دانلود پایان نامه

جدول شماره4-2-4-فرضیه 4…………………………………………………………………………………………………………………….60
چکیده فارسی:
هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه سلامت روان و پایگاههای هویت و منبعکنترل با اختلالات تغذیهای در زنان .پژوهش حاضر با توجه به هدف کاربردی و شیوه اجرای آن همبستگی است ازجامعه مورد نظر تعداد 100نفراز زنان مراجعه کننده به مراکز مشاوره بر اساس جدول مورگان و کرجسی وبااستفاده از نمونهگیری دردسترس انتخاب شدهاند و بهکمک پرسشنامههای سلامت عمومی GHQ28وپرسشنامه سبک هویت و پرسشنامه منبعکنترل راتر داده های مورد نظرجمع آوری شد. فرضیه ها شامل:1-بین مؤلفههای سلامت روان با اختلالات تغذیهای رابطه وجود دارد.2-بین مؤلفههای منبع کنترل با اختلالات تغذیه ای رابطه وجود دارد.3-بین مؤلفه های پایگاه هویتی با اختلالات تغذیهای رابطه وجود دارد. 4- مؤلفه های سلامت روان و منبع کنترل و پایگاههای هویت پیش بینی کننده اختلالات تغذیه هستند، میشود. و نتایج تحلیل آماری به وسیله نرم افزار SPSS16 از روشهای آمار توصیفی مانند میانگین و انحراف معیارو ازروشهای آمار استنباطی ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندمتغیره نشان دادکه: که بین مولفه های سلامت روان (علائم جسمانی ،علائم اضطرابی ،ناکنشوری اجتماعی ، افسردگی و نمره کلی سلامت روان با اختلالات تغذیه ای رابطه مثبت و معنادار وجود دارد(p<0>p و 61/13=F). بنابراین متغیر علائم جسمانی با ضریب بتای 28/0 می توانند به طور مثبت و معنی داری اختلالات تغذیه زنان را پیش بینی کنند.
واژگان کلیدی:اختلالات تغذیه ،سلامت روان ،منبع کنترل ،پایگاه هویت ،شهرستان کرمانشاه ،
فصل یکم
کلیات پژوهش
1-1-مقدمه:
اختلالات تغذیه ای از جمله مشکلاتی هستندکه ارتباط نزدیک با شیوهزندگی وفرهنگ جامعه دارند. تمایلشدید برخی از فرهنگ ها به خصوص فرهنگ غرب در توجه به زیبایی اندام، لاغری و تناسب اندام، اغلب اوقات، آن ها را به اعمال رژیمهای غذایی سخت و طاقت فرسا وادار میکند و یا حتی بعضی از آن ها به اقدامات دیگری نظیر ورزش های شدید، استفراغ عمدی، استفاده از داروهای مسهل و غیره روی می آورند. اکثر موارد گزارش شده مربوط به کشورهای غربی است اما از کشورهای آسیایی نیز گزارش هایی ارائه شده است که حاکی از نفوذ آن در کشورهای آسیایی میباشد(فیربورن،2006). اختلالات تغذیه ای شامل دو دسته عمده می باشند، در نوعی از آن تحت عنوان بی اشتهایی عصبی، بیمار با امتناع از غذا خوردن سعی در کاهش وزن خود دارد به نحوی که حتی کاهش وزن بیشتر از 20% نیز رضایت بخش نمیباشد. پرخوری عصبی حالت دیگری است که در آن بیمار پس از خوردن با ایجاد حالت تهوع و استفراغ عمدی و یا استفاده از دارو های مدر و مسهل سعی در کاهش اجباری وزن خود دارد طبق بررسی های صورت گرفته در مطالعات همگانی و استفاده از آمار تشخیصی، اختلالات تغذیهای در بین زنان نسبت به مردان 9 برابر شیوع بیشتری داشته است. اختلالات تغذیهای، دارای تظاهراتی در زمینه های مختلف گوارشی، پوستی، اختلالات الکترولیتی و غیره است. طبق ملاک های تشخیصی ذکر شده در متن تجدید نظر شده بیماریهای روانی آمریکا 5 (2012)برای تشخیص قطعی اختلالات تغذیهای، بروز رفتارهای زیر لازم است: اشتغال ذهنی دائم با غذا و میل شدید به غذا و عدم کنترل در غذا خوردن، کوشش برای رفع اثرات چاقکننده غذا با رفتارهای جبرانی6 نامناسب مثل استفراغ عمدی، سوء مصرف دارو های مسهل، استفاده از محدودیت های غذایی و دورههای متناوب گرسنگی کشیدن، مصرف دارو های بازدارنده اشتها، مصرف ترکیبات تیروئیدی یا دارو های مدر، آسیب روانی شامل ترس مرضی از چاقی، بهطوریکه بیمار، آستانه وزن بسیار دقیقی را برای خود در نظر میگیرد که آشکارا از وزن قبل از بیماری که بر اساس نظر پزشکان متناسب و در سطح بهینه بوده است پائین تر است و تاثیر فشارهای اجتماعی بر غذا خوردن. موارد ذکر شده از علائم اختلالات تغذیه ای می باشند و در مرحله بعد، افراد مبتلا طبق تشخیص علائم گزارش شده برای هر یک از گروه های پراشتهایی عصبی یا بیاشتهایی عصبی، می توانند در هر یک از این دو گروه قرار بگیرند. جاکلین و همکارانش (2007) سن شروع اختلالات بی اشتهایی عصبی را اواسط دوره نوجوانی تشخیص دادهاند .هویت یابی به موازات رشد فیزیکی ،شناختی ،اجتماعی و عاطفی اهمیت خاصی دارد فرد با شور زیادی از خود سوال می کنند که جایگاه من کجاست ؟شغل؟موقعیت تحصیلی؟ازدواج و…. من چگونه خواهد شد این سوالات در واقع تلاش برای یافتن هویت است که در نحوه برخورد با دیگران اثر می گذارد و با تغییر زمینه اجتماعی دچار دگرگونی می شود(احدی،جمهری 1385). اریکسون معتقد است عمده ترین تکلیف یک فرد حل بحران هویت است که برای رسیدن به هویتی کم و بیش ثابت باید نیازها ،آرزوها و توانایی های خود را به شکل تازه ایی سازمان دهد تا بتواند خورا باشرایط و انتقادات موجود در جامعه وفق دهد( احدی-جمهری1385). سلامت روانی جنبه ایی از مفهوم کلی سلامت است و به عقیده فروید انسان سالم کسی است که هر یک از مراحل رشد روانی-جنسی را با موفقیت گذرانده باشد و در هیچ یک از مراحل مزبور بیش از حد تثبیت نشده باشد و به عقیده اسکینر فردی که رفتارش منطبق بر قوانین و ضوابط جامعه باشد و با استفاده از شیوه ها را اصلاح رفتار برابر بهبود و به هنجار کردن رفتار خود اقدام کند فرد سالمی است و از نظر راجرز انسانی که سلامت روانی دارد، انعطاف پذیر است، پیش داوری ندارد، احساس آزادی و خلاقیت میکند و سازمان بهداشت جهانی آن را مفهومی کلی یعنی توانایی کامل برای ایفای نقش های اجتماعی، روانی، جسمی قلمداد می کند. چه کسی یا چه چیزی سرنوشت شما را تعیین میکند؟ وقایع و حوادث زندگی روزمرهی خود را خوب درنظر بگیرید؛ چه کسی مسئول این وقایع است؟ در صورت بروز مشکلات چه کسی را سرزنش میکنید و در مورد موفقیتهای به دست آمده چه کسی را مؤثر میدانید؟ پاسخ شما به این سؤالات کانون کنترل شما را نشان میدهد. انسا نها یاد گرفته اند که وقایع زندگی را به نحوخاصی ببینند؛کانون کنترل به نحوه ی نسبت دادن علتها به وقایع زندگی گفته میشود. این عامل نشان میدهد که شما عادت دارید کجا دلایل رویدادهای زندگی را جستجو کنید. هر انسانی به طور طبیعی یک دستگاه ادراکی دارد که خودش از وجود آن باخبر نیست. این عقیده که چیزی درکنترل شماست، قویاً بر گفت وگوی درونیتان با خود و جهانی که درآن زندگی میکنید تأثیر دارد. شما به سؤالات ساده ولی اساسی زندگی به شیو های قابل پیش بینی پاسخ میدهید. چون ادراک شما در مورد اینکه وقایع زندگی چگونه کنترل میشود، معمولاً از یک ثبات نسبی برخوردار است (مک گراو،2001). به عقیده ی راتر یکی از ابعادی که افراد را از یکدیگر متمایز میکند، درجه ی کنترلی است که افراد تصور میکنند بر رویدادهای زندگی خوددارند. به سخن دیگر میزان اعتقاد انسانها بر کنترل رویدادهای مؤثر در زندگی، عاملی است که سبب تمایز آ نها از یکدیگر میشود. لذا پزوهش حاضر سعی دارد به بررسی رابطه متغییرهای سلامت روان و پایگاههای هویت ومنبع کنترل با اختلالات تغذیهای در زنان مراجعهکننده به مراکز مشاوره تغذیه شهرستان کرمانشاه بپردازد.
1-2-بیان مسأله تحقیق :
اختلالات تغذیه ای یا خوردن بر حسب آشفتگی شدید در رفتار خوردن مشخص می شود که شامل بی اشتهایی روانی می شود که معمولا” بین 10 تا 30 سالگی شیوع پیدا می کند و میزان آن در دختران 10 تا 20 برابر بیشتر از پسران است. این بیماران از حفظ وزن بدنشان در سطح حداقل وزن مورد انتظار و یا افزایش وزن مورد انتظار در دوره رشد خودداری می نمایند،این بیماران مشخصا” از چاق شدن می ترسند و وجه مشخصه آنان اختلال عمیقی است که اینها در برداشت از تصور بدنی خود دارند.اختلال بعدی را پرخوری عصبی-روانی تشکیل میدهد که عبارت است از دوره های تکرار شوندهی پرخوری، احساس فقدان کنترل بر خوردن،استفراغ عمدی و سوء مصرف مواد ملین و روزه داری و ورزش افراطی برای پیشگیری از افزایش وزن.اختلال بعدی شامل چاقی می شود که حالتی از تجمع بیش از حد چربی در بدن را در بر می گیرد بطور قراردادی وقتی وزن بدن بیست درصد بیشتر از وزن معیار معمول باشد چاقی مطرح می شود که می تواند با تعیین میزان چربی در شاخص توده بدن مشخص شود که عامل ژنتیکی،هیجانی،و عادات تغذیه از جمله عوامل تاثیر گذار بر آن است(فیربورن،2006).یکی از سازه های مهم در نظریه یادگیری اجتماعی منبع کنترل است یا همان کنترل بیرونی و درونی طبق نظریه راتر افراد با جهت گیری درونی معتقدند که تقویت کننده ها مشروط به کنترل آنها و نتیجه مهارتهای آنها در انجام کارهاست در مقابل افراد با جهت گیری بیرونی ارتباط اندکی و گاه هیچ ارتباطی بین رفتار خود و تقویت کننده های مختلف نمی بینند آنها پیش آمد تقویت کننده ها را نتیجه بخت و اقبال و شانس و یا افراد قدرتمند می دانند اعتقاد به کنترل درونی در خانواده ها آموخته می شود که در آن والدین صمیمی و پشتیبان کودکان هستند و سعی نمی کنند کنترل مستبدانه ای بر آنها داشته باشند همچنین والدین در شیوه تربیت فرزتدان ثبات رفتاری دارند افراد کنترل درونی از توانایی بیشتر در حل مسائل زندگی برخوردارند و در مقایسه با کنترل بیرونی از لحاظ اجتماعی سازگارترند این افراد به صورت مستقل تصمیم گیری می کنند و وابسته به دیگران نیستند این افراد از لحاظ سلامت جسمی در وضعیت بهتری هستند و خود را مسئول سلامت جسمیشان می دانند لذا به بررسی این مولفه مهم در کنترل رفتار در افراد مبتلا به اختلال خوردن می پردازیم (فیست و فیست، 1994 ).تاکنون تعاریف متعددی از سلامت روان ارائه شده است که همگی بر اهمیت یکپارچگی و تمامیت شخصیت تاکید ورزیده اند.برخی سلامت روانی را تعادل بین اعضا و محیط در رسیدن به خودشکوفایی می دانند(چاهن،1991). سلامت روانی را وضعیتی از بلوغ روانشناختی تعبیر میکنند که عبارتند از حداکثر رضایت به دست آمده و اثربخشی از تعامل ضروری و اجتماعی که شامل احساسات و بازخوردهای مثبت نسبت به خود و دیگران می شود.انجمن کانادایی بهداشت روانی سلامت روانی را در سه بخش شامل بخش اول:بازخوردهای مربوط به خود الف)تسلط بر هیجان ب)آگاهی از ضعف های خود ج) رضایت از خوشی های خود. بخش دوم:بازخوردهای مربوط به دیگران الف)علاقه به دوستی های طولانی و صمیمی ب)احساس تعلق به یک گروه ج)احساس مسئولیت در مقابل انسانی و مادی.بخش سوم:بازوخوردهای مربوط به زندگی الف)پذیرش مسئولیت ها ب)ذوق توسعه امکانات و علاقه خود ج)ذوق خوب کار کردن. هفت ملاک برای سلامت روان معرفی نموده اند: 1-رفتار اجتماعی مناسب 2-رهایی از نگرانی و گناه3-فقدان بیماری روانی 4-کفایت فردی و خودمهارگری 5-خویشتن پذیری و خودشکوفایی 6- توحید یافتگی و سازمان یافتگی شخصیت 7-انعطاف پذیری.موضوع هویت از مهمترین مسائل مربوط به زندگی انسان ا ست( اسکندری ،1389) .هویت یک حس درونی در فرد است که ناشی از نیاز روانشناختی آنها به تعلق و وابستگی می باشد مانند حس همانندی با گروهی از مردم ،اریکسون هویت را ایجاد هماهنگی میان تصور فرد از خود به عنوان یک فرد بی نظیر و باثبات میداند. بروزونسکی و کاک (2010) سه سبک هویتی اطلاعاتی ،هنجاری،و سردرگم-اجتنابی را از یکدیگر متمایز کردند. از نظر مارسیا حالت های هویت عبارتند از هویت سردرگم،هویت اجتماعی،هویت زودهنگام،هویت مهلت خواه می باشد. باتوجه به بیان نظریات و دیدگاههای مهم درباره مؤلفه های پژوهش سعی شده به بررسی رابطه بین متغیرهای مذکور پرداخته شود .
1-3-اهمیت و ضرورت انجام تحقیق :
معنی روانشناختی غذا از نیروی تغذیه ای آن فراتر میرود معمولا افراد وقت و تلاش زیادی را در انتخاب آماده سازی و سرو غذا صرف میکنند و انسانها علاوه بر وابستگی جسمانی تداعی های هیجانی نیرومندی با غذا دارند .با توجه به میزان شیوع اختلالات تغذیهای که در سن نوجوانی شروع شده و تا بزرگسالی ادامه می یابد و اوج ابتلا به آن 14 تا 18 سالگی است و تاثیرات منفی که بر کارکردهای جسمانی و روانشناختی فرد میگذارد از جمله اختلال در قاعدگی ،تغییرکارکرد قلب و فشار خون،تغییر فعالیتهای روده ای-معده ای،افسردگی خفیف،اختلال در تنظیم هیجانات،اختلال وسواسی-جبری،مشغله ذهنی طولانی مدت راجع به وزن و ظاهر بدن و اینکه 80 تا 90 درصد مبتلایان را زنان تشکیل می دهد و نیز میزان مرگ و میردر این گروه 18 برابر بیشتر از جمعیت عادی است.لذا در پژوهش حاضر سعی می شود به بررسی رابطه سلامت روان،پایگاه هویتی و منبع کنترل با اختلالات تغذیه ای در زنان 20 تا 40 سال پرداخته شود و تاثیرات این اختلال بر روی سلامت زنان به عنوان مادران و نقشی که در تربیت نسل آینده به عهده دارند از اهمیت زیادی برخوردار میباشند، همچنین با تعیین نقش کسب پایگاه هویتی در این مبتلایان جایگاه مهم کسب هویت در سنین نوجوانی مورد بررسی قرار داده و اینکه این افراد منبع کنترل بر رفتار خود را چگونه ارزیابی میکنند، مورد بررسی قرار گیرد.
1-4-اهداف تحقیق :
1-4-1-هدف اصلی:
هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی رابطه سلامت روان، منبعکنترل و پایگاههای هویتی با اختلالات تغذیهای در زنان مراجعه کننده به مراکز مشاوره تغذیه در شهر کرمانشاه در سال 1394 است.
1-4-2-اهداف فرعی :
1-تعیین رابطه بین مولفه های سلامت روان با اختلالات تغذیه ای
2-تعیین رابطه بین مولفه های منبع کنترل با اختلالات تغذیه ای
3-تعیین رابطه بین مولفه های پایگاه هویتی با اختلالات تغذیه ای
4-تعیین رابطه بین مولفه های سلامت روان و منبع کنترل و پایگاههای هویت با اختلالات تغذیه ای
1-5-فرضیه‏های تحقیق:
1-بین مؤلفه های سلامت روان با اختلالات تغذیه ای رابطه وجود دارد.