آفریقا، از سواحل سومالی در شرق آفریقا گرفته تا سواحل سنگال در غرب، برای تبلیغ عازم می‌شدند.
به روشنی و قاطعیت نمی‌توان گفت که سید محمد سنوسی ناشر مذهب وهابیت بود. زیرا ظاهراً خود وی طریقه‌ی مخصوص به خود داشت و نباید او را جزو مبلغان وهابیت به حساب آورد. البته باید متذکر شد که مقصود اصلی سید محمد سنوسی رهایی دین اسلام را از شر نفوذ اجانب بود.
وهابیت در اروپا
تلاش‌های وهابیت و تبلیغ این فرقه در اروپا از بیست سال پیش آغاز شده است. سرمایه‌گذاری 75 میلیارد پوندی عربستان برای تبلیغ وهابیت در مدارس، مساجد و مؤسسات دینی انجام شده و مبلغانی هم به آن مراکز ارسال می‌شود. وهابیان در ده‌ها نقطه‌ی اروپا از جمله در اطراف سوئیس، مرکز دارند و هر سال میلیاردها دلار هزینه می‌کنند. پرورش مبلغ وهابی در اروپا نیز انجام می‌شود و از دانشجویان وهابی که در اروپا تحصیل می‌کنند، دعوت می‌شود تا در کلاس‌ها شرکت کنند. آن‌ها هیأتی به نام «هیأت افتاء، ارشاد و امور علمی» دارند. اما روزنامه‌ی فاکس آنگزیگو در واکنش به تأسیس مراکز سعودی نوشت: «عربستان با این کارنامه‌ی ضد حقوق بشیری، چگونه می‌تواند وهابیت را در اروپا گسترش دهد؟» در کل، اروپایی‌ها نگران اقدامات تروریستی و انتحاری وهابیان هستند. آنان بر برخی مساجد و مراکز تجمع مسلمانان، کنترل شدید دارند. طبق آمار وهابیان، تنها در کشور ایتالیا در طی یک دهه، پانصد هزار مسیحی، یهودی، بودایی و… به مسلک وهابیت درآمده‌اند. همچنین آنان مدعی هستند که در یک دهه در آمریکای لاتین، 4 میلیون و 500 هزار نفر از ادیان دیگرا را وهابی کرده‌اند.92
اندیشه‌های وهابی‌گری و سلفی‌گری با شیوه‌هایی پیوندین رواج می‌یابد که همه‌ی آن‌ها برنامه‌ریزی شده است. به ویژه آن‌که طرف دیگر این پیوند، یعنی مذاهب سه‌گانه‌ی معتزله، اشاعره و صوفیه، از این جنبش غافل هستند و برای رویارویی با آن و سرکوب این حرکت، هیچ طرح و برنامه‌ای آماده نکرده‌اند تا آن‌جا که اینک مردمان از آن رنج می‌کشند که مپرس. از این رو اهل حق باید برای سرکوب این اندیشه، با نهادن برنامه‌ها و یاری جستن از کارشناسان و متخصصان آگاه در این زمینه برای اجرا، پشت به پشت هم دهند.

فصل سوم
باورهای وهابیت

گفتار اول: میزان در توحید و شرک
توحید، اساس دعوت رسولان الهی
بی‌شک دعوت انبیاء، توحید و نفی شرک و بت پرستی بوده است. قرآن کریم نیز این هدف را برنامه‌ی اصلی انبیای الهی معرفی می‌نماید و می‌فرماید: «وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِی کلِّ أُمَّهٍ رَّسُولاً أَنِ اعْبُدُواْ اللّهَ»93 (هر آینه، در هر امتی، پیامبری فرستادیم تا آنان را به عبادت خدا دعوت نیامند.)
دعوت به توحید، هدف اساسی بعثت پیامبر اسلام بوده است. پیامبر در حدیثی می‌فرمایند: «أُمِرْتُ أَنْ أُقَاتِلَ النَّاسَ حَتَّی یَشْهَدُوا أَنْ لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ وَأَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللَّهِ وَیُقِیمُوا الصَّلاهَ وَیُؤْتُوا الزَّکَاهَ فَإِذَا فَعَلُوا ذَلِکَ عَصَمُوا مِنِّی دِمَاءَهُمْ وَ أَمْوَالَهُمْ إلا بِحَقِّ الإسْلامِ وَحِسَابُهُمْ عَلَی اللَّهِ»94 (من مأمور شدم که با مردم بجنگم تا شهادت به وحدانیت خدا و رسالت محمد دهند و نماز برپادارند و زکات بپردازند و هرگاه چنین کنند، حقوق و اموالشان محفوظ است جز به حق اسلام و حسابشان با خداوند است.)
مورد نزاع و بحث با وهابیان، آن است که چه عملی شرک و چه عملی نشانه‌ی توحید است؟ در این گفتار اثبات خواهیم کرد مصادیقی که وهابیان، شرک می‌دانند، نه تنها شرک نبوده، بلکه در راستای توحید است.
برخی مصادیق شرک از دیدگاه بن باز مفتی اعظم وهابیت
1. شیخ عبدالعزیز بن باز می‌گوید:
«دعا از مصادیق عبادت است، هر کس در هر بقعه‌ای از بقعه‌های زمین بگوید: یا رسول الله، یا نبی الله، یا محمد به فریاد من برس، مرا دریاب، مرا شفا بده، امتت را یاری کن، بیماران را شفا بده، گمراهان را هدایت فرما، یا امثال این‌ها، با گفتن این جمله‌ها، برای خدا شریک در عبادت قرار داده و در حقیقت، پیامبر را عبادت نموده است…»95
2. وی در جای دیگر می‌گوید:
«بی شک، کسانی که به پیامبر یا غیر او از اولیا و انبیا و ملائکه یا جن، پناه می‌برند، معتقدند که آنان دعایشان را شنیده و حاجاتشان را برآورده می‌کنند. این اعتقادها، انواعی از «شرک اکبر» است؛ زیرا علم غیب را غیر از خدا، کسی دیگر نمی‌داند. دلیل دیگر این که تصرفات و اعمال اموات در دنیا، با مرگ منقطع شده است، خواه پیامبر باشد یا غیر پیامبر و ملائکه و جن نیز از ما غایب و به شؤون خود مشغول‌اند.»96
3. همو می‌گوید:
«آن‌چه در کنار قبور از انواع شرک انجام می‌گیرد، قابل توجه است. از جمله صدا زدن صاحبان قبر، استغاثه به آنان، طلب شفای مریض، طلب نصرت بر اعداء و امثال این‌ها، همه از انواع شرک اکبر است که اهل جاهلیت به آن عمل می‌کردند.»97
4. وی در جای دیگر می‌گوید: «ذبح برای غیر خدا، منکری عظیم و شرک اکبر است؛ خواه برای پیامبر باشد یا ولی یا ستاره یا بت یا غیر این‌ها…»98
5. بن باز در جای دیگری می‌گوید:
«در نماز، اقتدا به مشرکان، جایز نیست، که از جمله‌ی آنان، کسانی‌اند که به غیر از خدا استغاثه می‌کنند و از او مدد می‌خواهند؛ زیرا استغاثه به غیر از خدا، از اموات و بت‌ها و جن و غیر این‌ها، از انواع شرک به خداست….»99
6. وی در جایی دیگر می‌گوید: «قسم به کعبه، یا غیر کعبه از مخلوقات، جایز نیست.»100
7. او می‌گوید: «صدا زدن مُرده و استغاثه به او و طلب مدد از وی، همگی از مصادیق شرک اکبر است، آنان همانند عبادت بت‌ها در زمان پیامبر از قبیل: لات، عزّی و… هستند»101
ظاهراً وهابیان تنها خود را موحد خالص می‌دانند و معتقدند بقیه، مشرک‌اند که خون، ذریه و اموالشان احترام ندارد و خانه‌هایشان نیز خانه‌ی جنگ و شرک است.
عمر عبدالسلام -نویسنده‌ی سنی مذهب- می‌گوید:
«در سفری که در جوانی به مکه مکرمه برای ادای فریضه‌ی حج به سال 1395هـ.ق. داشتم، در مینه منوره کنار قبر پیامبر اکرم با صحنه‌ی بسیار عجیبی روبه‌رو شدم. دیدم که وهابیان با انواع اهانت‌ها با مسلمین برخورد می‌کنند و مسلمانان را که میهمان خدا و رسولند، با انواع فحش و دشنام از کنار قبر رسول خدا دور می‌سازند. هرگاه زائر، قصد اظهار محبت به حضرت و نزدیک شدن به ضریح رسول خدا و بوسیدن آن را داشت، او را با جمله‌ی «ابتعدوا أیها المشرکون» از ضریح دور می‌ساختند. از این کردار، بسیار ناراحت شدم و بعد از مراجعه به تاریخ دیدم که این اعمال، نشأت گرفته از افکار بزرگان وهابیان از قبیل ابن تیمیه و دیگران است…»102
مراحل توحید
توحید در لغت: چیزی را یکتا و منحصر به خود دانستن و هنگامی که بر خداوند اطلاق می‌گردد، به معنای اعتقاد به وحدانیت و یکی بودن اوست.
مراحل توحید عبارتند از:
1. توحید در الوهیت
2. توحید در خالقیت
3. توحید در ربوبیت
4 توحید در عبادت
1) توحید در الوهیت
یعنی تنها موجود مستحق عبادت که دارای همه‌ی صفات کمال و جمال بالاستقلال بوده، خداوند متعال است. «قُل هُوَ اللهُ أَحَدٌ».103
2) توحید در خالقیت
یعنی تنها خالق مستقل در عالم، یکی است و هر کس غیر از او، در خالقیتش محتاج به اذن و مشیت اوست و کسی بدون اراده‌ی او کاری انجام نمی‌دهد. ولی این اراده و مشیت الهی با اختیار بنده ناسازگاری ندارد، زیرا اراده‌ی الهی بر این تعلق گرفته که بندگان با اراده و اختیار خود اعمالشان را انجام دهند. «قُلِ اللهُ خالِقُ کُلِّ شَیءٍ»104
3) توحید در ربوبیت
یعنی تربیت‌کننده و مدبر بر شؤون عالم و خلقت اشیاء و هدایت‌کننده‌ی آن‌ها به سوی اهدافشان به صورت مستقل، خداوند متعال است و هر کس دیگری که شأنی از شؤون تدبیر را دارد، به اذن و اراده و مشیت الهی است. «اَلحَمدُ لِلهِ رَبِّ العالَمینَ»105
این منافات ندارد که برخی افراد، امثال ملائکه، تدبیر برخی از امور را از جانب خداوند به دست گرفته باشند؛ همان‌گونه که خداوند درباره‌ی آنان می‌فرماید: «فَالمُدَبِّراتِ أَمراً»106
4) توحید در عبادت
توحید در عبادت و پرستش، مخصوص خداوند متعال است. خداوند در آیات بسیاری به این نوع از توحید اشاره کرده است. از جمله:
الف) «وَ قَضی رَبُّک أَلا تَعْبُدُوا إِلا إِیاهُ»107 (وحکم کرده پروردگار تو که غیر از او را عبادت نکنید.)
ب) «قُلْ یَا أَهْلَ الْکِتَابِ تَعَالَوْا إِلَی کَلَمَهٍ سَوَاءٍ بَیْنَنَا وَبَیْنَکُمْ أَلاَّ نَعْبُدَ إِلاَّ اللّهَ وَلاَ نُشْرِکَ بِهِ شَیْئًا وَلاَ یَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضاً أَرْبَابًا مِّن دُونِ اللّهِ»108 (ای اهل کتاب! بیایید از آن کلمه‌ی حق که میان ما و شما یکسان است پیروی کنیم که به جز خدای یکتا هیچ کس را نپرستیم و چیزی را شریک او قرار ندهیم و بعضی را جای خدا به ربوبیت تعظیم نکنیم.)
ج) «وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِی کلِّ أُمَّهٍ رَّسُولاً أَنِ اعْبُدُواْ اللّهَ وَاجْتَنِبُواْ الطَّاغُوتَ»109 (و همانا ما در میان هر امتی پیغمبری فرستادیم تا به خلق ابلاغ کنند که خدای یکتا را بپرستید و از بتان و فرعونیان دوری کنید.)
با توجه به تأکیدهای قرآن بر توحید در عبادت، به جاست که در ارکان این نوع توحید بحث کنیم. زیرا عمده‌ی اختلاف مسلمانان با وهابیان در این نوع از توحید است.110
بررسی مفهوم عبادت
عبادت و عبودیت، به معنای معنای مطلق «خضوع» و «تذلل» است.
ابن منظور افریقی می‌گوید: «اصل عبودیت، خضوع و ذلت است».111
فیروزآبادی می‌نویسد: «عبادت یعنی: اطاعت».112
راغب اصفهانی نیز در مفردات می‌نویسد: «عبودیت یعنی: اظهار ذلت».113
می‌دانیم که معنای اصطلاحی عبادت که در قرآن به آن اشاره شده و آن مخصوص خداوند متعال است، به معنای لغوی آن -که مطلق خضوع باشد- نیست؛ وگرنه لازم می‌آید که هر کس کم‌ترین تواضع و خضوعی را بر کسی داشته باشد، عبادتِ حرام شمرده شود، بلکه عبادت در اصطلاح قرآن و حدیث مقدمات و اصولی دارد که با بودن آن‌ها عبادت تحقق می‌یابد.
مثلاً خداوند در قرآن کریم می‌فرماید: «فَسَوْفَ یأْتِی اللّهُ بِقَوْمٍ یحِبُّهُمْ وَیحِبُّونَهُ أَذِلَّهٍ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ أَعِزَّهٍ عَلَی الْکافِرِینَ»114 «در آینده خدا بر می‌انگیزاند قومی را که او آنان را دوست دارد و آن‌ها نیز خدا را دوست دارند و نسبت به مومنان فروتن و به کافران، سرفراز و مقتدرند.»
لذا این ذلت را کسی به معنای عبادت نگرفته است.
خداوند متعال از سجود ملائکه بر حضرت آدم‌ به امر خود خبر داده آن‌جا که می‌فرماید: «وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلاَئِکهِ اسْجُدُواْ لآدَمَ فَسَجَدُواْ إِلاَّ إِبْلِیسَ أَبَی وَاسْتَکبَرَ وَکانَ مِنَ الْکافِرِینَ»115 (و هنگامی را که به فرشتگان گفتیم: برای آدم سجده و خضوع کنید، همگی سجده کردند؛ جز ابلیس که سر باز زد و تکبر ورزید، و از کافران شد.)
و اگر این عمل در حقیقت عبادت است، پس چرا به آن امر شده است. درباره‌ی سجده بر حضرت آدم از ناحیه‌ی ملائکه، توجیهاتی ذکر شده است:
۱) این‌که این سجده در حقیقت برای خداوند به جهت خلقت موجودی همچون حضرت آدم است؛ یعنی نهایت تعظیم و کرنش در برابر حضرت حق سبحانه و تعالی که چنین مخلوقی که عصاره خلقت است را خلق کرده است.
۲) ممکن است که این سجده، گرچه برای حضرت آدم بوده، ولی به معنای اصطلاحی آن که مختص به خداوند سبحان می‌باشد و آن نهایت خضوع با قراردادن پیشانی بر زمین با نیت الوهیت یا ربوبیت مسجودٌ له است، نیست، بلکه تنها به جهت تعظیم بر حضرت آدم و کوچکی در مقابل او بوده است و این عمل از آن جهت که با نیت شرک‌آلود همراه نبوده اشکالی نداشته است.
۳) برخی می‌گویند: سجده بر حضرت آدم را قبله گاه خویش قرار دهند.
این توجیه از جهاتی دارای اشکال است:
اولاً: خلاف ظاهر آیه است که می‌فرماید: «اسْجُدُواْ لآدَمَ» و نفرموده اسجدوا الی آدم؛ یعنی سجده کنید برای آدم، نه این‌که سجده کنید به سوی آدم.
ثانیاً: چون خداوند به ابلیس فرمود: چه چیز مانع سجده کردن تو گردید؟ ابلیس در پاسخ گفت: «أَنَا خَیرٌ مِنْهُ خَلَقْتَنِی مِن نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِن طِینٍ»116 (من از آدم برترم؛ زیرا مرا از آتش خلق کردی ولی او را از گل آفریدی.)
اگر سجده برای آدم به این باشد که او را قبله‌گاه خویش قرار دهد، دیگر معنا نداشت تا او سجده نکند و دلیل بیاورد که من از او برترم؛ چون لازمه‌ی قبله قرار دادن آدم در حال سجده برای خدا این نیست که حضرت از شیطان برتر است تا جای اعتراض باشد.
۴) وهابی‌ها در توجیه این آیه و وجه سجده‌ی ملائکه بر حضرت آدم می‌گویند: این عمل به امر خداوند بوده و هرکاری که به امر خداوند انجام گیرد اشکالی نداشته و حرام و شرک نیست. این توجیه نیز همانند توجیه سابق، خالی از اشکال نیست؛ زیرا اگر سجده بر حضرت آدم عبادت و پرستش غیر خداوند باشد، لازمه‌اش این است که غیر خداوند را پرستش و عبادت کردن از آن جهت که خداوند فرموده، اشکالی نداشته و شرک نیست؛ در حالی که امر خدا، شرک را مبدل به عبادت نمی‌کند، و در اصول گفته شده که هیچ‌گاه حکم، موضوع خود را تغییر نمی‌دهد. از باب نمونه: اهانت کردن و فحش

مطلب مرتبط :   خلیج، جنگ، نفت، اوپک، انقلاب، عربستان