دانلود پایان نامه

تازه مسلمانان نماز میخواندند این عمل را تواضع نسبت به احکام الهی محسوب می داشتند مسلمین غیرعرب را در عدد بندگان یا به اصطلاح مَوالی میآوردند و از دادن مشاغل کشوری و دینی به ایشان جدا خودداری می کردند، تشییع جنازه یک نفر مولی را بر خود ننگ می شمردند و نماز گذاردن پشت سر امام غیرعرب را صحیح نمیدانستند و میگفتند او علاوه بر اینکه شرافت عرب اصلی را ندارد، قادر نیست که حمد و سوره را به فصاحت یک نفر عرب ادا کند.794
امویان در ممالکی چون مصر، شام، عراق، ایران و خراسان که مردمی مانند ایرانیان، ترکان، قبطیان، رومیان، کلدانیان، سودانیان و امثال آنها می زیستند همه نوع ستم و بیداد نسبت به این ملل غیرعرب روا می داشتند. حتی آنهایی که از این اقوام مسلمان می شدند از گزند و آسیب محفوظ نمی ماندند و بیش از هر مورد در گرفتن باج و خراج با آنان اجحاف می کردند و چنین مردمی از خلفای بنی امیه متنفر بودند و بیش از هر گروهی موالی برای سقوط بنی امیه تلاش می کردند795.
در بخش مربوط به موضعگیری سیاسی موالی توضیح دادیم که موالی به خاطر این همه ظلمی که در حقشان میشد در تمام قیامها و جنگهایی که علیه حکومت انجام میشد شرکت میکردند چنانکه در قیام مختار، جنبش خوارج، جنبش عبدالرحمن بن محمد بن اشعث کندی، قیام زید بن علی(ع)، قیام یحیی بن زید، جنبش عبدالله بن معاویه بن عبدالله بن جعفر طیار، شورش حارث بن سریج و غیره شاهد حضور موالی بودیم. بنابراین آنهایک پای ثابت در تمام شورشها در عصر اموی و عباسی بودند در نتیجه سابقه سیاسی پیدا کردند سابقهای که از نظر حکومت منفی میباشد. بدین ترتیب درست است که یک مولی از جهتی یک دانشمندِ مفسر یا محدث است اما از طرف دیگر از نظر حکومت عنصری زیانمند منفی تحت تعقیب است. در چنین شرایطی چون نقل حدیث از این افراد سخت میشود ناچار میشویم تدلیس کنیم.یعنی به گونهای اسم محدث را میآوریم که حکومت نفهمد از چه کسی روایت میکنیم.
دانشمندان علوم حدیث تدلیس را به دو گونه کلی تدلیس اسناد و شیوخ تقسیم کردهاند. تدلیس اسناد بدین معناست که راوی از کسی که وی را دیده و از او استماع حدیث کرده است آنچه را که نشنیده است به گونهای روایت کند که تصور شود از وی شنیده است. یا از کسی که وی را دیده ولی از وی حدیثی نشنیده است به گونهای روایت کند که تصور شود از وی حدیث شنیده است. تدلیس شیوخ نیز بدین معناست که راوی، شیخ حدیثی خود را با اسم یا کنیه یا وصف یا نسبتی که بدان شناخته شده نیست به انگیزه عدم شناسایی وی توصیف کند.
4-1-3-3-1-تدلیس در اسناد