دانلود پایان نامه

100.55 16.870
22.378
جدول 23-4- آزمون میانگین برای گروه های مستقل برای تعیین معنی داری انطباق دانشگاه های علمی–کاربردی سمنان بر حسب جنسیت مدیران
آزمون لون برای تعیین برابری واریانسها آزمون تی برای برابری میانگین ها
نمره F معنی داری نمره t درجه آزادی معنی داری (دوسویه) تفاوت میانگین تفاوت خطای استاندارد 95% فاصله اطمینان تفاوت
کران پایین کران بالا
سازمان یاد گیرنده واریانس های برابر 1.031 .316 -.416 41 .680 -2.493 5.997 -14.605 9.618
واریانس های نابرابر
-.408 35.030 .686 -2.493 6.117 -14.910 9.923
همانگونه که در جدول مشاهده می شود با اجرای آزمون F برابری واریانس ها محرز گردید و بر این اساس آزمون t اجرا شد. در تحلیل داده ها سطح معنی داری برای متغیرهای مورد بررسی (انطباق دانشگاه های علمی–کاربردی سمنان با شاخص های سازمان یادگیرنده بر حسب جنسیت مدیران) 0.680 به دست آمد. با توجه به این که سطح معنی داری از آلفا (0.05) بیشتر می باشد، بنابراین جنسیت بر انطباق دانشگاه های علمی–کاربردی سمنان با شاخص های سازمان یادگیرنده موثر نیست.

فصل پنجم
بحث و نتیجه گیری
مقدمه
در عصر حاضر که عصر دانایی نامیده می شود، سازمانها شاهد محیط هایی هستند که روز به روز پویاتر و چالش برانگیزتر می شوند. تغییر و تحول جزء جدایی ناپذیر دنیای امروزی است، به عبارت دیگر تنها جزء ثابت، تغییر است. به زودی و در آینده ای نه چندان دور، هیچ سازمانی یافت نخواهد شد که که بدون آموختن و یادگیری بتواند لحظه ای دوام داشته باشد. آینده متعلق به سازمانهایی خواهد بود که بتوانند بیاموزند و از تمامی شیوه هایی یادگیری به بهترین وجه بهره گیرند. زیرا دنیا در حال تغییر و دگرگونی پرشتابی است و هیچ نیرویی قادر نیست مانع این تغییر و تحول شود و سازمانی شانس ماندگاری دارد که بتواند خود را پیوسته با تغییرهای محیطی پیرامون خود را پیوسته با تغییرهای محیطی پیرامون خود وفق دهد، و این امر بدون یادگیری ممکن نیست. همانطور که گاروین نیز بیان می کند : «بهبود مداوم نیازمند تعهد برای یادگیری است». (گاروین،1994).
تغییرهای محیطی، سازمانهای را وادار ساخته تا پیوسته به منظور سازگاری با محیط خود، به دنبال بهترین راهکارها و رویه ها باشند و بدین ترتیب به مزیت رقابتی دست یابند و تنها راه چاره سازمانها در برابر تغییر و تحولات آینده این است که خود را تبدیل به سازمان یادگیرنده کنند (بنجانی، 1388 ). این سازمانها سازمانهایی هستند که به سمت دستیابی به ویژگی های سازمان یادگیرنده و شکل دادن ساختار سازمانی خود منطبق با ساختار سازمان یادگیرنده در حرکتند (یبحانی نژاد و دیگران، 1385). سازمان یادگیرنده با ایجاد ساختار گروه محور، تیم مدار و منعطف، امکان جریان یافتن یادگیری موثر و مفید را فراهم کرده که ثمره این یادگیری خلق دانش، افزایش آن و در نتیجه رشد، توسعه سازگاری بهتر و موفق تر با محیط متغیر خواهد بود (بجانی، 1388). از طرفی موفقیت هر سازمان در گرو چگونگی اعمال مدیریت و سبک رهبری مدیر است. سبک رهبری مدیران، نقش مهمی در تبدیل شدن یک سازمان به سازمان یادگیرنده ایفا می کند (امی ، 2008) یافته ها نشان می دهند که سبک رهبری تحولی مدیران، در مقایسه با سایر سبک های رهبری، ظرفیت های بسیاری را برای تبدیل شدن به سازمان یادگیرنده در سازمان به وجود می آورد. (جیمز ، 2003، ورا و کروزان ، 2004، بس ، 2000 ).
رهبران تحولی، یادگیری سازمانی را از طریق ارتقای تحریک ذهنی، انگیزش روحی و اعتماد به نفس در میان اعضای سازمان بالا می برند (آراگون و همکاران ، 2007) و به یادگیرنده بودن سازمان کمک می کنند. به زعم برنز، رهبران تحولی، صاحب بینشی هستند که از طریق آن دیگران را برای انجام کارهای استثنایی و روشن تر به چالش وا می دارند و منشا تغییرات تلقی می شوند(ساعتچی، 1384). رهبران تحولی امنیت روانی لازم برای بررسی خطاها و شکست ها و به بحث گذاشتن آن در سازمان خلق می کنند. (نمنیچ ، و ورا، 2009). رهبران تحولی، کارکنان را در تنظیم اهداف درگیر می کنند، انزوای معلم را کاهش می دهند، از راهبردهای دموکراتیک برای حمایت از تغییرات فرهنگی استفاده می کنند، از طریق تعویض قدرت، رهبری را به اشتراک می گذارند و به طور فعال هنجارها و عقاید آموزشی را منتقل می کنند.
در عصر حاضر سازمان های آموزشی، در تعیین سرنوشت آتی جامعه نقش اساسی بر عهده دارند. این سازمانها باید به وسیله مدیران اداره شوند. چنانچه این افراد، به عنوان مدیران ستادی، فاقد صلاحیت و توانایی لازم برای اداره سازمان ها، و فاقد مهارت لازم برای ایجاد فرهنگ یادگیری مشارکتی در بین کارکنان باشند، مشکلات فراوانی بر این سازمانها و سرنوشت آتی جامعه وارد می آید. در چنین زمینه ای و با توجه به مرور پیشینه تحقیق، رهبری در سازمانهای آموزشی به لحاظ ملاحظات آموزشی و یادگیری باید مبتنی بر دیدگاه تحولی باشد (هاروی ، 1995،به نقل از ساعتچی، 1384)
این پژوهش با هدف بررسی رابطه میزان انطباق دانشگاه های علمی و کاربردی استان سمنان با شاخصهای سازمان یادگیرنده و رابطه آن با سبک رهبری مدیران ستادی این دانشگاه ها، بر اساس مدل بس و اولیو انجام گرفت.
بحث یافته ها
سوالات اصلی تحقیق
سوال اصلی 1 : وضعیت سازمانی دانشگاههای علمی کاربردی استان سمنان تا چه اندازه با شاخص های سازمان یادگیرنده مطابقت دارد؟
برای پاسخ به این سوال از آزمون مقایسه میانگین ها با یک ارزش ثابت استفاده شد. با توجه به شاخصهای سازمان یادگیرنده (تسلط فردی، الگوهای ذهنی، ایجاد دورنمای مشترک، یادگیری تیمی و تفکر سیستمی) هر شاخص به طور جداگانه مورد بررسی قرار گرفت. چنانچه یافته ها نشان دادند، در همه شاخص های سازمان یادگیرنده، نمره میانگین دانشگاههای علمی کاربردی استان سمنان نمونه تحقیق، بالاتر از ارزش آزمون بود. نتایج این تحلیل نشان می دهد که وضعیت سازمانی دانشگاههای علمی کاربردی استان سمنان با شاخص های سازمان یادگیرنده انطباق دارد.
در عصر حاضر، سازمان هایی موفق و کارآمد محسوب می شوند که علاوه بر هماهنگی با تحولات جامعه امروزی، بتوانند مسیر تغییرات و دگرگونی ها را نیز در آینده پیش بینی کرده و قادر باشند که این تغییرات را در جهت ایجاد تحولات مطلوب برای ساختن آینده ای بهتر هدایت کنند. کریستوفر رایت در همین زمینه گفته است «سازمان ها نمی توانند از تغییر بگریزند همان گونه که ذرات آب در اقیانوس از موج نمی توانند بگریزند.» تافلر نیز بیان می کند که «تنها با بهره گیری خلاقانه از تغییر برای هدایت کردن خود تغییرات است که می توانیم از آسیب شوک آینده در امان بمانیم و به آینده ای بهتر و انسانی تر دست یابیم» (موید نیا، 1385).
یادگیری مهمترین فرصت برای ایجاد تغییر و تحول و همگام شدن با تغییرات محیطی و مهمترین راه بهبود عملکرد در درازمدت است. بنابراین سازمان هایی می توانند در شرایط متغیر و پیچیده امروز موفق عمل کنند، که در خلق، اکتساب و انتقال دانش و تعدیل و جایگزینی رفتارش با دانش و بینش جدید مهارت دارند (سلطانی تیرانی، 1378). با توجه به پیشینه تحقق، چنین سازمان هایی، سازمان های یادگیرنده هستند. چنین سازمانی شیوه های انجام کار را هدایت می کند، به آموزش کارکنان اهمیت می دهد، به کارکنان یادآور می شود که همواره علاقمند فراگیری باشند، گروه های کاری را تشکیل می دهد، بر ریسک تأکید و از سرزنش کردن دوری می کند، با کارکنان ارتباط همه جانبه ای برقرار می کند و اطلاعات لازم را به موقع در اختیارشان قرار می دهد، به آنان می آموزد که قدرت تصمیم گیری واقع بینانه را در خود توسعه دهند، از ایده های جدید استقبال می کند، با سرعت زیاد آیین نامه ها و بخشنامه ها را معرفی می کند، ارباب رجوع خود را می شناسد و مستقیماً با آن ها وارد گفتگو می شود، بازخوردهای مثبت را به همه کارکنان به طور مستمر ارائه می دهد و تنبیه ها را به حداقل می رساند، آگاهی و شناخت را سرلوحه رشد حرفه ای کارکنان قرار می دهد، رضایت و غرور کارکنان را تقویت می کند، برای پرهیز از خود محوری، قدرت را به طور تقریباً منطقی در سراسر سازمان توزیع می کند، بر اطلاعات مستند تکیه دارد نه بر فرض ها و دهن بینی ها، از تجارب خود و گذشتگان به خوبی درس می گیرد و ارزش شکست ها را می داند (کرامتی، 1385).
هال فرل و هورلی (2002)، چرماک و همکاران (2006)، یوهانگ و همکاران (2010)، شفاعی (1380)، کریمیان کریمی (1385) در دانشگاه تهران، قدمگاهی (1383) در دانشگاه فردوسی مشهد، و یار محمدزاده و رحیمی (1385) در دانشگاه اصفهان، تحقیقاتی را در رابطه با یادگیری سازمانی و سازمان یادگیرنده انجام داده اند. یافته های این پژوهشگران بر اهمیت یادگیری سازمانی و وجود سازمان یادگیرنده، در شرایط متغییر و نامطمئن قرن بیست و یکم تأکید می کند.
سوال اصلی 2: سبک رهبری مدیران ستادی دانشگاههای علمی کاربردی استان سمنان ، تا چه اندازه به شاخص های سبک رهبری تحولی نزدیک است؟