دانلود پایان نامه
ر دختر موثر است. مثلاً خانواده های مذهبی ممکن است این‌گونه تصویر ایجاد کنند که خانم‌های که از پوشش چادر استفاده نمی‌کنند یا بد حجاب هستند انسان‌های پاکی نیستند؛ و یا خانواده های که محجبه نیستند خانم‌های چادری را دارای نوعی عقب‌ماندگی فرهنگی و اجتماعی معرفی کنند.
ممکن است با توضیحات بالا این تصور ایجاد شود که معنای پوشش آیینی خانواده فقط پوششی است که دختر خانواده از مادر یا خواهر بزرگ‌تر خود می‌بیند ولی در واقع این چنین نیست. منظور از پوشش آیینی، پوششی است در خانواده فرد مقبول است حتی اگر مادر آن خانواده از پوششی متفاوت‌ استفاده کند. مثلاً ممکن است در یک خانواده که متشکل از چندین خاله و دایی و فرزندان این‌هاست زن‌های خانواده همه چادری باشند اما دختر های این زن‌ها که همه در یک رده سنی هستند پوششی دیگر مانند مانتو داشته باشند. در این خانواده پوششی که پذیرفته شده هر دوی این پوشش‌هاست. بنابراین آیین پوشش یک خانواده با خط قرمز های هر خانواده محیط شده و این خط قرمزها به رفتار دخترهای خانواده خط می‌دهد.
موضوع دیگری که در این باره باید در نظر گرفت نوع تصویری است که زنان خانواده از پوشش خود به دختر های جوان ارائه می‌دهند است. مثلاً مادری را تصور کنید که چادری است ولی در فصل تابستان مدام از اینکه مجبور است چادر مشکی را در این گرما به تن کند شکوه و گلایه می‌کند؛ در این صورت کاملاً مشخص است تصویری که در ذهن دختر این خانم از چادر نقش می‌بندد یک پوشش مزاحم و آزار دهنده است.
یا مثلاً فرض کنید مادری را که به هر دلیلی، آیینی را در پوششی خود لحاظ کرده و از چادر استفاده می‌کند اما در مواقعی همچون یک عروسی یا یک جشن ممکن است حجاب را آن طور که قبلاً رعایت می‌کرده است رعایت نکند. این مادر در واقع به دختر خود نشان می‌دهد که می‌تواند این‌گونه هم باشد و دختر را با خط قرمزی باز تر در خانواده آشنا می‌کند.
مادری را تصور کنید که معتقد است دخترهای جوان باید جوانی کنند و شاد باشند و این شادی و نشاط را هم معنای پوشش آزاد بداند؛ این مادر، جوانی و شادابی دخترش را بهانه بد حجابی دخترش می‌کند ولی در واقع او دارد تصویری از حجاب در ذهن دخترش می‌سازد که حجاب با جوانی و شادابی تو در تضاد است و یا حجاب فقط مخصوص پیر زن‌ها و افراد افسرده و درون گر است. این دختر قطعاً در آینده بد حجابی و آرایش را نوعی بروز احساسات شاد دخترانه و بهانه ای برای بهتر زندگی کردن می‌داند. در این باره می‌توان ادعا کرد این مادر شاید در حال تزریق نداشته های خود در جوانی به فرزندش است.
در نهایت باید گفت تصویری که از پوشش مطلوب در ذهن دختر خانواده نقش می‌بندد مهم‌ترین عامل تأثیر گذار بر پوشش او است.
اما در بعضی از خانواده‌ها افراد خانواده، نه بر اساس اجبار آیینی بلکه از طریق استدلال و تفکر، پوشش آیینی آن خانواده را می‌پذیرند. یعنی اینکه مادر یا پدر خانواده سعی می‌کند با ایجاد فضای باز شرایطی را فراهم کند که فرد خود به انتخاب برسد و بر اساس اعتقاد قلبی دست به انتخاب پوشش خود بزند. البته این موضوع باعث نمی‌شود که فرد چیزی فراتر از خط قرمز های آن خانواده را انتخاب کند. زیرا او در این خانواده و با تحت تربیت این خانواده بزرگ شده و این باعث می‌شود انتخابی نزدیک به آنچه مورد نظر خانواده است صورت بگیرد. مگر در صورتی که عوامل دیگری که در بخش‌های دیگر اشاره شده است تأثیر گذاری بیشتری داشته باشد.
اما قسمت دوم، رفتار های کنترلی و نظارتی است که خانواده بر اساس آیین پذیرفته شده خویش بر افراد خانواده اعمال می‌کند. البته ذکر این نکته ضروری است که همین موارد کنترلی و نظارتی، بخش اعظمی از تربیت و ترسیم خطوط قرمز که در بالا اشاره شد را نیز در بر می‌گیرد و شاید نتوان این دو مفهوم را کاملاً جدا کرد.
هر خانواده ای بر اساس دایره ای از مقبول‌ها، رفتار اعضای خود را تنظیم می‌کند. پس در درجه اول شناخت این مقبولیات بسیار اهمیت دارد.
در بعضی خانواده‌ها حجاب به معنی پوشیدن و پوشانندگی کامل بدن و مو های زن به وسیله چادر جزئی از آیین آن خانواده است و این آیین در تمام محیط‌ها و جمع‌ها اجرا می‌شود. فرقی نمی‌کند در خیابان یا جمع خانوادگی درجه یک و درجه دو. این خانواده اجرای مو به موی شریعت اسلامی برایش در درجه اول اولویت است و معتقد است بر اساس همین شریعت تفاوتی بین شوهر خواهر و یا مثلاً فروشنده سوپر مارکت خیابان وجود ندارد و همه این‌ها نا محرم هستند. در واقع این دست از خانواده‌ها نا محرم‌ها را درجه بندی نمی‌کند و همیشه به یک اندازه حجاب را رعایت می‌کند. این دسته از خانواده‌ها به حجاب با همه دستور عمل‌هایش، عمل می‌کنند حتی در شب عروسی نزدیک‌ترین افراد.
عده دیگری نیز هستند که در اجرای حجاب درجه بندی کرده و بعضی اولویت‌ها را رعایت می‌کنند. مثلاً در مقابل خویشاوند درجه یک ممکن است چادر نپوشند اما باز هم پوشیدگی را حفظ می‌کنند؛ و ممکن است در جمع‌های مختلف متناسب با آن جمع رفتارشان متفاوت باشد.
خانواده های نیز وجود دارند که چادر برای آن‌ها یک پوشش آیینی به حساب نمی‌آید بلکه پوشیدگی به عنوان یک فعل جزئی از آیین آن‌هاست و عدم رعایت حجاب اسلامی برای آن‌ها یک خط قرمز محسوب می‌گردد. این خانواده‌ها تلاش می‌کنند به دستورات اسلامی عمل کنند ولی به اعتقاد خودشان در این زمینه زیاده‌روی هم نمی‌کنند.
«فاطمه 36 ساله» در این مورد مثالی از یکی از دوستانش می‌زند :
«یک دوست دیگری دارم که باباش به مادر و دختر هاش گفته بود اگر مانتو بلند و غیر مد و گشاد می‌پوشند می‌توانند چادرشون رو در بیاورند ولی دخترها قبول نکردند و چادری ماندند و زیر چادر مانتو مد روز و رنگی می‌پوشند ولی مادرشان قبول کرد و چادر رو کنار گذاشت و مانتو بلند و گشاد و غیر رنگی می‌پوشد.»
در این جنس خانواده‌ها ممکن است خانواده های نیز باشند که پوشش آن‌ها نسبت به جمع‌های خانوادگی متفاوت باشد. مثلاً در حضور اقوام درجه یک ممکن است به پوشیدن یک دامن و لباس آستین دار و روسری اکتفا کنند. این جور افراد، اقوام نزدیک را تا حدودی از خود دانسته و ممکن است معتقد باشند آنقدر به نگاه آنان اطمینان دارند که نگران نگاه های آلوده نیستند.
خانواده های نیز وجود دارد که چادر نه به عنوان عمل پوشانندگی که دارد بلکه به ذات خود چادر جزئی از آیین خانوادگی آن‌هاست. آن‌ها ممکن است چادر را به نحوی بر تن کنند که کارکرد پوشانندگی خود را از دست بدهد اما از چادر دست نمی‌کشند. در این خانواده‌ها بی چادری نوعی کژ رفتار است که ممکن است به بی حیایی و بی عفتی نیز تعبیر شود. در این خانواده‌ها، چادر در جمع‌های خانوادگی شاید استفاده شود ممکن هم هست استفاده نشود. بستگی به طرف نامحرم مقابل دارد. این خانواده‌ها شاید در عمل، به بسیاری از بایدها و قوانین اسلامی عمل نکنند اما چادر لباس خانوادگی آن‌هاست. به طور مثال نگارنده با خانواده ای روبرو شده که چادر جز جدا ناشدنی پوشش آن‌هاست اما در عروسی یکی از دختر های خانواده که به صورت مختلط برگزار شده به راحتی مشروب نیز مصرف شده است.
این قشر که بیشتر به نظر می‌رسد از لحاظ مالی و فرهنگی دچار فقر نیز می‌باشند در مورد چرایی و چگونگی مسئله حجاب در دین و دیگر رفتار های دینی اطلاع کمی دارند.
اما در خانواده های که زنان آنان به صورت بد حجاب در جامعه ظاهر می‌شوند نیز خط قرمز های وجود دارد. ممکن است پوشش درون جمع‌های خانوادگی آن‌ها با بیرون تفاوت زیادی نکند. یعنی همیشه مقداری از موهایشان بیرون است و لباس راحتی می‌پوشند. این‌ها کسانی هستند که اجباری برای پوشش خود ندارند زیرا در جمع‌های خانوادگی هم که این فشارها برداشته می‌شود باز هم حجابی نسبی را دارند. در این باره «زهرا 30 سال» که خود مقداری از موهایش را بیرون می‌گذارد می‌گوید:
«در جمع‌های خانوادگی هم سعی می‌کنم معذب نباشم. مثلاً جلو عموم روسری نمی‌پوشم ولی طوری هم نمی‌گردم که خودم معذب باشم. مثلاً اگر پسر عموم با شد روسری سر می‌کنم حالا نه حجاب کامل اسلامی ولی رعایت می‌کنم ولی اگر مثلاً یک فرد دور تر با شد ممکن است جلویش چادر هم سر بکنم.»
بخشی از این خانواده‌ها ممکن است میان اقوام درجه یک بی حجاب باشند ولی وقتی مهمانی دور تر یا در جمع دوستان خانوادگی باشند حدی از حجاب را رعایت کنند. عده ای دیگر ممکن است دایره کسانی که در حضور آن‌ها بی حجاب هستند را بزرگ‌تر بدانند و در همه جمع‌های خانوادگی بی حجاب باشند و فقط در مهمانی‌های رسمی و دوستانه حدی از حجاب را داشته باشند و یا عده ای ممکن است فقط مجالس عروسی را مجاز به حضور بی حجاب بدانند و در بقیه جمع‌ها حدی از حجاب را داشته باشند. اما در هر صورت به نظر می‌رسد اکثر خانواده های که جز بد حجاب‌ها محسوب می‌گردند نیز دارای خط قرمزهای هستند. مثلاً «آزاده» در این باره می‌گوید :
«ما خانواده مذهبی نیستیم ولی معتقد هستیم. یعنی به یک سری از اصول پایبند هستیم. دختر در خانواده‌ی ما باید به یک سری اصول پایبند باشد از قبیل اینکه ارتباطش با آقایون باید متعارف باشد. نه جلف و زننده و نه اینکه یک گوشه بشینیم. در مجالس خانوادگی مثلاً اگر قرار است دامن کوتاه بپوشیم زیرش باید جوراب شلواری بپوشیم؛ پوشیدم لباس آستین کوتاه و یقه باز مشکلی ندارد ولی مثلاً دکلته نباشد. روسری نمی‌پوشیم و می‌رقصیم ولی همون هم حد دارد. مثلاً همسر با همسر می‌رقصد، پدر با دختر نه قاطی پاتی. خط قرمز داریم ولی نه مثل خانواده های مذهبی. در همه مجالس کاری نداریم که کی هست؟ دور هست یا نزدیک؟ همیشه همین جوری هستیم. اصولاً ارتباطات خانوادگی‌مان بالاست. در مراسم‌های دوستی خانوادگی اگر دوست قدیمی باشد هم فرقی ندارد ولی اگر خیلی آشنا نباشیم فقط روسری رو بر می‌داریم. حد و مرز داریم. نمی‌رویم وسط برقصیم. البته این عامل دیگری هم دارد و این هست که کسی که خیلی ما رو نمی‌شناسد ممکن است برداشت بد بکند و مثلاً بگوید چقدر جلف هست. این معذوریت‌ها هست.»
در واقع به نظر می‌رسد افراد هر خانواده با درک و درونی شدن آیین‌های خانوادگی، خود رفتار خود را متناسب با این آیین‌ها تنظیم می‌کنند. مثلاً دختری که خانواده مادرش دارای آیین خانوادگی متضاد با خانواده پدرش باشند، به راحتی خود را با این آیین‌های متضاد هماهنگ می‌کند. صحبت‌های «ندا» در این باره جالب است:
«من در خانواده دوگانه بزرگ شدم. مادرم و خانواده مادرم مذهبی ولی پدرم و خانواده پدرم مذهبی نبودند. نوع پوشش ام در خانه خاله و دایی با عمه و عمو کاملاً متفاوت هست. از طرف خانواده اصلاً پوشش به من تحمیل نمی‌شود ولی خانواده مادرم که می رویم سعی می‌کنم خودم رو درست کنم و با شرایط هماهنگ بشوم تا مشکلی پیش نیاید. البته اگر هم بخواهم با تیپ خودم بروم مادرم تذکر می‌دهد.»
خانواده‌ها برای اعمال این کنترل‌ها نیازمند ابزار های کنترلی نیز هستند. برای شناخت این ابزارها باید به سراغ این موضوع رفت که اگر کسی بخواهد بر خلاف آیین خانوادگی عمل کند با چه رفتار های مواجه می‌شود و خانواده چگونه تلاش می‌کند او را با آیین خانوادگی همراه کند.
در این میان پنج دسته وجود دارد. یک خانواده های که اساساً خط قرمزی در آن‌ها وجود ندارد و فرد کاملاً آزادانه رفتار می‌کند که به نظر می‌رسد تعداد کمی از خانواده های ایرانی جز این گروه باشند. اگر هم باشند بیشتر جز گروه بسیار متمولین که طریقه زندگی خویش را به غرب بسیار نزدیک کرده‌اند است.
گروه دوم گروهی است که فرد به نحوی پوشش خویش تغییر داده که تغییر درون دایره مورد قبول خانواده است و یا خانواده آن‌را تشویق می‌کند یا برایش علی السویه است. همانند رفتار پدر «مینو» و پدر و مادر خانواده ای که «فائزه» از آن‌ها یاد می‌کند و می‌گوید با اینکه رفتار غالب خانواده‌ها بی حجابی بود اما پدر و مادر از اینکه دخترانشان با اعتقاد قلبی به حجاب رسیده است خوشحال هستند. بیشتر این دست تغییرات در خانواده های صورت می‌گیرد که خانواده آنچنان تقیّدات مذهبی ندارند ولی یک نفر قصد دارد به سمت پوشش اسلامی و حجاب تغییر کند و برای خانواده این یک بی احترامی به آیین تلقی نمی‌گردد. در واقع این تغییر برای خانواده نامطلوب نیست زیرا به آبرو و شخصیت خانوادگی آنان ضربه ای نخواهد زد.
گروه سوم؛ افراد خانواده با شناخت خط قرمزها خود خطوط را رعایت می‌کنند و اساساً تغییری رخ نمی‌دهد تا بتوان ابزار های کنترلی خانواده را ارزیابی کرد. «آزاده» در این باره می‌گوید:
«این از بچگی در خانواده ما بوده و جا افتاده که خط قرمزها چیست. البته پدر و مادر هم تذکر دادند و ما یاد گرفتیم. الآن برامون جا افتاده.»
«زهرا 30 ساله» در جواب این سؤال که اگر بخواهید از حدود خانواده عبور کنید چه خواهد شد؟ می‌گوید :
«آخه هیچ وقت همچنین چیزی پیش نیامده است. من خودم نخواستم لباس تنگ بپوشم. من خودم می‌دانم و می‌فهمم که آن‌ها چه را دوست ندارند و خودم رعایت می‌کنم که نخواهم آن‌ها را آزار بدهم. بهشون احترام می‌گذارم و چون دوستشون دارم سعی می‌کنم بهشون احترام بگذارم.»
گروه چهارم؛ افرادی که در خانواده های غیر مذهبی می‌خواهند محجبه شوند و خانواده احساس نامطلوبی از این اتفاق دارد. به نظر می‌رسد ابزار کنترلی این خانواده‌ها بسیار نرم ولی