دانلود پایان نامه
فراموش کرد که مخاطبان این نمایشنامه ها همچنان قشر روشنفکر و طبقه تحصیلکرده بودند و تماشاگران تماشاخانه هایی همچون تماشاخانه تهران ترجیح می دادند تا نمایشنامه ها را به شیوه قبل ببینند.
4-7- اجراها و متون ترجمه شده
در دوران رضاشاه همچنان علاقمندی به ترجمه آثار سرگرم کننده در بین مترجمانی که به تئاتر توجه نشان دادند مشاهده می شود. در این دوران مترجمانی هستند که تخصص آنها ترجمه متون نمایشی نیست و در کنار ترجمه متون ادبی و…به ترجمه نمایشنامه نیز روی آورده اند. در یک نگاه کلی اهداف متون انتخاب شده برای ترجمه را می توان در نکات زیر جست وجو کرد:
“1- پژواکی از سیاست های فرهنگ حکومت(روی آوردن به تاریخ باستان قبل از اسلام)و ترجمه آثاری با عظمت و تاریخی سرشار از روح سلحشوری و وطن پرستی، 2- تجدد طلبی،استفاده از این آثار برای آموزش یا القای پیام های سیاسی، اجتماعی و اخلاقی تمدن غربی، 3- معرفی ادبیات کلاسیک جهان به منظور رشد فرهنگی و گسترش افق دید مخاطبان، 4- تجربه اندوزی و طبع آزمایی- در مواردی بدون آشنایی به تکنیک های هنر تئاتر، 5- آموزش تئاتر از طریق متون نمایشی برای هنرجویان و دست اندرکاران، 6- امکان اجرای اثر بر صحنه،گفتنی است که بسیاری از این ترجمه ها امکان چاپ نیافته اند در حالی که بر صحنه اجرا شده اند”(بزرگمهر،1379،صص148و149).
شکل 4-6 آمار نویسندگانی که بیشترین توجه مترجمان را در این دوران به خود جلب کرده اند نشان می دهد.

شکل4-6- آثار ترجمه شده 1320-1300
آن چنان که این شکل نشان می دهد علاقمندی به ترجمه متون کلاسیک و رمانتیک بیشتر از سایر متون بوده است. شکل 4-7 نیز به تفکیک درصد این آثار را در مقابل با کل نمایشنامه های ترجمه شده نشان می دهد. تعداد کل نمایشنامه های ترجمه شده این دوره 32 اثر بوده است.

شکل 4-7- تفکیک درصدی آثار ترجمه شده نسبت به کل1320-1300
اما نکته مهم اینجاست که نمایشنامه های ترجمه شده تناسب چندانی با نمایشنامه های خارجی اجرا شده در این سال ها ندارد. شکل 4-8 نویسندگان خارجی را نمایندگی می کند که آثارشان بیشتر روی صحنه با اقبال مواجه شده اند. این نمایشنامه ها لزوما در این تاریخ ترجمه نشده اند و می توانند متعلق به دوران گذشته باشند.

شکل 4-8- آثار اجرا شده خارجی 1320-1300

توجه به ویلیام شکسپیر در این دوران میان نمایشنامه های ترجمه شده و اجرا شده خارجی به یک اندازه بوده است. در این سال ها تماشاخانه های تهران حدود 50 اجرای نمایشنامه خارجی داشته اند. بر اساس تفکیک بندی درصدی شکل 4-9 در صد هریک از این نمایش ها را در مقایسه با کل بیان می دارد.

شکل 4-9- تفکیک درصدی آثار اجرا شده خارجی 1320-1300
تطبیق دو شکل آثار ترجمه شده و آثار خارجی که روی صحنه رفته اند نشان می دهد که شکل نخست در طول دروان رضاشاه به آبیاری ریشه های تئوریک پرداخته اند. همان گونه که در بخش ترجمه قواعد آمد، بسیاری از انگاره های تکنیکی نمایشنامه نویسی حاصل تاثیر مستقیم و غیر مستقیم نمایشنامه های خارجی بر نویسندگان ایرانی است. بنابراین از منظر نشانه شناسی فرهنگی متون بالا خصلت آثار الگوسازی را دارند که هم خود به گنجینه متون فارسی افزوده شده اند و هم به عنوان مولد فرهنگی به تولید متون جدیدتر یاری رسانده اند. از سوی دیگر یکی از دلایل این اقبال می تواند توجه به باستانگرایی در دوران رضاشاه باشد. برای این منظور می توان شکل 4-5 را دوباره مرور کرد. رضاشاه در این دوران سعی داشت تا داد و ستد فرهنگ را از طریق مجراهای ارتباطی خود با غرب کنترل کند. بنابراین همان گونه که در شکل نیز مشاهده می شود و تحلیل آن آمد، فرهنگ الف که تجدد رضاشاهی است در جست وجوی ترجمه بینافرهنگی گذشته به عنوان خود/دیگری آرمانی است. از سوی دیگر چون امکان ارتباط گسترده با فرهنگ ب موجود نیست، از همین روی هنرمندان سعی می کنند با جایگزین آن یعنی خود/دیگری در زمانی فرهنگ ب ارتباط برقرار نمایند. از همین رو با توجه به الگوی پیشنهادی سجودی(1388)]68[، جذب فرهنگی می تواند از خود/دیگری در زمانی ب بیشتر باشد. اما در مورد نمایشنامه های اجرا شده خواسته های مردم نیز وارد میدان می شود. مدیران تماشاخانه ها باید آثاری را برگزینند که برای مردم جذابیت داشته و بتواند آنها را به سالن ها بکشاند. با این نگاه شیوه حضور هر یک از این نویسنده ها در فضای فرهنگی دوران رضاشاه به شکلی اجمالی مرور می شود.
پس از سال های 1320 ه.ش. ترجمه فرهنگی نسبت به گذشته سامان بیشتری می یابد و سازوکاری ساختارمند برای ارتباط با دیگری فرهنگی در نظر گرفته می شود. فارغ از دعوت اساتید خارجی برای آموزش تئاتر به هنرجویان ایرانی که متون تازه تری همچون آثار تنسی ویلیامز را وارد سپهر فرهنگی ایران می کنند، بنگاه ترجمه و نشر کتاب نیز تاسیس می شود تا مخاطبان ایرانی را با آثار ارزشمند کلاسیک آشنا کند. این بنگاه با اهدافی ]69[ روش مند می کوشد تا پایه هایی علمی را در برخورد با ادبیات نمایشی جهان تعریف کرده و این آثار را نه پراکنده که دسته بندی شده به مخاطب خود عرضه دارد.
نهادهای مذکور سبب می شود شکل ترجمه فرهنگی در ایران با تغییراتی مواجه شود. تا آن زمان متداول ترین روش نوعی ترجمه آزاد بود که گاه آسیب های فراوان به متن و زبان اثر می زد. اما با تغییر جنس مخاطبان و افزوده شدن بر مجراهای ارتباطی، جنس ترجمه های فرهنگی نیز تغییر کرد. در اینجا تعاملی میان خودی و دیگری فرهنگی پدید آمد تا ترجمه از شکل خودی و نه دیگری به شکل هم خودی و هم دیگری سوق پیدا کند. از دلایلی که برای ترجمه آزاد متون مورد توجه قرار می گرفت، عدم آشنایی باورپذیری بازیگران در ایفای نقش شخصیت هایی با نام های خارجی روی صحنه بود، این مسئله با نوع فضاسازی و توجه به نشانه های تصویری مرتفع شد. یا دلیل دیگر را نازل بودن فرهنگ تئاتری مخاطب ذکر کرده اند که این نکته نیز با افزوده شدن بر سپهر فرهنگی ترجمه فرهنگی آثار خارجی تا حدود زیادی از میان رفت. با این توجه می توان آثار خارجی را که در این دوران بیش از نمایشنامه های دیگر مورد اقبال بوده اند را در شکل 4-10 مشاهده کرد.

مطلب مرتبط :   نمایشنامه، رمانتیسم، نمایشنامه‌های، می‌توان، رضاشاه، تئاتر

شکل 4-10- آثار ترجمه و چاپ شده خارجی1330-1320
تعداد کل آثار ترجمه شده و چاپ شده در این دوران 43 اثر بوده است که جدول درصدی آن را می توان در شکل4-11 متصور شد.

شکل4-11- تفکیک درصدی آثار ترجمه و چاپ شده نمایشنامه های خارجی 1330-1320

اما در این دوران رویکرد ترجمه های چاپ شده و آثار اجرا شده یکسره متفاوت است. شکل 4-12 این تفاوت را نشان می دهد.

شکل4-12- آمار آثار خارجی اجرا شده سال های 1330-1320

اما رجوع به آمار درصدی نمایشنامه های اجرا شده خارجی در این دوران (شکل4-13) نتیجه ای قابل تامل به دست می دهد. در این سال ها 111 نمایشنامه خارجی روی صحنه رفته است.

شکل4-13- تفکیک درصدی آثار خارجی روی صحنه رفته 1330-1320

آن چنان که شکل 4-13 مشاهده می شود مولیر و شکسپیر و حاجی بگف همچنان در صدر هستند. اما 76/58 در صد آثار اجرا شده به نمایشنامه های دیگری اختصاص دارند . این نکته نمایشگر همان تکثر فرهنگی است که در دوران محمدرضاشاه رخ می دهد و مخاطب با سپهر فرهنگی گسترده تری رو به رو می شود. البته در این دوران و دوران رضاشاه نمایشنامه هایی وجود دارد که به عنوان نمایشنامه های «فاقد مشخصات» از آنها یاد می شود. نمایشنامه هایی که عناوین مشخصی ندارند. مترجمان این آثار یا نام منبع اصلی را در ترجمه های خود ذکر نکرده اند، یا ممکن است چندین ترجمه فرهنگی مختلف از یک متن واحد ارائه داده باشند. با رجوع به نام این مترجمان در می یابیم، بیشتر آثاری که در این دوران مجهول الهویه شناخته شده اند، مترجمان تماشاخانه تهران بوده اند که توجه خود را به ترجمه نمایشنامه های کمدی معطوف می داشتند. از سوی دیگر چون مشخص نیست که همه این نمایشنامه اجرا شده اند، یا به عکس اگر اجرا شده اند چند نوبت اجرا داشته اند، آنها را از فهرست رده بندی شکل های بالا خارج کردیم.
شکل 4-14 مترجمانی را معرفی می کند که بیشترین ترجمه های آزاد را از متون خارجی ارائه داده اند. متونی که مشخصات کاملی از آنها در دست نیست. ]70[ البته در بخش بعدی کوشش خواهد شد تا از دو متن رمزگشایی شود.

شکل 4-14- آمار مترجمانی که بیشترین آثار ترجمه شده فاقد مشخصات را به خود اختصاص داده اند

کلیت آثار موجود در این بخش 103 اثر بوده است که نام های موجود در شکل 4-14، در شکل 4-15 که به صورت درصدی تفکیک شده اند آمار زیر را به خود اختصاص می دهند. در بخش بعدی درباره این افراد سخن گفته خواهدشد.

شکل4-15- تفکیک درصدی مترجمانی که آثار آنها فاقد مشخصات کامل است

نشانه شناسی فرهنگی ، فرهنگ را حاصل جمع همه متونی می داند که در یک دوره زمانی امکان زیست داشته اند. یک متن واحد نمی تواند نشانه مناسبی برای شناسایی فرهنگی آن دوران به شمار آید.از همین منظر می توان شکل های فوق را مورد تحلیل قرار داد. یک تحلیل عمومی فرضیه لوتمان را به اثبات می رساند که هر اندازه سپهر نشانه ای فرهنگ گسترده تر شود و مرکز کمرنگ تر شده و امکان برای بقای حاشیه ها افزایش یابد، رشد آن فرهنگ نیز بیشتر خواهد بود. در این زمینه دو شکل4-7 و 4-11 را با یکدیگر مقایسه می کنیم. در مقایسه نمایشنامه های ترجمه شده و چاپ شده در دوران رضاشاه و محمدرضاشاه، در دوران نخست 56 در صد آثار به نویسندگان دیگر اختصاص داشته است و در دوران دوم 48 درصد. شاید این آمار در ابتدا نقیض فرضیه بالا را پدید آورد، اما باید توجه داشت که فضای اشغال شده توسط نویسندگان خاص در دوران محمدرضاشاه با بسامد بیشتر نویسندگان رو به روست. یعنی این فضا در دوران رضاشاه توسط 4 نویسنده اشغال شده و در دوران محمدرضاشاه توسط 6 نویسنده. بنابراین می توان نتیجه گرفت که در سپهر نشانه ای دوم، فرهنگ های بیشتری امکان زیست داشته اند و این درحالیست که این امکان در دوره نخست از فضای فرهنگی دریغ شده است. در مقایسه میان شکل های 4-13 و4-9 که به آثار اجرا شده در دو دوران تعلق دارند نیز این مسئله خود را می نمایاند. در دوران نخست فضای اشغال شده توسط دیگران 56 درصد بوده، درحالیکه این فضا در دوره دوم به حدود 76 درصد می رسد. ذکر این نکته هم ضروری است که فضای اشغال شده توسط نویسندگان با نام های تکراری نیز همچون گذشته نبوده و آن چنان که در تحلیل متون مشاهده می شود، ترجمه فرهنگی تازه ای از این افراد در دوران دوم ارائه شده است.پس با این احتساب رشد عمومی فرهنگ نیز در دوره دوم بیشتر از دوره نخست به نظر رسیده و از تغییری بزرگ در عرصه فرهنگ حکایت می کند.
اما داده های شکل ها تحلیلی دیگر را از متون مورد توجه در این دوران ها به ذهن متبادر می سازد. ما در این میان با چند متن از نویسندگانی رو به رو هستیم که قاعده محورند. این متون می توانند در طول تاریخ ظاهر شده و متناسب با نشانه های فرهنگی هر دوره ای تغییر شکل دهند. در بررسی شکل های بالا نویسندگانی را که در هر دوره مشترک بوده اند از منظر متن فرهنگی مورد بررسی قرار می گیرند.
4-7-1- ویلیام شکسپیر
ویلیام شکسپیر نویسنده ای جامع الطراف است که در هر دوره ای می توان نشانه های فرهنگی متناسب با آن زمان را در نوشته هایش جست و جو کرد. شاید این گفته رنگ شعارو تکرار به خود بگیرد، اما متون شکسپیر خود معمولا اقتباس از آثار دیگر و یا تاریخ هستند. بنابراین مخاطب در آثار این نویسنده با یک متن رو به رو نیست و نوشته های وی را می توان تواتری از متون در طول تاریخ نامید. این تواتر متون به مخاطبان در دوره های مختلف یاری می رساند تا صدای مورد علاقه خود را از درون آن شنیده و به آن پاسخ دهند:”شکسپیر مانند جهان است و یا شبیه خود زندگی. هر دوره تاریخی می تواند آن چه که در جست وجو یا خواستار دیدنش بوده است را در آثار او بیابد”(کات،1390،صص37و38).
آثار این نویسنده هم در زمینه ترجمه و هم در اجرا با اقبال مواجه شده است. این نمایشنامه ها محصول یک دوران گذار اجتماعی هستند. دورانی که مذهب قدرت پیشین خود را در جامعه از دست داده بود و ملکه الیزابت می کوشید انگلستان را به سمت کسب قدرت و ثروت رهنمون شود. از سوی دیگر ساختارهای طبقاتی جامعه نیز در حال تغییر بود. انگلیس فئودالی جای خود را به سرمایه داری جدید می داد. از این منظر تواتر تاریخی میان دوران رضاشاه و دوران ملکه الیزابت برقرار است. حتی ملکه انگلیس زبان علمی کشور را در دوران حکومت خود از لاتین به انگلیسی تغییر داد. بنابراین مشابهات میان این دو دوره بسیار است. با این تفاوت که تغییرات دوران ملکه الیزابت عمیق بود و توانست تا سالیان سال دائم موجب تغییرات مثبت اوضاع کشور انگلیس شود، اما رضاشاه بعد از دورانی 20 ساله بازی را به گروه های فرهنگی دیگر واگذار کرد. یک دلیل را می توان وجود این تواتر تاریخی در نوشته های شکسپیر در نظر گرفت. نکته قابل توجه بعدی به روح ملی گرایی مردم در دوران زندگی شکسپیر باز می گردد. مردم در آن دوران سرخوش از موفقیت های سیاسی و اجتماعی دچار غروری ملی شدند،نویسندگان این دوره با رجوع به تاریخ گذشته در پی بازآفرینی دراماتیک همین غرور بودند. شکسپیر در همین دوران بود که

مطلب مرتبط :   نمایشنامه، رضاشاه، فرهنگ، پروین، تاریخی، اسکندر