دانلود پایان نامه
001/0
464/3
000/0
مقدار ثابت
057/0-
040/0
432/0-
152/0
با توجه به نتایج بدست آمده از آزمون فرضیه سوم پژوهش، به نظر می رسد که با افزایش شاخص تمرکز 4 بنگاه و در نتیجه افزایش تمرکز و انحصار در بازار محصول، اقلام تعهدی اختیاری به صورت معناداری افزایش می یابد. بنابراین، می توان چنین نتیجه گیری کرد که افزایش رقابت در بازار محصول، کاهش مدیریت سود را به دنبال دارد.
4-4- خلاصه فصل
در این فصل، به تجزیه و تحلیل داده ها و تفسیر نتایج حاصل از آزمون های آماری پرداخته شد. در همین راستا، در ابتدا آمار توصیفی و نتایج حاصل از آزمون ایستایی (پایایی) متغیرهای مربوط به مدل شاخص مدیریت سود ارائه شد. سپس، نتایج مرتبط با آزمون فرضیه های پژوهش مطرح شد. در مجموع، نتایج حاصل از آزمون فرضیه های پژوهش بیانگر این است که افزایش رقابت در بازار محصول موجب کاهش مدیریت سود می شود.
فصل پنجم
نتیجه گیری و ارائه پیشنهادها
5-1- مقدمه
کیفیت گزارشگری مالی شاخصی برای تفکیک اطلاعات مفید و سودمند از سایر اطلاعات و همچنین، ضابطه ای جهت افزایش سودمندی اطلاعات است. بنابراین، وجود مکانیزم هایی برای ایجاد اطمینان نسبت به کیفیت اطلاعات مالی در بین سرمایه گذاران و سایر استفاده کنندگان، با هدف هایی مانند کمک به کارایی بازار سرمایه و در نهایت تخصیص بهینه سرمایه ضروری است. بر اساس ادبیات موجود، رقابت در بازار محصول از جمله عوامل مهم و حیاتی در اتخاذ سیاست های گزارشگری مالی توسط شرکت ها محسوب می شوند. بر این اساس، پژوهش حاضر در راستای ارائه نگرشی جدید نسبت به اهمیت، کمیت و کیفیت روابط بین ساختار بازار محصول و کیفیت گزارشگری مالی، با استفاده از اطلاعات نمونه ای شامل 1016 مشاهده از 127 شرکت پذیرفتهشده در بورس اوراق بهادار تهران طی سال های 1384 الی 1391، به بررسی رابطه رقابت در بازار محصول و مدیریت سود در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران پرداخته است. بر این اساس، در فصل اول کلیاتی از پژوهش ارائه شد. در فصل دوم، مبانی نظری پژوهش و پیشینه خارجی و داخلی مطرح شد. در فصل سوم نیز روش انجام پژوهش و آزمون فرضیه ها بیان شد. در فصل چهارم، اطلاعات مربوط به پژوهش در قالب سه فرضیه تجزیه و تحلیل شد. در این فصل نیز، ابتدا، مروری بر نتایج بدست آمده از پژوهش میشود. سپس، به بیان محدودیت های پژوهش، پیشنهادهای حاصل از یافتههای پژوهش و پیشنهادهایی برای پژوهشهای آینده پرداخته میشود.
5-2- نتایج حاصل ازپژوهش
5-2-1- نتایج حاصل از آزمون فرضیه اول
نتایج حاصل از آزمون فرضیه اول نشان میدهد، که با افزایش نسبت Q – توبین و در نتیجه کاهش رقابت در بازار محصول، اقلام تعهدی اختیاری به صورت معناداری افزایش می یابد. بنابراین، می توان چنین نتیجه گیری کرد که افزایش رقابت، کاهش مدیریت سود را به دنبال دارد. این نتایج با نظرات نیکومرام و بادآور نهندی (1388) و کارونا و تیان (2012) مغایرت دارد.
5-2-2- نتایج حاصل از آزمون فرضیه دوم
نتایج حاصل از آزمون فرضیه دوم نشان میدهد، که با افزایش شاخص هرفیندال – هیرشمن و در نتیجه کاهش رقابت در بازار محصول، اقلام تعهدی اختیاری به صورت معناداری افزایش می یابد. بنابراین، می توان چنین نتیجه گیری کرد که افزایش رقابت در بازار محصول، کاهش مدیریت سود را به دنبال دارد. این نتایج با یافته های دروگ و استاگتون (1990)، هریس (1998)، کوهن (2004)، آلی، کلاسا و یونگ (2009)، بتوسان و استانفورد (2005)، پل هو یین من (2010)، مطابقت دارد و با نتایج پژوهش های ورکچیا (1983)، نیکومرام و بادآور نهندی (1388)، کارونا و تیان (2012) مغایرت دارد.
5-2-3- نتایج حاصل از آزمون فرضیه سوم
نتایج حاصل از آزمون فرضیه سوم نشان میدهد که با افزایش شاخص تمرکز 4 بنگاه و در نتیجه کاهش رقابت در بازار محصول، اقلام تعهدی اختیاری به صورت معناداری افزایش می یابد. بنابراین، می توان چنین نتیجه گیری کرد که افزایش رقابت، کاهش مدیریت سود را به دنبال دارد. این نتایج هم راستا با دیدگاه نیکومرام و بادآور نهندی (1388)، کارونا و تیان (2012) نیست.
5-2-4- نتیجه گیری کلی فرضیه های پژوهش
به طور کلی، نتایج حاصل از آزمون فرضیه های پژوهش نشان داد که با افزایش رقابت در بازار محصول، اقلام تعهدی اختیاری به صورت معناداری کاهش می یابد. بنابراین، می توان چنین نتیجه گیری کرد که افزایش رقابت، کاهش مدیریت سود و افزایش تمرکز و انحصار در بازار محصول افزایش مدیریت را به دنبال دارد. یک توضیح احتمالی برای دستیابی به این نتایج که با نتایج چنگ و همکاران (2013) سازگار است و با نتایج دیتا و همکاران (2013) مطابقت ندارد، میتواند این باشد که شرکت هایی که در صنایع با تمرکز بالا قرار دارند، به جهت ترس از توجه رقبا، انگیزه کمتری برای افشا اطلاعات مفید خود دارند در حالیکه شرکت های فعال در صنایع رقابتی تمایل بیشتری به افشا اطلاعات مفید دارند تا شرکت های تازه وارد را دلسرد نمایند.
در ادبیات نظری و تجربی موجود، رابطه بین رقابت در بازار محصول و گزارشگری مالی از دیدگاه انگیز ه هزینه های اختصاصی و هزینه های سیاسی مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج حاصل از پژوهش حاضر با مفاهیم مورد بحث در دیدگاه های انگیز ه هزینه های اختصاصی و هزینه های سیاسی نیز همخوانی دارد. بر اساس انگیزه هزینه های اختصاصی، افشای اطلاعات توسط شرکت ها، احتمالاً موقعیت رقابتی آن ها را تحت تأثیر منفی قرار می دهد. با این وجود، تصمیم گیری های مدیران در سطح مطلوب از افشا در برگیرنده تعادلی بین منافع حاصل از اطلاع رسانی به بازار سرمایه و ارزش شرکت در مقابل هزینه های کمک به رقبا است. ار آنجا که شرکت های فعال در صنایع رقابتی، از سود کمتری برخوردار هستند، با سطح کمتری از هزینه های اختصاصی مواجه هستند. بر این اساس، اطلاعات با کیفیت بالاتری ارائه می کنند. انگیزه هزینه های سیاسی (واتس و زیمرمن، 1978) نیز پیش بینی کرده است که مدیران در مواجه با امکان انتقال ثروت در اثر روابط سیاسی، راهبرد های حسابداری را انتخاب می کنند که احتمال یا اندازه انتقال را کاهش دهد. بر اساس انگیزه هزینه های سیاسی، شرکت های فعال در صنایع متمرکز، با هزینه های سیاسی بالاتری روبه رو هستند و مدیران در این شرکت ها انگیزه بیشتری برای بکارگیری مدیریت سود جهت کاهش سود گزارش شده دارند.