دانلود پایان نامه

این را می گویم به طریق اجازه نه به طریق حکم، اما می خواهم که همه مردم مثل خودم باشند. لکن هر کس نعمتی خاص از خدا دارد، یکی این چنین و دیگری چنان. لکن به مجردین و بیوه زنان می گویم که ایشان را نیکو است که مثل من بمانند. لکن اگر پرهیز ندارند، نکاح بکنند زیرا که نکاح از آتش هوس بهتر است. اما منکوحان را حکم می کنم و نه من بلکه خداوند که زن از شوهر خود جدا نشود؛ و اگر جدا شود، مجرد بماند یا با شوهر خود صلح کند؛ و مرد نیز زن خود را جدا نسازد.»
با توجه به گفته پولس در نامه اول خود به قرنتیان و سیره عملی حواریون که متضاد با سیره عملی پولس می باشد، می توان چنین برداشت کرد که این حکم از جانب پولش بوده و ربطی به دیدگاه مسیحیت اصیل در صده اول میلادی ندارد. که شاهد مثال ما علاوه بر گفته فوق، قسمتی از نامه پولس به قرنتیان می باشد که در آنجا علاوه بر دعوت به تجرد و باکره ماندن، حکم بیان کننده را نظر شخصی خود دانسته و چنین بیان می کند که:
«اما درباره باکره ها حکمی از خداوند ندارم. لکن چون از خداوند رحمت یافتم که امین باشم، رأی می دهم. پس گمان می کنم که به جهت تنگی این زمان، انسان را نیکو است که همچنان بماند. اگر با زن بسته شدی، جدایی مجوی و اگر از زن جدا هستی دیگر زن مخواه. لکن هرگاه نکاح کردی، گناه نورزیدی و هرگاه باکره منکوحه گردید، گناه نکرد. ولی چنین در جسم زحمت خواهند کشید، لیکن من بر شما شفقت دارم. اما ای برادران، این را می گویم وقت تنگ است تا بعد از این آنانی که زن دارند مثل بی زن باشند»
ولی برخی بر این باورند که گفته پولس رسول، بر این اساس بود که او معتقد و تحت تاثیر عقیده پایان قریب الوقوع جهان بود. بر این اساس، پولس رسول دستور به تجرد و عدم ازدواج و سرکوب غریزه جنسی داده است.
تجرد و رهبانیت و دوری از ارتباط جنسی، در آغاز با عقیده به بازگشت قریب الوقوع عیسی7 و فرا رسیدن روز پایانی ارتباط دارد. با گذشت زمان و روشن شدن اینکه بازگشت عیسی7 نزدیک نیست، برخی مسیحیان، به نشانه حیات جدیدی که باید در مسیح ایجاد کرد، تجرد را برگزیدند. و در حقیقت نوعی قهر و دوری از ارتباط جنسی و سرکوب غریزه جنسی را برگزیده اند. به طوری که برخی از مسیحیان در قرن های سوم و چهارم همین مسلک را انتخاب کرده و شهرهای همچون انطاکیه و اسکندریه را رها کرده و به زندگی زاهدانه و تجرد در بیابان روی آورند. که این پدیده نخست در بیابان های مصر مشاهده شد و به زودی مناطق صحرایی سوریه و جزیره العرب را فرا گرفت. که از پیشگامان تجرد و گوشه گیری در مصر، آنتونی و مَکاریوس و پاکومیوس بودند که در میان اینها پاکومیوس نخستین مدون آیین نامه رهبانیت در بین مسیحیان بود. و بعدها در قرون وسطی با اینکه مقاربت جنسی به شدت نهی شده بود ولی در حقیقت این نوع رهبانیت و گوشه گیری در رابطه با مسائل جنسی، در روزهای خاصی مانند بیست روز مانده به عید پنطیکاست یا سه روز قبل از عشای ربانی و غیره اجرا می شد که در کل حدود 40 درصد از سال را به خود اختصاص می داد.
لذا با توجه به مقارنت دو مفهوم رهبانیت و غریزه جنسی در مسیحیت، می توان نوع نگاه مسیحیت به غریزه جنسی را نگاهی سرکوب گرایانه و غیر دنیوی و غیر جسمی توصیف کرد. به طوری که ازدواج که امری طبیعی در ارضای غریزه جنسی انسان است، از دیدگاه مسیحیت امر دنیوی نبوده و نشانه محبت خدا به بشریت و یکی شدن دو شخص برای زندگی مشترک، به همراه امانت داری متقابل و همکاری و تربیت کودکان و رشد آنان می باشد. و با توجه به این نوع تعریف از ازدواج در مسیحیت، روحانیون کاتولیک و ارتدکس (به پیروی از حضرت مسیح7 و به منظور فراغت برای خدمت به دین) نباید ازدواج کنند و باید از آیین ازدواج و آیین دستگذاری یکی را برگزینند. با این استثنا که در کلیسای ارتدکس، فردی که ازدواج کرده باشد می تواند کشیش شود. ولی ارتقای وی به درجه اسقفی که بالاترین درجه است، ممکن نیست. در صورتی که پروتستان ها با ازدواج روحانیون مخالف نیستند و لوتر که رهبر این جنبش اصلاحی بود، ازدواج کرده بود، باید این نکته را نیز یادآور شد که در مذهب پروتستان، روحانیت نقش چندانی ندارد و مانند کاتولیک و ارتدکس جایگاهی برای روحانیت قائل نیستند.
2.2.3. انحرافات جنسی در مسیحیت
مسیحیت رابطه جنسی و ارضای آن را امری الهی و محبتی عطا شده میان انسان و خداوند دانسته و انحراف و خروج از مسیر اصلی آن را نیز امری ناپسند و غیرقابل قبول در نظر گرفته است. به طوری که بیشتر فرقه های مسیحیت در باب انحرافات جنسی همچون زنا، استمناء، همجنس گرایی و سایر انحرافات جنسی دیگر به صراحت موضع گیری کرده اند.
زنا از انحرافات جنسی است که از سوی مسیحیت گناهی نابخشودنی و مخالف با عنف و عملی ذاتاً زشت و مخالف با هدف خلقت انسان و اصل ازدواج بیان شده است. زیرا مسیحیت ازدواج را امری الهی و محبت خدا به بشریت بیان کرده که در آن امانت داری متقابل و تولید مثل و موارد دیگر که در زندگی مشترک بین انسان ها دیده می شود، باید در فضای ایمان و محبت به خدا اجرا شود و در امر ازدواج محبت خدا به بشر و محبت مسیح به پیروانش به طور آشکار نمایان می شود. حال با انجام زنا که خارج از چهار چوب پیمان الهی است، امری نابخشودنی و گناه محسوب شده و کسانی که به این عمل روی بیاورند و تن به این عمل خلاف شرع بدهند، جز خداوند داوری دیگر نخواهند داشت.
«نکاح به هر وجه محترم باشد و بسترش غیرنجس زیرا که فاسقان و زانیان را خدا داوری خواهد فرمود.»
همچنین کسانی که دست به عمل زنا می زنند جزء کسانی هستند که نمی توانند وارثان ملکوت خدا باشند و میراثی در ملکوت مسیح و خداوند ندارند و هم تراز سگان، قاتلان و بت پرستان معرفی می شوند. به طوری که در رسائل مختلف عهد جدید چنین آمده است که:
«بلکه الآن شما را بالکّلیه قصوری است که با یکدیگر مرافعه دارید. چرا بیشتر مظلوم نمی شوید و چرا بیشتر مغبون نمی شوید؟ بلکه شما ظلم می کنید و مغبون می سازید و این را نیز به برادران خود! آیا نمی دانید که ظالمان وارث ملکوت خدا نمی شوند؟ فریب مخورید، زیرا فاسقان و بی پرستان و زانیان و متنعمان و لواط و دزدان و طمعکاران و میگساران و فحاشان و ستمگران وارث ملکوت خدا نخواهند شد.» و «زیرا این را یقین می دانید که هیچ زانی یا ناپاک یا طماع که بت پرست باشد، میراثی در ملکوت مسیح و خدا ندارد. هیچ کس شما را به سخنان باطل فریب ندهد، زیرا که به سبب اینها غضب خدا بر ابنای معصیت نازل می شود. پس با ایشان شریک مباشید زیرا که پیشتر ظلمت بودید، لیکن الحال در خداوند، نور می باشید. پس چون فرزندان نور رفتار کنید.»
و همچنین در مکاشفات یوحنا نیز در این باب سخنانی آمده که زانیان را هم شأن قاتلان و جادوگران معرفی شده است:

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

«خوشا به حال آنانی که رختهای خود را می شویند تا بر درخت حیات اقتدار یابند و به دروازه های شهر درآیند، زیرا که سگان و جادوگران و زانیان و قاتلان و بت پرستان و هر که دروغ را دوست دارد و بعمل می آورد، بیرون می باشند.من عیسی فرشته خود را فرستادم تا شما را در کلیساها بدین امور شهادت دهم.»
و به مردان دستور داده شده است که زنان خود را فقط به دلیل زنا طلاق دهند، در غیر این صورت هم باعث گرایش به زنا توسط زنان می شدند و هم اگر مرد بخواهد زن مطلقه دیگری را به نکاح خود درآورد دچار زنا شده است.
«و گفته شده است هر که از زن خود مفارقت جوید، طلاق نامه ای بدو بدهد. لیکن من به شما می گویم، هر کس بغیر از عّلت زنا، زن خود را از خود جدا کند باعث زنا کردن او می باشد، و هر که زن مطلَّقه را نکاح کند، زنا کرده باشد.»
دایره بحث زنا را نمی توان به انجام رابطه جنسی با جنس مخالف نکاح نکرده محدود کرد. بلکه دایره زنا از این هم فراتر رفته و به تخیل و فکر کردن در باره عمل جنسی و نگاه شهوانی به زنان نیز تسری داده شده است. که این نوع نگاه شهوانی منجر به فکر کردن در باب عمل جنسی شده و می توان به این نوع فکر کردن، زنای ذهنی یا تخیل جنسی گفت. در تعالیم مسیحیت نیز به این امر توجه شده است و از پیروان عیسی بن مریم7 خواسته شده که از این عمل دوری بجویند و نگاهی شهوانی به زنان نداشته باشند. به طوری که در انجیل متّی در این باب آمده است که:
«شنیده اید که به اولین گفته شده است زنا مکن لیکن من به شما می گویم، هر کس به زنی نظر شهوت اندازد، همان دم در دل خود با او زنا کرده است.»
علت بیان این احکام در باب زنا از این جهت است که انسان مالک حقیقی بدن خویش نیست و نمی تواند هر آنگونه که خود می خواهد از بدن خویش استفاده کند؛ و نمی تواند اعمالی انجام دهد که بدن خویش را از مسیر اصلی و دایره هدف الهی دور کند. زیرا بدنهای مسیحیان اعضای مسیح7 و هیکل روح القدس بوده و روا نیست که با اعضای مسیح7 و هیکل روح القدس فحشا و گناه انجام گیرد.
«آیا نمی دانید که بدنهای شما اعضای مسیح است؟ پس آیا اعضای مسیح را برداشته اعضای فاحشه گردانم؟ حاشا! … از زنا بگریزید. هر گناهی که آدمی می کند بیرون از بدن است، لکن زانی بر بدن خود گناه می ورزد. آیا نمی دانید که بدن شما هیکل روح القدس است که در شما است که از خدا یافته اید و از آن خود نیستید؟»
از دیگر انحرافات جنسی که در مسیحیت به شدت از انجام دادن آن نهی شده است، مسئله استمناء و خودارضای است. آنچه در باب استمناء به کتاب مقدس نگاه می کنیم، به طور صریح و آشکارا به بیان گناه بودن این نوع انحراف جنسی اشاره نمی کند و همانگونه که در بحث همجنس گرایی در یهودیت گفته شد، یهودیت با استناد به تلمود، حکم بر گناه بودن آن می دهد. اما مسیحیت در عهد جدید نص صریح بر گناه بودن آن در دست ندارد بلکه با توجه به داستان اونان و یهودا در عهد قدیم، به بطلان و گناه بودن استمناء حکم می دهد. زیرا در داستان اونان و یهودا این عمل صورت گرفته، نزد خداوند ناپسند آمده و باعث مرگ او شد. ولی برخی دیگر این داستان را بر خودارضای تفسیر نکرده و علت خشم خداوند بر اونان را به جهت سرپیچی از امر یهودا در باب عدم انجام وظیفه برادر شوهری می دانند به طوری که این اتفاق بعدها به عنوان بخشی از شریعت موسی درآمد. لذا با توجه به عدم مالکیت انسان بر بدن خویش، در دین مسیحیت خود ارضای به خصوص استمناء، یک گناه محسوب می شود.
2.2.4. تاریخچه همجنس گرایی در دین مسیحیت
یکی دیگر از مهمترین انحرافات جنسی مطرح شده در دین مسیحیت، مسئله همجنس گرایی می باشد، که با توجه به منبع اصلی دین مسیحیت یعنی کتاب مقدس، تاریخچه بیان شده برای این گرایش جنسی، همان تاریخچه بیان شده در دین یهودیت می باشد. یعنی مسیحیان بر این باورند که اولین درخواست برای این نوع از گرایش جنسی، در زمان حضرت لوط7 دیده شده است که در آنجا مردم شهر سدوم به خاطر در خواست رابطه جنسی با مهمانان پیامبر خدا – حضرت لوط7- مستحق دریافت عذاب الهی شده اند. لذا در کتاب مقدس، در باب تاریخچه همجنس گرایی، داستان مردم شهر سدوم قدیمی ترین داستان بوده و بعد از آن می توان داستان مرد لاوی و غلامش در شهر جِبعَه را جزء تاریخچه همجنس گرایی در کتاب مقدس در نظر گرفت. ولی در کل، اولین مورد از همجنس گرایی در تاریخ را می توان به قوم شهر سدوم نسبت داد.
2.2.5. احکام مسیحیت در باب همجنس گرایی
نوع نگاه مسیحیت به غریزه جنسی، نگاهی الهی و دینی بوده. به طوری که در برخورد با انحرافات جنسی مانند خود ارضایی، زناء، تجاوز به عنف و سایر انحرافات جنسی به شدت به مخالفت و نهی این نوع رفتار جنسی می پردازد. لذا با توجه به این نوع نگرش در مسیحیت، برخی تمایلات جنسی مانند همجنس گرایی را نیز مورد نکوهش و مذمت قرار داده و آن را گناهی زشت و نابخشودنی معرفی می کند.
در مورد همجنس گرایی و نوع نگاه به آن در بین مسیحیت، می توان دو دیدگاه را معرفی کرد. گروه اول که شامل اکثریت مسیحیت مانند کلیسای کاتولیک رم، ارتدکس شرقی، کلیسای تعمیدی جنوب و غیره می باشد، نظر بر گناه بودن همجنس گرایی داده اند و گروه دوم که شامل اقلیت مسیحیت می باشند و حدوداً در قرن معاصر پا به عرصه مسیحیت گذاشته اند، اعتقاد به عدم گناه بودن همجنس گرایی را دارند که کلیسای انگلیکن در غرب و برخی از مسیحیان متدِیست همین دیدگاه را برگزیده اند. که به بیان ادله موافقان و مخالفان گناه بودن همجنس گرایی در بین مسیحیت می پردازیم.
2.2.5.1. ادله مخالفان همجنس گرایی و گناه شمردن آن

همانگونه که بیان شد نگاه اکثر مسیحیت در باب همجنس گرایی، نگاهی منفی و نادرست بوده و جز حکم گناه، حکم دیگری بر این نوع رفتار جنسی نداده اند. کلیسای بزرگ کاتولیک رم که به عنوان اولین و اصلی ترین کلیسای جهان مسیحیت به حساب می آید به مدت 2000 سال است که حکم بر گناه بودن این رفتار جنسی را صادر کرده است. و با استناد به سه دلیل مهم، به توصیف گناه بودن همجنس گرایی می پردازد.
کتاب مقدس:
کتاب مقدس که مشتمل بر دو بخش کلی عهد عتیق و عهد جدید می باشد. اصلی ترین و مهم ترین منبع صدور احکام دینی در بین یهودیت (عهد عتیق برای یهودیان) و مسیحیت ( عهد جدید در بین مسیحیان) می باشد. که همجنس گرایی در ذیل مباحث گوناگون مطرح شده، به عنوان گناهی زشت و نابخشودنی معرفی می شود. به طوری که کتاب مقدس در سفر پیدایش به بیان داستان شهوترانی مردم شهر سدوم می پردازد و درخواست اهالی شهر سدوم جهت برقراری رابطه جنسی با مهمانان حضرت لوط7 را علت اصلی نزول بلا بر مردم آن شهر معرفی می کند. با توجه به اینکه خداوند برای عذاب اهالی شهر سدوم آتش و گوگرد فرستاد، می توان چنین نتیجه گرفت که امیال همجنس گرایانه مردم شهر سدوم از گناهان بزرگ الاهی به حساب می آید که انجام آن جز خشم الهی، چیز دیگری را در پی ندارد. علاوه بر این در کتاب لاویان دستور به عدم جماع با ذکور داده شده است.
در عهد جدید علاوه بر اینکه بر داستان صادره از عهد عتیق، صحه می گذارد و آن را باطل نمی خواند، درباره مسائلی همچون همجنس گرایی به طور صریح و آشکارا به نکوهش و مذمت پرداخته است به طور مثال در اول رومیان در باب مذمت گرایش به همجنس گرایی چنین بیان می کند که:
«لهذا خدا نیز ایشان را در شهوات دل خودشان به ناپاکی تسلیم فرمود تا در میان خود بدنهای خویش را خوار سازند، که ایشان حق خدا را به دروغ مبدل کردند… از این سبب خدا ایشان را به هوسهای خباثت تسلیم نمود، به نوعی که زنانشان نیز عمل طبیعی را به آنچه خلاف طبیعت است تبدیل نمودند. و همچنین مردان هم استعمال طبیعی زنان را ترک کرده، از شهوات خود با یکدیگر سوختند. مرد با مرد مرتکب اعمال زشت شده، عقوبت سزاوار تقصیر خود را در خود یافتند.و چون روا نداشتند که خدا را در دانش خود نگاه دارند، خدا ایشان را به ذهن مردود واگذاشت تا کارهای ناشایسته بجا آورند.»
و همچنین در