دانلود پایان نامه
بر پوشش<br />یکی از مواردی که در جمع‌های مختلط بیشتر ظهور و بروز دارد نحوه ارتباط گیری زنان با مردان است. همیشه و در همه جمع‌ها وقتی جمع از حالت تک جنسیتی خارج شده و نفراتی از جنس مخالف نیز در آن حضور می‌یابند، رفتار افراد نیز تغییر می‌کند. مثلاً همه خانم‌ها زمانی که در یک جمع از حضور آقایان مطلع می‌شوند سعی می‌کنند رفتار بهتر مؤدبانه تری از خود نشان دهند. این رفتار شامل پوشش نیز می‌شود. مثلاً وقتی دختر های دبیرستانی که در کلاس‌های کاملاً دخترانه تحصیل می‌کردند به دانشگاه می‌روند و در کلاس‌هایی حاضر می‌شود که پسرها هم در آن حضور دارد یکی از مهم‌ترین مسائلی که ذهن آن‌ها را در گیر می‌کند، نوع رفتار و پوششی است که باید آن‌ها از خود به نمایش بگذارند.
همه زنان، می‌خواهد محجبه باشد یا بد حجاب در مکانی که آقایان حضور دارند سعی می‌کند ظاهر مناسب‌تری از خود نشان دهد. «زهرا 24 ساله» که یک دختر مذهبی و چادری است هم در تعریف زمانی که تازه به دانشگاه رفته، بیان می‌کند که به لباس خود توجه بیشتری نسبت به قبل می‌کرده است.
موضوع دیگری که در ارتباط با جنس مخالف و پوشش به چشم می‌آید چگونگی ارتباط گیری زنان با جنس مخالف و تناسب آن با پوشش آن‌هاست.
چیزی که در ظاهر نمایانگر است، این است که به نظر می‌رسد کسانی که دارای روابط دوستی با جنس مخالف هستند بیشتر از خانم‌های هستند که حجاب باز تری دارند. البته نمی‌توان در این زمینه گفت همه کسانی که محجبه هستند رابطه ای ندارند یا همه کسانی که بد حجاب هستند رابطه دارند اما به نظر می‌رسد در کل کسانی که رابطه دوستانه با جنس مخالف دارند حجاب اسلامی را کمتر رعایت می‌کنند.
البته این موضوع در سطح خفیف‌تری نیز وجود دارد و آن این است که خانم‌های که حجاب آزادتری دارند دارای رابطه اجتماعی گرم‌تری با آقایان هستند.
این موضوع متأثر از سه چیز است. یکی اینکه خانم‌های محجبه بر اساس اعتقادات مذهبی که دارند ارتباط با جنس مخالف را مگر به ضرورت جایز نمی‌دانند و این خود به خود به کاهش سطح روابط می‌انجامد. دلیل دوم پیامی است که یک آقا از بد حجابی یک خانم برداشت می‌کند. مردها غالباً این‌گونه فکر می‌کنند که ارتباط گیری با زن‌های که حجاب آزادتری دارند آسان‌تر است. مثلاً اگر در یک کلاس یک دانشجوی مرد قصد گرفتن کمک در زمینه درسی یا چیزی شبیه به این داشته باشد احساس می‌کند از طریق خانم‌های بد حجاب زودتر به هدفش می‌رسد تا خانم‌های محجبه.
و اما عامل سوم این است که بر اساس طبع زیبایی دوستی مردها، آقایون با خانم‌های بد حجاب تر بهتر ارتباط بر قرار می‌کنند. در واقع این یک کشش درونی در آقایون هست که دوست دارند با خانم‌هایی که زیباتر هستند ارتباط بهتری برقرار کنند و به اصطلاح آن‌ها را بیشتر تحویل می‌گیرند.
از آنجا که خانم‌های بد حجاب زیبایی خود را بیشتر بروز می‌دهند و با استفاده از لوازم آرایشی بر زیبایی خود می‌افزایند، قاعدتاً شاهد ارتباط بهتر و احترام آمیز تری از سوی مرد های اطراف خود هستند.
این برخورد مناسب‌تر مردها با زن‌های بد حجاب یک الگو را برای زنان ترسیم می‌کند که تو هرچه با حجاب آزاد خود، زیبایی‌های خود را به نمایش بگذاری حداقل از طرف مردان از اقبال بیشتری برخوردار می‌شوی و این‌گونه به نظر می‌رسد که ارتباطات اجتماعی بهتری داری.
در واقع این یک عنصر تشویقی است که جامعه مردان به بد حجابی زنان می‌دهد و شاید بتوان این موضوع را نیز در گرایش به بد حجابی موثر دانست مضاف بر اینکه این موضوع باعث این برداشت کلی از زنان محجبه می‌شود که آن‌ها دارای روابط اجتماعی سست‌تری هستند.
اگر بخواهیم این موضوع را آیینی تحلیل کنیم این‌گونه باید بیان کنیم که موارد ذکر شده در بالا باعث این می‌شود که زنان بد حجاب به این تصور برسند که روابط ضعیف اجتماعی و نوعی از درون گرایی جزئی از آیین حجاب است. موضوعی که افراد محجبه نه تنها آن را رد نمی‌کنند بلکه معتقد هستند حفظ حریم ارتباط با مردان نا محرم نه تنها به معنای درون گرایی و روابط ضعیف اجتماعی نیست بلکه دقیقاً جزئی از آیین حجاب و اصول مذهبی است. آن‌ها معتقد هستند در صورت اینکه توسط یک مرد نامحرم بیشتر تحویل گرفته شود این یک نکته منفی است و هیچ کارکرد تشویقی نیز ندارد.
4-2-15- تأثیر متقابل امنیت و پوشش
رابطه امنیت و پوشش نیز همانند بسیاری از مؤلفه های دیگری که در این پژوهش مورد بحث قرار می‌گیرد رابطه دو طرفه و متقابل است. اما برای بررسی تأثیرات متقابل آن‌ها باید یک نکته روشن گردد و آن تعریف امنیت بین زنان ایرانی است.
از فهوای کلام زنان ایرانی می‌توان متوجه شد که اکثریت آن‌ها عدم لذت جنسی مردان از آن‌ها را کف امنیت لازم می‌دانند. یعنی آن‌ها اکثراً زمانی احساس عدم امنیت می‌کنند که مرد غریبه ای از آن‌ها بهره برداری جنسی نماید. البته در این میان نظرات زنان در طیف گسترده ای از اعتقادات است. مثلاً فردی ممکن است فقط رابطه جنسی را بهره برداری جنسی بداند و کسی لمس بدن را و دیگری مشخص بودن مقداری از موی سر و دیگری صدای خود را نیز دارای قابلیت بهره‌مندی جنسی توسط مردان بداند. اما در هر صورت به نظر می‌رسد اکثر زنان زمانی که احساس کنند مورد بهره برداری جنسی قرار می‌گیرند واکنش منفی نشان می‌دهند. این موضوع به شدت تحت تأثیر محیطی است که در آن قرار دارند. مثلاً ممکن است یک زن که در مهمانی‌های خانوادگی به حالتی نیمه برهنه نیز حاضر می‌شود زمانی که احساس کند که مردی از صدای او پشت تلفن نیز لذت جنسی می‌برد برایش خوش آیند نباشد.
مثلاً در جریان پژوهش «مهدی» بازگو می‌کند که همکاری دارد که اگر من که همکار او هستم به خانه‌ی او بروم در حضور من بی حجاب ظاهر می‌شود اما زمانی که برادر شوهرش به خانه‌ی آن‌ها بروند او با حجاب است. دلیل این تفاوت رفتار متأهل بودن من و مجرد بودن برادر شوهرش است. در واقع این زن گمان می‌کند زمانی که مرد متأهلی او را ببیند به دلیل اینکه نیاز های جنسی او از طریق همسرش تأمین شده است دیگر برای او جذابیت جنسی ندارد.
این مؤلفه تماماً به ویژگی‌های روحی افراد بستگی دارد. یک خانم همانند «فائزه» چادر ملی را به دلیل اینکه کاملاً پوشاننده بدن نیست نمی‌پسندد و «آزاده» پوشیدن جوراب زیر دامن را نوعی پوشش برای خود می‌داند. این یک برداشت از امنیت است که باعث می‌شود زنان در لحظه ای که احساس کنند امنیت آن‌ها به خطر افتاده است پوشش خود را تغییر می‌دهند.
اضافه بر این موارد، بعضی زنان که البته به نظر نمی‌رسد نه تعداد زیادی داشته باشند و نه الگوی پذیرفته شده در بین زنان ایرانی باشند از اینکه دارای جذابیت هستند و نگاه‌ها را به خود جلب می‌کنند لذت می‌برند. این نکته جدای از نیاز طبیعی زنان به توجه و زیبا دیده شدن است؛ منظور از این نگاه، نگاه جنسی و مانکن وار است. افرادی که می‌توان از آن‌ها به مد ساز و مدل خیابانی نام برد.
البته برداشت دیگری از امنیت هم در اینجا قابل ارائه است که در بعضی زنان به شدت دارای تأثیر است و آن مزاحمت‌های خیابانی و متلک پراکنی ها ست. این موضوع در بسیاری از زنان تا حد برداشت قبلی از امنیت دارای اهمیت است. زنان و دختران به هیچ وجه دوست ندارد در حال رفت و آمد در جامعه متلک بشنود، کسی مزاحم آن‌ها شود یا ماشینی به منظور ایجاد رابطه، جلوی آن‌ها ترمز بزند. اغلب زن‌ها از این اتفاقات همیشه به بدی یاد می‌کنند.
البته در سنین نوجوانی ممکن است این اتفاق رخ دهد که مزاحمت‌های همانند متلک که در آن‌ها مفهومی از زیبایی بیان شود، عاملی برای تفاخر و احساس زیبا بودن ایجاد کند که این ناشی از همان حس زنانه است که تعریف و تمجید از زیبایی او برایش بسیار لذت بخش است ولی به نظر نمی‌رسد این حالت دائمی، همه گیر و قابل تعمیم باشد.
موضوعی که در این بحث قابل جمع بندی است این موضوع است که اکثریت زنان به هیچ وجه علاقه‌مند نیستند مورد لذت جویی و مزاحمت خیابانی قرار گیرند.
«سارا» که خود را یک دختر بی اعتقاد به حجاب می‌داند می‌گوید:
«اگر روزی حجاب در ایران آزاد بشود تغییری در لباسم نمی‌دهم چون جامعه یک دفعه آمادگی پذیرش این را نداره و ممکن هست مورد اذیت و آزاد دیگران واقع بشوم و بقیه یه جور نگاهم کنند. ولی به مرور که جامعه شرایطش فراهم شد حجابم را بر می‌دارم. اگر الآن به یک کشور دیگر سفر کنم حجابم رو بر می‌دارم.»
در واقع «سارا» تفاوت رفتار خود در ایرانی که حجاب اجباری نیست و کشور های دیگر را ناشی از نگاه‌ها و مزاحمت‌های می‌داند که او را نشانه خواهند رفت. زنان به دلیل داشتن این حس به شدت از این عنصر در پوشش خود تأثیر می‌پذیرند و سعی می‌کنند متناسب با محیطی که قصد تردد در آن را دارند پوشش خود را تنظیم کنند.
به نظر می‌رسد این موضوع در سال‌های اخیر در حال از دست دادن تأثیر خود است که دلیلش را می‌توان چند مورد دانست. یکی اینکه زنان در باب لذت جویی جنسی این‌گونه استدلال می‌کنند که مرد های این روزها آنقدر با صحنه های برهنگی زنان در قالب تصویر و فیلم و همچنین زنان بسیار بد حجاب در کف جامعه مواجه هستند که مای نوعی برای آن‌ها فاقد جذابیت جنسی هستیم.
و در مورد مزاحمت‌های خیابانی بسیار این‌گونه توجیه می‌شود که دیگر خانم‌های محجبه و چادری نیز در این زمینه امنیت گذشته را ندارند و مزاحم‌های خیابانی آن‌ها را نیز هدف قرار می‌دهند. بنابراین تا حدودی، مزاحمت برای زنان محجبه دلیلی برای نفی کارکرد امنیت چادر از سوی بعضی افراد بد حجاب شده است.
«آزاده» در این باره این‌گونه می‌گوید:
«البته برایم پیش آمده متلک بشنوم، زیاد هم پیش آمده و ماشین جلو پایم ایستاده ولی عاملی نیست که خودم و پوششم رو عوض کنم. چون من با چادر هم که بودم همین اتفاق برایم خواهد افتاد. با چادر باشم همین است بی چادر باشم همین است با آرایش هم بدون آرایش هم.»
با اینکه نمی‌توان مزاحمت‌های خیابانی برای زنان محجبه را نفی کرد، اما ذکر این موضوع نیز ضروری است که کاهش مزاحمت‌های خیابانی به دلیل استفاده از حجاب بسیار ملموس و غیر قابل انکار است؛ البته منظور از حجاب اینجا، حجاب به معنای اعم کلمه یعنی رعایت همه جوانب حجاب برای زن است نه فقط چادر و پوشش؛ بلکه رفتار با حیا و دور از عشوه‌های زنانه و دیگر رفتار های جذاب.
«زهرا 24 ساله» در این باره می‌گوید :
«چادر یک پوشش هست یک سپر و یک محافظ هست. در برابر نگاه دیگران. مثلاً من وقتی توی خیابان راه می‌روم از اینکه مثلاً بدنم پیدا باشد و مردها این‌ها را ببینند احساس آرامش ندارم. اصلاً نمی‌توانم راحت باشم.
… چادری هم باشی متلک را می‌شنوی. متناسب با نوع پوششت متلک متناسب با آن را می‌شنوی. شده که به خاطر چادرم متلک بشونم ولی جواب ابلهان خاموشی است اصلاً مهم نیست. مثلاً چند وقت پیش توی خیابان بهم متلک انداختند و گفتند تو مگر خونه نداری که توی چادر زندگی می‌کنی؟
یعنی این متلک انداختن ربطی به لباس نداره همین که زن باشی متناسب با لباست بهت متلک می‌اندازند. البته اونهای که خیلی تابلو باشند خیلی بیشتر متلک می‌شنوند اونها تیپشون با مردها حرف می‌زند.»
موضوع دیگری که عاملی برای این شده است که تأثیر گذاری امنیت بر گرایش به سمت حجاب کمتر باشد این تفکر است که، این شهوت گرایی بعضی مردها است که باعث عدم امنیت زن‌ها و مزاحمت‌های خیابانی است؛ چرا ما زنان خود را به خاطر ضعف آن‌ها بپوشانیم. این اعتقادی است که بعضی زنان در مقابل این استدلال که حجاب باعث امنیت بیشتر زن می‌شود ارائه می‌کنند و این موضوع را نوعی قربانی شدن زن به خاطر هوسرانی مردان می‌دانند.
اما به طور معمول یکی از مواردی که زنان محجبه از آن به عنوان کارکرد های بسیار مثبت حجاب یاد می‌کنند مسئله امنیت بخشی پوشش است. به بیان دیگر یکی از نتایجی که افراد محجبه برای حجاب خود عنوان می‌کنند این موضوع است که اولاً حجاب مفهومی را به مرد مقابل آن‌ها می‌دهد که من دارای چه تفکراتی هستم و او باید چگونه رفتارش را تنظیم کند ثانیاً حجاب به آن‌ها این قدرت را می‌دهند که روابط و نگاه مردان را خود مدیریت کنند و آن‌ها سکان حد و حدود نگاه مردان را به دست گیرند.
این موضوع در گفته های «فائزه» در جواب اینکه چادر به شما امنیت می‌دهد مشخص است که می‌گوید: «خیلی خیلی (با تاکید عمیق حسی).جامعه دیگر به من نگاه (جنسی) نمی کنه. خیلی به من امنیت می‌دهد.»

مطلب مرتبط :   منبع پایان نامه ارشد با موضوع تقویت منفی در مقایسه با تنبیه سه مزیت دارد، آموزش مهارت‌های ارتباطی

و اما در آخر باید به تأثیر امنیت بر پوشش افراد اشاره کرد و آن این است که بعضی زنان معمولاً هر جا احساس امنیت بیشتری بکنند به سوی پوشش آزاد تر و برهنه تر پیش می‌روند.
«زهرا 30 ساله» در این باره می‌گوید :
«در تهران بیشتر حجاب را رعایت می‌کنم. چون تنها هستم و حجاب به من امنیت می‌دهد. طوری رفتار می‌کنم که کسی من را نمی‌شناسد اصلاً جلب توجه نکردم که کسی متوجه بشود من اینجا تنها هستم.»
مصداق دیگر این موضوع را زمانی می‌توان دید که یک زن به همراه پدر یا همسر خود در خیابان حضور می‌یابد و احساس راحت‌تری در زمینه پوشش دارد. زیرا پدر و همسر خود را به عنوان حامی و نگهبان خود می‌داند. این موضوع خود نشانه دیگری بر امنیت بخش بودن پوشش است.

4-2-16- وسایل ارتباط جمعی و الگو دهی برای پوشش
ورود در بحث تأثیر وسایل ارتباط جمعی بر مسئله پوشش از آنجا