منتظر بمانیم تا مجلّدات بعدی این تفسیر که حدس زده شده بالغ بر بیست جلد است، به چاپ برسد.
المنار و المیزان تفاسیری هستند که فضای تقابل شیعی_سنی در تفاسیر را به مرحله جدیدی وارد کردند. المنار سعی دارد از طرح مباحث اختلافی پرهیز کند تا وحدت اسلامی حفظ شود. هرچند تلاش وی در خصوص مذاهب شیعی- سنی عملی نشده است و او در نقد آرای شیعه از دایره اعتدال که اساس وحدت است، خارج شده است، اما همین انگیزه شایسته تقدیر است. از آن‌طرف تفسیر المیزان هم که ناظر بر المنار نگاشته شده است، تعصب‌های مذهبی او را بی‌پاسخ نگذاشته است. با این حال از توجه خاص این مفسران به اهمیت اختلافات مذهبی در تفسیر قرآن کریم تا ظهور گونه جدید تفسیر تطبیقی، فاصله‌ای نیست. در این بازه زمانی، تفاسیری چون تفسیر معرفت را می‌توان پرکننده فاصله تطبیق در سنت تفسیری و گونه جدید نامبردار به تفسیر تطبیقی، تلقی کرد.
3. 2. بررسی آثار نامبردار به تفسیر تطبیقی
در دو دهه اخیر، آثار بسیاری با نام «تفسیر تطبیقی» یا «تفسیر مقارن» در قالب کتاب، پایان‌نامه و مقاله به چاپ رسیده است. در میان اهل تسنن، نگارش آثار جدید در حوزه تفسیر تطبیقی، اصلاً رویکردی شیعی-سنی ندارد،364 بلکه یا فارغ از مؤلفه مذهب است و صرفاً مقایسه دیدگاه‌های تفسیری تنی چند از مفسران است، یا با موضوع جدال مذهبی خود مذاهب اهل تسنن است.365 این در حالی است که در میان شیعیان، به‌خصوص ایرانیان، متعلق تطبیق، همواره حیث مذهبی دارد و بیشترین اهتمام ایشان به تطبیق آرای شیعه و اهل سنت بوده است. آثار بسیاری در این‌ خصوص تألیف شده است که گاه یک آیه، یک سوره و یا یک موضوع را از حیث مذاهب شیعه و سنی مقایسه کرده‌اند، حتی برخی با هدف مقایسه دیدگاه‌های تفسیری فریقین در کل آیات قرآن، به تألیف و نگارش مشغول شده‌اند؛ بنابراین در این بخش باید آثار نامبردار به تفسیر تطبیقی شیعیان ‌را بررسی کنیم.
این آثار، همان‌طور که گفته شد در قالب‌های مختلف و با محدوده‌های متفاوت به رشته تحریر درآمده‌اند. از آنجا که این آثار، از عنوان جدید «تفسیر تطبیقی» بهره می‌برند، خواننده انتظار دارد که چیزی نو و متفاوت در آن مشاهده کند؛ اما نه تنها این انتظار آنچنان که شایسته است، برآورده نمی‌شود، بلکه این آثار، بیش و کم با اشکالاتی که در فصل قبل از آن سخن گفته شد، مواجهند و کمتر با شاخصه‌های تفسیر تطبیقی که مورد نظر ما بوده است و در فصل بعد از آن بیشتر سخن می‌گوییم، قرابت دارد.366 به طور مثال، نقد و گزینش دیدگاه درست از میان دیدگاه‌ها، یکی از مهم‌ترین شاخصه‌های تفسیر تطبیقی است که در برخی آثار کمتر به چشم می‌خورد یا اصلاً وجود ندارد. کتاب «تفسیر مقارن سوره حمد» یا «التفسیر المقارن» محمدباقر ناصری تنها به نقل آرای تفسیری اکتفا کرده‌اند. این گونه آثار که صرفاً نقل آرای مفسران است، ماهیت دایره‌المعارف گونه دارند و نمی‌توانند تأمین‌کننده اهداف تفسیر تطبیقی باشند.367
فعال‌ترین تفسیرپژوه دهه اخیر در عرصه تفسیر تطبیقی، در میان شیعیان، فتح‌الله نجارزادگان است و در آثار نامبردار به تفسیر تطبیقی، تألیفات وی دارای ابعاد متفاوتی است. همان‌طور که در فصل قبل و در حوزه نظریه‌پردازی، دیدگاه وی درباره چیستی تفسیر تطبیقی را بیان داشتیم، وی معتقد بود که اقدام به تولید تفسیر تطبیقی نموده است. اگر به تاریخ نگارش آثار نامبردار به تفسیر تطبیقی در میان شیعیان هم دقت شود، ادعای وی را می‌توان تأیید کرد، افزون بر این، چون وی یکی از نظریه‌پردازان حوزه تفسیر تطبیقی است، آثار وی نسبت به تألیفاتی که همزمان با وی یا پس از آن ایجاد شده است، از پشتوانه‌های معرفت‌شناختی بیشتری برخوردار هستند؛ بنابراین بررسی تألیفات وی، بررسی نمونه پیشرفته و کاملی از تفاسیر تطبیقی جدید است که ما را از بررسی سایر آثار موجود، بی‌نیاز خواهد کرد.
نجارزادگان غیر از دو کتابی که به نام‌های «تفسیر تطبیقی»‌ و «مبانی تفسیر فریقین»، نگاشته، کتب دیگری با عنوان «سلسله پژوهش‌های تفسیر تطبیقی»‌ تألیف کرده است. این آثار، درصدد تفسیر تطبیقی آیات اختلافی فریقین است. عنوان کتاب‌ها بدین قرار است: کتاب اول: «بررسی تطبیقی تفسیر آیات ولایت»؛ کتاب دوم: «بررسی تطبیقی تفسیر آیات مهدویت و شخصیت‌شناسی حضرت مهدی»؛ کتاب سوم: «معناشناسی مقام امام و امامت» که بررسی تطبیقی تفسیر آیه امامت است. مؤلف، همه این کتاب‌ها را تحت عنوان مشترک «سلسله پژوهش‌های تفسیر تطبیقی» جای داده و در مقدمه‌شان، آن‌ها را تفسیر تطبیقی قرآن محسوب کرده است.368
او در سه کتاب یاد شده، اصلی‌ترین آیاتی که شیعه بر مبنای آن‌ها مسأله امامت را مبتنی بر نصّ قرآن فرض می‌کند، مورد تطبیق قرار داده است. در کتاب اول، آیات ولایت(مائده:55)، اولی‌الامر(نساء:59)، تبلیغ(مائده:67)، اکمال(مائده:3)، در کتاب دوم، آیات اظهار دین(توبه:32-33)، وعد(نور:55) و برخی آیات دیگر را موضوع تفسیر تطبیقی خود قرار داده است. محور تفسیر تطبیقی در کتاب سوم هم آیه امامت (بقره:124) است.369
وی در هر سه کتاب، مقدمه مشابهی دارد. او در این مقدمه‌های مشابه، مراحل انجام تفسیر تطبیقی‌ خود را چنین برشمرده است:
1. درآمد: مشتمل بر چکیده و پیش‌آگاهی‌های لازم در تفسیر آیات
2. ارائه دیدگاه‌های تفسیری فریقین از منابع معتبر ایشان
3. کشف موارد مشترک فریقین درباره تفسیر آیات
4. بیان دلایل و شواهد و قراین هرکدام از فریقین بر اساس منابع تفسیری و …
5. بررسی و نقد دلایل دیدگاه‌ها و گزینش دیدگاه درست
او اقوال را از منابع معتبر و به‌صورت گسترده نقل کرده است. هم منابع شیعی و هم منابع سنی را با دقت رصد کرده است و حتی کاوش او گاه در منابع غیر تفسیری هم انجام شده است. گستردگی مراجعه او به منابع، یکی از شاخصه‌های اصلی و قابل تحسین کار وی است. وی گزارش کاملی از آرای شیعه و اهل سنت در ذیل هر آیه ارائه می‌دهد، به ‌طوری‌ که بدون مراجعه به منابعی که وی از ایشان نقل می‌کند، می‌توان با آرای تفسیری بسیاری ار مفسران آشنا شد. همچنین آثار او چینش و دسته‌بندی مرتبی در نقل اقوال و نقد آن‌ها دارد. می‌توان گفت که این‌گونه نقل آراء و چینش اقوال، پیش از وی، سابقه نداشته است.
نجارزادگان قصد داشته است که بر اساس مبانی تفسیری اهل سنت با آرای اهل سنت و بر اساس مبانی شیعه با آرای شیعه مواجه شود و ملتزم باشد که هرگونه پذیرش دیدگاه یا ردّ آن بر همین مبنا باشد. همچنین مؤلف یکی از فواید تفسیر تطبیقی را برملا شدن داوری‌های ناآگاهانه بسیار و اتهام‌های متعصبانه دانسته است و در نظر داشته است که برای برون‌رفت از اختلاف‌ها و اتهام‌ها، راهکار ارائه دهد.370
در بررسی رویکرد و روش نجارزادگان، از هر کتاب، مباحثی را برگزیده‌ و تحلیل کرده‌ایم.
مؤلف در فصل نخست از کتاب اول -«بررسی تطبیقی تفسیر آیات ولایت»- مباحث مقدماتی و کلیاتی برای تطبیق آرای تفسیری شیعه و اهل سنت آورده است. دو موضوع «اصطلاح‌شناسی اهل‌بیت» و «علت عدم ذکر نام اهل‌بیت» در قرآن از جمله آن‌ها است. وی در معناشناسی اصطلاح «اهل‌بیت» بدون آنکه به آرای اهل سنت درباره مصداق اهل‌بیت اشاره کند، تنها دیدگاه شیعه را در این‌ خصوص بیان می‌کند. بر همین اساس، در بحث دوم هم توضیح می‌دهد که نام ائمه در قرآن نیامده است تا آزمونی باشد برای امت اسلام. وی اهل سنت را کسانی می‌داند که در این آزمون موفق نبوده‌اند:
خداوند نام ائمه اهل‌بیت را به‌صورت صریح در قرآن نیاورده … تا یکی از راه‌های آزمون این امت هموار شود و جوهره ایمان آنان در فرمان‌برداری یا نافرمانی از پیامبر خدا، آشکار گردد. پیامبر خدا نیز بدون هیچ مدارا و کوتاهی آن را به انجام رساندند؛ همان‌گونه که مدارک فراوان فریقین در این زمینه را در بررسی تطبیقی تفسیر آیات ولایت ملاحظه خواهید کرد. با این حال، بیشتر این امت ـ مانند امت‌های پیشین ـ در این آزمون موفق نبوده‌اند.371
این نگرش نجارزادگان بر بخش‌های مختلف کتاب او حاکم است. او در پرتو این نگرش که اهل سنت در امر ولایت از پیامبر خدا سرپیچی کردند و در آزمون الهی سربلند نبودند، به تفسیر آیات قرآن پرداخته است. وی در مراحل بحث و عنوان‌بندی هم دیدگاه خود را آشکار کرده است. در آیه ولایت، مراحل تطبیق چنین است:
گفتار اول: بررسی دیدگاه شیعه (مبانی دیدگاه شیعه/تحلیل درون‌متنی و برون‌متنی شیعه از آیات ولایت)
گفتار دوم: بررسی دیدگاه‌های اهل سنت، در سه گروه:
گروه اول: پذیرش شأن نزول بدون الغای خصوصیت (مبانی دیدگاه/بررسی و نقد دیدگاه)
گروه دوم: پذیرش شأن نزول با الغای خصوصیت (مبانی دیدگاه/بررسی و نقد)
گروه سوم: انکار شأن نزول (مبانی دیدگاه/بررسی و نقد/نقد ادعاهای ابن تیمیه)
گفتار سوم: بررسی و نقد مناقشه‌ها و تردیدها پیرامون دیدگاه شیعه (دسته اولِ مناقشه‌ها/ دسته دوم مناقشه‌ها/ بررسی و نقد مناقشه‌ها)
در فهرست مطالب فوق، جهت‌گیری مذهبی مؤلف آشکار است. هیچ‌گونه نشان بی‌طرفی از آن مشهود نیست، بلکه برعکس، بررسی تطبیقی وی در فضایی کاملاً جانبدارانه انجام شده است. این جانبداری به طریق اولی در متن کار هم جریان دارد. او ابتدا دیدگاه شیعه را مطرح می‌کند؛ عناوین این بخش چنین است: مبانی دیدگاه شیعه؛ تحلیل درون‌متنی از دیدگاه شیعه؛ تحلیل برون‌متنی شیعه (بررسی روایات). وی دیدگاه شیعه را بر سه مبنا استوار می‌داند: 1. لفظ «إنما» برای حصر است؛ 2. بر مبنای کاربرد إنما، تنها معنای اولی به تصرف برای ولیّ صحیح است، زیرا معانی دیگرِ ولیّ، یعنی دوست و یاور به همه مؤمنان تعلق دارد و اختصاصی برخی از آن‌ها نیست؛ 3. جمله «و هم راکعون» حال است و طبق روایات شأن نزول، مراد علی بن ابی‌طالب(ع) است. زیرا طبق روایات، آیه در شأن ایشان نازل شده است.372
نجارزادگان سپس به بیان مبانی دیدگاه‌های اهل سنت و نقد آن‌ها می‌پردازد. او در توضیح مبانی دیدگاه گروه اول که شأن نزول را پذیرفته‌اند و الغای خصوصیت هم نکرده‌اند، می‌نویسد که از نظر این مفسران تطبیق صیغه‌های جمع در آیه «إِنَّما وَلِیُّکُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاهَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکاه» از باب ترغیب و تشویق دیگران به انجام کاری است که علی(ع) انجام داده است. او بدین مفسران اشکال می‌کند که اگر شأن نزول را پذیرفته‌اید و الغای خصوصیت از مورد نزول هم نکرده‌اید، پس چرا معنای ولی‌ّ را غیر از سرپرست می‌دانید؟ چون معانی دیگر با اختصاص داشتن مورد نزول منافات دارد.373 این اشکال نجارزادگان بر پایه مبانی دیدگاه شیعه است. چون شیعه معتقد است که در آیه حصر وجود دارد، پس باید مراد نوع خاصی از ولایت باشد، وگرنه بر اساس مبانی دیدگاه این دسته از مفسران اهل سنت، می‌تواند نوع خاصی از دوست داشتن مراد باشد. وی در برابر مبانی دیدگاه گروه دوم که هم شأن نزول را پذیرفته‌اند و هم از آن الغای خصوصیت کرده‌اند، نیز بر این باور است که اگر شأن نزول را بپذیریم و بخواهیم الغای خصوصیت کنیم، بایستی کسانی ولیّ دیگران باشند که در حال رکوع انگشتری خود را اعطا کرده باشند و چون اهل سنت معنای ولیّ را هم دوست و یاور می‌دانند، با این مقدمات تعداد دوستان به حداقل خواهد رسید، در حالی که در آیات قرآن همه مؤمنان یار و دوست هم معرفی شده‌اند.374
نقل‌های نجارزادگان در هر دو مورد، دقیق و با استنادات کامل است. او در بررسی اظهارنظرهای گروه سوم هم که شأن نزول را انکار کرده‌اند، همین روند را در پیش می‌گیرد. او از اولین مفسری که این روایات را انکار کرده است، یعنی ابن تیمیه نام می‌برد و بعد نام کسانی که پس از ابن تیمیه ایده او را پی گرفته‌اند، ذکر می‌کند و آرایشان را نقل می‌کند. او در نقد دیدگاه این گروه، جوانب حدیثی و قرآنی بسیاری را در نظر گرفته است. همانند دو گروه قبل، ابتدا مبانی دیدگاه را شرح داده است. ضعیف بودن روایات و وحدت سیاق آیات 51 تا 58 از جمله این مبانی‌اند. وی با اشاره به کثرت نقل روایت شأن نزول در منابع اهل سنت، از تفسیر المیزان نقل می‌کند که اگر کسی این همه روایت معتبر که در سبب نزول آیه ولایت نقل شده را قابل انکار بداند، دیگر به هیچ سبب نزولی نباید اعتماد کند. او همچنین اظهارنظرهای مرتبط به ابن ‌تیمیه را به طور کامل نقل می‌کند. سپس به نقد یک‌یک این ادعاها می‌پردازد. او دقت بسیاری در ردّ ادعاهای ابن‌تیمیه دارد. به طور مثال، یکی از ادعاهای ابن ‌تیمیه آن است که بغوی شأن نزول آیه ولایت را درباره امام علی(ع) نقل نکرده است، در حالی که نجارزادگان با مراجعه به تفسیر معالم التنزیل بغوی نقل می‌کند که وی از طریق ابن عباس و سدّی روایت شأن نزول را ذکر کرده است.375
نویسنده در بخش پایانی تفسیر تطبیقی آیه ولایت، اشکالات اهل سنت بر تفسیر شیعه را به دو دسته تقسیم می‌کند: دسته اول که آن‌ها را بی‌محتوا و بی‌پایه خوانده و فقط اشاره مختصر بدان می‌کند و دسته دوم که جای ارزیابی و نظر دهی دارد. وی اشکالات دسته دوم را هم طبقه‌بندی می‌کند: گروه اول: اشکالاتی که ناشی از نادیده گرفتن احادیث شأن نزول است. یکی از این اشکالات چنین است: رکوع به معنای اصطلاحی نیست، بلکه به معنای تواضع است. نویسنده بر اساس
مطلب مرتبط :   اطفال، بزهکاری، مجازات، تخلفات، خوداظهاریهای، گذشتهنگر