دانلود پایان نامه

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

467) .
دو عامل برای این شکل از سرمایه اجتماعی حیاتی است، یکی میزان در خور اعتماد بودن محیط اجتماعی، بدان معنا که تعهدات بازپرداخت خواهند شد، و دیگری، میزان واقعی تعهداتی که بر عهده گرفته شده است، یعنی دین مورد انکار کسی قرار نخواهد گرفت، ساختارهای اجتماعی از هر دو بعد با یکدیگر فرق دارند. کنشگران در درون ساختار اجتماعی معین در بعد دوم با هم فرق می کنند (همان: 468).
2- ظرفیت بالقوه اطلاعات: شکل مهمی از سرمایه اجتماعی، توان دستیابی به اطلاعات است که با روابط اجتماعی پیوند ذاتی و لازم و ملزوم دارد. اهمیت اطلاعات از این نظر است که مبنایی برای علم فراهم می آورد. اما اخذ اطلاعات هزینه بر است. در یک مقیاس حداقلی، دستیابی به اطلاعات مستلزم دقت می باشد که بسیار کمیاب است. وسیله ای که از طریق آن بتوان به اطلاعات دست یافت استفاده از روابط اجتماعی است که برای مقاصد دیگری برقرار و حفظ شده اند. این شکل از سرمایه اجتماعی اطلاعاتی را فراهم می آورد که باعث تسهیل کنش می شود. در این حالت ارزش روابط بین افراد نه از آن حیث است که «برگه اعتباری» در قالب دینی که بواسطه عملکرد دیگری ایجاد می شود در دسترس قرار می دهد یا از آن حیث که می توان به طرف مقابل اعتماد کرد. بلکه روابط بین افراد صرفاً بعلت اطلاعاتی که فراهم می سازد ارزشمند می باشد (کلمن، 1384: 620)
3- هنجارها و ضمانت های اجرائی موثر: هنگامی که هنجارهای موثری وجود دارد این هنجارها شکل نیرومند، اما گاه شکننده سرمایه اجتماعی را تشکیل می دهند. بویژه هنجار دستوری که شکل مهم سرمایه اجتماعی را در درون جمع تشکیل می دهد. این هنجار است که فرد باید منافع شخصی را رها کند و به سود جمع عمل نماید. هنجارهایی از این دست (مانع جرم و جنایت، هنجار برای پیشرفت) که با حمایت اجتماعی، پایگاه، احترام و پاداش های دیگر تقویت می شود، سرمایه اجتماعی است که ملت های جدید را می سازد و با وادار کردن اعضای خانواده به از خود گذشتگی, خانواده ها راتقویت می کنند و توسعه جنبش های اجتماعی نو پیدا را از گروه کوچکی افراد سر سپرده، درونگر متقابلا پاداش دهنده تسهیل می کند وبه طور کلی افراد را وادار می کند برای منافع عمومی فعالیت کند. دربعضی از این موارد هنجارها درونی می شوند، و در مواردی دیگر از طریق پاداش های خارجی برای کنش های عادی از منافع شخصی و تایید نکردن کشنهای خود خواهانه تا اندازه زیادی تقویت می شوند. این هنجارها هر گونه که حمایت شوند در حل مشکلات منفعت عمومی که در جهت به هم پیوسته وجود دارد مهم است. این نوع سرمایه اجتماعی هم می تواند کنش معینی را تسهیل کند و هم کنش های دیگر را محدود نماید (کلمن، 1377: 74-473)
4- روابط اقتدار: اگر کنشگر “الف” حقوق کنترل معینی را به کنشگر دیگری به “ب” انتقال داده باشد در آن صورت “ب” سرمایه اجتماعی را بصورت آن حقوق کنترل در اختیار دارد. اگر عده ای کنشگر حقوق کنترل مشابهی را به “ب” انتقال داده باشند آنگاه “ب” مقدار زیادی سرمایه اجتماعی را در اختیار دارد که می تواند به فعالیت های معینی متمرکز کند، بدیهی است این امر قدرت زیادی به “ب” می دهد. در واقع به نظر می رسد این دقیقا تمایل به ایجاد سرمایه اجتماعی لازم برای حل مسائل مشترک است که افراد را در شرایط معینی وادار می کند به رهبری فرهمند اقتدار واگذار کند (همان: 476).
5- سازمان اجتماعی انطباق پذیر: سازمان های داوطلبانه برای پیشبرد مقاصد کسانی که آنها را بنیاد می نهند بوجود می آید. مثلا در یک نمونه تاریخی می توان به اعضای اتحادیه محفل های مطالعاتی دانشجویان اشاره کرد که در این مورد سازمانی که برای هدفی خاص بنیاد نهاد شده بود قابل انطباق برای مقاصد دیگربود. و سرمایه اجتماعی مهمی رابرای افرادی که منابع سازمانی را در دسترس دارند تشکیل می دهد و سازمان هایی که برای مجموعه ای از هدف ها بوجود آمده است به هدف های دیگر نیز می تواند کمک کند. بنابراین سرمایه اجتماعی را تشکیل می دهد که برای استفاده در دسترس است. شاید این شکل در زیر مجموعه شکل های دیگر قبلی بیاید اما پدیده قابل انطباق بودن سازمان اجتماعی به عنوان سرمایه اجتماعی موجود برای مقاصد جدید چنان پدیده فراگیری است که باید توجه شود (همان: 8-477).
6- سازمان تعهدی: کاربرد عمده مفهوم سرمایه اجتماعی به این واقعیت بستگی دارد که سرمایه اجتماعی محصول فرعی فعالیت هایی است که برای مقاصد دیگران صورت می گیرد. با توجه به اینکهسرمایه گذاری مستقیمی در سرمایه اجتماعی نمی شود، با این وجود شکل هایی از سرمایه اجتماعی وجود دارد که نتیجه مستقیم سرمایه گذاری توسط کنشگرانی است که هدفشان دریافت سودی از سرمایه گذاری شان است. برجسته ترین نمونه آن سازمان سوداگری است که صاحبان سرمایه مالی برای کسب درآمد بنا می نهند. شکل دیگر سازمان تعهدی انجمن داوطلبانه ای است که منفعتی عمومی تولید می کند. حتی اگر این سازمان ها به هدف اولیه ای که برای آن تشکیل شده است خدمت کند بنا به طبیعت خود برای تعداد بسیار زیادتری از کنشگران این هدف را برآورده می سازد، نه فقط برای افرادی که نخست آن را بنیان نهاده اند، با فعالیت سازمان، دو نوع محصول فرعی به عنوان سرمایه اجتماعی بوجود می آید:
الف) انطباق پذیری سازمان برای مقاصد دیگر؛

ب) سازمان منفعتی عمومی تولید می کند که ایجاد آن توسط زیر مجموعه ای از افراد سازمان، منافع آن را در دسترس دیگران نیز قرار می دهد، خواه آنها در آن مشارکت داشته باشند یا نداشته باشند (همان، 1377: 79-478).
در اهمیت کار کلمن باید اشاره نمود که او مفهوم سرمایه اجتماعی را در جامعه شناسی آمریکایی مطرح نمود و آن را گسترش داد و آن را در تحصیل سرمایه انسانی برجسته ساخت و برخی از سازکارهای مولد سرمایه اجتماعی را معرفی نمود. در بسط مفهوم سرمایه اجتماعی تاکید وی به پیوندهای اجتماعی که در بین عده معینی از مردم، برای تضمین رعایت هنجارها دارد، قابل توجه است.
2-3-3- رابرت پانتام:
پانتام از محققین اخیر سرمایه اجتماعی در حوزه علوم سیاسی می باشد. وی در تحققاتش به تاثیر سرمایه اجتماعی به رژیم های سیاسی و نهادهای دموکراتیک، متمرکز شده است یکی از جذاب ترین مطالعات علوم سیاسی در موضوع هنجارهای شهروندی، توسط رابرت پانتام و همکارانش در کتابدموکراسی و سنت های مدنی (در سال 1993) انجام گرفته است.
حکومت مرکزی ایتالیا جهت تمرکز زدایی و گسترش دموکراسی از طریق ایجاد حکومت های منطقه ای اصلاحاتی انجام داد. این مسئله پانتام را با این سوال مواجه کرد که با وجود سیاست های مشخص و یکسان دولت مرکزی چرا نهادهای دموکراتیک در شمال ایتالیا کارآمدتر از جنوب عمل می کنند. بعلاوه چه عاملی اختلاف رشد اقتصادی در شمال و جنوب را توضیح می دهد؟ در شمال ایتالیا نهادهای جمعی بهتر کار می کند، مردم بیشتر در انتخابات شرکت می کند، و عملکرد سازمان های اداری مطلوب تر بود، در حالیکه در جنوب ادارات پاسخگوی شهروندان نبودند، و شهروندان نیز به حکومت منطقه ای اعتماد نداشتند. پانتام برای مطالعه کارکرد سازمان های منطقه ای به عنوان متغیر وابسته، دو متغیر مستقل یعنی رشد اقتصادی و سرمایه اجتماعی را در نظرگرفت. برای سنجش رشد اقتصادی از شاخص های اقتصای مرسوم مانند میزان باسوادی، میزان اشتغال و نهادهای مدنی استفاده نمود او در مطالعات خود به این نتیجه رسید که شرایط اجتماعی و اقتصادی، سیاسی و فرهنگی متفاوت دو بخش بویژه به لحاظ وجود سنت های مدنی پایدار و فراگیر در شمال ایتالیا، افراد را در شبکه های روابط اجتماعی در قالب، انجمنها، باشگاه ها، احزاب و مانند اینها قرار می دهد و همکاری میان آنها را تسهیل می کند، و بطور کلی به این نتیجه می رسد که دموکراسی و اقتصاد در مناطقی که سنت مشارکت شهروندی قدیمی تر و مستقل تری دارند بهتر کار می کنند.
پانتام در سال 1995 به ادامه آزمون نظریه اش در مورد تجزیه ایالات متحده پرداخت، فرضیه تحقیقاتش این بود که کیفت زندگی عمومی نهادهای اجتماعی به شدت تحت تاثیر هنجارها و شبکه های مشارکت شهروندی است. او برای آزمون فرضیه، شاخص هایی از قبیل رای دهندگان، مشارکت سیاسی، خوانندگان روزنامه ها، شرکت در انجمن های محلی و غیره را مورد توجه قرار داد. شواهدی که بدست آمد حاکی از کاهش سرمایه اجتماعی در آمریکا بود. وی در جمع بندی تحقیقاتش، این نکته را برجسته می کند که مفهوم جامعه مدنی نقش مرکزی در نزاع جهانی بر سر زمینه های دموکراتیک سازی بازی می کند، این مسئله در دموکراسی های نوپاتر بیشتر برروی ایجاد زندگی شهروندی عالی بجای روابط مشکل آفرین سنتی تمرکز یافته است. حال آنکه در دموکراسی با ثبات، تعداد رو به رشد شهروندان، تردید تازه ای در مورد اثرگذاری نهادهای عمومی آنها، بوجود آورده است. وی شواهدی را که نشانگر تحول بنیادین جامعه آمریکا در طی سه دهه اخیر است چنین بر می شمارد: 1- مشارکت سیاسی و شهروندی: شاخص هایی چون رای دادن، اطلاعات سیاسی، اعتماد سیاسی و فعالان سیاسی نسبت به دو دهه قبل 30 تا 40 درصد کاهش یافته است. موارد غیر سیاسی مانند عضویت در باشگ های محلی و نهادهای مذهبی با سرعت زیادی رو به نزول بوده است، 2- روابط اجتماعی غیر رسمی: روشها بازی های گروهی، برنامه های دسته جمعی، و مهمانی های دوستان نیز روند مشابهی را طی کرده است. 3- تساهل و اعتماد متقابل: اگرچه آمریکائیان نسبت به نسل های پیشین از درجه تساهل و گذشت بالاتری برخوردار شده اند اما شاخص ها نشانگر، کمرنگ شدن اعتماد است (پانتام، 1995: 65-78).
از نظر پانتام سرمایه اجتماعی، وجوه گوناگون سازمان اجتماعی نظیر اعتماد، هنجارها و شبکه هاست که می تواند با تسهیل اقدامات هماهنگ، کارایی جامعه را بهبود بخشند (پانتام، 1380: 285). پانتام معتقد است که همانند سرمایه های متعارف، کسانی که از سرمایه اجتماعی بهره مندند تمایل به افزایش آن دارند .موفقیت در شروع نهادهای ابتدایی کوچک، گروهی از افراد را قادر می سازد تا برای حل مشکلات بزرگتر ناشی از ترتیبات نهادی وسیع تر و پیچیده به افزایش سرمایه اجتماعی موجود بپردازد. به نظر او هر چه از شکل های سرمایه اجتماعی استفاده شود بجای کاهش، افزاش مییابد. وی شایعترین شکل های سرمایه اجتماعی نظیر اعتماد را سرمایه هایی می داند که ذخیره اش در حین استفاده به جایکاهش، افزایش مییابد، در صورت عدم استفاده کاهش، همچنین افزایش، کاهش دیگر شکل های سرمایه اجتماعی مانند هنجارها و شبکه های اجتماعی را همانند اعتماد می داند (همان: 290).
به اعتقاد پانتام یکی از وجوه خاص سرمایه اجتماعی نظیر اعتماد، هنجارها و شکبه ها این است که آن به طور معمول یک کالای عمومی است، برخلاف سرمایه متعارف که بطور معمول یک کالای خصوصی است، سرمایه اجتماعی یکی از ویژگی های ساختار اجتماعی که فرد در آن قرار دارد است که در مالکیت خصوصی هیچ یک از افرادی که از آن منتفع می شوند نمی باشد. در نتیجه سرمایه اجتماعی مانند همه کالاهای عمومی معمولاً از طرف عوامل خصوصی کم ارزش تلقی شده و تلاش زیادی برای افزایش آن به عمل نمی آید (همان: 291) پاتنام اعتماد را یکی از اجزای اصلی سرمایه اجتماعی می داند، که همکاری را تسهیل می کند و هر چه سطح اعتماد درجامعه ای بالاتر باشد احتمال همکاری هم بیشتر خواهد بود و خود همکاری نیز اعتماد ایجاد می کند. به نظر او اعتماد که یکی از عناصر ضروری تقویت همکاری است یک عنصر اختیاری و آگاهانه می باشد. بنابراین اعتماد اجتماعی در جوامع مدرن و پیچیده از دو منبع مرتبط یعنی هجارهای معامله متقابل و شبکه های مشارکت مدنی ناشی می شود و خود هنجارها نیز از طریق سرمشق شدن و اجتماعی شدن (از جمله آموزش مدنی) و نیز از طریق مجازات ها در افراد تلقین و تثبیت می شود (همان: 3-291) به نظر پانتام هنجارهایی که اعتماد را تقویت می کنند بدین خاطر توسعه مییابند که آنها هزینه معاملات را پایین آورده و همکاری را تسهیل می نمایند. او مهمترین این هنجارها را معامله متقابل می داند و هنجارهای معامله متقابل دو نوع می باشند: گاهی اوقات «متوازن» (یا ویژه) و گاهی اوقات «عمومی» (یاشایع) نامیده می شوند، معامله متقابل متوازن به مبادله چیزهای با درونش اشاره داردمانند بند و بست نمایندگ اما معامله متقابل عمومی به رابطه تبادلی مداومی اشاره دارد که در همه حال، یکطرفه و غیر متوازن است، اما انتظارات متقابلی را زیاد می کند مبنی بر اینکه سودی که اکنون اعطا شده، باید در آینده بازپرداخت گردد. هنجارهای معامله متقابل عمومی یکی از مولدترین اجزاء سرمایه اجتماعی است، جامعه هایی که در آنها از این هنجارها پیروی می شود به گونه ای موثر می توانند بر فرصت طلبی فائق آمده و مشکلات عمل جمعی را حل نمایند (همان: 294-293).
پانتام معتقد است، در هر جامعه ای (مدرن و سنتی، اقتدارگر، دموکراتیک) ارتباطات و مبادلات بین افراد از طریق شبکه های رسمی و غیر رسمی، شناخته می شود. بعضی از این شبکه ها اساسا افقی هستند و شهروندان برخوردار از وضعیت و قدرت برابر را دور هم جمع می کنند، اما بعضی دیگر شبکه های عومی می باشند که شهروندان نابرابر را بوسیله روابط نابرابر مبتنی بر سلسله مراتب و وابستگی به هم پیوند می دهند. او بیان می کند که شبکه های مشارکت مدنی از جمله انجمن های همسایگی، کانون های سرودخوانی، تعاونی ها، باشگاه های ورزشی، احزاب توده ای و … کنش افقی شدیدی را به نمایش می گذارند. شبکه های مشارکت مدنییکی از شکل های ضروری سرمایه اجتماعی می باشند. هر چه این شبکه ها در جامعه ای متراکم تر باشند احتمال بیشتری وجود دارد که شهروندانش بتوانند در جهت منافع متقابل همکاری کنند به نظر او شبکه های مشارکت مدنی هزینه های بالقوه عهدشکنی را در هر معامله ای افزایش می دهند همچنین این شبکه ها، هنجارها قوی معامله متقابل را تقویت می کنند و ارتباطات را به عنوان یک چارچوب فرهنگی شفاف برای همکاری آینده عمل می نمایند. اما شبکه عمودییا سلسله مراتبی نمی تواند اعتماد و همکاری اجتماعی را برقرار کند، جریان عمودی اطلاعات اغلب غیر موثق تر از جریان افقی اطلاعات هستند و بخشی از آن به این دلیل است که اطلاعات قابل اتکا و درست مانعی برای بهره کشی و استعمار محسوب می شد. مهمتر اینکه مجازات هایی که از هنجارهای معادله متقابل در مقابل تهدید فرصت طلبی حمایت می کند در شبکه عمودی، کمتر برای مقامات عالی وضع می شوند و اگر وضع شوند کمتر اجرامی گردند. و نتیجه شبکه های عمودی، کمتر از شبکه های افقی برای حل مشکلات عمل جمعی کار ساز هستند. به نظر او، شبک های افقی انبوه ولیکن جدا از هم باعث تقویت همکاری درون هر گروهی می شوند. همه شبکه های مشارکت مدنی که شکاف های اجتماعی را دور می زنند، همکاری گسترده تری را باعث می شوند (همان: 299-296).
پاتنام در نهایت به این جمع بندی می رسد که اکثر شبکه های افقی مشارکت مدنی به مشارکت جریان در طی مشکلات کمک می کنند. پس هر چه ساختار یک سازمان افقی تر باشد، قاعدتاً با باید بیشتر موفقیت نهادی را در اجتماعی وسیعتر تقویت کند. عضویت در گروه های برخوردار از نظم افقی (انجمن های کمک متقابل یا اتحادیه های داوطلبانه) باید ارتباط مثبتی با حکومت خود داشته باشند، و در عوض میزان عضویت در سازمان های برخوردار از نظم سلسله مراتبی، باید رابطه ای منفی با حکومت خود داشته باشد، همه این انتظارات با شواهد و مدارک پژوهشی پانتام در تحقیقاتش انطباق دارند، پس حکومت خوب در ایتالیا محصول فرعی گروه ها و انجمن های افقی می باشد (همان: 302-300).
بطور کلی پاتنام سرمایه اجتماعی را به عنوان وسیله ای برای رسیدن به توسعه سیاسی و اجتماعی در سیستم های مختلف سیاسی می داند. تاکید عمده وی بر مفهوم اعتماد است و بعقیده وی همین عامل است که می تواند با جلب اعتماد میان مردم و دولتمردان و نخبگان سیاسی موجب توسعه سیاسی می شود. بنابراین اگر اعتماد وجود داشته باشد به همان اندازه رشد سیاسی و توسعه اجتماعی بیشتر خواهد بود. تفاوت کار

مطلب مرتبط :   پایان نامه رشته روانشناسی : مسئولیت اجتماعی