تحقیق درباره رسانه‌های دیداری، گروههای اجتماعی

پاسخ به اشخاص و نهادها [do_widget id=kl-erq-2]
مؤانست با محیط اجتماعی
شفافیت سازمان اجتماعی
اثبات نظم اجتماعی
همبستگی هنجاری
فرهنگ
زمینه ای اعتماد/
بی اعتمادی
(متغیرهای وابسته)
(متغیرهای واسط)
(متغیرهای مستقل)
(متغیرهای زمینه ای)
اثرفرهنگی
قابلیت عاملیتی
زمینه ساختاری
سنت تاریخی
شکل 1– سیرورت اجتماعی فرهنگ اعتماد
فصل سوم
روش تحقیق
فصل سوم: روش تحقیق
1-3 : مقدمه
تحلیل ژرفنگر و درونیِ متون رسانهای جز به طریق روشهای کیفی امکانپذیر نیست. روشهایی همچون تحلیل روایت، تحلیل نشانهشناختی، نقد درونی/ برونی و جز آن از جمله روشهای کیفی تفسیر متن به منظور شناخت جامعه و فضای اجتماعی هستند. در این پژوهش برای فهم اعتماد اجتماعیِ بازنماییشده در سریال ستایش به دو شیوه عمل شده است. بدین ترتیب که ابتدا سریال ستایش به مثابه یک متن به روش نشانهشناختی تحلیل شده است، یعنی سکانسها، نماها، کنشها و دیالوگهایی مورد مطالعه قرار گرفتهاند که از حیث دلالت داشتن بر مؤلفهها و معانی ضمنی و صریح اعتماد اجتماعیِ بیننسلی بیشترین برجستگی را داشتهاند، و سپس کل این تحلیل بر مبنای چارچوب نظری پژوهش به شیوهای جامعهشناختی تفسیر شده است. به بیان دیگر، در بخش نخست، سریال در مقام یک متن مورد تحلیل نشانه شناختی قرار گرفته و رمزگان فنی و ایدئولوژیک و اجتماعی آن، تمهیدات فرمی و روایی و بصری، شگرد ها و تکنیکهای آن، به لحاظ نقشی که در برجستهساختن تصویر خاصی از موضوع مورد مطالعه و بهحاشیهراندن هر تصویر دیگری از آن دارند، مورد مطالعه قرار میگیرند. در بخش دوم، یافتههای حاصل از تحلیل نشانهشناختی در قالب چارچوب نظری پژوهش به شیوههای انتقادی تفسیر میشوند. بدینترتیب که پس از آنکه متن به روش نشانهشناسی تحلیل شد و دادههای معنادار نهفته در آن ( یعنی همان صحنهها، نماها، کنشها، دیالوگها و سکانسهایی که نقش اصلی را در برساختن تیپایدهآلِ اعتماد اجتماعیِ بیننسلی در سریال دارند) مشخص شدند، تلاش میشود تیپایدهآلِ اعتماد اجتماعیِ بیننسلی در سریال به روش انتقادی تفسیر شود، یعنی تناقضها، ناسازهها، سکوتها، غیبتها، برجستهسازیها، طردشدگیها، چندپارگیها و گسستهایی که آن تیپایدهآل به میانجی آنها برساخته شده افشا شود، یوتوپیایی که این تیپایدهآل معطوف به تحقق آن است مشخص گردد و مفروضات بنیادینی که متن دربارۀ جامعه و تحول اجتماعی دارد و با تکیه بر آنها به برساخت این تیپایدهآل پرداخته برملا و نقد گردد.
2-3 : تحلیل نشانهشناختی
نشانه شناسی، در کنار روشهای دیگری همچون تحلیل بلاغی، تحلیل گفتمان و تحلیل محتوا، یکی از روش های تحلیل متن است. بر اساس رهیافت نشانهشناسی، هر چیزی ـ کلمات، تصاویر و خود چیزها ـ می‏‏تواند به مثابه دال‏هایی برای تولید معنا به کار گرفته شود. یک سریال تلویزیونی به مثابه متن در سه سطح فنی، اجتماعی و ایدئولوژیک رمزگذاری میشود و مجموعهای از معانی سازگار و منسجم به وجود میآورد؛ که این معانی به نوبه خود شعور متعارف جامعه را شکل میدهند. هدف از تحلیل نشانهشناختی، معلوم کردن آن لایههای معانی رمزگذاری شده است که در ساختار متن وجود دارد (فیسک،1380 :128-130). نشانهها در تعین دادن به واقعیات، کارکردی ایدئولوژیک دارند. واسازی و به چالش کشیدن واقعیت نشانهها معلوم میسازد که واقعیتهای چه کسی در موقعیت محق قرار گرفتهاند و موقعیتهای چه کسی سرکوب شدهاند (چندلر،1386 :42). نشانه شناسی به ما کمک می کند که از نقش رسانه ای نشانه ها و نقشی که خودمان و دیگران در بنا کردن حقایق اجتماعی ایفا میکنیم آگاه شویم. از نظر نشانه شناسی واقعیت چیزی مستقل از تفاسیر بشری نیست. از منظر نشانه شناسی اطلاعات یا معنا ها در جهان یا در رسانه های دیداری/ شنیداری جای نگرفته اند. معنا برای ما فرستاده نمیشود، ما آن را فعالانه از طریق فعل و انفعالات پیچیده ای با رمزگان یا قراردادهایی که معمولاً از آن ها نا آگاهیم خلق می کنیم. از نظر نشانه شناسی ما در جهانی از نشانه ها زندگی می کنیم و هیچ راهی برای فهم چیز ها جز از طریق نشانه ها و رمزگانی که این چیز ها در آن سازمان یافته اند نداریم. نشانه ها در تعین بخشیدن به واقعیات کارکردهایی ایدئولوژیک دارند. واسازی و به چالش کشیدن واقعیت نشانه ها معلوم می سازد که موقعیت های چه کسی در موقعیت بر تر و محق قرار گرفته اند و موقعیت های چه کسی سرکوب شده اند. چنین مطالعه ای شامل تحقیق در چگونگی ایجاد و حفظ واقعیت توسط گروههای اجتماعی خاص است (همان، ۱۳۸۷: ۳۸).
]]>