفاده کردند. نتایج بررسی نشان داد که بین اهرم مالی و معیارهای مدیریت سود واقعی، رابطه معکوس و معنادار وجود دارد.
2-9- خلاصه فصل
در این فصل به بررسی نظری مفاهیم استفاده شده شامل مفاهیم مربوط به مدیریت سود، بازار، رقابت، انحصار، رقابت در بازار محصول، رابطه بین رقابت در بازار محصول و مدیریت سود و رابطه بین متغیرهای کنترلی و مدیریت سود پرداخته شد و در پایان، پژوهش های انجام شده در داخل و خارج از کشور در زمینه رقابت در بازار محصول و مدیریت سود ارائه شده است.
در فصل بعد به تشریح فرضیه های پژوهش و تعریف متغیرهای مورد استفاده و همچنین، روش های گردآوری داده ها از جامعه آماری پرداخته می شود. در ادامه، روش های مورد استفاده برای تجزیه و تحلیل داده ها و آزمون فرضیه ها ارائه می شود.