دانلود پایان نامه

4) الگوی هموارسازی سود
از دیدگاه قراردادی، مدیران ریسک گریز، یک جریان دارای تغییر کم در مزایا را ترجیح می دهند. به این ترتیب، آنان ممکن است که سود گزارش شده را به منظور دریافت مزایای جبران خدمت نسبتاً ثابت در طول زمان هموارسازی کنند.
2-2-8- انگیزه های مدیریت سود
بدون وجود انگیزه خاصی، مدیران قضاوت های حسابداری و تصمیمات را صرفاً با هدف گزارش منصفانه عملکرد انجام می دهند. به هر حال، در مواقع متعددی، وجود انگیزههای اقتصادی الزام آوری برای مدیران باعث می شود آن ها دست به مدیریت سود بزنند؛ زیرا ارزش شرکت و ثروت مالکان یا مدیران آن به سود گزارش شده وابسته است (جکسن و پیتمن، 2001). اغلب، پژوهشگران این انگیزه ها را به سه دسته تقسیم می کنند. بر اساس این طبقه بندی ها مدیران ممکن است برای تاثیرگذاری بر موارد زیر اقدام به مدیریت سود کنند (ایقم و کاشل، 2002).
1- انگیزههای قراردادی،
2- انگیزههای بازارو
3- انگیزههای قانونی.
2-2-8-1- انگیزههای قراردادی
انگیزه قراردادی برای مدیریت سود زمانی رخ میدهد که قراردادهای بین یک شرکت و سایر گروهها به اعداد حسابداری اتکا کنند یا سود در شرایط قرارداد بین شرکت و ذینفعان آن تأثیر داشته باشد (ایقم و کاشل، 2002).
2-2-8-2- انگیزههای بازار
با توجه به این که تحلیلگران مالی و سرمایهگذاران از سود و اجزای آن در فرآیند ارزیابی سهام استفاده میکنند، مدیران ممکن است به منظور تأثیرگذاری بر قیمت سهام شرکت اقدام به مدیریت سود کنند (ایقم و کاشل، 2002).
2-2-8-3- انگیزههای قانونی
سومین انگیزه بالقوه مدیران برای مدیریت سود، ارتقاء اقدامات قانونی مساعد است (ایقم و کاشل، 2002). انگیزههای قانونی برای مدیریت سود زمانی رخ میدهد که تصور میشود سود گزارش شده بر اقدامات قانونگذاران یا مقامات دولتی تاثیر بگذارد. مدیران به وسیله دستکاری نتایج عملیات، ممکن است بر اقدامات قانونگذاران یا مقامات دولت تاثیر بگذارند و بدین وسیله وارسی سیاسی و اثرات مقررات را حداقل کنند (ایقم و کاشل، 2002).
2-3- بازار
محلی است که فروشندگان و خریداران جهت مبادله کالا یا خدمات معین با یکدیگر در ارتباط قرار می گیرند. بنابراین بازار، تمامی فروشندگان و خریداران محصول صنعت را در بر می گیرد (خداداد کاشی، 1389).
2-4- رقابت
رقابت در لغت به معنی جستجو و کوشش برای به دست آوردن چیزی است که در همان زمان، دیگران نیز در صدد کسب آن هستند، به طوری که شرایط و قوانین برای همه یکسان و منصفانه باشد. به عبارت دیگر، رقابت تلاشی است برای به دست آوردن چیزی که دیگران نیز به دنبال آن هستند. در متون اقتصادی، رقابت به صورت زیر تعریف می شود:
رقابت حالتی از بازار است که در آن تعداد زیادی خریدار و فروشنده مستقل برای به دست آوردن و یا فروش کالاهای مشابه تلاش می نمایند. این افراد آزادانه به معامله می پردازند و آزادانه و بی قید و شرط به بازار وارد و یا از آن خارج می شوند (خداداد کاشی، 1389). از نظر آدام اسمیت، مبارزه روزمره بنگاه ها اساس رقابت است. «رقابت اعمالی است که بنگاه ها بر علیه یکدیگر انجام می دهند». بنابراین، در صورت پذیرفتن تعریف آدام اسمیت می توان رقابت را حتی در صورت وجود قدرت بازاری نیز پذیرفت. استیگلر مفهوم رقابت را چنین تشریح می کند: « رقابت به شرایطی اطلاق می شود که در آن قدرت انحصاری مؤثر وجود نداشته باشد و هیچ یک از خریداران و فروشندگان قدرت تعیین قیمت نداشته باشند» (استیگلر، 1957).
2-5- انحصار
در یک بازار رقابتی، تمامی رقبا تلاش می کنند که برنده شوند و از پاداش بیشتری برخوردار شوند. اما اگر یکی از آن ها به شدت گوی سبقت را از دیگران برباید، آن گاه رقابت جای خود را تا اندازه زیادی به انحصار می دهد.
انحصار به شرایطی گفته می شود که در بازار فقط یک تولید کننده (عرضه کننده) وجود داشته باشد و برای محصول وی جانشین نزدیکی نباشد (کلارک و دیویس، 1982).
2-6- رقابت در بازار محصول
رقابت در اینجا به عنوان توان بازار شرکتها تعریف میشود. توان بازار به معنی کنترل یک شرکت بر قیمت یا سطح تولید محصولش است. در تعریف عملیاتی، توان بازار به معنای توان انحصاری، انحصار چند جانبه یا رقابتی یک شرکت است (پاندی، 2002). راتیناسامی و همکاران (2000)، بیان کردند که برای اندازهگیری میزان رقابت در بازار محصول میتوان از شاخصهای Q توبین، هرفیندال-هیرشمن و لرنر استفاده کرد (راتیناسامی و همکاران، 2000). لیندنبرگ و راس (1981)، نیز نشان دادند که از نظر تئوریکی، شاخص Q توبین، توانمندترین معیار قدرت بازار شرکت است (لیندنبرگ و راس، 1981). مفهوم تمرکز در علم اقتصاد نیز میتواند بیانگر رقابت باشد. تمرکز، چگونگی تقسیم بازار بین بنگاهها را نشان می دهد. در اندازه گیری تمرکز با اندازه نسبی بنگاهها سر و کار داریم و این که، بازار چگونه بین بنگاههای موجود توزیع شده است و سهم هر یک از آنها چقدر است. همچنین، با توجه به مقدار تمرکز در هر بازار می توان اطلاعات مفیدی راجع به میزان تأثیر نیروهای رقابتی و انحصاری در بازار کسب کرد (خداداد کاشی، 1377).
شاخصهای زیادی برای اندازهگیری میزان تمرکز در بازار وجود دارد که از میان آنها شاخص هرفیندال-هیرشمن و شاخص نسبت تمرکز n بنگاه، در مطالعات تجربی از استقبال بیشتری برخوردار بوده اند (خداداد کاشی، 1389). شاخص هرفیندال-هیرشمن ویژگی هایی دارد که آن را از سایر شاخص ها متمایز میکنند. از مهمترین این ویژگیها میتوان موارد زیر را برشمرد:
1. سازگاری با اصول آکسیوماتیک تمرکز: این شاخص ها با اصول آکسیوماتیک تمرکز یعنی اصل انتقال، اصل ورود، اصل رده بندی و اصل ادغام سازگار هستند.