دانلود پایان نامه
5- اجماع : به معنای مشارکت و همدستی همه افراد است تا از یکدیگر یاد بگیزند و نیروزایی به وجود آید. نیاز به اجماع هم برای انجام امور و هم تشویق به آن گونه اکتشاف و یابندگی که لازمه رشد سازمانی است، ضروری است (قدمگاهی، 1383).
تولبرت، مک کلین و مایرز (2002) نیز برای سازمان یاد گیرنده ویژگی هایی به شرح زیر قائل هستند:
-پذیرنده تغییرات،
– مدیران را به اینکه تسهیل گر یادگیری باشند، تشویق می کند.
– بازخورد را تشویق می کند
– دیدگاه کلی و سیستماتیک به سازمان و سیستم ها، فرایندها و روابط آن دارد.
-بصیرت، هدف و ارزش ها را در سطح سازمان به اشتراک می گذارد
– راهبردهایی برای اشتراک یادگیری و استفاده از آن در کار وجود دارد.
-فرصت های بیشماری را برای یادگیری از تجارب فراهم می کند.
– اعتماد را در سراسر سازمان منتشر می کند.
– برای بهبود مداوم تلاش می کند
– دیدگاه های غیر منتظره را به عنوان فرصتی برای یادگیری در نظر می گیرد (تولبرت، مک کلین و مایرز، 2002).
همچنین از: یادگیری نحوه کار با استراتژی، سیاست گذاری مشارکتی، اطلاع رسانی، حسابداری و کنترل تشکیلاتی، مبادله داخلی، توانمندی ساختارها، جو یادگیری و فرصت های خود گسترشی برای همه، نیز به عنوان ویژگی های شرکت ها و سازمان های یادگیرنده نام برده شده است (دعائی و مردانه، 1377: 234).
تفاوت سازمان های یادگیرنده با سازمان های سنتی
سازمان های سنتی، با پیشرفت های جزئی و پله ای پای خود را در جای تجربیات موفق قبلی سازمان می گذارد. این سازمان ها منتظر می مانند تا شوکی وارد شود و یا معضلی رخ دهد تا اینکه به عنوان محرک عمل کنند و سازمان نیز بلافاصله به این محرک پاسخ می دهد. در سازمان های سنتی، ایستایی و
تغییر ناپذیری روابط موجود در داخل سازمان (الگوهای خشک و خالی و رسمی سازمان) و وجود تجربیات درازمدت مبتنی بر آزمون و خطا و موفقیت های قبلی، باعث عدم تحول در استراتژی های سازمان شده و مانعی برای تحولات است. در مقابل سازمان های یادگیرنده از طریق به چالش کشیدن وضعیت موجود، زیر سوال بردن قالب های فکری رایج و تلاش در جهت تحقق چشم انداز آرمانی، میل به یادگیری و بالندگی را در سازمان تقویت می کند. فضای موجود در این سازمان ها، کارکنان را به آموزش و یادگیری مداوم ترغیب می کند تا از این طریق، خود را توسعه داده و توانایی بالقوه خود را به بالفعل تبدیل سازند (عباس زاده، 1384). ایجاد یک سازمان یادگیرنده، یک وظیفه فردی نیست، بلکه رویکردی سیستمی است که باعث می شود افراد با یکدیگر، شیوه های مختلفی را برای کار و زندگی با یکدیگر خلق نمایند. در سازمان یادگیرنده یادگیری رفتاری فردی نیست، بلکه نوعی رفتار جمعی و همگانی است که طی آن همه اعضای سازمان در قالب یک پیکر واحد به آموزش و تغییر می پردازند. در سازمان یادگیرنده همه افراد درگیر شناسایی و حل مساله هستند و سازمان بدین وسیله می تواند تجربه های جدید بیاموزد، امور را بهبود بخشد و بر
توانایی های خود بیفزاید. ارزش اصلی سازمان یادگیرنده حل مساله است،؛ در حالی که سازمان سنتی بدان گونه طراحی شده بود که کارایی افزایش یابد. در سازمان یادگیرنده، اعضا و کارکنان پیوسته درصدد شناسایی مساله هستند و این بدان معنی است که آنان همواره درصدد درک نیازهای مشتری خواهند بود. یکی از موفقیت های سازمان یادگیرنده در این است که کارکنان می توانند در تعیین مسیر استراتژی نقش داشته باشند، چیزی که بیش از این، در سازمان سنتی میسر نبود (دعائی و عالی، 1384).
با توجه به جدول 4-2 می توان گفت که سازمان سنتی، دارای منابع قدرت ثابت و سنتی، ساختار سازمانی تفکیک شده است، اما سازمان یادگیرنده دارای منابع قدرت متعدد، دیدگاه همه جانبه و سیستمی است. سازمان سنتی از لحاظ ساختاری، بوروکراتیک دارای قوانین رسمی و سلسله مراتبی بوده و در مورد سازمان یادگیرنده ویژگی هایی نظیر شبکه ای، خود کنترلی و کار گروهی حاکم است. جدول 4-2 برخی از تفاوت های میان سازمان یادگیرنده و سازمان سنتی را نشان می دهد.
جدول 4-2 تفاوت سازمان یادگیرنده با سازمان سنتی (شهایی، 1386)
وظایف سازمان یادگیرنده سازمان سنتی
تعیین مسیر کل چشم انداز مشترکی وجود دارد که
می تواند از جاهای زیادی پدیدار شود، اما مدیریت عالی مسئول اطمینان از وجود و تقویت این چشم انداز است چشم انداز سازمانی توسط مدیریت عالی فراهم می شود
تنظیم و اجرای عقاید تنظیم و ایجاد عقاید در تمامی سطوح سازمان انجام می شود مدیریت عالی درباره نوع کاری که باید انجام شود و بقیه اقدامات سازمان براساس این نظرات تصمیم گیری می کند
ماهیت تفکر سازمانی پرسنل، مشاغل خود و نیز روش های سایر پرسنل را درک می کنند هر شخص پاسخگوی مسئولیت های شغلی خود است و بر توسعه توانایی های فردی تاکید می شود.
حل تضاد تضادها با استفاده از یادگیری مشارکتی و ادغام دیدگاه های متنوع پرسنل در کل سازمان حل می شود تضادها از طریق استفاده از قدرت و نفوذ سلسله مراتب ساختاری حل می شود
رهبری و اگیزش نقش رهبر ایجاد چشم انداز مشترک، توانمندسازی پرسنل، بیان تعهدات و ترغیب تصمیم گیری موثر در سازمان است نقش رهبر ایجاد چشم انداز سازمانی، تامین پاداش یا تنبیه در جای مناسب و تنها کنترل کلی بر فعالیت های فرد است
منابع قدرت ثابت متغیر