مذکور برای مجازات کاملاً مشخص شده است لذا باید تدابیری پیش بینی شود که به رشد جسمی و روحی طفل کمک نموده و وی را به جامعه برگرداند. و در برخی از جرائم که شدت جرم وجود دارد باید تدابیر بهتری تعیین شود. به عنوان مثال در مقابل قتل یک انسان که شدت جرم آن کاملاً مشخص است (B.Caner Hacioglu,P240).
1-12-2-3- نقش سن در ارتکاب جرم و بزهکاری کودکان در ترکیه
در بین همه ی فاکتورهای تأثیرگذار بر بزهکاری اطفال و نوجوانان سن قویترین نقش را بعهده دارد. این نظریه که با افزایش سن ارتکاب جرم کمتر می شود، از قدیمی ترین و رایج ترین نظریه های جرم شناسی است. در بسیاری از انواع جرائم، خصوصاً جرائم جدی مانند سرقت، تجاوز به عنف با افزایش سن سیر نزولی به خود میگیرد. میتوان این توزیع سن- جرم را به برهه های مختلف تاریخی و گستره های مختلف جغرافیایی مسکونی تعمیم داد میتوان گفت: نیمی از دستگیر شدگان در عرض یک سال در ترکیه از گروه اطفال و نوجوانان زیر 22 سال می باشند. در حالی که 8 درصد جمعیت ترکیه را جوانان زیر 18 سال تشکیل می دهند. یک سوم دستگیر شدگان در جرائم سازمان یافته از این گروهند. میزان دستگیر شدگان با رسیدن به سن سی سالگی رو به کاهش می نهند.
به نظر پرفسور رونا سروزان استاد بزهکاری اطفال و نوجوانان دانشگاه آنکارا جرم نسبت عکس با سن دارد. حتی به نظر او این امر در میان اطفالی که متداولاً مرتکب جرم می شوند نیز صادق است. بدین ترتیب تفاوت میان درصد جرائم در بین جوانان منسوب به گروههای مختلف در طول حیات ادامه خواهد داشت. باز هم به نظر این استاد انسانها هرچه پیرتر می شوند بدلیل کاهش قوای فیزیکی و حرکتی و دلایل مشابه دیگر اشتراک کمتری در جرائم از خود نشان می دهند به نظر دکتر تولین گونشن تاکنون پژوهش سیستماتیکی در ادبیات جرم شناسی در رابطه با ارتباط سن و جرم از نظر دوره خاص زمانی و نوع جرم صورت نگرفته است. همچنین در جرائم مالی، دزدی، سرقت خودرو و خرابکاری نیز در دوره بلوغ به نقطه ماکزیمم رسیده و سپس به سرعت رو به کاهش می نهد. البته در جرائمی که اطفال در ترکیه انجام می دهند قمار و فاحشگی در سن 21 سالگی از اهمیت فراوانی برخوردار است. همچنین جرائمی که میزان ارتکاب آنها در سنین جوانی به نقطه اوج می رسد و سپس به سرعت رو به نزول می نهد جرائمی مانند: خرابکاری، دزدی های کوچک، سرقت مسلحانه، سرقت خودرو، ضرر زدن به اموال غیر ، می گساری و اعتیاد با افزایش سن درصد ارتکاب چنین جرائمی که ریسک زیاد و سود کمی دارند، کمتر می شود. در مقابل این امر ، نقطه اوج ارتکاب جرائمی که ریسک کمتری دارند ، در سنین بالاتر است. تحقیقات انجام شده در ترکیه نشان می دهد که در میان اطفال و نوجوانان سارقین نزدیک 20 سال دارند. مجرمین تجاوز به عنف در سنین اولیه 20 سالگی می باشند و اکثر اطفال و نوجوانانی که در دوران بلوغ رفته رفته از والدین خود فاصله گرفته و استقلال عمل پیدا می کنند از آنجایی که نمی توانند با منابع موجود نیازهای خود را اداره کنند؛ با همسالان خود آنها نیز در بدست آوردن پول، الکل و شهرت به مشکل برخورده اند گردهم آمده و راهکارهای جدید بزهکارانه کشف می کنند. پژوهش در پراکندگی سنی مجرمین سالهای 1980 تا 2004 در ترکیه نشان می دهد که زنان نسبت به مردان در سنین بالاتری یعنی حدوداً در دوره سنی 40 – 30 بیشترین میزان جرم را مرتکب می شوند نتیجتاً در تمامی تحقیقات بعمل آمده شاهد بالا بودن میزان بزهکاری در بین جوانان و کاهش این درصد با افزایش سن خصوصاً در جرایم حرفه ای و آدم کشی هستیم. قابل توجه است که در ترکیه اکثر نوجوانان تا سن 22 سالگی به جرائمی که شروع کرده اند ادامه می دهند. همچنین در این سنین بیشترین علتی که باعث ارتکاب جرم می شود در فصل بعدی بطور کامل توضیح داده خواهد شد (Dr.Tulin Gunsen icli,2007,P89).
1-12-3- نقش سن در ارتکاب جرم و بزهکاری اطفال و نوجوانان در ایران
در دوران بلوغ که از آن به دوران حکومت سرنوشت انسان یاد می کنند و اینکه کودک چگونه از آن سر برآورد به نوع برخورد او با مراحل بلوغ بستگی ندارد بلکه نوع روابط ما با او و تأثیری که بر ساختار زندگی او می گذارد اهمیت دارد. سن متغییری است که منشأ اختلافات بسیار مهم در ساختار بزهکاری اطفال و نوجوانان است. اگر معیار ماده 1210 قانون مدنی را مورد توجه قرار دهیم طفل یا کودک خردسال عموماً اشخاص غیر بالغ محسوب و از مسئولیت کیفری به دور می باشند اما نوجوان که عرفاً به افراد نابالغ بین سنین 9 تا 18 سال در دختران و 15 تا 18 سال در پسر اطلاق می شود همیشه می تواند موضوع بزهکاری قرار گیرند . تبصره 1 ماده 219 آیین دادرسی کیفری مصوب 1378 نیز همین امر را اعلام می کند با وجود این تبصره ماده 220 این قانون رسیدگی به جرائم اشخاص بالغ کمتر از 18 سال تمام را نیز در صلاحیت دادگاه اطفال می داند علت اینکه بالغ کمتر از 18 سال سن که طفل محسوب نمی شود ولی دارای مسئولیت کیفری است باید در دادگاه محاکمه شود این است که چون از لحاظ طبیعی به پختگی نرسیده و عرفاً نوجوان نامیده می شود (معظمی،شهلا،1389، ص 64).
اوج بزهکاری در سنین 18 تا 25 سالگی است. از این سن به بالا شاهد جرائم علیه اموال هستیم که نیاز به قدرت جسمانی زیادی نداشته باشد . در سنین بالا جرایم بدون عنصر خشونت اعمال می شود مثل کلاهبرداری ، قاچاق و ارتشاء ولی دوره ی نوجوانی همان طور که گفتیم مبنی بر قدرتمندی است و در دوره های بعدی اندیشه تفکر مداری آغاز می شود. اطفال و نوجوانان وقتی مباشر جرم هستند، از سنین 16 تا 18 سالگی به لحاظ فرایند بلوغ، جرائم علیه عفت عمومی را مرتکب می شوند و کم کم به دلیل احساس نیاز به مالکیت جرایم علیه اموال و مالکیت را انجام می دهند مثل ؛ سرقت. طبق تحقیقات جدید در ایران مشخص گردیده که به تدریج کودکانِ کم سن و سال تر مرتکب جرایم شدیدتری می شوند تمام این موارد بیانگر این ادعاست که چنین نگرانیهایی تحت انعکاس مستمر این گونه اتفاقات در رسانه ها ، گاه همراه با ابراز نظرهای وحشت زده و هشدارهای مکرر تشدید می شود. واقعیت امر این است که توجه خاص رسانه ها به مواردی که از این قبیل را باید بیشتر نشانه ی نادر بودن و نه افزایش در تعداد آنها تلقی کرد. همچنین دختر یا پسر بودن طفل معیاری را در سن ارتکاب جرم معین می سازد به این صورت که اصولاً دختران جرائم کمتری را نسبت به پسران مرتکب می شوند و از آن مهمتر نوع جرمی است که هر کدام از آنها بزهکار دختران بسیار کمتر از پسران و گاه زیر ده درصد بزهکاران پسر است. البته دختران به ویژه به دلیل اینکه خود قربانیان جنایت بوده اند گاه در تماس با پلیس قرار می گیرند و شاید کم بودن جرایم دختران نسبت به پسران، به لحاظ حمایت بیشتر از دختران از سوی خانواده، جامعه و موسسات باشد، که آسیب پذیری آنها را کاهش می دهد (نجفی ابرند آبادی، علی حسین،1375، ص248).

مطلب مرتبط :   تربیت، قرآن، توحید، حقیقت، توحیدی»، عزّت

فصل دوم : تعاریف و مفاهیم
2-1- مهمترین جرایم اطفال و علل و عوامل در ایران
انواع مختلف جرائم اطفال از قدیمی ترین ایام در جوامع بشری وجود داشته و می توان گفت که از عمر این پدیده اجتماعی همان اندازه می گذرد که از عمر جوامع بشری گذشته است. منتهی باید توجه داشت که تا قبل از انقلاب صنعتی قرن نوزدهم این گونه جرائم به درستی شناخته نشده بود و آن چنان وسعت و گسترش پیدا نکرده بود که جنبه یک پدیده مهم اجتماعی را پیدا نماید.
از قرن نوزدهم به بعد است که جرائم اطفال و نوجوانان به عنوان یک پدیده اجتماعی مورد توجه اندیشمندان و علمای حقوق جزا و جرم شناسی قرار می گیرد.
باید خاطر نشان نمود که نوع جرائم ارتکابی اطفال و نوجوانان بنا به علل، انگیزه و کیفیت اعمال ارتکابی با بزرگسالان متفاوت می باشد .اطفال غالباً جرائم را به صورت گروهی و گاهی با تشکیل باندهای متفاوت مرتکب می گردند، در صورتی که بزرگسالان غالباً به صورت انفرادی مرتکب اعمال بزهکارانه می شوند.
ارتکاب اعمال منافی عفت نه تنها اجتماع را به مقصد ابقاء نسل نزدیک نمی کند بلکه اجتماع را در هزاران دره مخوف پرتاب می کند که دهها میلیون بیماران مقاربتی و میلیاردها دلار بودجه معالجه آنها و میلیونها کودکان بی سرپرست ، تنها گوشه ای از این پرتگاه عمیق را نشان می دهد.
2-1-1- ایراد ضرب و جرح و قتل
ایراد ضرب و جرح در بین کودکان و نوجوانان فراوان است. این گونه جرائم بیشتر در سنین 16 تا
20 سالگی در میان نوجوانان دیده می شود. زیرا در این سنین نوجوانان در اوج بلوغ و بحران های جوانی هستند و می دانیم که اغلب نوجوانان مخصوصاً پسران در این سن و سال افرادی پرخاشجو، خشن و زود رنج می شوند و به کمتر بهانه ای از کوره در رفته و با طرف مقابل به زد و خورد می پردازند.
2-1-2- جرائم بر ضد اموال
موضوع دیگری که در کلیه اجتماعات گذشته و حال به طور نسبی وجود دارد، جرائم بر ضد اموال است که با توجه به محیط زندگی مردم، میزان و نوع آن در هر اجتماعی نسبت به اجتماع دیگر متفاوت می باشد. به طور کلی تعداد سرقت کودکان و نوجوانان نسبت به سایر جرائم به اندازه ای زیاد است که می توان حتی مبحث جرائم کودکان و نوجوانان را به سرقت های ارتکابی آنان اختصاص داد.

مطلب مرتبط :   استراتژیک، ارتباطات، آمریکا، استراتژیک"، مخاطبین، "ارتباطات

2-1-3- سرقت کودکان و نوجوانان
معمولاً سرقت کودکان در بدون امر از داخل منزل شروع می شود.طفل اشیاء را در چهار یا پنج ماهگی لمس می کند و در پنج ماهگی بی اراده شئیی را که در دسترس او قرار دارد برداشته و با آن بازی می کند. به طور کلی اگر چند مداد را در جلوی بچه نگهداریم ، بدون این که تشخیص دهد که چه نوع وسیله ای است همه آنها را با دست ضعیف و ناتوان خود می گیرد و اگر بخواهیم آنها را از او پس بگیریم از خود مقاومت نشان داده و حاضر به پس دادن آنها نیست. در این حالت مقاومت طفل بدون اینکه اراده او تاثیر در عملش داشته باشد صورت می گیرد.
در فاصله شش یا هفت ماهگی، برداشتن شیئی در طفل ارادی است و ار چند شیئی در مقابل او قرار دهند آن یکی را که خوشایندش باشد انتخاب و بر می دارد. هر گاه بخواهد شیئی را که طفل انتخاب کرده و برداشته ، از او بگیرند بلافاصله متغیر شده و با داد و فریاد و شیون مقاومت از خود نشان می دهد.
تقریباً در فاصله سنی دو تا سه سالگی است که طفل کلمه « من» را فرا گرفته و بدون اینکه حق مالکیت را درک کند با عبارت « مال من اس» از استرداد اشیاء خودداری می کند طفل تا سن شش و یا هفت سالگی نتایج ربودن مال غیر را درک نمی کند و غالباً اسباب بازی و لوازم خواهران و برادران خود را بر می دارد.
در مهد کودک و بعداً در دبستان به تدریج به مفهوم لفظ « مال غیر» پی می برد . در این مرحله طفل با اجتماع بزرگتر از محیط اجتماعی وارد نشده ، در صورت برداشتن شیئی نمی توان عنوان سرقت را بدان اطلاق نمود. طفل نیز عمل خود را دزدی ندانسته بلکه آنرا برداشتن، کش رفتن و غیره می نامد.
اطرافیان طفل به عنوان اینکه او قوه تمیز ندارد و بد را از خوب تشخیص نمی دهد، اعمال و رفتار او را تحت کنترل قرار نداده و بالنتیجه طفل از منازل همسایه ، فامیل ، محیط دبستان، محیط کار و تفریح، اشیاء و اجناس متعلق به غیر را به طور مخفتیانه می رباید و برای ادامه عمل نامشروع با دوستان خود تشکیل باند داده و دست به ارتکاب سرقت مهمتر می زند.
2-1-4- جرائم خرابکاری و ایجاد خسارات مالی
در بین جرائم بر ضد اموال، جرائمی وجود دارند که ارتکاب آن منحصراً از طرف بزرگسالان صورت می گیرد و کودکان و نوجوانان بزهکار یا اصلاً مرتکب این قبیل جرائمی نشده و یا به ندرت مرتکب می شوند. از قبیل کلاهبرداری، خیانت در امانت، صدور چک بلا محل، جعل و تزویر و غیره .
یکی از جرائم رایجی که غالباً از طرف کودکان ونوجوانان بزهکار وقوع می یابد، می توان خرابکاری و ایجاد خسار ات مالی را نام برد. به طور کلی خرابکاری و ایجاد خسارت از طرف کودکان و نوجوانان، امروزه به صورت یک مساله حاد اجتماعی درآمده و در اکثر کشورها کودکان و نوجوانان با شکست وسائل روشنائی معابر و جاده ها و اماکن عمومی و شکستن صندلی های پارک ها و شیشه درب و پنجره ساختمان هائی که بدون سکنه بوده و هم چنین کندن و ویران ساختن علائم راهنمائی و رانندگی که به منظور حفاظت جان عابرین و مسافرین و رانندگان نصب شده و پاره کردن روکش صندلی اتوبوس ها، مینی بوس ها و واگن های راه آهن سالیانه میلیونها ریال خسارت به جامعه و دولت و صاحبان آن وسائل وارد می سازند.
دلیل بروز جرائم خرابکاری و ایجاد خسارات مالی از طرف کودکان و نوجوانان ناشی از این امر است که آنان در راه کسب لذت تفریح و خوشگذرانی ، اصول و قواعد اخلاقی را زیر پا گذاشته و به طور ناخودآگاه می خواهند انتقام خود را از جامعه ای که آنها را در قید و بند مقررات قانونی قرار داده، بگیرند. خرابکاری و ایجاد خسارات مالی یکی از جرائم ارتکابی پسران شهرنشین بوده و دختران شهرنشین و روستائیان به ندرت مرتکب چنین جرائمی می شوند.
2-2- جرائم بر ضد نظم عمومی جامعه
هر اجتماع طبق آداب، سنن، رسوم ، معتقدات اخلاقی و دینی، وضع اجتماعی، اقتصادی و سیاسی دارای اصول و قواعدی است و اگر