دانلود پایان نامه
ناشی می‌شود که از دیدگاه نگارنده به نظر می‌رسد پوشش زنان خانواده با ورود ماهواره به محیط خانه و استفاده اعضا از برنامه های آن به سرعت و به طرز محسوسی تغییر می‌کند و به سوی بد حجابی می‌رود. نگارنده خانواده های زیادی را در این زمینه مشاهده کرده است که خانواده با اتکا به اینکه دارای اعتقادات قوی است و برنامه های ماهواره بر روی او تأثیر منفی ندارد ماهواره را به محیط خانه وارد کرده است و ولی در کوتاه مدت پوشش زنان آن خانه تغییرات محسوسی داشته است.<br/” title=”br”>br />به نظر می‌رسد برنامه های فارسی زبان ماهواره به چهار طریق بر پوشش زنان مخاطب تأثیر می‌گذارد. نخست از طریق تشکیک در مبانی دینی و اعتقادی آن‌ها. بسیاری از شبکه های ماهواره ای با ارائه آنچه ایرادات و نقص‌های مبانی دینی می‌نامند به صورت مستقیم به تغییر تفکرات مذهبی مخاطب اقدام می‌کنند؛ و در نتیجه ی این دسته از تأثیرات فرد اعتقاد عقلی و قلبی خود را به مبانی دینی از دست داده و به تبع آن پوشش خود را نیز به سمت بی حجابی متمایل می‌کند. البته به نظر می‌رسد توفیق این روش از دو روش دیگر کمتر است. زیرا اساساً مردم ایران دارای اعتقادات مذهبی بوده و هر گونه اقدامی را که به خواهد به صورت واضح و شفاف اعتقادات آن‌ها را نقد کند یا به استهزا و توهین بگیرد پس می‌زنند.
دومین راه برای تأثیر گذاری الگو سازی است. برنامه های ماهواره یا به وسیله برنامه های که از آن به عنوان شو لباس یاد می‌شود یا به وسیله سریال‌های خود اقدام به آشنا سازی مخاطب با مدل‌های جدید پوشش می‌کند و مخاطب ممکن است تحت تأثیر جذابیت آن قرار گیرد و سعی در الگو پذیری از آن‌ها بکند. این دسته از برنامه‌ها با ارائه سبک زندگی غربی به مخاطب و جذب او به وسیله جذابیت‌های مادی و بصری این سبک زندگی سعی در پذیرش عملی سبک زندگی غربی از سوی مخاطب دارد. پر واضح است که برهنگی نسبی به عنوان یکی از مؤلفه های سبک زندگی غربی از نتایج پذیرفتن عملی این سبک زندگی است.
دسته سوم از تأثیرات برنامه های ماهواره ای تأثیری است که بابت هم نشینی مفاهیمی همچون رفاه، تحصیل و مدرن بودن با بی حجابی در مخاطب ایجاد می‌کند. البته برعکس این تأثیر نیز صادق است و آن هم نشین کردن مفاهیمی چون فقر و عدم رفاه با حجاب در برنامه های ماهواره ای است. موضوعی که می‌توان نمونه های از جنس آن را در سریال‌ها و فیلم‌های تلویزیون داخلی ایران نیز به خصوص در سال‌های دهه هفتاد و هشتاد شمسی به وفور ملاحظه کرد. این هم‌نشینی در ناخودآگاه مخاطب لازمه و نماد پیشرفت و مدرن بودن را بی حجابی و بد حجابی معرفی می‌کند. امری که آن را می‌توان یکی از سیاست‌های دیرینه در زمینه حجاب زدایی در ایران دانست.
تأثیر گذاری آخر تأثیری است که برنامه های ماهواره ای در کاهش الزامات معنوی افراد می‌گذارد و به تبع آن امیال نفسانی فضای مناسب‌تری برای تأثیر گذاری میابند. در واقع برنامه های مبتذل ماهواره ای با در گیر کردن مخاطب به شهوت‌رانی و مسائل مادی و گاهاً جنسی مخاطب خود را از گرایش به امور معنوی باز می‌دارند و در نتیجه افرادی که پوشش آن‌ها متأثر از اعتقادات مذهبی و معنوی آن‌ها بوده است در منشأ پوشش دچار سستی شده و این سستی به مرور زمان به پوشش آن‌ها نیز سرایت خواهد کرد.
آنچه در توضیح این بحث ضروری است این نکته است که ماهواره به عنوان یکی از بهترین و تأثیر گذار ترین وسایل ارتباط جمعی توانایی این چنین تأثیر گذاری بر افراد را دارد و چه بسا افرادی که با کنترل و
استفاده بهینه از آن از کژ کارکرد های آن بکاهند. در ثانی تأثیراتی که در فوق به آن اشاره شد مختص ماهواره نبوده و هر وسیله ارتباط جمعی اعم از نشریات، سینما و … می‌تواند این تأثیرات را داشته باشد.

4-3- مؤلفه های فردی موثر بر پوشش زنان
عقاید فردی و آنچه که فرد در مورد چیزی می‌اندیشد با اینکه بسیار متأثر از محیط است اما منشأ و نقطه شروع هر رفتار و انتخابی است. در این بخش به اعتقادات و کلیه مؤلفه های فردی موثر بر پوشش زنان که از سؤالات اصلی تحقیق نیز به شمار می‌آید اشاره خواهیم کرد.

4-3-1- عنصر دین و پوشش
می‌توان ادعا کرد مهم‌ترین عامل تأثیر گذار بر پوشش بسیاری از زنان ایرانی، عنصر دین و اعتقادات مذهبی است. اکثریت مردم ایران مسلمان هستند و دین اسلام برای پوشش زنان دارای الزاماتی است و برای آن حدودی تعریف شده دارد.
به نظر می‌رسد اولین مؤلفه ای که به پوشش زنان ایرانی شکل می‌دهد احکام اسلامی است. مؤلفه ای که بیشترین تأثیرگذاری را نیز دارا ست. اما حال برای درک چگونگی این تأثیر گذاری باید کمی تأمل کنیم.
امروزه زنان ایرانی در مقام مواجهه با احکام اسلامی پوشش، به هشت گونه رفتار می‌کنند. گروه اول گروهی هستند که اساساً منکر اسلام بوده و اگر کسی آن‌ها را نامسلمان نیز بر شمرد موضوعی قابل اعتنا و ناراحتی برای آن‌ها نیست. البته در این افراد ممکن است کسانی پیدا شوند که اساساً با دین اسلام نیز دارای تعارض و مقابله باشند. این گروه اصول دین اسلام و آموزه های آن را راهی برای سعادت نمی‌شمرند و به تبع آن احکام اسلامی تأثیری بر پوشش آن‌ها ندارد.
گروه دوم با اینکه در شناسنامه خود نام اسلام را در مقابل دین دارند ولی اساساً خود را مقید به اجرای آن نمی‌دانند. آن‌ها معمولاً ضد اسلام نیستند و از اینکه کسی آن‌ها را مسلمان نداند نیز ممکن است ناراحت شوند اما هیچ بازخورد عملی در رفتار آن‌ها از مسلمانی نمی‌توان یافت. این گروه هم همانند گروه اول احکام اسلامی تأثیری بر پوشش آن‌ها ندارد.
گروه سوم گروهی هستند که خود را مسلمان می‌دانند و به بخشی از احکام اسلامی عمل می‌کنند و به بخشی دیگر عمل نمی‌کنند. آن‌ها آن دسته از احکام را که قبول ندارد، مربوط به گذشته اسلام دانسته و معتقد هستند این حکم در امروزه جایگاهی ندارد و یا معتقد هستند اساساً این احکام اضافه شده بر اسلام بوده و جزء اصول و فروع اسلام نیست و به مرور زمان توسط روحانیون و علمای اسلام به اسلام اضافه شده است. معمولاً افراد در این گروه‌ها به مسئله تقلید اعتقادی ندارند.
«آزاده» در این باره می‌گوید :
«اون موقع اعراب جاهل بودند و به چیز های فکر می‌کردند وضع به گونه دیگری بود که الآن اصلاً وجود ندارد. الآن مثل اون موقع نیست. الآن جلب توجه نمی کنه به نظر من. الآن با پیشرفت تکنولوژی مثل ماهواره و سی دی و بلوتوث و … آنقدر آقایان ما در مدل‌های مختلف مو و دست و پا می‌بینند. آنقدر ندید پدید نیستند مثل اعراب جاهلی.»
این گروه این نحو از حجاب اسلامی که امروزه به عنوان حجاب کامل اسلامی معرفی می‌شود را جزء همین نوع از احکام می‌دانند و بنابراین احکام اسلامی در پوشش آن‌ها دارای تأثیری نیست یا تأثیرش منتج به پوشیدگی کامل نمی‌شود؛ فرد معتقد است حجاب اسلامی امروزه حدودی باز تر دارد. در جریان تحقیق نگارنده با موردی بر خورد که با داشتن عقیده ای جالب شاید بتوان او را جزئی از این گروه دانست؛ وی با بیان اینکه حجاب فقط برای زمان عبادت است، فقط در مواقعی که در حال نماز یا روزه است خود را ملزم به رعایت حجاب می‌داند و در ماه رمضان پس از اذان مغرب داشتن حجاب را رعایت نمی‌کند.
گروه چهارم گروهی هستند که در اینکه حجاب جزئی از اسلام است تردیدی ندارند اما ضعف عملی خود را دلیل بد حجابی نسبی خود می‌دانند. آن‌ها بیشتر این‌گونه بیان می‌کنند که مگر ما به همه احکام اسلامی عمل می‌کنیم؟ و به قولی بد حجابی خود را نیز گناهی کوچک می‌دانند که وقتی به بقیه گناه های آدمی افزوده می‌شود تفاوتی نخواهد کرد و احتمالاً شامل رأفت الهی شده و محسوب نخواهد شد؛ و یا مثلاً این‌گونه بیان می‌کنند که با وجود این همه زن بسیار بد حجاب، نظر مردی به سوی ما که کمی از حجاب کامل فاصله داریم جلب نخواهد شد.
در واقع این گروه برای بد حجابی خود دلایل قانع کننده ای بیان نمی‌کند. گویا در میان احکام اسلامی و تمایلات شخصی خود گرفتار شده و با رعایت کردن نسبی حجاب یعنی مثلاً پوشاندن بخشی از موی سر و نپوشاندن بخشی دیگر سعی در حل تناقض موجود در این زمینه با خود دارند. در واقع این افراد با اینکه معترف هستند پوشش آن‌ها دارای ویژگی‌های کاملاً اسلامی نیست اما از آن طرف نیز خود را بد حجاب یا بی حجاب نمی‌دانند. به زبان دیگر آن‌ها با اینکه حجاب اسلامی را پوشیدگی کامل می‌دانند اما حجاب کنونی خود را نیز حدی از حجاب اسلامی دانسته و معتقد هستند در مقام مقایسه با دیگران آن‌ها بسیار با حجاب هستند. آن‌ها معمولاً در مقابل این سؤال که شما که به حجاب معتقد هستید پس چرا همین مقدار کم هم مو های خود را بیرون می‌گذارید؟ ممکن است این‌گونه با تعجب واکنش نشان دهند که شما به این مقدار بیرون بودن مو عنوان بد حجاب اطلاق می‌کنید!؟ این گروه گروهی هستند که در صورت لغو همه اجبارها در زمینه حجاب نیز همچنان حدی از بد حجابی را خواهند داشت. این گروه بیشتر از آن دسته زنان تشکیل می‌شود که به حجاب از بعد تکلیفی آن می‌نگرند نه بعد منطقی و استدلالی آن.
گروه پنجم دقیقاً همین رفتارها و استدلال‌ها را دارد مضاف بر اینکه آن‌ها نه تنها حجاب را جزئی از احکام اسلامی می‌دانند بلکه نسبت به منطق و استدلال آن نیز کاملاً آگاه بوده و در فواید حجاب ممکن است مدت‌ها به سخن بپردازند.
به سؤال و جواب‌ها با «زهرا 30 ساله» در این زمینه دقت کنید :
کلاً خود تون رو دختر با حجابی می دونید یا بی حجاب؟
«بد حجاب نمی دونم. نمی‌گویم خیلی با حجاب هستم. ببینید ما یک جوری هستیم که آن‌های که چادری هستند و بدون هیچ آرایشی؛ ما به آن‌ها می‌گوییم حزب الهی؛ من جز آن‌ها نیستم. خودم را متعادل می‌دانم و همیشه هم همین جوری هستم. همیشه همین‌طور هستم. خودم رو آن طور که نظر جامعه هست با حجاب نمی‌دانم ولی آنچنان هم بی حجاب نمی‌دانم».
از لحاظ اعتقادی به حجاب اعتقاد دارید؟
«آره دیگه. در حد نرمالش آره. یعنی در حدی که خودم احساس راحتی کنم و یک جای می‌روم احساس راحتی کنم و معذب نباشم. از لحاظ دینی هم کاملاً اعتقاد دارم که حجاب باید باشد و خودم رو مقید می دنم.»
خب اگر شما کاملاً قبول دارید دین همین حجابی که الآن دارید را هم قبول نمی‌کند. این را چطوری حل می‌کنید؟
«خب این جوری باشد خیلی چیز های زندگی‌مان غیر دینی هست. مگه فقط همین است؟ اگر بخواهیم همه چیز را عین دینمون کنیم که می‌شویم معصوم. البته نمی‌گویم خب این هم روی بقیه کارهای که می‌کنیم و غیر دینی هست نه این رو نمی‌گویم. من معتقدم آدم باید یا یک چیز رو قبول نمی‌کند یا اگه قبول کرد باید به آن عمل کند. فکر نمی‌کنم حالا…(ادامه نمی‌دهد).
… ما نمی دونیم حالا اصلاً منظور از حجاب کامل چی هست … من می‌گویم حجاب فقط یک نشانه است و وقتی یک نفر کاملاً با حجاب هست دلیل نمی‌شود حالا مثلاً آدم خیلی پاک و مقدسی است و کسی که حالا کمی موهایش بیرون هست آدمی هست که اعتقاد درست حسابی ندارد. اعتقاد من هم همین جوری هست. ولی من قبول دارم که آدم باید یا چیزی رو قبول نکند یا قبول داشته باشد کامل به آن عمل کند.
من نمی‌گویم اینی که من عمل می‌کنم دینی هست و دین همین است که من عمل می‌کنم نه پوشش کامل. من به پوشش کامل البته نه چادر ولی به پوشش کامل اعتقاد دارم.
ولی قبول ندارم این یک ذره موهای من که بیرون هست این یعنی بی حجاب این هم حدی از حجاب هست. شاید کاملاً حجاب کامل دینی نباشد ولی خب یه نوع از حجاب هست.»
خب وقتی شما می‌گوید من ملزم به رعایت دین هستم این رو چطور در تعارض نمی‌بینید؟
«آره قبول دارم تعارض هست. قبول دارم کاملاً دینی نیست ولی جز دین هست. از صد درصد حدود هشتاد درصد هستم. قبول دارم تعارض هست حالا شاید ان شاء الله این هم یک روزی درست شد.»
در مورد حجاب تا حالا مطالعه یا تفکر عمیق داشتید؟
«آره. قرآن زیاد می خونم. قرآن می خونم معانی قرآن هم می خونم و در مورد حجاب هم بوده و خوندم. در مورد حجاب کتاب هم خوندم. تأثیر های هم داشته ولی دائمی نبود مقطعی بود.»
گروه ششم گروهی هستند که بنا به تکلیف حجاب اسلامی، را رعایت کرده و ممکن است از چادر هم استفاده کنند. این بخش از زنان همین که حجاب را جزئی از آیین اسلام می‌دانند خود را مکلف به رعایت آن دانسته و به آن عمل می‌کنند. این قشر شدیداً در مسائل مذهبی خود را مکلف به تقلید دانسته و به وظیفه اسلامی خود به عنوان یک زن مسلمان در زمینه حجاب عمل می‌کند. «مینو» در مصاحبه خود، در مورد زمانی که قصد داشتند پوششی برای مبارزه خود در قبل از انقلاب طراحی کنند، تایید مراجع را لازمه پذیرفته شدن این پوشش می‌داند. این نشانگر این موضوع است که در گذشته نیز پوشش بسیاری از زنان متأثر از مسئله تقلید بوده است. او می‌گوید:
«دو نفر از بچه‌ها پیشنهاد دادند برویم قم و تائید مراجع رو هم در مورد این پوشش بگیریم. می‌گفتند اگر مجوز بگیریم می‌توانیم به دیگران هم ارائه بدهیم. من به تایید مراجع برای خودم نیاز نداشتم. من به چادر نقد داشتم ولی جوابم برهنگی نبود. چادر دست و پا گیر بود. برای اینکه زنانی که چادری رو جذب کنیم باید نظر مراجع رو بگیریم.»
گروه هفتم گروهی هستند که علاوه بر اینکه حجاب را تکلیف دانسته و در این زمینه تقلید می‌کند خود نیز به تحقیق در زمینه چرایی حجاب پرداخته و منطقاً و عقلاً نیز به

مطلب مرتبط :