تربیت، صبر، قرآن، مى‏شود، توجّه، سعادت

برنامه‏هاى علمى دسترسی پیدا کنیم.
2. مى‏توانیم با شروع حرکت از یک نقطه در مطالعه این روشها به قاعده‏اى فراگیر، پس از ملاحظه تمامى قرآن حکیم دسترسی پیدا کنیم؛ همان‏گونه که یک مهندس شایسته از نگریستن به یک بنا مى‏تواند قاعده‏ آن را پیدا کند که بر وفق آن قاعده، بناى مورد نظر ساخته شده است و نیز همچون تشخیص پزشکى که با مهارت خود مى‏تواند از روى یک نسخه پزشکى، آن قاعده علمى را که به استناد آن این نسخه نوشته شده است بازشناسد.514
بیان زیر، نمونهای از تلاش یکی از مفسران در زمینه کشف و ارائه روشهای تربیتی قرآن است:
«در قرآن مجید بسیارى از حقایق مربوط به معارف دینى و اخلاقى و اجتماعى در قالب سؤال، طرح میگردد و طرفین مسئله در اختیار شنونده گذارده مى‏شود تا او با فکر خود یکى را انتخاب کند، و این روش که باید آن را روش غیر مستقیم نامید، اثر فوق العاده‏اى در تاثیر برنامه‏هاى تربیتى دارد؛ زیرا انسان، معمولا به- افکار و برداشتهاى خود از مسائل مختلف بیش از هر چیز اهمیت میدهد. هنگامى که مسئله به صورت یک مطلب قطعى و جزمى طرح شود، گاهى در مقابل آن مقاومت به خرج می دهد و همچون یک فکر بیگانه به آن می نگرد، ولى هنگامى که به صورت سؤال طرح شود و پاسخ را از درون وجدان و قلب خود بشنود آن را فکر و تشخیص خود می داند و به عنوان” یک فکر و طرح آشنا” به آن می نگرد و لذا در مقابل آن مقاومت به خرج نمی دهد، این طرز تعلیم مخصوصاً در برابر افراد لجوج و نیز در برابر کودکان مؤثر است.515
نمونهای از کاربست روشهای تربیتی در تدوین تفسیر را میتوان در بیان تمثیلی یکی از مفسران، ذیل آیه «اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقیم»516 مشاهده کرد. ایشان در پاسخ به این پرسش که: چرا رهیافتگان صراط مستقیم، پیوسته در نماز طلب هدایت به آنرا دارند می نویسد:
«مثل ما و همه موجودات (از یک نظر) مثل لامپهاى برق است، اگر مى‏بینیم نور لامپ، متصل و یکنواخت پخش مى‏شود بهخاطر آن است که لحظه به لحظه نیرو از منبع برق به او میرسد، منبع برق هر لحظه نور جدیدى تولید مى‏کند و به وسیله سیمهاى ارتباطى به لامپ تحویل مى‏گردد؛ هستى ما نیز همانند نور این لامپها است؛ اگر چه به صورت یک وجود ممتد جلوه‏گر است ولى در حقیقت لحظه به لحظه وجود تازه‏اى از منبع هستى آفریدگار فیاض به ما میرسد؛ بنابراین همانگونه که هر لحظه وجود تازه‏اى به ما میرسد، به هدایت جدیدى نیز نیازمندیم؛ بدیهى است اگر موانعى در سیمهاى معنوى ارتباطى ما با خدا ایجاد شود، کژیها، ظلمها، ناپاکیها و … پیوند ما را از آن منبع هدایت قطع مى‏کنند و همان لحظه از صراط مستقیم منحرف خواهیم شد. ما از خدا طلب مى‏کنیم که این موانع پیش نیاید و ما بر صراط مستقیم ثابت بمانیم»517

4-1-3. جامع نگری در توجّه به اهداف تربیتی
بحث از «اهداف تربیت» در کتب تعلیم و تربیت بسیار بااهمیّت است؛ زیرا اساساً تربیت، عملیاتی هدفمند و مقصدگراست که ناگزیر نیازمند محدودسازی اهداف است و گرنه بیثمر خواهد بود.518
هدفگذاری تربیت باید بر معیارهای اصیل نهاده شود؛ اوّلاً؛ سازگار با مهمترین هدف زندگی یعنی «کمال نهایی» انسان باشد. ثانیاً؛ در تأمین نیازهای گوناگون (درونی و بیرونی، فردی و اجتماعی) مؤثّر باشد. ثالثاً؛ قابلوصول و پویا باشد.519 بیشک گزیش اهداف تربیتی نیازمند تنقیح مبانی لازم؛ اعمّ از مبانی علمی، فلسفی (معرفتشناسی، هستیشناسی، ارزششناسی، انسانشناسی) و دینی است. در پژوهشهای تربیت اسلامی این مبانی تعریف و تنقیح شده است؛ هدفگذاری ما نیز مبتنی بر دادههای این پژوهشهاست.520 از آنجا که تربیت اسلامی بر محور تربیت قرآنی نهادینه میشود، اهداف تربیتی، منطبق با اهداف قرآن، به عنوان کتاب تربیت خواهد بود؛ از اینرو طبقهبندیهای رایج در علوم تربیتی که مبتنی با هدفگذاریها و کارکردهای خاص آن علوم است521 صرفاً در چارچوب اهداف تربیتی قرآن مورد ارزیابی و طبقهبندی قرار میگیرد. تربیتهای صرفاً مبتنی بر عقل فردی و عقل اجتماعی، معمولاً اهداف تربیتی خود را ناقص و مبتنی بر برخی از ساحتهای وجودی انسان قرار دادهاند؛ از اینرو عمدتاً «تربیت شهروند شایسته»،522 با معیارهای مبتنی بر مهارتهای جسمی و عقلی سازگار با منافع اقتصادی، صنعتی، فرهنگی و سیاسی جوامع هدف و بیتوجّه به بُعد تکاملی عقلی، روحی و عاطفی523 یا تأمین نیازهای حیات اخروی در نظر گرفته شده است؛ امّا ویژگی تربیت قرآنی524 جامعیت در اهداف است. طرح قرآنی جامعیت در هدف، هم هدف نهایی و غایی را تعریف میکند و هم اهداف ابزاری و واسطه ای را میشناساند. هدف غایی، ضمن دارابودن ویژگیهایی همچون همسازی با فطرت، شوقآفرینی و برانگیزندگی، وحدت با هدف آفرینش و عدم محدودیت، از جامعیت نیز برخوردار است؛ به اینمعنا که دربرگیرنده تمام ارزشهای انسانی است. این هدف همان «توحیدی شدن» است و دیگر اهداف مانند قرب الهی، فوز و فلاح، حیات طیّبه، فردوس و رضوان، جلوه های متنوّع از همین حقیقتاند.525 اهداف واسطهای و ابزاری نیز حرکت به سوی همین هدف غایی را تمهید میکنند. این اهداف در مدلهای گوناگونی تعریف شده اند؛ از جمله رایجترین این مدل ها، طبقه بندی اهداف به: اهداف تربیت در رابطه انسان با خدا، با خود، با دیگران، با طبیعت526 و با تاریخ527 به عنوان «اهداف کلی تربیت» است؛ آنچه در تدوین تفسیر تربیتی اهمیّت دارد توجّه به «جامعیت اهداف» است؛ برخلاف رویکرد به قرآن از زاویه ارتباط بین انسان، خدا و آخرت، مفسّر تربیتی در نظامی معتدل و متوازن و با حفظ جهتگیری اصلی توحیدی، ارتباط نظامواری را با همه عناصر دخیل در سعادت انسان؛ اعمّ از مادی و معنوی، دنیوی و اخروی و نیز همه ساحتهای وجودی او برقرار کرده پیامهای گویای آنها را استخراج کرده ارائه میدهد؛ برایمثال درحالیکه برخی از مفسّران مدلول آیه زیر را بسیار محدود معنا کردهاند،528 مفسّر جامعنگرِ هدفگرا، این چنین به تفسیر آیه پرداخته است:
«یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَ صابِرُوا وَ رابِطُوا …»529
«امرهایى که در این آیه آمده یعنى أمر” اصبروا” و” صابروا” و” رابطوا” و” اتقوا” همه مطلق و بدون قید است، در نتیجه صبرش، هم شامل صبر بر شدائد مى‏شود و هم شامل صبر در اطاعت خدا، و همچنین صبر بر ترک معصیت و به هر حال منظور از آن صبر تک تک افراد است، چون دنبالش همین صبر را به صیغه مفاعله، «صابروا» آورده که در مواردى استعمال مى‏شود که ماده فعل بین دو طرف تحقق مى‏یابد.
«مصابره» عبارت است از اینکه جمعیتى به اتفاق یکدیگر اذیت‏ها را تحمل کنند و هر یک صبر خود را به صبر دیگرى تکیه دهد و در نتیجه برکاتى که در صفت صبر هست دست به دست هم دهد و تأثیر صبر بیشتر گردد و این معنا امرى است که هم در فرد (اگر نسبت به حال شخصى او در نظر گرفته شود) محسوس است و هم در اجتماع (اگر نسبت به حال اجتماع و تعاون او در نظر گرفته شود) چون باعث مى‏شود که تک تک افراد نیروى یکدیگر را به هم وصل کنند و همه نیروها یکى شود.
«وَ رابِطُوا»، مرابطه از نظر معنا اعمّ از مصابره است، چون مصابره عبارت بود از وصل کردن نیروى مقاومت افراد جامعه در برابر شدائد و مرابطه عبارت است از همین وصل کردن نیروها، امّا نه تنها نیروى مقاومت در برابر شدائد، بلکه همه نیروها و کارها، در جمیع شؤون زندگى دینى، چه در حال شدت و چه در حال رخا و خوشی، و چون مراد از مرابطه این است که جامعه به سعادت حقیقى دنیا و آخرت خود برسد،- و اگر مرابطه نباشد گو اینکه صبر من و تو، به تنهایى و علم من و تو به تنهایى، و هر فضیلت دیگر افراد، به تنهایى سعادت آور هست، ولى بعضى از سعادت را تأمین مى‏کند و بعضى از سعادت، سعادت حقیقى نیست،- به همین جهت دنبال سه جمله: «اصْبِرُوا وَ صابِرُوا وَ رابِطُوا» اضافه کرد:«وَ اتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ» که البته منظور از این فلاح هم فلاح تام حقیقى است.»530

4-1-4. جامع نگری در توجّه به اصول تربیتی
تعلیم و تربیت اسلامی مبتنی بر اصولی است که از قرآن و سنت استخراج شده است؛ از جمله این اصول میتوان به اصل اعتدال، اصل تسهیل و تیسیر، اصل زهد، اصل تعقل، تفکّر و تدبّر، اصل کرامت و عزّت و… اشاره کرد.531 مفسّر تربیتی از این منظر دو رسالت مهم بر عهده دارد. اوّل: برجسته ساختن پیامهای گویای این اصول در آیات قرآن. دوّم: نهادینهسازی بنیاد تفسیری خویش بر محور آنها؛ در رسالت دوّم، مفسّر تلاش میکند با واکاوی ابعاد مختلف آیه، روح «تفکّر» را در مخاطب زنده سازد و با استدلالهای اقناعی عقلانیت وی را ژرفا بخشد. در مسیر توجّه به ساحتهای مختلف انسان و روشها و ابزارهای هدایت او افراط و تفریط پیشه نسازد و گرفتار غلبه توجّه به یک ساحت و بیاعتنایی به ساحات دیگر نگردد؛ بدین سان تجسّم عملی «اصل تربیتی اعتدال» گردد. با تکیه بر اصل «تسهیل و تیسیر» به عمومیت بخشی و ساده نویسی (نه سطحی نویسی) محتوای تفسیر اقدام کند و از بهکارگیری ادبیات فنیّ و غامض و پیچیده پرهیز کند و سطح عمومی مخاطبان و «تمکّن» معرفتی آنان را در نظر گیرد و در یک فرایند «تدریجی» از آغاز تفسیر، بینشها و نگرشهای مخاطبان را توسعه و عمق بخشد و جرعهجرعه، پیامهای دلنواز قرآن را به گوش هوششان رساند و آیه های عزّت و کرامت را بر روح و جانشان نشاند.
بهعنوان مثالی از این دو رسالت مفسّر، می توان به تفسیر آیه «اهدنا الصراط المستقیم» با محوریت «اصل اعتدال» و با رویکرد «جامع نگر» اشاره کرد:
«راه مستقیم، همان راه میانه و وسط است که حضرت على ( مى‏فرماید: «الیمین و الشمال مضلّه و الطریق الوسطى‏ هى الجادّه؛ انحراف به چپ و راست گمراهى و راه وسط، جاده‏ى هدایت است»532. راه مستقیم یعنى میانه‏روى و اعتدال و احتراز از هر نوع افراط و تفریط، چه در عقیده و چه در عمل. یکى در عقاید از راه خارج مى‏شود و دیگرى در عمل و اخلاق. یکى همه کارها را به خدا نسبت مى‏دهد، گویا انسان هیچ نقشى در سرنوشت خویش ندارد. و دیگرى خود را همه کاره و فعّال ما یشاء دانسته و دست خدا را بسته مى‏داند. یکى رهبران آسمانى را همچون مردمان عادى و گاهى ساحر و مجنون معرّفى مى‏کند و دیگرى آن بزرگواران را در حدّ خدا مى‏پندارد. یکى زیارت امامان معصوم و شهدا را بدعت مى‏داند و دیگرى حتّى به درخت و دیوار، متوسل شده و ریسمان مى‏بندد. یکى اقتصاد را زیر بنا مى‏داند و دیگرى، دنیا و امورات آن را نادیده مى‏انگارد. در عمل نیز یکى غیرت نابجا دارد و دیگرى همسرش را بى حجاب به کوچه و بازار مى‏فرستد. یکى بخل مى‏ورزد و دیگرى بى‏حساب سخاوت به خرج مى‏دهد. یکى از خلق جدا مى‏شود و دیگرى حقّ را فداى خلق مى‏کند.» 533
مفسّری دیگر با تدبّر در آیه «الَّذِی خَلَقَ الْمَوْتَ وَ الْحَیاهَ لِیَبْلُوَکُمْ أَیُّکُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً وَ هُوَ الْعَزِیزُ الْغَفُور»534 و با بهره گیری از ارشادات معصومان( اصل مهم «کیفیت محوری به جای کمیّت گرایی» را مورد اشاره قرار میدهد535 که در حوزههای مختلف بهویژه تعلیم و تربیت بسیار اهمیّت دارد:
«منظور از آزمایش خداوند نوعى پرورش است، به این معنى که انسان ها را به میدان عمل مى‏کشد تا ورزیده و پاکیزه شوند و لایق قرب خدا گردند؛ قابل توجّه اینکه هدف آزمایش را « حسن» عمل» معرفى کرده نه کثرت عمل، و این دلیل بر این است که اسلام به «کیفیت» اهمیت مى‏دهد نه به«کمیت»؛این حقیقت در حدیث امام صادق 7 به صراحت بیان شده است: «لیس یعنى اکثر عملا، و لکن اصوبکم عملا، و انما الاصابه خشیه اللَّه و النیه الصادقه؛ منظور این نیست کدامیک بیشتر عمل مى‏کنید، بلکه منظور این است کدامیک صحیحتر عمل مى‏کنید، و عمل صحیح آن است که توأم با خداپرستى و نیت پاک باشد» ثم قال: الإبقاء على العمل حتى یخلص اشدّ من العمل، و العمل الخالص الصالح الذى لا ترید ان یحمدک علیه احد الا اللَّه عز و جل؛536 سپس فرمود: نگهدارى عمل از آلودگى سخت‏تر است از خود عمل، و عمل خالص صالح، عملى است که نمى‏خواهى احدى جز خدا تو را به خاطر آن بستاید.

4-1-5. جامع نگری در توجّه به ابزارهای تربیتی
تربیت، آمیزهای از دانش و مهارت است. بُعد دانشی تربیت را میتوان با مطالعه منابع معرفت ساز این حوزه مانند قرآن، حدیث و علوم تربیتی بهدست آورد. جنبه مهارتی تربیت، تنها با عمل تربیت و در صحنه فعالیتهای تربیتی قابل دستیابی است. فعالیت تربیتی مبتنی بر آگاهی از اصول، روشها و ابزارهای تربیتی و به کاربستن آنها در صحنه عمل است؛ برای مثال، قصّه به عنوان یک ابزار تربیتی و قصه گویی به عنوان یک روش تربیتی، دقایق و ظرایفی دارد که فراتر از جنبه تعلیمی و اکتسابی، نیازمند مهارت و تجربه است.
«ابزار تربیتی» هر چیزی است که به وسیله آن، عمل تربیت تسهیل شده و اثربخشی آن افزون میگردد. امروزه و با رشد صنعت تبلیغات، طیف وسیعی از ابزارها بهکار گرفته میشود. این ابزارها عمدتاً ذیل وسایل سمعی و بصری و نیز مکتوب و غیر مکتوب قرار میگیرند. تصویر (اعمّ از: عکس، فیلم، نقاشی، اسلاید، گرافیک، کاریکاتور..)، داستان و حکایت، شعر، تمثیل، روایت و… از جمله مهمترین ابزارهای تربیت هستند که از دیرباز مورد استفاده قرار گرفته و با رشد دانش و صنعت توسعه یافته اند.537 در قرآن کریم و سخنان و سیره معصومان7 سطح وسیعی از کاربرد ابزارهای آموزشی و پرورشی دیده می شود.538 هر یک از ابزارها معمولاً بخشی ا

]]>