دانلود پایان نامه

در هندوئیسم
آئین هندو شکل تحول یافته ای از آئین برهمائی است که به تدریج و عمدتاً از قرن هشتم و نهم پیش از میلاد مسیح تشکیل شده و طی قرون متمادی به شکل کنونی درآمده است. این آئین بیشتر در سرزمین ادیان و الاهه ها، شبه جزیره هند رواج داشته است. که مانند بسیاری از ادیان دیگر دارای اصول اعتقادی و کتاب مقدس می باشد. که کتاب مقدس این آئین «کتاب وِدا» بوده که در طی سالیان دراز، توسط اندیشمندان این آئین، تفاسیر زیادی بر آن نگاشته شده است. همچنین آئین های فرعی فراوانی همچون براهمَناها و منوسمرتی نیز در آئین هندو به وجود آمده است.
با اندک بررسی در آئین هندو و آموزه های آن می توان به این نتیجه رسید که غریزه جنسی و ارضای صحیح آن در میان آموزه ها و دستورات آئینی این دین از اهمیت والایی برخوردار است. به طوری که در مرحله ای از مراحل زندگی فردی و اجتمایی یک هندوئیسم، غریزه جنسی باید در یک برنامه خاصی و با یک محدوده ی زمانی مشخصی تعریف خاص خود را داشته باشد. زیرا یک هندو اگر بخواهد راه سلوک و نجات را بپیماید باید یکی از سه طریق عمل، علم و اخلاص را برگزیند و با انجام یکی از این مراحل به نجات و رستگاری برسد. و اگر سالک طریقت علم را انتخاب کند، باید به مراحلی پا بگذارد که انسان را از عامل اصلی شقاوت و شرارت یعنی جهالت، دور کرده و به نجات و رستگاری برساند. به طوری که در مرحله ای از سلوک باید فرد به کنترل غریزه جنسی و عدم ارتباط جنسی به هر شکل ممکن روی بیاورد و تا سن 25 سالگی این روش را ادامه دهد. سپس ازدواج کرده و قصد فرزند آوری را داشته باشد تا ادامه دهنده و وارث علم او باشد. که در این مرحله فرد سالک، فقط در قالب نظام ازدواج و با قصد فرزند آوری می تواند به برقراری روابط جنسی بپردازد. و بعد از تربیت فرزند برای وارث علم شدن او، فرد سالک باید دوباره رسم رهبانیت را ادامه داده و به ترک لذت های دنیوی همچون برقراری ارتباط جنسی، حتی با همسر خود روی بیاورد. و این روش برقراری ارتباط جنسی در دوران خاصی از زندگی، فقط مربوط به سالکان بوده و مردم عادی می توانند به صورت طبیعی به برقراری ارتباط جنسی خود در قالب نظام خانواده بپردازند.
حال با توجه به نوع نگاه هندوئیسم به غریزه جنسی و ارضای صحیح آن، در مورد مسئله همجنس گرایی می توان چنین گفت که برای یک سالک که یکی از سه طریق سلوک، برای رسیدن به حقیقت را انتخاب کرده است، همجنس گرایی یک امر ناپسند و انحراف محسوب شده و با اصل ارتباط جنسی در قالب ازدواج جهت فرزند آوری برای به ارث بردن علم پدر خویش، منافات دارد. لذا طریقتی که ارتباط جنسی در قالب ازدواج را به دوران خاصی محدود کرده، به طریق اولی نیز ارتباط جنسی خارج از نظام خانواده و همچنین ارتباط جنسی با یک جنس موافق را نیز رد می کند. ولی برخی از فرقه های جدا شده از هندوئیسم بر این باورند که این نوع گرایش جنسی درست است که در آموزه های آئیین هندو اجازه ای بر آن داده نشده است، ولی در کتیبه های تاریخی 150 سال پیش از میلاد مسیح و همچنین در کتیبه های موجود در معابد قرون وسطی، تصاویر فراوانی از ارتباط جنسی میان دو مرد و همچنین ارتباط جنسی میان دو زن دیده شده است.

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

2.3.2. همجنس گرایی از دیدگاه هیجرائیسم
یکی دیگر از آئین های جنوب آسیا به خصوص شبه جزیره هند، آئین هیجرائیسم می باشد که می توان تا حدودی این آئین را جزء آئین های جدا شده از هندوئیسم دانست. لذا در فرهنگ جنوب آسیا به افرادی که بدنی مردانه و آلت تناسلی مردانه دارند، اما رفتار زنانه از خود بروز می دهند و همچنین در جامعه خود را به عنوان زن معرفی می کنند و لباس زنانه می پوسند، هیجرا یا چاکا گفته می شود.
هیجرائیسم از آنجا که یکی از آئین های فرعی به وجود آمده و جدا شده از آئین هندو به حساب می آید، نوع نگاه آئین هندو به هیجرائیسم، نگاهی است از بُعد جنسیتی. زیرا هندوها، هیجراها را یک نژاد خاص که غیر از نژاد رایج هند می باشد در نظر گرفته اند و شاید بتوان گفت که علت جدایی هجراها و تشکیل آئین جدید، همان رویکرد جنسی آنها می باشد.
برخی بر این باورند که ریشه واژه هیجرا از واژه هَجَرَ در زبان عربی به معنای مهاجرت کردن، ترک کردن گرفته شده است. و چون این افراد حالت مردانگی خود را ترک گفته و به حالت زنانگی درآمده اند، به آنها هیجرا گفته می شود. همچنین در مورد تاریخچه هیجرائیسم در شبه جزیره هند، بیشتر به دو مورد از موارد تاریخی اشاره کرده اند و آن را تاریخچه ای برای هیجرائیسم در نظر گرفته اند. اول اینکه هیجراها به این موضوع استناد می کنند که در کتیبه های تاریخی موجود در معابد هند، تصاویر و نقوشی از همجنس گرایی مردان و زنان دیده می شود. همچنین افسانه ای در این باب در بین هیجراها مشهور است که شخصیتی به نام آروان در یکی از جنگهای مهم تصمیم به فداکاری و کشته شدن برای پیروزی لشکر خود می گیرد. برای همین تصمیم می گیرد که برای یک شب که شده باید ازدواج کند. ولی کسی راضی به ازدواج با مردی که فردا خواهد مرد نمی شد. در این میان فردی به نام کریشنا که یک مرد بود تصمیم می گیرد خود را به شکل یک زن زیبا به نام موهینی در آورده و با آروان ازدواج کند تا آرزوی آروان برآورده شود. با توجه به این افسانه، هر ساله در 18 آوریل در جنوب هند، هیجراها در معبد آروان جمع شده و با بازسازی داستان ازدواج آروان و کریشنا به سوگواری آروان پرداخته و رقص های مخصوصی را به همراه مراسم النگو شکنی انجام می دهند.
بیشترین افراد تشکیل دهنده هجراها، پسرانی هستند که به خاطر برخی رفتارهای جنسی از سوی خانواده خود طرد شده اند و یا افراد دوجنسیتی هستند که در جامعه مورد توجه قرار نگرفته اند ولی در این آئین بیشتر مورد توجه قرار می گیرند و این افراد بعدها در مراسمی خاصی به ختنه کردن و از بین بردن دستگاه تناسلی خود اقدام کرده و خود را به شکل زن در می آورند. که برخی از نهادهای مردمی(NGO) در پی به رسمیت شناختن این افراد هستند.
هویت جنسی این افراد به صورت دقیق در طبقه بندی جنسیت و گرایش جنسی، مشخص نیست و نمی توان گفت که آیا تمام این افراد جنس مذکر هستند که خود را به شکل زن در آورده اند یا در اصل زن بوده اند و یا اینکه دوجنسه های هستند که خواهان معرفی خود به عنوان جنس مونث هستند. زیرا بسیاری از این افراد در حقیقت به صورت جنس مذکر به دنیا آمده اند و یا اینکه دارای دستگاه تناسلی مبهمی هستند که در طی زمان و با بزرگ شدن، به رفتار جنسی زنانه و تغییر جنسیت از مردانه به زنانه روی آورده اند و به ازدواج با مردی دیگری تن می دهند. که اصطلاحاً به جنسیت این نوع افراد ، جنسیت سوم گفته می شود. که می توان ریشه های این نوع تقسیم بندی جنسی را در آئین هندو به روشنی دید، زیرا در دسته بندی طبیعت، که جهان و نظام خلقت بر پایه این اساس به وجود می آید، به سه نوع طبیعت اشاره می شود که عبارت اند از: 1- طبیعت مرد 2- طبیعت زن 3- طبیعت سوم که این دسته بندی نشان می دهد که جنسیت سوم در فرهنگ و آئین های باستانی شبه جزیره هند، امری شناخته شده هست که برخی اوقات جنسیت سوم را با واژه خنثی نیز معرفی می کنند. که در علم روانشناسی به این نوع رفتار جنسی، تبدیل خواهی جنسی گفته می شود. با اینکه در فصل سوم از این پروژه تحقیقاتی به تبدیل خواهان جنسی به صورت مفصل خواهیم پرداخت ولی به اختصار مطالبی در این باب بیان می کنیم تا ویژگی جنسیتی هجراها به خوبی مشخص گردد.
تبدیل خواهی یکی از اختلالات هویتی جنسی است که خصوصیات اصلی آنها احساس نارضایتی و ناراحتی از جنسیت معین شده و طبیعی آنها می باشد. که اعتقاد شدید به جنسیت مخالف خود را نشان می دهند. این افراد با ظاهر طبیعی خود احساس غربت کرده و میل شدیدی به انجام رفتار جنس مخالف جنس خود و همچنین تغییر ظاهر و پوشش و اندام تناسلی خود دارند. و سعی دارند خود را جنس مخالف جنسیت خود معرفی کنند. برخی از محققان روانشناسی، تبدیل خواهان را افرادی گم گشته و خود تخریب کننده و هذیانی می دانند. که به دنبال این نوع اختلال، به اختلالات ثانوی همچون اسکیزوفرنی و اختلالات شخصیتی دچار می شوند.
لذا با توجه به مطالب گفته شده درباره هیجراها و نوع رفتار و گرایش جنسی آنها، می توان این مبدل پوشی و تغییر شکل ظاهری و ارتباط جنسی با جنس ذکور را همجنس گرایی خواند. و از بین بردن دستگاه تناسلی و معرفی خود به عنوان زن در جامعه را نمی تواند توجیهی مناسب برای عمل همجنس گرایانه این افراد در جامعه به حساب آورد. به طوری که حتی در کشورهای همچون هند و پاکستان این افراد زیاد از منزلت اجتماعی خوبی برخوردار نیستند.
لازم به ذکر است که چنین رفتار جنسی در گروهی از مردم تایلند وجود دارد که در بین مردم به کتوای شناخته شده اند. با توجه به بررسی های روانشناسان در باب رفتار کتوای ها، برخی بر این عقیده اند که اصطلاح کتوای را نمی‌توان معادل اصطلاح تراجنسی قرار داد. که دو اصطلاح برای کتوای‌ها در نظر گرفته اند. یکی «sao praphet song» به معنای ترنس زن یا شخصی که خود را زن میداند و دیگری «phet thi sam» به معنای جنسیت سوم. که برخی محققان بر این باورند که اصطلاح کتوای ابتدا برای افراد دوجنسه استفاده می‌شد. اما در قرن بیستم از این اصطلاح برای توصیف مردان مبدل ‌پوش بکار گرفته شد.
همچنین در بین مردم تایلند باوری به نام کارما وجود دارد که ریشه این نوع رفتار جنسی کتوای ها را گناهان گذشته آنها می دانند. لذا در برخورد با آنها بیشتر ترحم کرده و از سرزنش دوری می کنند. که اعتقاد به کارما را می توان در ادیان هندی همچون هندوئیسم و بودیسم جستجو کرد. اصل کارما می‌گوید که نتیجه هرآنچه انجام می‌دهیم به خودمان بازمی‌گردد. که بر اساس این اصل، این خدا نیست که به نسبت اعمال بشر پاداش می‌دهد یا تنبیه می‌کند، بلکه کردارها ذاتاً پیامدهای خوب یا بد را همراه خود دارند. در ادیانی که به تولد ادواری باور دارند، مانند هندوئیسم، بودیسم، و جینیسم، یر این باورند که نتایج کارهایمان به زندگی های بعدی نیز کشیده می‌شود و در دوره‌های بعدی زندگی نیز به ظهور می‌رسند. بر این اساس، هر فرد، از طریق اعمالی که انجام می‌دهد باعث رنج ها و شادی ها در زندگی خود می شود. و نمی توان همجنس گرایی را گناه و اشتباهی برای این نوع افراد در نظر گرفت چون ریشه در زندگی قبلی آنها دارد. لذا می توان رفتار جنسی هیجراها و کتوای ها را یک رفتار مشترک جنسی دانست که بارزترین رفتار جنسی این گروهها همجنس گرایی می باشد.
2.3.3. همجنس گرایی از دیدگاه جینیسم
یکی دیگر از آئین های باستانی جهان، آئین جین می باشد که این آئین همراه آئین بودا در مقابل هندوئیسم قیام کرده و مدعی شدند که می توانند انسان ها را از تحیر و سرگردانی در برخی از نظام های حاکم در جهان مانند سمساره نجات دهند. که آئین جین با اینکه در دوره ای از زمان مخالفان زیادی داشت ولی توانست در شبه جزیره هند باقی بماند. پیروان آئین جین بر این باورند که مؤسس جینیسم شخصی به نام مهاویره – یعنی مرد بزرگ یا پهلوان بزرگ- است.
از نظر پیروان آئین جین، استمداد از بشر یا کتاب بشری برای رسیدن به حقیقت و نجات ابدی بی اثر و بی فایده است و روحانیون تاثیری در زندگی انسان ها ندارند و هر فرد باید از درون خود استمداد جوید و تنها وسیله وصول رسیدن به نجات، ریاضت شاقّه یا تپش می باشد. و برای رسیدن به نجات و رستگاری، پیروان آئین جین باید پنج عهد بزرگ در اعمال روحانی خود بسته باشد که عبارت اند از:
پرهیز از قتل و آزار موجودات زنده
پرهیز از دروغ و هر قول و فعلی که موجب غضب یا حرص شود.
اجتناب از هر چیزی که به انسان عطا نشده
اجتناب از شهوت جنسی
خودداری از هرگونه علاقه به هر چیز
که این دستورات بیشتر برای مرتاضان آئین جین بوده و برای مردم دستورات ملایم تری وضع شده است که در کل، کمی از این دستورات سبک تر و ملایم تر است. آنچه که در این پنج عهد در مورد همجنس گرایی مورد توجه قرار می گیرد، عهد « اجتناب از شهوت جنسی » می باشد. که در آن مرتاضان از هر نوع شهوت جنسی حتی با جنس مخالف نهی شده است و فرد مرتاض نمی تواند هیچ گونه رابطه جنسی داشته باشد. اما همان طور که گفتیم این احکام سخت گیرانه در مورد مرتاضان بوده و مردم از احکام ساده تری برخوردار هستند. لذا آنچه در باب غرایز جنسی برای پیروان عادی آئین جین گفته شده است این است که باید ارتباط غریزه جنسی آنها، در چهارچوب ازدواج باشد و رابطه جنسی خارج از ازدواج امری ناپسندیده و با توجه به اصل کارما – که در آن اگر فرد کار نیک انجام داده باشد در دوره های بازگشت مجدد به دنیا مرفه و در خوشی خواهد بود و اگر کار بد انجام دهد در بازگشت به دنیا، بینوا و بدبخت و به شکل جنسی پست تر از انسان مانند حیوان به دنیا خواهد آمد لذا – فرد گنه کار مانند همجنس گراها که خارج از چهارچوب ازدواج به امر جنسی پرداخته اند در مرحله بعدی از زندگانی که بازگشت مجدد به دنیا است، به صورت حیوان باز خواهند گشت. بنابراین همجنس گرایی در آئین جینیسم از آن جهت که با اصل « اجتناب از شهوت جنسی » در طریقت مرتاضان و با اصل «عدم رابطه جنسی خارج از ازدواج» برای پیروان عادی منافات دارد، و باعث تناسخ انسان به صورت حیوان در دوره بعدی زندگی می شود، امری نادرست و ناپسندیده به حساب می آید.
2.3.4. همجنس گرایی از دیدگاه بودیسم
آئین بودا یکی از انشعابات آئین برهمایی (هندوئیسم) در شبه جزیره هند است و همانگونه که در بررسی آئین جینیسم گفته شد این دو آئین مدعی رساندن انسان به نجات حقیقی هستند. با اینکه این آئین در شبه جزیره هند به وجود آمده است ولی به خاطر داشتن اندیشه های عرفانی لطیف و حضورش در مناطق پرجمعیت جهان، پیروان زیادی را به خود جذب کرده است. این آئین شباهت های زیادی به آئین جینیسم دارد به طوری که مشترکات زیادی برای این دو آئین در اصول اساسی آنها گفته شده است ولی در مقایسه با یکدیگر می توان این را گفت که آئین جینیسم نسبت به بودیسم از سخت گیری بیشتری برخوردار است و آن لطافت عرفانی که در بودیسم دیده می شود در جینیسم وجود ندارد.
مؤسس آئین بودیسم فردی به نام «گوتاما شاکیامونی» است که به بودا ملقب بوده است که حدوداً در قرن ششم قبل از میلاد می زیست و بعد از مدتی با تحول روحی و فکری که در او به وجود می آید، زن و فرزند خویش را رها کرده و به تفکر درباره حقیقت زندگی می پردازد و سرانجام در سن 36 سالگی در زیر درخت انجیر- که درخت دانای، آگاهی و بیداری است- بعد از مبارزه با شیطان ویرانگر به حقیقت نائل آمده و به تربیت شاگردان می پردازد و در آخر طی سفری بیمار شده و در سن هشتاد سالگی می میرد.

بودیسم بعد از تشکیل در طی قرون مختلف به سه فرقه فرعی