(تصویر، هنرمند، گرافیک، هنرهای، موسی‌زاده،، پوسترهای

تصویر 3-87 طراحی پوستر ؛ تصویر 3-88 ؛ تصویر 3-89 ؛ طراحی جلد کتاب، اثر فرزاد ادیبی
فرزاد ادیبی در مورد برگزاری دوسالانه های گرافیک تهران معتقد است: “انقباض مراسم و نمایشگاه‏ها در یک زمان واحد، در مقابل یک‏ انبساط زمانی که هیچ اتفاقی در آن نمی‏افتد، پسندیده و جالب نیست. برنامه‏ریزان‏ فرهنگی باید به‏گونه‏ای عمل کنند که در یک سال، دوسالانه ی گرافیک و سال دیگر دوسالانه ی پوستر جهان اسلام برگزار شود”. وی می‏افزاید: “اگر این ‏رویدادهای فرهنگی صرفاً در حد برپایی‏ نمایشگاه بود، هم‏زمانی آن‏ها اشکالی نداشت. ولی در هر دوی این اتفاقات، میزگردها و سخنرانی‏ها و نمایشگاه‏های جنبی وجود دارد. بنابراین، تمام انرژی‏ها صرف یکی از آن‏ها می‏شود و مخاطبان نمی‏توانند از هر دو بهره‏مند شوند.” (فارسی، «نهمین دوسالانه ی گرافیک تهران»، مجله ی هنرهای تجسمی، شماره 26، ص 13)
در پایان می توان گفت که فرزاد ادیبی پیرو جریانات خلاقانه است و نه جریانات مُد. محقق بر این عقیده است که ادیبی از معدود طراحانی است که گرافیک را یک نگاه می داند و نه مجموعه ای از نقطه و خط و سطح و از اینروست که آثارش به دل می نشیند.

سیدحسن موسی‏زاده

از کودکی می دانست که هنرمند خواهد شد و سرنوشتش با طراحی گره خورده است. دوران کودکی را با پرداختن به طراحی و نقاشی سپری می کرد و در دوران دبیرستان در حالی که در رشته ی علوم انسانی تحصیل می کرد، به مطالعه ی هنر نیز می پرداخت. همان داستانی که برای اغلب هنرمندان تحصیل کرده اتفاق می افتد، برای او هم تکرار شد یعنی زمانی که برای انتخاب رشته در کنکور دانشگاه ها با دیگران مشورت می کرد، همان جملات معروف را می شنید که جان کلامشان این بود که اگر هنر را انتخاب کنی، از گرسنگی خواهی مرد. اما در این میان، از یک استاد گرافیک شنید: “اگر می خواهی آدم خاصی بشوی، به رشته های هنری وارد شو اما اگر می خواهی نقش سیاهی لشگر را داشته باشی، هرگز به آن فکر نکن.” (موسی زاده، «هنرمندی به دور از اضافه گویی های مرسوم»، دوهفته نامه ی هنرهای تجسمی، شماره 1، ص 4)
شاید همین جمله تردیدهای درونی سیدحسن موسی زاده را به یقین تبدیل می کند تا سربزنگاه و درست یک ساعت قبل از ارسال مدارک اش، از علوم انسانی صرف نظر و در رشته ی هنر ثبت نام کند و به این ترتیب با کسب رتبه ی هشتم، وارد رشته ی گرافیک دانشکده ی هنرهای زیبا شد.
موسی زاده که جوانتر از همه بود، به تعبیر خودش مانند بولدوزر کار می کرد و تمرین های طراحی را معمولاً چندین برابر انجام می دهد. دانشجویان آن زمانِ دانشکده ی هنرهای زیبا، همه در این باره اتفاق نظر دارند که او همیشه مشغول طراحی بود و معمولا ًحرف نمی زد. وی با وجود کسب نمره های خوب، به دلیل شوق فراوان یادگیری و اشتیاق به کسب تجربه های مختلف در زمینه های عملی گرافیک، دوره ی تحصیلات 4 ساله را در 6 سال گذراند. در دانشگاه هنرهای زیبا، موسی زاده برای اولین بار با گروه کاسنی آشنا می شود و در همین زمان به نشریه ی کیهان کاریکاتور که تازه شکل گرفته بود، می پیوندد. به این ترتیب، اولین موقعیت مطلوب کاری برای نشان دادن توانایی هایش، شکل گرفت. او مجله ای با بیش از 150 تصویر را با کمک یک دستگاه زیراکس به صورت دستی و در مدت 3 روز طراحی و صفحه آرایی کرد.
«موسی زاده دوران مدیریت هنری و طراحی گرافیک در کیهان کاریکاتور را دوران ریاضت هنری خود می نامد، دورانی سخت و دشوار با امکانات ضعیف که البته برای او همراه با خلاقیت و نوآوری در طراحی بود. او در این دوران به یک قالب و رویه ی خاص و به اثبات رسیده بسنده نمی کرد و همیشه در حال نوآوری و خلاقیت در ارائه ی صفحات این نشریه بود، به گونه ای که بِدعت های هنری فراوانی از او بر جای ماند که بر کارهای بسیاری از طراحان گرافیک تأثیر گذارد و نوع نگرش بصری به صفحه آرایی نشریات تصویری را دستخوش تغییرات اساسی می کند. وی یکی از دلایل موفقیت خود را ایمان و اعتقاد به کارش بیان می کند و معتقد است هر کسی که کارش را با عشق و اعتقاد انجام دهد، به نتیجه مطلوب دست خواهد یافت. او از هنرمندان جوان خرده می گیرد که از ابتدا منتظر سفارش های بزرگ با دستمزد بالا هستند.» (موسی زاده، «هنرمندی به دور از اضافه گویی های مرسوم»، دوهفته نامه ی هنرهای تجسمی، شماره 1، ص 4)
«اگرچه سادگی، اولین لفظ برای کارهای‏ موسی‏زاده است ولی نمی‏تواند صفت کاملی برای کارهای‏ او باشد. در یکی از تابلوها، تانکی اسرائیلی در محاصره‏ قلوه‏سنگ ها گیر افتاده است؛ تانک با نقاشی کودکانه تصویر شده و قلوه‏سنگ ها واقعی است. حقارت تانک در برابر سنگ ها به این وسیله دو چندان شده است. هنرمند در این تابلو، موفق شده است با عبور از ظاهر رُعب‏آور واقعیت، حقیقت را با همه ی قدرت و شکوهش به تصویر بکشد. از یک سو همین تانک اسرائیل در این نقاشی کودکانه به‏ بازی گرفته شده و فرو ریخته است و از دیگر سو قدرت و هیبتی که در قلوه‏سنگ های کودکان فلسطینی نهفته است با استفاده از این تکنیک نشان داده شده است (تصویر 3-90).» (شریفی، «آغازی دیگر: نگاهی به کتاب پوسترهای مقاومت»، مجله سوره، شماره 22، ص 37)
«چنین استفاده‏ای از عنصر سنگ، به سادگی اتفاق‏ نیفتاده است. کافی است نگاهی به برخی دیگر از پوسترهایی‏ که در آن ها از این سوژه به عنوان نماد مقاومت استفاده شده،‏ بیندازیم تا ببینیم چقدر سطحی و شعاری مورد استفاده قرار گرفته و هرگز نتوانسته است تأثیری را که تابلوی موسی‏زاده‏ ایجاد می‏کند، بر جای بگذارد. این توفیق هنرمند، ریشه در فرآیندی پیچیده، سلوکی، معرفتی و حسی دارد که ربط آن‏ با تفکر دینی و نگرش توحیدی، غیرقابل انکار است. هنرمند باید پیشاپیش از ظاهربینی و کمیت‏زدگی آزاد شده‏ باشد تا بتواند این‏گونه حقیقت را به تصویر بکشد. این تابلو همچنین ترکیب فرم و محتوا نیز هست و هنرمند آن‏چنان در تلفیق این دو موفق بوده که نمی‏توان آن ها را از هم جدا کرد. علت نیز آنجاست که محتوا به باور او آمده و آن قدر پخته شده که به فرم تبدیل شده است. اگر فرم نسبت‏ بین اجزاء اثر باشد، این نسبت کاملاً متفاوت از نسبتی است‏ که در مفاهیم محتوایی اثر وجود داشته است و به هیچ وجه‏ محتوا بر فرم و فرم بر محتوا غلبه نکرده است.» (شریفی، «آغازی دیگر: نگاهی به کتاب پوسترهای مقاومت»، مجله سوره، شماره 22، ص 37)
دیگر اثر به یادماندنی موسی‏زاده در این مجموعه، تابلوی پرچم است که در آن پرچم فلسطین با قلوه‏سنگهای‏ سیاه و سفید و سبز و قرمز شکل گرفته (تصویر 3-91) و به موجزترین شکل‏ جایگاه مقاومت را در هویت فلسطین تصویر کرده است (تصویر 3-92) و (تصویر 3-93).

تصویر 3-90 ؛ تصویر 3-91 ؛ تصویر 3-92 ؛ تصویر 3-93 ؛ طراحی پوستر، اثر سیدحسن موسی‏زاده
اصولاً هنرمند کسی است که ذهنی خلاق و فعال دارد. همین خلاقیت هنرمند است که سرنوشت اثرش را معین می کند. علاوه بر شناخت فرم و رنگ که از ملزومات اساسی کار یک هنرمند است، داشتن ایده و خلاقیت در بیان مفاهیم متفاوت است که یک هنرمند را در میان هزاران نفری که صرفاً استاد فرم و رنگ اند، شاخص می کند. موسی زاده از اندک طراحان گرافیک است که غرق در رنگ و فرم نمی شود و ایده را شاخص ترین عنصر اثر خود قرار می دهد، به گونه ای که همه چیز در جهت بیان بهتر آن به خوبی و استادانه به کار گرفته می شود. شاید بتوان گفت: این از جمله تأثیراتی است که وی از سال های فعالیتش در کیهان کاریکاتور و مطالعه آثار کاریکاتوری گرفته است. زیرا در یک اثر کاریکاتوری، هیچ گاه نمی توان ایده را نادیده گرفت و صرفاً مخاطب را با فرم و رنگ یا یک اثر تزئینی دکوراتیو سرگرم کرد. کاریکاتور به دلیل سادگی اش در بیان و نوع ارائه، به طور اساسی مستلزم داشتن ایده های بکر و گویا است. در فرمِ بسیاری از آثار موسی زاده، ردپای طراحی های کاریکاتورگونه و اغراق شده دیده می شود. اما نکته شاخص، همان اولویت قرار دادن ایده از سوی او، در هر اثر است.
از جمله نکات قابل تأمل دیگر در آثار موسی زاده، به ویژه در طراحی پوسترهایش، استفاده از عکاسی اشیاء است. اشیاء در آثار او دارای روح و زندگی اند و در بسیاری موارد از تلفیق و یا جابه جایی آن ها ایده های نوآورانه ای خلق می شود (تصویر 3-94) و (تصویر 3-95) و (تصویر 3-96) و (تصویر 3-97).

تصویر 3-94 ؛ تصویر 3-95 ؛ تصویر 3-96 ؛ تصویر 3-97 ؛ طراحی پوستر، اثر سیدحسن موسی‏زاده
پرکاربردترین شیء در آثار وی مداد است (تصویر 3-98) و (تصویر 3-99) و (تصویر 3-100) و (تصویر 3-101).

تصویر 3-98 ؛ تصویر 3-99 ؛ تصویر 3-100 ؛ تصویر 3-101 ؛ طراحی پوستر، اثر سیدحسن موسی‏زاده
«موسی‏زاده در یکی دیگر از تابلوها، تانکی را به تصویر کشیده که در آن، یک خانه ویران شده فلسطینی است. این‏ اثر نیز در اولین نگاه بسیار ساده است ولی باز هم هنرمند از یک فرآیند پیچیده برای رسیدن به این سادگی عبور کرده و اثری سهل و ممتنع فراهم آورده است. اینکه قدرت نظامی اسرائیل بر تخریب و برهم زدن‏ آرامش مردم (که در اینجا در نماد خانه به عنوان قرارگاه‏ خانواده معرفی شده) بنا گردیده است و دودی که از دودکش‏ خانه برمی‏آمده و نماد رونق محفل خانواده بوده، اکنون با ظهور صهیونیسم به دود اگزوز تانک تبدیل شده است. انتخاب درست رنگ نیز بر بار حسی تابلو افزوده است. تکنیک ساده ی کار از سوی دیگر می‏تواند القاء کننده ی بداهت‏ این ظلم و تجاوز باشد که در تصویر کامل مشهود بوده‏ و نیازی به استدلال و بحث بیشتر ندارد.» (شریفی، «آغازی دیگر: نگاهی به کتاب پوسترهای مقاومت»، مجله سوره، شماره 22، ص 37)
«در تابلویی دیگر موسی‏زاده، ماهیت طرح آمریکایی نقشه راه را برملا کرده و بی‏فرجام بودن آن را نشان داده است. این اثر عبارت‏ است از یک تابلو راهنمایی با نماد بن‏بست که لفظ (Road Map) بر بالای آن نقش بسته است. هنرمند در یک قالب توانسته است، دو زاویه دید را در هم تلفیق کند. یکی نگاه از روبه‏رو دیگری نگاه از بالا. در یک تلقی با یک تابلوی معروف راهنمایی- رانندگی روبه‏رو می‏شویم و در همان حال می‏شود با نگاهی مشرف و از ارتفاع‏ جاده سفیدی را دید که امتدادش با خطی سرخ بسته شده‏ است.» (شریفی، «آغازی دیگر: نگاهی به کتاب پوسترهای مقاومت»، مجله سوره، شماره 22، ص 37 و 38)
استفاده از فونت های دست نویس یا هندلترینگ به جای فونت های کامپیوتری در پوسترهای موسی زاده، یکی دیگر از ویژگی های بارز آثار او است. این نوع طراحی حروف از قالب یک پوستر در کنار عکس یا تصویرسازی فراتر می رود و آرام آرام به یک نوع تایپوگرافی تکامل می یابد.
همچنین مفاهیم و فضای آثار تایپوگرافی های موسی زاده، همان دغدغه های اعتقادی و درونی او است که به دور از هر گونه کلیشه و فرم گراییِ صِرف ارائه می شود. این آثار هم از سوی خاص و هم از طرف عامه ی مردم مورد توجه قرار گرفته است. این در حالی است که طراحان گرافیک مخاطب عام خود را فراموش کرده اند. به اعتقاد موسی زاده، در طراحی گرافیک، به ویژه پوستر، باید از هر گونه اضافه گویی پرهیز کرد و به جایی رسید که مخاطب بتواند به آسانی مفهوم را دریافت کند. البته این نکته باعث نشده است که وی در آثارش میل به آثار غربی و گرافیک های مینیمال پیدا کند و فرهنگ بصری کشورش را از یاد ببرد. در مجموع می توان گفت موسی زاده با ارائه آثاری خلاقانه و نوآورانه و به کارگیری استادانه رنگ و فرم در ترکیب بندی های خاص خود توانسته به عنوان یک هنرمند شاخص مطرح شود.

محمدرضا دوست محمدی

محمدرضا دوست محمدی، متولد 1355، فارغ التحصیل مقطع کارشناسی ارتباط تصویری از دانشکده ی هنرهای زیبای دانشگاه تهران و مقطع کارشناسی ارشد رشته ی انیمیشن از دانشکده ی سینما – تئاتر دانشگاه هنر می باشد که به واسطه طراحی جلدهای همشهری جوان، طراح شناخته شده ای هستند. (تصویر 3-102) و (تصویر 3-103) و (تصویر 3-104) و (تصویر 3-105)

تصویر 3-102 ؛ تصویر 3-103 ؛ تصویر 3-104 ؛ تصویر 3-105 ؛ طراحی جلد برای همشهری جوان، اثر محمدرضا دوست محمدی

]]>