ن موضوع بر اساس واقعیت رفتار نمی‌کنند بلکه بر اساس تصور خود رفتار می‌کنند.
مثلاً اینکه خانم‌های محجبه در جامعه مورد بی مهری قرار می‌گیرند یا نمی‌گیرند و اینکه واقعیت در این باره چیست اصلاً مهم نیست، مهم تصوری است که خانم‌های محجبه در این زمینه دارند و بر اساس آن فکر می‌کنند نه آنچه واقعاً وجود دارد.
چیزی که مشخص است بعضی از خانم‌های محجبه بر این باور هستند که حجابشان باعث شده است در بعضی اماکن مورد کم توجهی قرار بگیرند و آن‌ها این موضوع را بدون در نظر گرفتن دلیلی که برای آن ذکر می‌کنند جز هزینه‌هایی می‌دانند که به خاطر پوشش خود می‌پردازند.
«فائزه» در این باره می‌گوید :
«متأسفانه اون قشر (بد حجاب‌ها) در جامعه ما بیشتر پذیرفته می‌شوند. مثال همین دانشگاه خودمان (دانشگاه آزاد). وقتی یک خانم بد حجاب می‌رود آموزش یا مدیریت، آن‌ها را بیشتر تحویل می‌گیرند. مثلاً من داشتم با مدیر گروه حرف می‌زدم یک خانم مانتویی وارد شد استاد حرفش با من را قطع کرد و رفت سراغ او و من ناراحت شدم و رفتم و کارم انجام نشد. این روی کسانی که اعتقادشان قوی نیست تأثیر منفی می‌گذارد»
در جریان تحقیق، «مهدیه» داستانی را برای نگارنده تعریف کرد که جالب است. او به یاد داشت که :
«در نوجوانی به همراه خانواده به مهمانی دعوت شدیم که میزبان از خانواده های متمول بوده و خانم‌های این خانواده بد حجاب به شمار می‌آمدند. مهمانی که به زمان صرف شام رسید صاحب خانه ما و دیگر اقوامی که مذهبی بودیم را به سالنی دعوت کرد و دیگر مهمانان که در سالنی دیگر با لباس‌های آزاد و برهنه بودند هم به میز غذای که در سالن دیگری فراهم شده بود و از پشت شیشه‌ها برای من قابل دیدن بود دعوت شدند. برای پذیرایی از ما سفره روی زمین انداخته شده بود و برای آن میهمان‌ها روی میز و غذای ما آب گوشت بود و غذای آن‌ها مرغ سرخ کرده، پیتزا و …!
… میزبان به هیچ وجه قصد توهین به ما را نداشت اما در ذهن خود گمان می‌کرد که ما چون مذهبی هستیم حتماً روی زمین راحت‌تر هستیم و یا ما با غذای همانند پیتزا نا مأنوس هستیم با اینکه ما همان زمان در خانه میز ناهار خوری داشتیم و هفته ای یک دفعه پیتزا مصرف می‌کردیم.»
از لحن «مهدیه» به نظر می‌رسید که او از این خاطره دوران نوجوانی بسیار به بدی یاد می‌کند و این موضوع را به صورت ناخودآگاه جز هزینه های محجبه بودن خود می‌داند با اینکه او همچنان در 25 سالگی محجبه و بسیار معتقد است.
یا اینکه «مهدیه» در صحبت‌های خود ذکر می‌کند که همیشه وقتی در خانه مهمانی داشتیم که می‌دانستیم بد حجاب است تلاش بیشتری برای پذیرایی از آن‌ها مصروف می‌کردیم و او از این به احترامی یاد می‌کند که ما به بد حجابی آن‌ها می‌گذاشتیم.
البته این سخن «مهدیه» را می‌توان این‌گونه نیز تحلیل کرد که افراد بد حجابی که «مهدیه» از آن‌ها یاد می‌کند در دایره دوستان نزدیک خانواده آن‌ها محسوب نمی‌شده است و این احترام به واسطه عدم صمیمیت موجود بین آن‌ها و به قولی ناشی از عدم یک رنگی بین آن‌ها است تا اینکه متأثر از پوشش مهمانان باشد.
از مجموعه گفتار های که در این زمینه از سوی بعضی افراد محجبه گفته می‌شود می‌توان این‌گونه جمع بندی کرد که آن‌ها از این گلایه دارند که بد حجابی به نوعی جزئی از آیین اقشار متشخص، متمول و دارای جایگاه اجتماعی بالاتر شمرده می‌شود و این موجب احترام بیشتر به افراد بد حجاب می‌گردد؛ جمع بندی که بعضی دیگر از افراد محجبه، به شدت با آن مخالف هستند و معتقد هستند این استدلال در مورد سال‌های آغازین دهه هفتاد نزدیک‌تر به واقعیت بوده است. نه هم اکنون که بد حجابی به عنوان یک رفتار بی طبقه و نسبتاً عمومی شناخته می‌شود.
در مورد خانم‌های بد حجاب، آن‌ها معتقد هستند که در محیط‌های اداری و متصل به حاکمیت با آن‌ها برخورد مناسبی صورت نمی‌گیرد و آن‌ها مجبور به ظاهر سازی در مواقع مراجعه به این محل‌ها هستند. البته آن‌ها تا حدودی موافق این نکته هستند که در بعضی مراکز خرید گران قیمت و بعضی شرکت‌های خصوصی در برخورد با افراد محجبه به اندازه افراد بد حجاب صمیمیت به کار نمی‌برند.
در واقع هر دو گروه معتقد هستند که بعضی از مناطق شهری دارای آیین‌های خاصی است که حجاب تناسب معقولی با این آیین‌ها ندارد و این موضوعی است که باید در بحثی جداگانه به آن پرداخت.

4-2-8- سختی‌های رفتاری پوشش
قطعاً هر فردی برای انتخاب چیزی یا انجام عملی در یک مقایسه دو جانبه، محاسبه هزینه – فایده را انجام داده و با در نظر گرفتن سختی‌ها و فواید هر عملی آن‌را انتخاب کرده یا کنار می‌گذارد. حجاب نیز از این قاعده مستثنی نیست و هر فردی که بخواهد آن‌را انتخاب کند یا برای ادامه دادن آن تصمیم بگیرد همین محاسبه را انجام خواهد داد.
برای شناخت مجموعه فوایدی که هر فرد برای محجبه بودن از آن‌ها متنعم خواهد شد کافی است مجموعه ای از مؤلفه های تأثیر گذاری که در همه بخش‌های این پژوهش به آن‌ها اشاره شد را در نظر آوریم. از اعتقادات مذهبی و امنیت گرفته تا آیین‌های شهری، محلی، شغلی و …
برای درک هزینه‌ها نیز همان موارد اطلاعات نسبتاً جامع به مخاطب خواهد داد. اما بخشی از این هزینه‌ها به سختی‌های مادی و رفتاری که حجاب اسلامی ایجاد می‌کند بر می‌گردد. مسائلی که به نظر پیش پا افتاده و ساده می‌آید ولی در انتخاب پوشش بسیاری از زنان موثر است.
در مورد پوشش اسلامی به خصوص چادر بسیاری از زنان، گرمی هوا و بسیار گرم کننده بودن آن، ‌را دلیل عدم استفاده از آن می‌دانند. آن‌ها معتقد هستند رنگ مشکی چادر و اضافه شدن آن به مانتو و لباس‌های دیگر، در فصل‌های گرم، آن‌ها را بسیار اذیت کرده و این موضوع را از سختی‌های حجاب اسلامی به خصوص چادر می‌دانند.
عده ای دیگر اینکه چادر دائماً نیاز به گرفتن دارد را باعث خسته شدن دست و درد گرفتن کمر و عضلات مچ می‌دانند و از این‌رو مایل به پوشیدن چادر نیستند. موضوعی که شاید آن‌را بتوان دلیل اصلی طراحی و دوخت مدل‌های جدید از چادر دانست. مدل‌های که به نظر می‌رسد برای خانم‌های چادری جذابیت بیشتری داشته تا خانم‌های مانتویی با حجاب.
عده ای دیگر بیان می‌کنند که پوشیدن لباس‌های گرم در زیر چادر باعث بد شکل شدن آن‌ها می‌شود و ظاهر مناسبی از آن‌ها ارائه نخواهد داد و موضوع دیگر، سختی است که چادر برای زنان در حال رانندگی یا در حال حمل اشیا ایجاد خواهد کرد.
مجموعه ای از این موارد ریز را می‌توان سختی‌های رفتاری استفاده از چادر نام برد، مواردی که بسیاری از زنان محجبه به دلیل اعتقادات قلبی و اعتقادی که دارند تحمل آن برایشان نه تنها آزاد دهنده نیست بلکه لذت بخش نیز می‌تواند باشد. بعضی از آن‌ها این ذکر سختی‌ها را بهانه ای برای عدم اجرای فرمان الهی می‌دانند.
از آن سو زنان بد حجاب نیز با مسائلی روبرو هستند که شاید از دیدگاه زنان محجبه و مردان، سختی و هزینه تلقی شود ولی برای زنان بد حجاب نه تنها سختی نیست بلکه تا حدودی لذت بخش هم است و آن هزینه مادی و زمانی است که زنان بد حجاب برای ایجاد جذابیت و زیبایی در خود هزینه می‌کنند. به طور معمول زنان بد حجاب هزینه بیشتری برای تنوع بخشی به لباس اختصاص می‌دهند زیرا آن‌ها همانند زنان محجبه یک لباس ثابت ندارند و قاعدتاً باید به لباسشان تنوع بیشتری بدهند و صد البته آن‌ها هزینه بیشتری نیز برای خرید لوازم آرایشی هزینه می‌کنند و از سوی دیگر زنان بد حجاب زمان بیشتری را در روز صرف آماده شدن برای خروج از خانه می‌کنند. آن‌ها بسته به میزان آرایشی که می‌کنند مدت بیشتری را برای محیا شدن صرف می‌کنند. «آزاده» و «ندا» در مورد زمانی که طول می‌کشد تا آماده خروج از خانه شوند می‌گویند :
آزاده : «من از وقتی تصمیم بگیرم از خانه خارج بشوم، زمان آرایش صورت و جمع کردن موهایم حدوداً یک ساعت طول می‌کشد. برای عروسی یا جشن حدود سه چهار ساعت زمان می‌برد.»
ندا : «من بخواهم بروم بیرون از خانه از اون موقع که تصمیم بگیرم می‌خواهم بروم بیرون تا بروم بیرون حدود 45 دقیقه طول می‌کشد. بخواهم بروم عروسی دو سه ساعت.»

مطلب مرتبط :   سیاست، جنایی، مجازات، لواط، جمهوری، دیهکلمات کلیدیمقاله درمورد

4-2-9-ازدواج و پوشش (قبل ازدواج)
قطعاً یکی از بزرگ‌ترین و پر اهمیت‌ترین اتفاقات زندگی هر فرد، ازدواج او است. امری که از چهار رویداد مهم زندگی هر فرد دو مورد مرتبط با آن است؛ و در ذهن بسیاری از افراد ازدواج مرزی برای تقسیم عمر است. که همه این‌ها گواه تأثیر گذاری امر ازدواج بر همه وجوه زندگی افراد از جمله نوع و میزان رفتار های اجتماعی است.
از این رو به نظر می‌رسد ازدواج می‌تواند بر پوشش زنان به عنوان یک رفتار در اجتماع، تأثیر گذار باشد. البته در این بخش تنها به تأثیرات ازدواج پس از وقوع آن بسنده نشده و به ازدواج قبل از وقوع آن و به عنوان یک اتفاق که همه دختران در سنین جوانی خود را در مسیر آن می‌بینند نیز پرداخته شده است.
در جامعه سنتی ایران در امر ازدواج، انتخاب کردن اولیه از آداب مردانه برای ازدواج و انتخاب شدن و سپس انتخاب کردن از وظایف زنان در ازدواج است. به عبارت ساده تر این مردها هستند که در آغاز باید زنی را بپسندند و زن‌ها در صورت پسندیده شدن توسط مرد می‌توانند پیشنهاد او را بپذیرند یا رد کنند. در واقع زنان برای ازدواج دایره کمتری از انتخاب‌ها را در اختیار دارند. موضوعی که با همه چالش‌های که در سال‌های اخیر به آن شده، به نظر می‌رسد توسط اکثر زنان و خانواده های ایرانی پذیرفته شده و عرف محسوب می‌شود. به نحوی که بسیاری از دختران در صورتی که به یک مرد علاقه‌مند هم باشند درخواست ازدواج از وی را نوعی شکسته شدن غرور زنانه و یک فاجعه روحی برای خود می‌دانند. هر چند عده ای در این موضوع تشکیک کنند، ولی به نظر نمی‌رسد نظر آن‌ها توسط عموم جامعه پذیرفته شود.
از این رو دختران برای ازدواج تنها به تصمیم خود نیازمند نیستند بلکه باید منتظر بماند تا مردی از آن‌ها خواستگاری کند و همیشه دختر های که قصد ازدواج دارند در این معادله قرار دارند که از بین خواستگاران موجود کدام بهتر است و این را هم در نظر دارند که هیچ تضمینی برای وجود خواستگاری بهتر در آینده وجود ندارد. همه این ذهنیت‌ها و دغدغه های دخترانه برای انتخاب همسری دلخواه، را وقتی کنار یکدیگر قرار بدهیم متوجه می‌شویم که داشتن خواستگار بیشتر و متنوع‌تر چه موقعیت مناسبی را برای دختران دم بخت ایرانی ایجاد می‌کند. زیرا دختر ایرانی که‌شان خود را بالاتر از این می‌بیند که پیشنهاد ازدواج به مردی بدهد در صورتی می‌تواند در بین مردانی که به خواستگاری او آمده‌اند بهترین را انتخاب کند که تعداد خواستگار های او بیشتر باشد.
البته این به این معنی نیست که خواستگاری مردان از زنان در ایران هم زمان صورت می‌گیرد اما در نهایت دختران ایرانی گمان می‌کنند داشتن خواستگار بیشتر شانس بهتری برای ازدواج آنان فراهم می‌کند. البته از این نیز نگذریم که در هر صورت داشتن خواستگار بیشتر برای دخترها و همچنین خانواده آن‌ها امری مطلوب و قابل تفاخر است.
همه این مقدمه چینی‌ها برای این بود که این نکته را بررسی کنیم که یکی از مهم‌ترین پارامتر های که مردان برای انتخاب همسر خود در نظر می‌گیرند زیبایی زن است. این رو، این امری کاملاً پذیرفته شده و مقبول است که دختر زیباتر، خواستگار بهتر و بیشتری دارد. البته این که پوشش و حجاب اسلامی و بد حجابی چه نسبتی با زیبایی دارد موضوعی است که در بخش‌های دیگر پژوهش به آن پرداخته‌ایم اما نکته اینجاست که از دیدگاه دختران، حجاب و بد حجابی چه تأثیری بر شانس ازدواج بهتر و شایسته تر آن‌ها دارد.
این موضوع از یک زاویه دیگر نیز محلی برای بحث دارد و آن تأثیری است که حجاب دخترها در دیدگاه پسرها در موضوع ازدواج دارد. یعنی به این بپردازیم که آیا پسرها به دختر های بد حجاب برای ازدواج کشش دارند یا با حجاب؟؛ موضوعی که خارج از موضوع این پژوهش است.
اما جواب سؤال فوق هر چه باشد در کار ما تفاوتی نمی‌کند زیرا مهم ذهنیتی است دخترها نسبت به این موضوع دارند حال می‌خواهد این ذهنیت نزدیک به واقعیت باشد یا دور از واقعیت؛ زیرا این ذهنیت و برداشت ذهنی دخترها از این موضوع است که بر پوشش آن‌ها تأثیر می‌گذارد نه واقعیت بودن یا نبودن آن.
شاید شما هم در گذشته این موضوع را از زبان دخترها شنیده باشید که پسرها در پی دختر های عفیف و به اصطلاح سر به زیر هستند و این عفیف بودن و سر به زیر بودن تا حدودی مترادف می‌شد با باحجاب بودن. در وصف این موضوع بسیار گفته می‌شود که پسر های هم که خود در دوران تجرد در پی عیاشی و هرزگی بوده‌اند در زمان ازدواج به سراغ دخترهای محجبه می‌روند.
اما به نظر می‌رسد امروزه این تفسیر تغییر کرده زیرا در درجه اول آن حد از ترادفی که بین عفیف بودن و با حجاب بودن در گذشته وجود داشته به نظر نمی‌رسد امروز نیز وجود داشته باشد. یعنی از دیدگاه بخشی از جامعه حجاب ربطی به عفت زن ندارد.
با توجه به همه گیر شدن و بی طبقه شدن بد حجابی، افراد کمتری ادعا می‌کند عفت با حجاب، رابطه صد در صد مستقیم دارد. این بدین معنی است که هنوز هم از دیدگاه بخشی از دخترها، مردان در پی زنی عفیف و پاک دامن هستند اما رابطه حجاب و عفت است که عوض شده است.
از سوی دیگر از آنجا که بعضی دختر های ایرانی تا حدودی زیبایی و آراسته بودن را مساوی با

مطلب مرتبط :   عقل، دین، دینی، پارادایم، اسلام، معارفموضوع: