دانلود پایان نامه
به طور خلاصه تحقیق های انجام شده در خصوص پیش بینی سود در دو گروه طبقه بندی می شود.
گروه اول تحقیق های خط مشی گرا است که بر امکان بهبود در اندازه گیری حسابداری در جهت افزایش توانایی سود و سایر اقلام مالی در تسهیل پیش بینی جریان نقد تمرکز دارد. تحقیق های نوع دوم اثباتی است و در جهت درک استفاده واقعی از اطلاعات مالی گزارش شده ( یعنی فرایند تجزیه و تحلیل صورت های مالی) انجام می شود.
2-6-2) کاربردهای سود پیش بینی شده :
سود پیش بینی شده کاربرد فراوانی دارد. هندریکسون در کتاب خود ضمن بیان مفاهیم گوناگونی از سود آن را به عنوان ابزاری برای پیش بینی می داند. وی به بیانیه مفاهیم مالی شماره 1 هیئت تدوین استانداردهای مالی مبنی بر این که «سرمایه گذاران و تأمین کنندگان اعتبارات مالی و دیگران به ارزیابی دورنمای خالص جریان نقدی واحد تجاری علاقه مند می باشد» اشاره کرده و می گوید استفاده کنندگان از گزارش های مالی، سود حاصل از فرایند حسابداری را در موارد زیر مورد استفاده قرار می دهند:
کمک به ارزیابی قدرت سودآوری واحد تجاری
تعیین ارزش یک دارایی
برآورد ریسک سرمایه گذاری در واحد تجاری
برآورد ریسک وام دادن به واحد تجاری
2-6-3) پیش بینی سودهای آینده :
در تحقیقات مالی و حسابداری مبتنی بر دوره های زمانی، توان پیش بینی سود سالانه دوره های قبل، سودهای سه ماهه گذشته و سودهای تشکیل شده از چند دوره، مورد توجه قرار می گیرند.
بر پایه استفاده از سودهای سالانه دوره قبل برای پیش بینی سودهای آینده، تحقیقات نشان می دهد که فرایند پیچیده میانگین متحرک که به وسیله رویه های باکس و جنکینز ارائه شده پیش بینی چندان بهتری از الگوی تصادفی ارائه نمی نمایند.
با استفاده از سودهای فصلی گذشته برای پیش بینی سودهای آینده، تحقیق ها نشان می دهد که الگوهای مبتنی بر سودهای سه ماهه در مقایسه با الگوهای سالانه توان پیش بینی بهتری و نیز بهتر از الگوهای جامع و فراگیر ارائه شده به وسیله باکس و جنکینز «شناسایی یکایک سودها» عمل می کنند.
با استفاده از اجزای تشکیل دهنده سود برای پیش بینی سودهای آینده، مدارکی در راستای تأیید توان پیش بینی داده های سود و فروش قرار دارد که به طور جداگانه مورد توجه قرار می گیرند، ولی این در مورد الگوی مبتنی بر اجزای تشکیل دهنده سود (هزینه بهره، هزینه استهلاک، و سود عملیاتی پس از استهلاک) نمی تواند به اثبات برسد. پیش از این که بتوان این بحث را پایان داد کارهای بیش تری باید انجام شود.
2-7) توان پیش بینی سری زمانی :
2-7-1) توان پیش بینی سری زمانی سودهای سالانه
مطالعات دیگری در خصوص رفتار سری های زمانی سود به وسیله لیتل و متقاعب آن لیتل و رینر انجام شده است. نتایج همبستگی نرخ رشد سالانه سود هر سهم 529 شرکت انگلیسی نشان دهنده تصادفی بودن بخش های زیادی از آن ها بود، و بیش تر ضرایب همبستگی، کوچک و همبستگی های منفی بیش از همبستگی های مثبت بود. مطالعه رفتار سود درآمریکا منجر به نتایج مشابهی شد. این نتایج بیان می کند که تغییرات سود، تصادفی است ( یعنی سودهای سالانه از گشت تصادفی پیروی می کنند). به هر حال، اندازه گیری تغییرات سود به عنوان نرخ رشد، عدم ثبات تغییرات سود را افزایش و نتایج را به سمت تصادفی بودن سوق می دهد. نرخ رشد به عنوان نسبت تغییرات در سود به سود اندازه گیری می شود، و در صورتی که سود در یک سال نزدیک به صفر باشد، نرخ رشد در سال بعد بسیار بزرگ خواهد بود. به این ترتیب انحراف در نرخ رشد بیش تر می شود و از نظر آماری رابطه معناداری یافت نمی شود.
بریلی ضریب همبستگی تغییرات سود 700 شرکت امریکایی را، برای دوره 1951 تا 1964، بسیار کوچک گزارش کرد. به هر حال، بررسی دقیق نتایج آشکار ساخت که انحراف سیستماتیک، هرچند مختصر، از فرض تصادفی بودن تغییرات سود، وجود دارد و تقریباً در تمام آزمون ها ضریب همبستگی منفی شده بود که به معنی انطباق نتایج با فرایند برگشت به میانگین می باشد. آزمون گردش علائم نیز این نتایج را تصدیق کرد که یک سال خوب اغلب به دنبال یک سال ضعیف و برعکس بود. بیور رفتار سری های زمانی سه معیار بازده شامل نرخ بازده بازار، سود هر سهم تقسیم بر قیمت هر سهم در آغازه دوره (یعنی معکوس نسبت P/E) و سود هر سهم تقسیم بر ارزش ویژه هر سهم را بررسی کرد.
اولین معیار بازدهی یک متغیر صرفاً بازاری است، دومین متغیر ترکیبی از داده های حسابداری و بازار است . سومین متغیر صرفاً حسابداری است. علاوه بر این سه نرخ بازدهی، رفتار سری های زمانی سود خالص موجود برای سهام داران عادی نیز بررسی شد. نمونه شامل 57 شرکت بورس نیویورک بود که به طور تصادفی انتخاب شده بودند. تجزیه و تحلیل همبستگی متوالی و آزمون گردش علائم نشان داد که وابستگی منفی قابل ملاحظه ای بین تغییرات متوالی بازدهی وجود دارد که به معنی ایجاد ارقام از طریق یک فرایند برگشت به میانگین است. رفتار سود خالص کاملاً منطبق با فرایند مارتینگل بود.
فینگر توانایی سود را برای پیش بینی سود و جرایان های نقد آینده در 24 شرکت از 500 شرکت برگزیده فورچون برای دوره 1935 تا 1987 بررسی کرد او از رگرسیون خاص هر شرکت برای بررسی توانایی پیش بینی استفاده کرد. فینگر در تحقیق خود مسائل خودهمبستگی، عدم پایداری و هم جمعی ( هم انباشتگی) را کنترل نمود. اگر خطاهای حاصل از رگرسیون ( باقیمانده ها)، خود همبستگی داشته باشند، آزمون توان پیش بینی، معتبر نمی باشد. خطاهای خود هم بسته ناشی از ناسازگاری در برآورد پارامترها می باشد و نشان می دهد که الگوسازی احتمالاً به دلایلی چون حذف بعضی از متغیرها، درست انجام نشده است. با استفاده از آزمون Q باکس- پیرس تمام خطاها بابت خود همبستگی باقیمانده ها کنترل شد. اگر فرضیه صفر که عبارت اخلال، نوفه سفید است،در سطح 5% رد می شد،آن شرکت درآزمون منظور نمی گردید. اگرمتغیرها در طول زمان پایدار نباشند،رگرسیون کردن آن ها با یکدیگر ممکن است وجود همبستگی بالا را نشان دهد، در حالی که واقعاً مستقل با شند، متغیرهای ناپایدار را می توان از طریق تفاضل گیری، پایدار نمود. نهایتاً وقتی دو متغیر ناپایدار در طول زمان به روشی پایدار حرکت نمایند، بایستی تعدیلاتی بابت این همجمعی صورت گیرد.
فینگر پیش بینی سود مدل برآورد شده برای هر یک را با مدل گشت تصادفی آن شرکت مقایسه کرد. پیش بینی گشت تصادفی با این فرض که سود هیچ تغییری نخواهد کرد، صورت گرفت. سپس خطای پیش بینی بر اساس تفاوت بین سود واقعی و پیش بینی هر مدل انجام شد. مجذور میانگین مربع خطاها برای پیش بینی سود یک سال، چهارسال و هشت سال بعد محاسبه شد. سود به عنوان سود خالص قبل از اقلام غیر مترقبه و به کسر غیر مستمر محاسبه شد. درصد تفاوت بین مجذور میانگین مربع خطاها محاسبه و توزیع این تفاوت ها ارائه شد. اگر تفاوت بین 10%- و 10% بود عملکرد مدل ها مشابه، در غیر این صورت یکی نسبت به دیگری بهتر بود. دقت عملکرد پیش بینی هر یک از مدل های برآورد شده نسبت به مدل گشت تصادفی وقتی افق پیش بینی افزایش می یافت، بهبود نشان می داد. به هر حال در پیش بینی های خارج از نمونه، مدل گشت تصادفی فقط برای افق زمانی یک سال عملکرد بهتری داشت. نتایج همچنین نشان داد که در مورد اکثر شرکت ها مشاهدات سود گذشته برای پیش بینی سود مفید است.
2-7-2) توان پیش بینی سری های زمانی سودهای فصلی :
هدف اصلی گزارش های میان دوره ای (فصلی) فراهم کردن اطلاعات به موقع تر نسبت به گزارش های سالانه است. گرین و سیگال احتمالاً اولین کسانی بودند که سودمندی سود هر سهم اولین فصل در پیش بینی EPS سالانه را بررسی کردند. نمونه مورد بررسی شامل 46 شرکت بود که به طور تصادفی از لیست شرکت های تصادفی پذیرفته شده در بورس نیویورک انتخاب شدند. چندین مدل برون یابی ساده به کار گرفته شد و نتایج پیش بینی EPS سال 1946 با استفاده از اطلاعات سود فصل اول و بدون استفاده از سود فصل اول که مقایسه شد. نتایج عجیب بود، زیرا پیش بینی انجام شده با استفاده از سود فصل اول که فقط یک دوره زمانی 9 ماهه را پیش بینی می کرد منجر به نتایج بهتری نشده بود.گرین وسگال تحقیق مجددی با استفاده از نمونه بزرگتری با افزودن سال 1965 انجام دادند، ولی نتایج قبلی حاصل شد.
یافته های گرین و سیگال موجب شد که براون و نیدرهوفر سودمندی اطلاعات فصلی را مجدداً مورد بررسی قرار دهند. آن ها نمونه ای از 516 شرکت را برای سال های 65-1962 از بانک اطلاعاتی کامپوستات استاندارد و پورز انتخاب کردند. آزمون مورد استفاده شبیه گرین و سیگال بود. آن ها از خطای پیش بینی برای مقایسه و تعیین سودمندی اطلاعات میان دوره ای استفاده کردند. نتایج نشان داد که بر مبنای پیش بینی های انجام شده در پایان هر فصل، اطلاعات فصلی، پیش بینی بهتری در مقایسه با سودهای سالانه ارائه کردند. با افزودن سود فصل های بعد به مدل، نتایج بهبود بیش تری را نشان می داد.
نتایج تحقیقات بیانگر آن است که بهترین پیش بینی از سری زمانی سود های سالانه احتمالاً با استفاده از سود های فصلی و نه سودهای سالانه حاصل می شود. یعنی اگر کسی تصمیم به پیش بینی سود سالانه داشته باشد بهترین راه پیش بینی سودهای چهار فصل با استفاده از مدل پیش بینی فصلی و سپس جمع کردن آن ها می باشد.