دانلود پایان نامه
حساب آنها رسیدگی شود.

5- کفر زمینۀ ظلم و ستم
کافران به واسطه‏ی مسیری که برای خود انتخاب کردند به خودشان ستم کردند و خداوند نسبت به آنها هیچ ظلم و ستمی‏ روا نداشته است و همچنین خداوند تبارک و تعالی قصد هدایت و راهنمایی ظالمان و ستمگران را ندارد، زیرا آنها با اختیار خود مسیر کفر را برگزیدند و برای همیشه در کفر و ظلم خود باقی خواهند ماند.
خداوند در این آیه تأکید می‏کند که چگونه خداوند می‏تواند گروهی را هدایت کند که بعد از ایمان آوردن و شهادت دادن، به برحق بودن فرستاده‏ی خدا و پس از دیدن دلایل آشکار و روشن، باز هم به کفر روی می‏آوردند، هدایت و رحمت خدا بر آنها نازل شد ولی آنها هدایت را کنار گذاشتند و کفر را انتخاب کردند. حال چگونه ممکن است خداوند آنها را هدایت کند.
همه چیز در زندگی انسان به صورتی اختیاری است و خداوند نمی‏خواهد این قانون را کنار بگذارد و عدّه‏ای را که هدایت پذیر نیستند، هدایت کند. در آیات دیگری خداوند بیان می‏کند ‏‏که آنها اگر هر آیه و نشانه‏ی دیگری را هم ببینند، باز ایمان نمی‏آورند، زیرا آنها به دلیل قدم گذاشتن در مسیر کفر و پرده افتادن بر دل و سنگینی در گوش، دیگر قادر به درک آیات الهی نیستند.

6- کفر زمینۀ پیمان شکنی در برابر آیات الهی
بنی اسرائیل با دیدن معجزات فراوان باز هم به پیمان شکنی‏های خود ادامه دادند و در قرآن کفر و عصیان‏ورزی به عنوان یکی از زمینه‏ها‏ی بروز برخوردی همچون پیمان‏شکنی در برابر آیات الهی معرفی می‏شود.

7- کفر زمینۀ اختلاف در مورد آیات
کفر زمینه‏ی بروز مواجهه‏ای همچون اختلاف در آیات را فراهم می‏کند. در آیۀ زیر بر این موضوع تأکید می‏شود که تنها دین پذیرفته شده نزد خداوند اسلام است و اختلاف‏کنندگان به دلیل کفر و حسدی که از قبل در میان آنها وجود داشت، پس از آگاهی یافتن بر حقیقت در مورد آیات و دین خدا، به اختلاف پرداختند. آنها با این رفتار در اصل نسبت به آیات الهی کفر ورزیدند و خداوند به آنها هشدار می‏دهد که بدانید اگر شما اینگونه برخورد می‏کنید خداوند هم به حساب شما رسیدگی خواهد کرد و از وجود حساب و کتاب غافل نباشید.

8- کفر زمینۀ سحر خواندن آیات
کفر همچنین زمینۀ بروز برخورد بد و منفی دیگری همچون سحر خواندن آیات الهی را در فرد فراهم می‏کند. کافران زمانی که حق را دیدند، به دلیل روحیۀ کفر و انکاری که داشتند آیات روشن الهی را سحر آشکار خواندند و به این بهانه از ایمان آوردن خودداری کردند.
آنها به دنبال حقیقت نبودند، بلکه قصد داشتند آن چیزی را که دوست دارند، به عنوان حقیقت جلوه بدهند و با این کار به مقاصد دنیوی خویش دست یابند. بنابراین خداوند در آیات قرآن بیان می‏کند که حتی اگر مکتوب نوشته شده‏ای از آسمان نازل می‏شد و کافران آن را با دستان خود لمس می‏کردند، باز هم ایمان نمی‏آوردند و آن را سحر آشکار می‏خواندند.
فرعون و هامان و قارون که از کافران نامدار تاریخ هستند زمانی که پیامبر خدا آیات الهی را برای آنها آورد، از قبول آن خودداری کردند و پیامبر را ساحر دروغگو و افسونگر شیاد خواندند و از ایمان آوردن خودداری کردند.

9- کفر زمینۀ مجادله در برابر آیات
تنها کافران به مجادله در مورد آیات الهی می‏پردازند تا بدین وسیله حقیقت را از بین ببرند و به مقاصد دنیوی خویش دست یابند.
کفرورزیدن یکی از مهمترین زمینه‏های ‏جدال در برابر آیات است. آنها به وسیله مجادله و جدال به باطل از دریافت حقیقت دور می‏شوند. کافران زمانی که با پیامبر جدال می‏کردند، آیات الهی را داستان‏های گذشتگان می‏خوانند و با این توجیه از ایمان آوردن شانه خالی می‏کردند.
آنها مجادله‏ی به باطل می‏کنند تا حق را پایمال کنند و بدین وسیله آیات خدا را به ریشخند می‏گیرند. آنها جدال نمی‏کنند تا به حقیقت دست یابند بلکه مجادله می‏کنند تا حق را از بین ببرند.

10- کفر زمینۀ غفلت در برابر آیات
کافران همان غافلانی هستند که به دلیل انجام گناهان، خداوند بر دل و گوش و دیدگانشان مهر نهاده است.

11- کفر زمینۀ افترا
کفر زمینه‏ی افترا و دروغ بستن به خدا و پیامبر را را نیز در فرد ایجاد می‏کند که در آیه‏ی زیر کفر به عنوان یکی از مهمترین زمینه‏های آن معرفی می‏گردد و یاد‏آور می‏شود که تنها کسانی که به آیات خدا ایمان ندارند دروغ‏پردازی می‏‏کنند و نسبت به خدا افترا می‏بندند در حالی که خود دروغگو هستند. آنها بر خدا دروغ می‏بندند زیرا از نیروی عقل و اندیشه که خداوند به آنها بخشیده است، استفاده نمی‏کنند.

مطلب مرتبط :   مقاله تغییر کاربری اراضی، دیوان عدالت اداری

12- کفر زمینۀ استهزا
کافران و منافقان برای از بین بردن ارزش دین و آیات و رسیدن به مقاصد دنیوی خویش، به انکار وریشخند آیات الهی می‏پردازند به همین دلیل در قرآن دستور عدم هم نشینی با منافقان و کافرانی که آیات الهی را مورد انکار و ریشخند می‏گیرند داده شده است و نفاق و کفر به عنوان زمینه‏ای برای استهزا آیات معرفی شده است.

13- کفر زمینۀ باطل خواندن آیات
کافران بدون داشتن هیچ دلیلی آیات الهی را باطل می‏خوانند و با این کار سعی داشتند توجیهاتی برای ایمان نیاوردن خود در برابر آیات الهی داشته باشند.

2.1.1.2. تکذیب آیات
یکی دیگر از برخوردهای منفی اعتقادی در برابر آیات الهی که قرآن کریم به معرفی آن می‏پردازد، تکذیب آیات الهی است. تکذیب، برخوردی تاریخی است که در برابر تمام پیامبران خدا صورت گرفته است و در قرآن به نمونه‏های فراوانی از این رفتار اشاره شده است و بعد از کفر بیشترین حجم آیات در قرآن کریم، به معرفی آن اختصاص داده شده است.
خداوند در قرآن کریم بیان می‏کند که مثال و داستان کسانی که آیات الهی را تکذیب می‏کنند بسیار زشت است و آنها با این برخورد در برابر آیات الهی به خودشان ظلم می‏کنند‌، تکذیب کنندگان نه تنها آیات الهی بلکه وجود آخرت و معاد را نیز تکذیب می‏کنند.
خداوند از وجود گروهی که آیات را به شدت تکذیب می‏کنند آگاهی دارد و تکذیب آیات الهی توسط قوم پیامبر را برخوردی معرفی می‏کند که از اقوام گوناگون در گذشته مانند قوم نوح، عاد، ثمود، قوم ابراهیم، قوم لوط، اهل مدین و موسی بروز داده شده است و از کافران تکذیب کننده می‏خواهد که به عاقبت گذشتگان توجّه کنند.
تکذیب کنندگان در قیامت به رفتار خودشان در برابر آیات الهی اقرار می‏کنند و بر علیه خود شهادت می‏دهند ، آنها نشانه‏های روشن و آشکاری را که به سویشان آمده بود، تکذیب می‏کردند و با این رفتار حقیقت را به ریشخند می‏گرفتند و آن‏گونه ‏نبود که آیات الهی در ابهام بیان شوند بلکه به وضوح و روشنی برای آنها بیان می‏گردید.

خداوند در قرآن کریم بعضی از اقوام تکذیب کننده را نام می‏برد و از جزئیات عاقبت برخی از آنها خبر می‏دهد، مانند قوم نوح، قوم عاد، قوم ثمود، قوم لوط، قوم أیکه، فرعون، و تکذیب قرآن توسط قوم پیامبر.

1- تکذیب زمینۀ اعراض
اعراض کنندگان، کسانی هستند که ابتدا به تکذیب آیات می‏پردازند، سپس از آن روی می‏گردانند و تکذیب به عنوان یکی از زمینه‏های ‏اعراض در برابر آیات، در این آیه معرفی شده است و به همین دلیل به عذاب سختی، مجازات خواهند شد.

2- تکذیب زمینۀ تکبر در برابر آبات
تکذیب کنندگان از پذیرش آیات الهی تکبر ورزیدند و تکذیب آیات به عنوان زمینه‏ای برای بروز تکبر در برابر آیات الهی در قرآن کریم معرفی گردیده است.

3- تکذیب زمینۀ مجادله در برابر آیات
تکذیب آیات، به عنوان یکی از زمینه‏های بروز برخوردی همچون مجادله به باطل در قرآن کریم، معرفی شده است. آنها در حین بحث و جدال به هر کاری دست می‏زنند حتی به تکذیب آیات الهی می‏پردازند در حالی که به درستی آن اطلاع دارند ولی در آن حین تنها به پیروزی در جدال فکر می‏کنند و برای پایمال کردن حق، دست به هر کاری می‏زنند.

4- تکذیب زمینۀ غفلت
در قرآن کریم تکذیب آیات به عنوان زمینه‏ای برای ایجاد غفلت برشمرده شده است. تکذیب آیات باعث می‏شود آدمی از آیات الهی غافل شود و در نتیجه به حقیقت آنها دست نیابد.

5- تکذیب زمینۀ افترا
کسانی که به خدا دروغ می‏بندند و افترا می‏زنند همان کافرانی هستند که حق را تکذیب کردند. آنها ستمکارترین افراد هستند که جهنم جایگاه آنها خواهد بود و در آیۀ زیرر کفر و تکذیب به عنوان زمینه‏هایی برای بروز برخوردی همچون افترا برشمرده شده‏اند.

6- تکذیب زمینۀ استهزا
تکذیب کنندگان به وسیلۀ تکذیب آیات به استهزا و ریشخند آیات می‏پردازند و در اصل به وسیلۀ تکذیب آیات چشم خود را بر روی حقایق می‏بندند.
ارتکاب گناه و اصرار بر آن، انسان را به ارتکاب گناهان بزرگ‌تر مانند تکذیب آیات الهی و حتی استهزای آن می‏‌کشاند.

2.1.1.3. انکار آیات الهی
انکار یکی دیگر از برخوردهای منفی اعتقادی در برابر آیات الهی است. در آیات قرآن سخن از انکار کنندگانی آمده است که خود دارای کتاب آسمانی بودند و اوصاف پیامبر را در کتابشان خوانده بودند و زمانی که با کافران بحث می‏کردند به وسیله این موضوع از آنها برتری می‏جستند. ولی آنها ایمان ظاهری داشتند و گمان می‏کردند که پیامبر از بین خودشان برانگیخته می‏شود ولی زمانی که پیامبری که انتظارش را داشتند، آمد به جای ایمان آوردن و پذیرش حقیقت به انکار آن پرداختند زیرا او از قوم و گروه دیگری مبعوث شده بود و با ایمان آوردن به او قدرت و نفوذ خود را از دست می‏دادند و از منافع دنیوی خود فاصله می‏گرفتند در حالی که آنها برای آخرت اهمّیّتی قائل نبودند.
و همچنین در مورد کسانی سخن به میان آورده است که به وجود خدا اعتقاد داشتند ولی به دلیل منافع شخصی، زمانی که آیات و نشانه هایی که در انتظارش بودند و حق و تأیید کننده کتاب آنها بود، برای آنها فرستاده شد به جای پذیرش و مواجهه‏ی مناسب، به رد و انکار آنها پرداختند.
خداوند در قرآن کریم یاد آور می شود که بیشتر مردم منافقان و کافرانی هستند که جز قصد انکار آیات، مقصودی در پیش ندارند و قصد دارند بدین وسیله آیات الهی را به استهزا بگیرند.
انکار آیات الهی مانند تمام برخوردها و مواجهه‏های دیگر، از وجود برخی از زمینه‏ها در درون آدمی نشأت می‏گیرد و در چهار آیه خداوند این برخورد را تنها به گروه های کافران، ظالمان، خائن ناسپاس و فاسقان اختصاص داده است و فرموده است تنها اینها به انکار آیات الهی می‏پردازند.
انکارکنندگان به وسیله‏ی بهانه‏جویی در برابر آیات از ایمان آوردن شانه خالی می‏کنند در حالی خداوند بهانه‏جویی‏های آنها را باطل معرفی می‏کند و سابقه‏ی رفتارهای گذشته‏ی آنها از جمله نداشتن ایمان واقعی در برابر خداوند را، گوشزد می‏کند.
خداوند برای ایمان آوردن انسان‏ها، از هر گونه مثلی در قرآن آورده است، تا آنها مطلب را به درستی درک کنند و ایمان بیاورند ولی به دلیل آنکه بیشتر مردم قصد انکار دارند، ایمان نمی‏آورند .
در آیاتی دیگر خداوند به مسلمانان دستور داده است که هر گاه شنیدید آیات خدا توسط منافقان و کافران مورد انکار و ریشخند قرار می‏‏گیرد با آنان هم نشینی نکنید تا به سخنی غیر از آن درآیند چرا که در این صورت شما هم مثل آنان خواهید بود.
خداوند برخی از از اقوام انکار کننده را در قرآن معرفی می‏کند از جمله قوم عاد از خدا فرمان برداری نکردند و به دنبال فرمان هر زورگوی ستیزه‏جوی رفتند و به انکار آیات پرداختند و برخی از گروهای دیگر هم بخشی از آیات الهی را انکار کردند.

مطلب مرتبط :   پایان نامه رایگان درباره آموزش مهارتهای اجتماعی، رفتارهای ضد اجتماعی

2.1.2. برخوردهای منفی رفتاری در برابر آیات الهی
برخوردهای منفی رفتاری به گونه‏ای از برخوردها در برابر آیات الهی گفته می‏شود که از اعتقادات آدمی ‏نشأت گرفته و در رفتار انسان بروز می‏کند و بیشترین نوع برخوردها و مواجهه‏ را شامل می‏شود. در ادامه به ذکر انواع آنها پرداخته خواهد شد.

2.1.2.1. تکّبر ورزیدن در برابر آیات الهی
یکی از برخوردهای منفی رفتاری در برابر آیات الهی استکبار و تکبّر ورزیدن در برابر آیات الهی است که در آیات متعدّدی، به ذکر آثار و زمینه‏های ‏آن پرداخته شده است. استکبار یکی از رفتارها و برخوردهای منفی است که زمینه و ریشه‏ی بسیاری از برخوردهای منفی دیگر به حساب می‏آید و کسی که اینگونه برخورد را از خود نشان دهد ممکن است برخوردهای دیگری هم چون رد و انکار، تکذیب، تعدّی، اعراض و رویگردانی و . . . را نیز از خود بروز دهد.
در آیه ۷۲ سوره زمر، فرشتگانِ عذاب از میان تمام رذایل انسان بر تکبّر دوزخیان تأکید دارند، از این نکته می‌توان دریافت که سرچشمۀ اصلی گناهان، تکبّر و تسلیم نشدن، در برابر حق است. در برابر، به قرینه آیه ۵۰ سوره نحل، می‌توان نشانۀ نفی استکبار را، عمل به اوامر الهی بدون چون و چرا دانست.
در واقع آنچه موجب زشتی تکبر انسان می‌شود، آن است که وی از حدّ خود تجاوز کرده و وارد محدوده صفات خاص خدا شده است. به عبارت دیگر، اصل و علّت تکبر، جهل انسان نسبت به مرتبه حقیقی خویش و منسوب کردن صفات کمالی به خویش است.
طغیان صفت بدی است که باعث می‏شود انسان خود را از جایگاهی که هست بالاتر ببیند و از حد و حدود خود پا فراتر بگذارد مانند قوم ثمود که به دلیل طغیان دست به کفر و تکذیب آیات الهی زدند. فرعون و سران قومش نیز، در برابر آیات خداوند تکبّر ورزیدند، به دلیل این که آنها گروهی گردنکش بودند.