دانلود پایان نامه
از آغاز تاسیس آن تا برقراری آتش بس در جنگ تحمیلی را تشکیل می دهد(موسی زاده، 1379: 334).
این موضوع روشن است که استراتژی شورای همکاری در برخورد با موضوع جنگ تحمیلی نمی توانست تفاوت ماهوی با استراتژی انگلیس و غرب داشته باشد. پس از شروع جنگ عراق علیه ایران، جیمی کارتر، رئیس جمهور وقت امریکا، تهاجم نظامی عراق علیه ایران را محکوم کرد، ولی هم زمان با تغییر روند جنگ به نفع ایران، به ویژه پس از پیروزی بزرگ ایران در خرمشهر در بهار 1982، سیاست آمریکا و انگلیس نیز تغییر کرد. به طور کلی، انگلستان و غرب نیز همانند دیگر کشورهای عرب منطقه از تصور تبدیل عراق به قدرت نظامی حاکم بر منطقه خلیج فارس خشنود نمی گردیدند. از طرف دیگر، پیروزی نظامی ایران نیز، که محتمل تر از عراق به نظر می رسید، منافع بریتانیا را تهدید می کرد. از دید آنان، یک ایران پیروز، تهدید نظامی مستقیمی نسبت به عربستان سعودی و کویت و دیگر کشورهای شورای همکاری، که از عراق پشتیبانی می کردند، به حساب می آمد و به ایران فرصت می داد تا انقلاب خود را صادر کند و در نتیجه، با کسب پیروزی نهایی، نمونه ای برای بنیادگرایان در دیگر کشورهای اسلامی باشد (نعیمی ارفع،1370: 46-48).
شورای همکاری خلیج فارس در راستای مهار جمهوری اسلامی ایران از راه کمک به عراق و جلوگیری از شکست آن در طول جنگ عمل می کرد. در این راستا، حجم عظیم کمک های مالی شورا به عراق، اعم از وام و کمک های بلاعوض که مقادیر آن درحدود 35 تا 45 میلیارد دلار تخمین زده شده است. تبدیل بنادر برخی از این کشورها، به ویژه کویت به مراکز عمده ترابری دریایی برای عراق و انتقال اطلاعات جمع آوری شده با هواپیماهای آواکس درباره وضعیت نیروهای ایرانی به عراق نقش انکارناپذیری در تداوم حیات سیاسی، اقتصادی و نظامی عراق داشت(Vinocur,1983: 4). مقام های شورا نیز رسما به بخشی از این کمک ها اعتراف کرده اند، به نحوی که در اجلاس شورای همکاری در نوامبر 1983 در دوحه، حاکم بحرین رقم کمک ها را چهل میلیارد دلار عنوان کرد و گفت این مبلغ بجز کمک های لجستیکی و تدارکاتی به عراق بوده است(Mannock,1987:2-3).
شورای خلیج فارس، علی رغم جانبداری از عراق تلاش می کرد با نگه داشتن مخاصمات در یک سطح معین، از کشیده شدن آتش جنگ به شش کشور جلوگیری کند. در همان حال، خشنودی پنهانی در برخی از کشورهای شورا وجود داشت مبنی بر آن که مادامی که جنگ به کشورهای همسایه تسری نیافته ادامه یابد تا زمان فتح خرمشهر به دست نیروهای ایرانی در مه 1982، کشورهای شورا هیچ گونه علاقه مندی جدی به پایان دادن به تجاوز و عقب نشینی نیروهای عراقی به مرزهای شناخته شده بین المللی از خودنشان ندادند. بعد از این تاریخ و با آغاز مرحله دوم جنگ، که از نظر ایران مبتنی بود بر تعقیب نیروهای متجاوز در داخل خاک عراق تا زمان اعاده حقوق خود، شورا ضمن برقراری ارتباط مستقیم با جمهوری اسلامی ایران تحرکاتی را در مجامع بین المللی و منطقه ای آغاز کرد و از آن به عنوان تلاش های شش کشور جهت خاتمه دادن به جنگ یاد کرد. درواقع، شورا با گشودن باب گفت و گو با ایران در این مرحله بیشتر قصد داشت ضریب امنیت خود را در برابر خطرات گسترش جنگ افزایش دهد و در این مورد اطمینان هایی از ایران بگیرد(نعیمی ارفع،1370: 80- 81).
در طول جنگ، شورا با بهانه قرار دادن عدم پذیرش صلح از سوی ایران همیشه این کشور را به جنگ طلبی متهم می کرد و کمک های مختلف خود را به عراق ادامه می داد. این کمک ها در زمینه های مختلف مالی، اطلاعاتی، تسلیحاتی و غیره بود و حتی کویت به عنوان نزدیک ترین کشور به صحنه جنگ جزایر “وَرَبا” و”بوبیان” خود را در اختیار عراق قرار داده بود و در طول جنگ، عراق از آنها علیه ایران استفاده می کرد(اسلامی،1369: 21-55 ). هم چنین، کویت پس از آغاز جنگ نفت کش ها در خلیج فارس، برای نخستین بار رسما از بریتانیا و آمریکا جهت اسکورت نفت کش هایش دعوت کرد. بدین ترتیب، بیشتر ناوگان های انگلیسی- آمریکایی در منطقه حضور یافتند. در سال های پایانی جنگ، همین ناوگان ها سکوهای نفتی، هواپیماهای غیرنظامی و بالگردهای ایرانی را هدف حمله قرار دادند و موقعیت ایران را در جنگ تضعیف کردند. اتحادیه عرب در مقام مهم ترین سازمان بین عربی و کشورهای عضو آن در طول جنگ از عراق در زمینه های گوناگون سیاسی، نظامی و اقتصادی حمایت کردند و حتی تعدادی از کشورهای عضو آن مانند اردن، مصر و سومالی نیروهای نظامی نیز به جبهه های جنگ ایران و عراق گسیل داشتند و از عراق در نهادهای سیاسی منطقه ای و بین المللی جانبداری کردند(al-lshal,1983:p24-78).
تنها استثناء عمده در این باره کشور سوریه بود که در مقام عضوی از اتحادیه عرب با توجه به اختلافات و رقابت های بین دو کشور سوریه و عراق و هم چنین با توجه به حمایت های ایران از مبارزات ضدصهیونیستی مردم لبنان و فلسطین، جنگ عراق علیه ایران را در راستای منافع رژیم اشغالگر قدس می دانست. در نتیجه، با عراق قطع رابطه و از ایران حمایت کرد. کشورهای غیرعرب منطقه نیز با توجه به منافع ملی خود، نسبت به این موضوع موضعگیری کردند. در ماه های نخست جنگ، تعدادی از کشورها مانند ترکیه هیئت هایی را برای میانجیگری میان ایران و عراق به این دو کشور اعزام کردند که البته میانجیگری های آنها تحول مثبتی را در پی نداشت. رژیم صهیونیستی به منزله کشوری که در منطقه منزوی و فاقد متحد طبیعی است از این که دو کشور مهم مسلمان منطقه منابع یکدیگر را از طریق جنگ تخریب می کردند خرسند بود و بدین ترتیب، تداوم این جنگ می توانست منافع این کشور را در منطقه تأمین کند.در مجموع، با بررسی نحوه برخورد انگلیس و آمریکادر جنگ ایران و عراق، به نظر می‌رسد که این کشورها با چنین عملکردی، دارای اهداف و مقاصد ذیل بوده است:
1- جلوگیری از پیروزی ایران یا عراق.
2- جلوگیری از صدور اثرات انقلاب اسلامی ایران به کشورهای همسایه.
3- جلوگیری از بهره‌برداری احتمالی شوروی ازتحولات آینده‌ منطقه.
4- ایجاد یک صف متحد از اعراب در مقابل ایران.
5- حفظ جریان آزاد نفت خلیج‌فارس و تسلط خود بر آن منطقه.
6- کاهش احساسات انقلابی حکومت و مردم ایران.
7- زمینه‌سازی برای سرکوب ایران به‌وسیله‌ سازمان ملل.
8- جلوگیری از گسترش جنگ به کشورهای منطقه.
9- مهار و کنترل ایران و جلوگیری از ورود تسلیحات استراتژیک و موشک‌های دوربرد به این کشور(یکتا،1373: 171).
در حالی‌که انگلستان با عراق روابط دیپلماسی حسنه ای داشت و همواره یکی از تأمین کنندگان اسلحه‌ آن کشور به شمار می‌رفت. با شروع جنگ ایران و عراق، انگلستان اعلام بیطرفی کرد و به دنبال آن، دفاتر خریدهای نظامی ایران را در لندن تعطیل نمود. اما این اعلام بیطرفی، در حمایت‌های انگلیس از عراق تغییری ایجاد نکرد و ارسال کمک‌های این کشور به عراق به ویژه در زمینه‌های تسلیحاتی ادامه یافت(علیخانی،1376: 179). یک هفته‌نامه‌ انگلیسی درباره ارسال سلاح‌های این کشور به عراق نوشت”علی‌رغم وجود قانون تحریم رسمی فروش تسلیحات و تکنولوژی پیشرفته به عراق، یک وزیر و چندین مقام عالی‌رتبه‌ دولت انگلیس به شرکت‌های انگلیسی کمک کرده‌اند، تجهیزاتی را که مصرف نظامی دارند، به بغداد ارسال کنند”. آلن کلارک، وزیر تدارکات نظامی انگلیس که در دهه1980 در وزارت تجارت و صنایع این کشور مشغول به کار بود، با وجود تحریم فروش اسلحه به عراق، ارسال این تجهیزات به بغداد را تسهیل کرده است. گفته می‌شود این تجهیزات شامل رادارهای پیشرفته، تجهیزات نظامی، تجهیزات مربوط به صنایع مهمات‌سازی و تجهیزات مورد مصرف در صنایع موشکی بوده است” (صفری، 1370: 76).
کمک‌های فراوان نظامی انگلستان به عراق و حمایت‌های سیاسی آن کشور از سیاست‌های عراق در نظام جهانی نیز سبب تیرگی روابط با ایران گردید که سرانجام در 8 خرداد1366 سفارت انگلستان در تهران تعطیل شد و تعداد دیپلمات‌های ایرانی در انگلستان به یک نفر کاهش یافت و روابط دو کشور به پایین‌ترین سطح دیپلماتیک تنزل یافت در این زمان کمک‌های نظامی انگلستان به عراق افزایش چشمگیری پیدا کرد به طوری‌که این کمک‌ها به “عراق‌گیت” معروف شد(ولایتی،1376 :220). البته باید در نظر داشت که انگلستان در عین حال یکی از تأمین‌کنندگان غیرمستقیم سلاح به ایران بود.116 و از این راه، درآمد هنگفتی داشت. اما در عمل، کاملا به عراق گرایش داشته و سیاست خود را در جنگ، فشار سیاسی بر ایران برای پذیرش صلح بود و فعالیت‌های آن کشور برای تصویب قطع‌نامه598، اهمیت خاصی داشت. این کشور پس از عدم تصویب قطع‌نامه در کنار آمریکا از انواع اهرم‌های سیاسی و نظامی برای فشار به ایران استفاده می‌کرد، مثل طرح تحریم تسلیحاتی ایران، در صورتی که قطع‌نامه598 ‌ را نپذیرد. انگلستان و دیگر رهبران غربی، با سکوت در مقابل تجاوز عراق به ایران و بی‌توجهی‌به اقدامات غیرانسانی عراق در طول جنگ مسئولیت سنگین و غیرقابل جبران بحران‌های منطقه‌ای و جهانی‌را به عهده دارند، که تهاجم عراق به ایران و بعدها کویت تنها دو نمونه از این بحران‌ها محسوب می‌شود. سیاست‌ها و اقدام‌های کشورهایی همچون انگلستان و آمریکارا می‌توان در موارد زیر خلاصه کرد:
الف) محکوم نکردن تجاوز های صدام در قبال ایران:
یکی از اقدامات هماهنگ قدرت‌های بزرگ در طول هشت سال جنگ، محکوم نکردن آغازگر جنگ بود، این کشورها در حالی که آشکارا شاهد حمله‌ عراق در31 شهریور1359 به مرزهای ایران بودند، ولی به دلیل حفظ منافع خود، چشم بر این حقیقت بستند که پیامد سنگین این بی‌تفاوتی ادعای ارضی عراق در مورد کویت بود که منجر به حمله عراق به این کشور شد.
ب) سکوت در برابر اقدامات غیرقانونی عراق در طول جنگ:
برای همگان آشکار است که عراق در طول هشت سال جنگ برای رسیدن به اهداف خود، از هرگونه ابزاری استفاده می‌کرد، برای نمونه می‌توان به موارد زیر اشاره کرد: موشک‌باران شهرها و مناطق غیرنظامی، به کارگیری گسترده انواع سلاح‌های شیمیایی در مناطق جنگی و مسکونی و کشتار هزاران انسان بی‌گناه، حمله به هواپیماهای مسافربری، حمله به کشتی‌ها و نفت‌کش‌های غیر نظامی در خلیج‌فارس، استفاده از اصول غیر انسانی و نقض قوانین و حقوق بین‌المللی. در حمله‌ عراق به کویت نیز شبیه این گونه اقدامات غیر قانونی و متضاد با قوانین بین‌المللی مشاهده ‌شد که معلول عدم برخورد قدرت‌های حافظ صلح و حامیان حقوق بشری همچون انگلیس و غرب و سازمان‌های بین‌المللی با عملکرد عراق در جنگ ایران و عراق بود.
ج)عدم محکومیت فجایع انسانی عراق:
رژیم بعث عراق در طول جنگ و در برخورد با مردم خود نشان داده است که به هیچ اصل انسانی و حقوقی که مورد پذیرش مجامع بین‌المللی است پایبند نیست. نمونه بارز آن بمباران گسترده شیمیایی شهرهای‌سردشت و حلبچه بود که با بی‌تفاوتی‌مجامع بین‌المللی‌ و انگلیس و آمریکا مواجه شد. سکوت این کشورها باعث تقویت روحیه‌ قدرت‌طلبی، جنایت پیشگی رهبر عراق شد که همین عمل را در حمله به کویت نیز مرتکب گردید. در واقع، همان انگلیس و دیگر رهبران غربی با سکوت خود زمینه‌های رفتار غیرانسانی صدام را فراهم کردند تا جایی که، وی از این برخوردها به عنوان یک استراتژی یاد کرد و آن را استراتژی بازدارندگی مبتنی بر وحشت‌آفرینی نامید و به‌وسیله موشک‌باران شهرها و ایجاد فضای وحشتناک روانی و یا بمباران گسترده‌ شیمیایی بارها از این استراتژی در جنگ ایران و عراق استفاده کرد. این استراتژی برای او نتایج خوبی داشت، به‌همین دلیل بهترین ابزاری بود که عراق در حمله به کویت از آن بهره برد(سعیدآبادی، بیتا:34).
د) فروش تسلیحات پیشرفته در سطح گسترده به عراق‌:
یکی از بزرگ‌ترین اقدامات جانبدارانه‌ انگلستان و دیگر همکاران غربی نسبت به عراق، فروش انواع و اقسام سلاح‌های پیشرفته در طول جنگ هشت‌ساله به این کشور بود تا بتواند در براندازی نظام جمهوری اسلامی تمامی مساعی خود را بکار گیرد. اما این عمل کشورهای جهان، سبب مسلح‌شدن عراق به سلاح‌های بسیار پیشرفته و تبدیل شدن آن کشور به یکی از قوی‌ترین کشورهای منطقه‌ خاورمیانه شد. و به این ترتیب، تهدیدی بزرگ برای کشورهای همسایه گردید. توان نظامی و تسلیحاتی عراق به قدری افزایش یافت که آن کشور در هنگام جنگ با ایران نیز از قدرت نظامی قابل توجهی برخوردار بود. این تقویت‌ها موجب شد تا صنایع دفاعی این کشور قادر به تولید سلاح‌های شیمیایی میکروبی و هسته‌ای باشد117. هم‌چنین، عراق ادعا کرد که8500 لیتر باکتری آنتراکس(عامل ایجاد بیماری سیاه زخم ) فشرده تولید کرده است که همگی از مواد بسیار خطرناک شیمیایی به شمار رفته که استفاده آن در هیچ جنگی جائز نبوده است. در حالی که از این مقدار، شش هزار لیتر برای تجهیز سلاح‌ها در جنگ ایران مورد استفاده قرار گرفت، این محلول از کشت مجموعه‌های وارد شده از انگلستان، فرانسه، ایالات متحده و کارخانه‌های ملی به دست آمده است(سعیدآبادی،بیتا: 16). به همین علت، عراق همواره به داشتن ذخایر عظیم سلاح‌های شیمیایی شهرت خاصی داشت. ارتش عراق حتی مجرب‌ترین نیروی نظامی در زمینه استفاده از سلاح‌های شیمیایی در میدان جنگ توصیف می‌شد(سعیدآبادی،بیتا:29). بنابراین، ملاحظه می‌شود که ارسال سلاح‌های گوناگون پیشرفته و فناوری ساخت آنها، عراق را به قدری