دانلود پایان نامه
کافران.<br/” title=”br”>br />بنابراین در همهی این آیات، خداوند به پیامبر(ص) و مسلمانان، اجازه جنگ و جهاد با دشمنان خدا و دین اسلام داده است. برای روشنتر شدن بحث، در این بخش مباحثی پیرامون جهاد مطرح میشود:
4-2-3-6-1)نکاتی دربارهی جهاد:
4-2-3-6-1-1) معنای لغوی جهاد :
جهد: جهد به فتح اوّل و ضمّ آن به معنای صعوبت و مشقّت است. برخی آن را تلاش توأم با رنج معنى میکنند. جهد به ضمّ اوّل و فتح آن هر دو به یک معنى و آن وادار کردن خود بر مشقّت است و از شعبى نقل شده که جهد (به فتح اوّل) در عمل و جهد (به ضمّ اوّل) در قوت و طعام است و از قتیبى نقل است که جهد (به فتح) مشقّت و به ضمّ طاعت است. بنابر اقوال گذشته معناى:
فلانى جهاد کرد آنست که قدرت خود را به کار انداخت، متحمّل مشقّت گردید، تلاش توأم با رنج کرد. پس جهد و جهاد یعنى: تلاش توأم با رنج است.730
راغب اصفهانی ذیل کلمهی«جهد» مینویسد: الجَهْد و الجُهْد یعنى طاقت و نیرو و مشقّت و سختى.گفته شده: جهد با فتحه حرف (ج) یعنى مشقّت و سختى و با ضمّه حرف‏ (ج) یعنى کوشش گسترده و وسیع به اندازه طاقت.
جِهَاد و مُجَاهَدَه- پرداختن و صرف نیرو براى دفع دشمن و راندن اوست، جهاد بر سه گونه است:
1- جنگ و مجاهده براى راندن و دفع دشمن آشکار.
2- جهاد با شیطان و اهریمن.
3- جهاد در مجاهده با نفس.
هر سه معنى فوق در سخن خداى تعالى آمده است.731‏

4-2-3-6-1-2) معنای اصطلاحی جهاد:
واژهی جهاد و مشتقات آن، 35 بار در قرآن کریم به کار رفته است. جهاد از آنجا که از باب «مفاعله» است، معمولاً در مواردی به کار میرود که نوعی همکاری، تقابل و رقابت در آن وجود دارد. بنابراین در جهاد معمولاً طرف دیگری هم در کار است و دو طرف در برابر هم، صفآرایی کرده، هر یک برای دستیابی به هدف خویش و پیروزی بر دیگری به فعالیت میپردازد و هرچه در توان دارد به کار میگیرد.
البته باید توجه داشت که جهاد تنها شکل نظامی ندارد و هر نوع مبارزه و پیکاری، خواه نظامی باشد یا اقتصادی یا فرهنگی و یا سیاسی، همه را در بر میگیرد. مصداق روشن جهاد و روشنترین معنی مصطلح آن، همان جنگیدن در راه خدای متعال است که جهادگر در آن، خود را در معرض شهادت قرار میدهد. در اینجا منظور و مراد ما از جهاد، جهاد مرادف با جنگ است که محل بحث فعلی ما خواهد بود.732

4-2-3-6-1-3) اقسام جهاد:
4-2-3-6-1-3-1) جهاد ابتدایی و آزادی بخش:
هرگاه دشمنان، مانع دعوت انبیاء شوند و بر سر راه آنها موانع قرار دهند و یا مؤمنان را مورد اذیت و آزار قرار دهند، برای رفع این موانع و آزادی دادن به مؤمنان، خدا به مسلمانان اجازه ی جهاد داده است.
استاد مطهری در اینباره مینویسد: هرگاه دشمن بخواهد با شما بجنگد و یا اینکه مانعى براى نشر دعوت اسلامى ایجاد کند، یعنى سلب آزادى دعوت بکند و مانع نشر دعوت بشود و در واقع سدّى و مانعى ایجاد کند. اسلام مى‏گوید این سدّ و مانع را بشکن. و یا اینکه دشمنان یک قومى را در تحت ظلم و شکنجه خودشان قرار داده باشند، شما با اینها بجنگید براى اینکه مظلومینى را از چنگال آنها نجات بدهید.733
4-2-3-6-1-3-2) جهاد دفاعی:
در این تحقیق، بیشتر بر این نوع از جهاد تأکید داریم به همین دلیل آنرا مورد بررسی بیشتر قرار میدهیم:
استاد مطهری در اینباره مینویسد:
یک وقت است که جنگ تهاجم است، یعنى فرد یا ملتى چشم طمع به حقوق دیگران مثلاً به سرزمین دیگرى مى‏دوزد، چشم طمع به ثروت مردمى مى‏دوزد و یا اینکه تحت تأثیر جاهطلبى فراوان و تفوقطلبى و برترىطلبى قرار مى‏گیرد و ادعا مى‏کند که نژاد من فوق همه نژادها و برتر از همه نژادهاست، پس بر همه نژادهاى دیگر باید حکومت کند. این هدفها هدفهاى نادرست است. جنگى که به خاطر تصاحب سرزمینى باشد، یا به خاطر تصاحب ثروت مردمى باشد، یا به خاطر تحقیر مردمى باشد و بر اساس این باشد که این مردم جنس پستترند و ما جنس برتر، و جنس برتر باید بر جنس پست‏تر حکومت کند، این را مى‏گویند تهاجم. این جنگ مسلماً بد است و شک ندارد.
ولى اگر جنگى براى دفع تهاجم باشد؛ دیگرى به سرزمین ما تهاجم کرده است، به مال و ثروت ما چشم دوخته است، به حریّت و آزادى و آقایى ما چشم دوخته و مى‏خواهد آن را سلب کند و آقایى خود را به ما تحمیل کند، اینجا دین چه باید بگوید؟ آیا باید بگوید: جنگ مطلقاً بد است، دست به اسلحه بردن بد است، دست به شمشیر بردن بد است، ما طرفدار صلحیم؟! بدیهى است که این سخن مسخره است. حریف دارد با ما مى‏جنگد و ما با کسى که به ما تهاجم کرده در حالى که مى‏خواهد ما را برباید نجنگیم و در واقع از خودمان دفاع نکنیم به بهانه صلح! این صلح نیست، تسلیم است.
بسیارى از جنگهایى که در صدر اسلام واقع شد تحت همین عنوان بود. مسلمین که مى‏آمدند بجنگند مى‏گفتند: ما با توده‏هاى مردم جنگى نداریم، با حکومتها مى‏جنگیم براى اینکه توده‏ها را از ذلت و بردگى این حکومتها نجات بدهیم. رستم فرخزاد از آن عرب مسلمان پرسید که هدفتان چیست؟ او گفت: «لِنُخْرِجَ الْعِبادَ مِنْ عِبادَهِ الْعِبادِ الى‏ عِبادَهِ اللَّهِ» هدفمان این است که بندگان خدا را، این مردمى که شما به لطائف الحیل و به زور در زیر یوغ بار بردگى و بندگى خودتان کشیده‏اید، از بندگى و بردگى شما بیرون بیاوریم و آزادشان کنیم و بنده خداى متعال و بنده خالقشان بکنیم نه بنده بشرى مثل خودشان.734
همانطور که بیان شد در سالهای اول بعثت پیامبر(ص) آیات قرآن کریم به طور صریح امر به گذشت مى‏کند تا اینکه فرمان خدا در مورد جهاد برسد. لذا مسلمانان در انتظار روزى بودند که خداوند اذن دفاع صادر کند. سرانجام انتظار پایان یافت و در سال دوم هجرى آیات ذیل اجازه جهاد دفاعى را به مسلمانان داد.
وَقَاتِلُوا فِی سَبِیلِ اللّهِ الَّذِینَ یُقَاتِلُونَکُمْ وَلَا تَعْتَدُوا إِنَّ اللّهَ لَا یُحِبُّ الْمُعْتَدِینَ* وَاقْتُلُوهُمْ حَیْثُ ثَقِفْتُمُوهُم وَأَخْرِجُوهُمْ مِنْ حَیْثُ أَخْرَجُوکُمْ وَالْفِتْنَهُ أَشَدُّ مِنَ القَتْلِ وَلَا تُقَاتِلُوهُمْ عِندَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ حَتَّى‏ یُقَاتِلُوکُمْ فِیهِ فَإِن قَاتَلُوکُمْ فَاقْتُلُوهُمْ کَذلِکَ جَزَاءُ الْکَافِرِینَ735 : و با کسانى که با شما آغاز کارزار مى‏کنند در راه خدا کارزار کنید، ولى ستمکار و [آغازگر] نباشید زیرا که خداوند ستمکاران را دوست ندارد. و هرجا که بر آنان دست یافتید، بکشیدشان و آنان را از همانجا که شما را رانده‏اند [مکه‏] برانید، و فتنه شرک بدتر از قتل است؛ و در مسجدالحرام با آنان کارزار نکنید، مگر آنکه آنان در آنجا با شما کارزار کنند. و چون کارزار کردند بکشیدشان که سزاى کافران چنین است. آیات متعدد دیگرى نیز دلالت بر مشروعیت دفاع دارد.736
همچنین روایات متعددى نیز بر ضرورت جهاد دفاعى دلالت دارد که از آن جمله مى‌توان به روایتهاى ذیل توجه کرد:
1- در روایتى از امام صادق (ع) نقل شده که آن حضرت پس از قرائت این آیهی شریفه:«أُذِنَ لِلَّذِینَ یُقَاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَإِنَّ اللَّهَ عَلَى‏ نَصْرِهِمْ لَقَدِیرٌ» فرمود: به استناد همین آیه مؤمنان هر دوره و زمانى با ستمگران پیکار مى‌کنند.737
2- از امیرالمؤمنین نقل شده است که آن حضرت پس از آنکه شنید که مردى (از اهل شام) به یک زن مسلمان و زن دیگرى که در ذمهی اسلام بوده حمله برده و خلخال و دستبند و گردنبند و گوشواره از آنان ربوده، در حالى که آنان وسیله‌اى براى دفاع جز گریه و التماس نداشته‌اند و غارتگران با غنیمت فراوان بدون اینکه حتى یک نفر از آنان زخمى شده و یا قطره‌اى خون از آنان ریخته شود به سوى شام بازگشته‌اند، فرمود: اگر به خاطر این حادثه مسلمانى از روى تأسف بمیرد ملامت نخواهد شد و بلکه از نظر من سزاوار و بجاست و نیز فرمود: زشت باد روى شما و همواره غم و اندوه قرینتان باد که هدف تیرهاى دشمن قرار گرفته‌اید، به شما پى‌درپى حمله مى‌کنند و شما به حملۀ متقابل دست نمى‌زنید، با شما مى‌جنگند و شما با آنان نمى‌جنگید، معصیت و نافرمانى خدا مى‌شود و شما به آن رضایت مى‌دهید.738
3- طبرى در تاریخ خویش از ابى مخنف از عقبه بن ابى العیزار نقل نموده که امام حسین (ع) در صحراى «بیضه» براى اصحاب خویش و اصحاب حرّ، خطبه خواند و فرمود: اى مردم همانا پیامبر خدا (ص) فرمود: هر کس سلطان ستمگرى را مشاهده کند که محرمات و حدود الهى را حلال و هتک نموده و عهد خدا را مى‌شکند، با سنت رسول خدا مخالفت نموده و در میان مردم بر اساس تجاوز و گناه حکمرانى مى‌کند، اما به وسیلهی گفتار و کردار با وى به مخالفت برنخیزد، بر خداوند است که وى را در جایگاهى که براى آن سلطان انتخاب کرده وارد نماید. آگاه باشید که اینان [یزید پلید و یاورانش] به یقین شیطان را فرمان برده و از اطاعت خداوند سرباززدند، فساد را آشکار نموده و حدود الهى را معطل گذاشتند، اموال عمومى و بیتالمال را به خویش اختصاص داده و حرام خدا را حلال و حلال خدا را حرام شمردند و من سزاوارترین کسى هستم که علیه اینان بشورم و این وضع را تغییر دهم.739 مشخص است کلام پیامبر اکرم (ص) منحصر به سبط شهید آن حضرت امام حسین (ع) و به زید بن على و افرادى نظیر این بزرگان نیست، بلکه در صدد بیان یک تکلیف الهى عام براى همهی مسلمانان در مقابل کفار و سلاطین ستمگر و طاغوتهاى زمان است، چنانچه عمومیت نهفته در کلمهی موصول [من رأى: هر کس مشاهده کند] بر این معنى دلالت دارد.740
در هر صورت جهاد دفاعى در مقابل هجوم بیگانگان و کفار و مبارزه با تسلط آنان بر کشورهاى اسلامى و شئون و فرهنگ و اقتصاد مسلمانان از اوجب واجبات است و تشکیک در آن، تشکیک در احکام کتاب و سنت بلکه در آنچه مورد قضاوت عقل و فطرت است مى‌باشد، زیرا که خداوند متعال، انسان و بلکه جمیع حیوانات را نیز به ابزار و وسایل دفاعى‌ در نظام خلقتشان مجهز فرموده و در آنان قوۀ غضب قرار داده و اینگونه است که مشاهده مى‌کنیم حتى در خون، گلبولهاى سفید را براى دفاع از کشور بدن در مقابل میکروبهاى بیمارى‌زاى خارجى قرار داده و این نکته ایست شایان توجه.741‌
4-2-3-6-1-4) بیان چند نکته پیرامون جهاد دفاعی:

مطلب مرتبط :