دانلود پایان نامه
تقریبا دو دهه است که در این زمینه کار میکنم، هر چقدر جلوتر میرویم، با توجه به حوادثی که اتفاق میافتد، بیشتر ایمان میآورم که باید پابلیک سرویس باشد، به معنای دقیق کلمه و بعد پاسخگو باشد. چون بودجهاش از این جامعه است و باید پاسخگوی نیازهای واقعی و جدی این جامعه باشد. من چطور میتوانم هزینه آنرا تأمین بکنم و بعد کودک من بنشیند پای برنامه تلویزیون و بعد شاهد بدآموزی باشیم. من کودکم را با نهایت اعتماد و اطمینان میسپارم به دست رسانه ملی که از همه رسانههای دیگر میدانم که باز بهتر است، ولی باز مسائلی را ببینم که باز قابل جمع کردن نباشد. چرا باید این اتفاق بیفتد؟

• وقتی ما پابلیک سرویس را میخواهیم تعریف کنیم، منافی تولید برنامه توسط بخش خصوصی نیست. شما میتوانید به صورت دقیق و مشخص موضوعات، طرحها و مسایل را به بخش خصوصی بدهید، بخش خصوصی تولید بکند و نهایتا شما ارزیابی دقیقتان را انجام دهید و نهایتا پخش کنید. ولی اینکه شما آنتن را، فارغ از مسئله تولید، در کنار تولید، این آنتن را هم اصلا به طور کلی بسپارید به بخش خصوصی، من بنابه دلایلی هنوز موافق این مسئله نیستم.

• در مرحله اول این است که به طور کلی در سطح عام و بین المللی بخش خصوصی دنبال تجارت است و تجارت پیشه است و به طور کلی به سود خودش میاندیشد و برای دست یافتن به سود خود تمام قوانین را هم ممکن است نادیده بگیرد و زیرپا گذاشته و دور بزند و با توجه به عدم پیشبینی قوانین به طور دقیق و مشخص و خصوصا قوه نظارتی و اجرایی قوانین، ما با این مشکل به صورت جدی مواجه خواهیم بود که نتوانیم کنترل کنیم اگر به دست بخش خصوصی بدهیم. مسئله دیگر برمیگردد به مسئله تاریخی جامعه خودمان. من در واقع چندان در این جامعه بخش خصوصی در هیچیک از بخشها، فارغ از منافع خودش، به منافع جامعه بیاندیشد و به صورت دقیق پاسخگو باشد و فعالیتی را انجام دهد.

• الآن خود سازمان صداوسیما در قوانین و مقررات همان پابلیک سرویس هستند. چرا پس اجرا نمیشوند؟ پس یک ضعف ساختاری هم در جامعه ما وجود دارد و به رغم وجود قوانین، اجرایی شدنش، بسیار سخت و دشوار است.

• اگر فرض در رسانه ملی چنین فاجعهای نظیر اختلاس بزرگ اتفاق افتاد، آیا مثل مسئله مالی قابل جمع کردن هست؟ یک چنین مسئلهای که مسئله مالی است. این همه جامعه را جریحهدار کرده، آیا واقعا میتوان در حیطه مسائل فرهنگی چنین خطایی را توسط بخش خصوصی یا هر بخش دیگری انجام شود؟ من تصور نمیکنم قابل پذیرش باشد. بنابراین اگر هم احیانا چنین کاری را انجام بدهیم، همانگونه که در آن کار هم پیشنهاد کردم، باید توسط نهادهای خاصی که صرفا خصوصی، تجاری و اقتصادی آنچنانی نباشند، شروع کنیم که بتوانیم با مسائل قانونیاش و نحوه نظارت و غیره تست کنیم. وقتی من پیشنهاد میکنم که وزارت علوم، وزارت علوم یک نهاد و وزارتخانهای است که هم توانایی انجام این کار را میتواند داشته باشد و هم کسانی که در آن فعالیت میکنند، مثل بخش خصوصی باز در این مسئله مادی نگاه نمیکنند. برفرض وقتی وزارت ارشاد را اشاره میکنم که میتوانست این کار را انجام دهد، هم کارایی انجام این کار را دارد و هم اینکه باز یک نهادی است که در دل این نظام است و میتوان به آن بیشتر امید داشت، تا اینکه کلا بسپاریم به دست بخش خصوصی،

• بر فرض شما شرکت مخابرات و شرکت ایرانسل را درنظر بگیرید. تبعات عجیب و غریبش را ملاحظه میکنید. آیا کافی نیست همه این ها را مورد سرمشق و نمونه قرار دهیم و ببینیم چگونه است؟بسترسازی شود، بعد اگر بخش خصوصی توانست خودش را نشان دهد، به تدریج میتوان این زمینه را اگر فراهم شد، من الان این زمینه را واقعا فراهم نمیبینم.

• مثلا یکی از مسائلی که وجود دارد، در همین رسانه ملی خودمان اتفاق میافتد، در یکی از این بخشها، بخش آموزش آشپزی است. ما فرد سرآشپزی را در آنجا مشاهده میکنیم که مثلا از این رسانه به نفع خاص تجاری بهرهبرداری میکند، انواع محصولاتش را در بازار به نام این فرد و شرکت ایشان میبینید، موسساتی که مربوط به ایشان است. این چگونه قابل جمع کردن در یک رسانه ملی است و رسانهای که پابلیک سرویس است و با هزینه مردم اداره میشود؟ چگونه من میتوانم در یک برنامه آشپزی که ظاهرا برای خانوادههاست، خانوادهها را در اختیار بخش خصوصی قرار دهم. آنهم در رسانه ملی؟ پس اینجا یک خطاهایی انجام میشود که به نظر میرسد نه اینکه ندانیم، به نظر میرسد یا مسائل مالی مطرح است یا مسائل دیگری و من نمیتوانم وارد این حیطه شوم. فقط میدانم که این صنعت الان به راحتی میتوانم تشخیص دهم.

مطلب مرتبط :   دانلود مقاله برنامه ریزی راهبردی، خط مشی و استراتژی

• یک نکته را شفاف خدمتتان عرض کنم که چرا رادیو تلویزیون ما، حتی به برنامههای سرگرمیاش هم توجهی نمیشود و نهایتا به شبکههای دیگر سرازیر میشوند، در وهله اول برمیگردد به اینکه اعتماد به اندازه کافی میان مردم و رسانه، خصوصا در حیطه خبر و اطلاعرسانی وجود ندارد و بنابراین نوعی گریز است. نکته بعدی درباره برنامههای سرگرمی و برنامههای سرگرمی ما که اغلب تقلید سطحی و ناچیز از برنامههای سرگرمی آنطرف هستند، بالتبع فردی که از این رسانه گریزان است، حتی تفریح و سرگرمیاش هم میرود، اصلش را نگاه میکند، چرا فرعش را نگاه کند؟

• مسئله دیگر برمیگردد به ناهنجاریهای اجتماعی در جامعه است که شما این هنجارها را که افراد جامعه میتوانند به آن پایبند باشند، وجود ندارد و دچار سردرگمی هستند، گسسته است. چنین فردی را شما نمیتوانید به راحتی کنترل کنید و ما یکی از آن مسائل جدی که با آن روبرو هستیم همین است که بتوانیم این گسستهای اجتماعی، سرمایه اجتماعی را دوباره برگردانیم و ترمیمش کنیم و رابطه میان مردم و همین رسانه ملی را با توجه به پاسخگویی به نیازها بتوانیم ترمیم کنیم. اگر بتوانیم چنین کاری را انجام دهیم، یا این مشکل وجود نخواهد داشت. ناهنجاری اجتماعی یا آنمی یا گسستهای ارزشی و غیره،

• شاید الان مخاطب ما دچار این سوءتفاهم شده باشد که رسانه ملی نیاز خبریاش را پاسخ نمیدهد، اعتمادش را جلب نمیکند. بنابراین به طرف BBC و BBC فارسی یا هر شبکه دیگری میرود. اگر ما بتوانیم این اعتمادها را جلب کنیم، چه نیازی است که مخاطب به رسانه دیگری رو بیاورد. واقعا آیا دلیلی باقی میماند که این کار را انجام دهد؟ پس یک ضعف و گسست در این طرف، در نحوه فعالیت و کارهای ما وجود دارد که به نظر من بیشترین و مهمترین مسئله است.

• شبکه ملی ما دچار یک تعارض است و در دامی که خودش ایجاد کرده گرفتار شده است. این دام بخاطر جذب مخاطب انجام شده و برای اینکه بتواند مخاطب را جلب و جذب کند، ظاهرا به طرف برنامههایی کشیده شده که پیش گرفته است از برنامههای خارجی.

• نکته دیگر اینکه تعدد شبکهای زیاد و همچنین ساعات بسیار زیاد، آنرا به این مشکل دچار کرده است. شما وقتی یک آنتن را برپا میکنید، این آنتن مدام برنامه میبرد، باید به تولید برنامه بپردازیم، باید فکری به حالش بکنیم. آیا واقعا چنین فکری کردهایم؟ من تصور نمیکنم،

• اگر این فکر را میکردیم تا شبکه 4 ما که شبکه فرزانگان است، به دام برنامههای تفریحی و سرگرمی نمیافتاد. از جمله برنامههایی که امسال در تعطیلات عید به این طرف شاهد بودیم، بیشتر حتی خود این شبکه هم به طرف مسابقههای مختلف که ظاهرا بخواهد علمی جلوه دهد با دانشجویان برگزار میکند. به صرف اینکه با دانشجویان برگزار کنم که برنامه علمی نمیشود.

• ای کاش ما به جای این همه تعداد شبکهها و افزایش ساعات پخش، به فکر کیفیت بودیم. باز هم دیر نشده و به صورت جدی و عمیق این کا را انجام دهیم، ما امکانات کم نداریم چه امکانات رسانهای و چه از لحاظ امکانات مادی. فقط متأسفانه از آن استفاده نمیکنیم و هدر میدهیم. امیدوارم این مسئله اتفاق بیفتد

• دو دیدگاه بود و نبود رسانههای خصوصی دو دیدگاه قدرتمند وجود دارد، رویکرد مبتنی بر بازار، که به مخاطب بعنوان مشتری مینگرد، و بخش خصوصی باید در آن حضور محوری داشته باشد، رویکرد مکتب انتقادی مقابل این است، موریس میگوید، زمانی که رادیو تلویزیون را به بخش خصوصی واگذار کردیم. نیت ما این نبود اما وضع موجود نتیجه تسلط سرمایه بر رسانه است.

• در ادبیات غرب همه چیز در قالب Needs معنا مییابد اما ما در اینجا ناگزیریم آنرا تجزیه کنیم، مصلحت، نیاز زیستی، شهوات همه را Needs میگویند، رسانه که در بازار وارد شد، هدف آن کسب سود است، رسانه بخش خصوصی اگر ایدئولوژیک نباشد ناچارند برای کسب درآمد به سمت سطوح پایین Needs حرکت میکند.

مطلب مرتبط :   مقاله ترس و اضطراب، خواندن

• چامسکی در پرو پاگاندا مدل، میگوید چرا رسانهها در چارچوب سیاست دولتها حرکت میکنند، یکی از عوامل را آگهی ذکر میکند.

• مکتب انتقادی میگوید شما به جای تکثر سراغ تنوع بروید، شبکههای مختلف با تنوع و تخصص درست کنید،

• مثلا ارکستر سمفونیک هنرفاخر است. و نگهداریش گران است و توجیه اقتصادی ندارد. این نیاز را نمیشود با محصولات تجاری مقایسه کرد.

• ما هنجار رسانههای مخصوص به خودمان نداریم، بلکه بر اساس هنجارهای جهانی تولید میکنیم، اما بر اساس تعهدات اخلاقی و شرعی، نسبت به کارکنان رسانه و مخاطبان آن مسئول هستیم، بنابراین باید بر اساس هنجارهای خودمان تولید کنیم.

• شما ممکن است بخش خصوصی داشته باشید که یک مرکز بر رفتار او نظارت داشته باشد و این کنترلها و هنجارها به ورشکستگی او برسد.

• ممکن است حوزههای عمومی مثل شهرداریها، بنیاد مستضعفان، جهاد دانشگاهی، شروع کنند تا کادرسازی و فرهنگسازی کنند.

• در دنیا قواعد دقیق و سختی برای رسانهها وجود دارد، مثلا در هند مدیر یک رادیو به من گفت ما هیچ محدودیتی برای پخش برنامه نداریم. اما در اساسنامه آن نوشته شده بود حق تولید و پخش برنامههای سیاسی را ندارند، یا حجت السلام احمد خمینی میگفت ما یک سال میخواستیم پیام حج امام را در یکی از روزنامههای مهم جهان بصورت آگهی چاپ کنیم در هیچ روزنامهای حاضر نشد آنرا چاپ کند. در حالیکه اگر چاپ میکرد توقیف نمیشد اما میدانست آن قواعد نوشته و نانوشته را نقض میکند.در آمریکا 11 تا 12 سازمان بر رسانهها نظارت دارند.

• در فرانسه برای تخلفات جریمه خصوصی سنگینی تعیین میکنند و بعد از چند بار جریمه برای مدت کوتاهی تعطیل می کنند یا آن رسانه خودبخود ورشکسته میشود.یا در رابطه با پخش شبکه سحر از ماهواره، گفته اگر این شبکه را حذف نکنید نصف درآمد کل آن ماهواره جریمه میشود.

• ما ابتدا باید یک ساختار خوب درست کنیم. بخش خصوصی ظرفیت مفیدش را بکار گیرد، اگر تلویزیون خصوصی بیاید در رقابت با ماهوارهها باید به کدام طرف برود؟، مباحث سیاسی فقط در مواقع خاصی بیننده دارد. اما تودههای مردم علاقهای به سیاست دارند، حوزه اصل تفریح و سرگرمی است.

• ادبیات مسلط به این حوزه ادبیات تجاری است نه ملاحظات فرهنگی.

• مخاطب در انتخاب شبکه آزاد نیست، چرا که مثلا در حوزه تولید خبر، ما نمیتوانیم خبر بینالمللی تولید کنیم چون بسیار گران است. یا در حوزه سرگرمی، فیلم و سریالها را تنها چند مرکز خاص تولید میکنند، چون هزینه سنگینی دارد و حتی شبکههای اروپایی هم بجای تولید از همین مراکز هالیوودی میخرند.

• من با ورود بخش خصوصی به تلویزیون موافقم چون اگر تلویزیون خصوصی راه بیفتد بخش بزرگی از بار و فشاری که روی سازمان صداوسیما است سبک میشود، مدیریت سازمان صداوسیما با تلویزیون خصوصی موافق است.

• در حال حاضر بیش از 90 درصد برنامههای الف و ب برونسپاری شده است.

• صداوسیما آمادگی نظارت بر تلویزیون خصوصی را ندارد و نباید این کار را قبول کند. چون هر اتفاقی در آنجا بیافتد مسئولیتش با صداوسیماست و تلویزیونهای خصوصی هم میگویند چون صداوسیما رقیب ماست نمیگذارد فعالیت کنیم، باید مرکز جدیدی راه بیافتد، مثلا در فرانسه مرکزی به عنوان نظارت بر رسانه وجود دارد، بصورت رندوم نظارت میکند یا اگر کسی هم شکایت کند رسیدگی میکند.

• نهادهای عمومی به عنوان گام اول مناسب است تا اشکالات سیستم را دربیاورند.

• برای راهاندازی تلویزیون خصوصی باید اصلاح قانون اساسی شود یا از طریق رهبری و سیاستهای کلی اعمال شود.

• یکی از مسائل اصلی در تلویزیون خصوصی، مسأله هنر است. چون هنر باید حمایت شود، در غرب موسیقی زیرزمینی موسیقی است که بازار ندارد. چون موسیقی اعتراض است و هنرمند باید به حلقه تجاری و شرکتها متصل شود. این حوزه بخش هنری است، بخش صنعتی است، اگر قرار شد ما هر روز برنامه پخش کنیم دیگر نمیشود کامل هنری باشد، تلویزیون پیچیدهتر از سازمانهای صرفا صنعتی یا صرفا هنری است. اما ادبیات حاکم بر مسایل دانشگاهی صنعتی عمدتا صنعتی است.