شد.<br />از جمله کارهای ولید بن¬عبدالملک یا ولید اول در دوران حکومتش (86-96ق)، تغییر چند کارگزار، آزادی موالی و مشارکت دادن آنان در سپاه اسلام، افزایش سهم ماهانه افراد و توقف کوچ اجباری بود . البته او آبادانی¬هایی در مکه و مدینه به وجود آورد که در فصل دیگر بدان خواهیم پرداخت.
پس از ولید، برادرش سلیمان (حک: 96-99ق) نیز پس از تسویه حساب¬های شخصی، حکومت را به عمر بن¬عبدالعزیز (حک: 99-101ق) سپرد که می¬توان در این دوره تغییراتی را مشاهده کرد. از جمله این تغییرات، مفاهمه با مخالفین مانند شیعه و خوارج و ترک خشونت و تحقیر آنها بود. برای نمونه، وی لعن امام علیعلیه‌السلام بر منابر را ممنوع و با خوارج گفتگو کرد. مکتب حکومتی بنی¬امیه مبنی بر خشونت را طرد و استاندار کوفه را مامور کرد تا مراعات حال مردم را بنماید . از دیگر اقدامات عمر بن-عبدالعزیز، حل مشکلات سرزمین¬های فتح شده بود. خلفای قبلی به دلایل مادی، از نومسلمانان جزیه می¬گرفتند و در عطایای جنگی، عدالت را رعایت نمی¬کردند که وی به خلاف آن دستور داد . همین امر موجب گرایش بیشتر مردم به اسلام و کم شدن بیت المال و بروز مشکلات درون حکومتی برای او شد. دعوت دشمنان به اسلام به جای طمع به سرزمینشان و تسامح با آنان، آخرین سیاست حکومتی برجسته عمر بن‌عبدالعزیز است. با دعوت وی، بسیاری از ساکنان ماوراءالنهر و امیران سند اسلام را پذیرفتند. او با ارسال فقها به مغرب، در زمینه اسلام باقیمانده بربرها و تقویت دینی مسلمانان شمال آفریقا تلاش شایان ذکری کرد. این خلیفه حتی لیون سوم، امپراتور روم را نیز به اسلام دعوت کرد .
بر خلاف عمر بن¬عبدالعزیز، خلیفه بعدی، یعنی یزید بن¬عبدالملک یا یزید دوم (حک: 101-105ق)، مانند یزید اول، فردی بی لیاقت و عیاش بود . بررسی¬ها نشان می¬دهد که در زمان او حمایت متعصبانه از حزب قیسی و مشکلات درونی حکومت اموی پررنگ¬تر شد . پس از او، هشام بن¬عبدالملک (حک: 105-125ق)، یکی از سیاست¬مدارترین حاکمان اموی، توانست این مشکلات را با تدبیر برطرف کند . این مشکل بار دیگر در ابتدای حکومت ولید بن¬یزید بن¬عبدالملک (حک: 125-126ق) بروز کرد. ولید سوم از خلفای بدنام اموی است که در ابتدای حکومت با افزایش مقرری سپاهیان وصرف اموال بین مردم ، سعی کرد تا پشتوانه خود را قوی سازد. آن گاه در راستای علاقه به حزب قیسی و کینه¬ نسبت به مخالفین ولایتعهدیش، شروع به انتقام از حزب یمنی، به ویژه فرزندان هشام و خالد بن‌عبدالله قَسری کرد . حزب یمنی با رهبری یزید پسر ولید اول، با تشکیل نیروی عظیمی در شام و خراسان بر او شورید و در سال 126ق، ولید دوم، کشتۀ اختلاف درون حاکمیتی امویان شد .
بدین گونه دوران کوتاه حکومت یزید بن¬ولید بن¬عبدالملک (حک: 126-127ق) آغاز شد ولی جبهه مخالف به بهانۀ قتل ولید دوم، به رهبری پسران هشام، در برابر او ایستاد . در فلسطین و اردن نیز شورش¬هایی شد که سرکوب شدند . به این مقدار بایستی ناآرامی¬هایی که ناشی از تغییر در سطوح مدیریتی بود را اضافه کرد. در این اوضاع که یزید سوم مشغول مذاکره با مروان بن¬محمد معروف به مروان دوم یا مروان حمار، امیر متمرد جزیره، آذربایجان و ارمنستان برای ولایت¬عهدی بود، مرگ یزید سوم اوضاع را پیچیده¬تر کرد. برادر یزید، ابراهیم که از حمایت یمنی¬ها برخوردار بود، قصد حکومت داشت که با حمله مروان دوم به پشتوانه قیسی¬ها ، از دمشق فرار کرد و قبل از فرار، فرزندان هشام را به قتل رساند. بدین سان مروان دوم (حک: 127-132ق) با فتح دمشق در سال 127ق حاکم شد .
از آنجایی که مروان دوم، در حُرّان و تحت نظر قیسی¬ها رشد یافته بود، پایتخت را از دمشق به حُرّان از سرزمین¬های قبیلۀ مضر، محل آغاز دعوت خود ، منتقل کرد. برخی محققان همین کار را سبب خشم یمنی‌های شام و انگیزه¬ای برای مقابله با او و پیوستن به دعوت عباسیان می¬دانند . پس از آن می¬توان به شورش یمنی¬های حمص به کمک کلبی¬های تَدمُر ، شورش غوطَه به رهبری یزید بن¬خالد قسی یمنی و شورش یمنی¬های فلسطین به رهبری ثابت بن¬نعیم جذامی و سرکوبی تمامی آنها اشاره کرد. تلاش مروان دوم برای رفع اختلاف¬ها افاقه نکرد. از همین روست که مشاهده می¬کنیم، سلیمان بن¬هشام بن¬عبدالملک که زمانی فرمانده سپاه مخالف مروان بود، با اقدامات وحدت جویانه وی، در شمار سپاهیانش قرار گرفت ولی به مجرد یافتن فرصت مناسب، علم مخالفت را برافراشت و قِنَّسرین را تصرف کرد و در آنجا از مروان شکست خورد. سلیمان با باقیمانده سپاهش به کوفه و جنبش ضحاک خارجی پیوست .
در حالی که مروان دوم سرگرم حل و فصل این مشکلات بود، دعوت عباسی که در خراسان گسترش یافته و فراگیر شده بود، قدم به قدم به وی نزدیک و نزدیک¬تر می¬شد. سرانجام مروان از سپاه عباسی شکست خورد و در «بوصِیر » کشته و دولت امویان در سال 132ق منقرض شد .

مطلب مرتبط :   ، بازنشستگی، آلمان، درآمد، مستمری، نشستگی

3.2.1. جبهۀ روم در دورۀ امویان
تعبیر «جبهۀ روم» از آن رو به کار برده شد که روم جزء جهان اسلام قرار نگرفت و هم مرز با جهان اسلام در منطقه شامات بود و در بیشتر زمان مورد بحث، در آن منطقه درگیری وجود داشت. در دوران معاویه اول، در مرزهای مشترک با روم، درگیری¬های مستمری ادامه داشت که منجر به پایه گذاری غزوه‌های صائفه یا تابستانی و شاتیه یا زمستانی شد. جنگ‌هایی که پس از فتح و شکست¬های فراوان سرانجام، معاویه را جزیه‌گذار رومیان کرد. کوتاهی حکومت یزید بن¬معاویه (حک:60-64ق)، معاویه بن‌یزید (64ق) و مروان (حک: 64-65ق) و مشکلات داخلی آنان، فرصت تغییر در شرایط مرزهای روم را به آنها نداد.
عبدالملک (حک: 65-86ق) نیز به دلیل بحران‌های داخلی دو بار حاضر به پرداخت حق‌المصالحه به رومیان شد . ولی از سال 73ق به بعد با کم شدن مشکلات داخلی با رومیان درگیر و در پایان حکومتش، ارمنستان و مَصّیصَه به قلمرو وی اضافه شده بود .
در دوران ولید (حک: 86-96ق)، حمله‌های هماهنگ نیروی دریایی و زمینی، تهدید قسطنطنیه و فتح برخی قلعه¬ها، دژها و واحدهای نظامی در عمق سرزمین روم از سوی مسلمانان، منجر به تقویت نیروهای نظامی در مرزهای آناتولی، استحکام سامانه دفاعی قسطنطنیه و کوچاندن ارامنه به شهرهای موجود در جبهۀ آسیای صغیر و آبادانی آنجا از سوی رومیان شد .
سلیمان بن¬عبدالملک (حک: 96-99ق) به موفقیت بزرگ محاصره پایتخت امپراتوری روم، قسطنطنیه دست یافت . اما مشکل¬های بسیاری از جمله مقاومت سرسختانه رومیان، سازه¬های مقاومتی آنان، به تخت نشستن لیون سوم، در اختیار گرفتن آسیای صغیر از سوی دشمن، قطع خطوط کمک رسانی، طولانی شدن محاصره، خیانت مسیحیان موجود در ناوگان دریایی، بلایای طبیعی چون سرما و طوفان، مرگ سلیمان و به حکومت رسیدن عمر بن¬عبدالعزیز (حک: 99-101ق) و عدم علاقۀ وی کشورگشایی سبب شد که مسلمانان محاصره قسطنطنیه را رها کرده و با تحمل تلفات سنگین بازگردند .
مسلمانان بار دیگر در زمان هشام بن¬عبدالملک (حک: 105-125ق) شانس خود را در این جبهه آزموده و در سال 122ق با استفاده از اختلاف داخلی رومیان، تا نزدیکی «عموریه » در آسیای صغیر پیش رفتند اما دچار شکست سختی شده و تا پایان بنی¬امیه، مسلمانان دیگر امپراتوری روم را تهدید نکردند و به درگیری‌های ایذایی اکتفا کردند .

3.3. شام در عصر اول عباسی
از جمله شورش¬های بدو حکومت عباسی، می¬توان به شورش سفیدجامگان اشاره کرد. آنان حبیب بن¬مره مری در منطقه بَثَنِیه فلسطین، بَلْقاء و حَوْران ، ابوالورد در قِنَّسرین و اسامه بن¬مسلم در جزیره بودند . سرانجام در برابر سپاه عبدالله بن¬علی عباسی، شکست خورده و شهرهای رَّقَّه ، حُرَّان ، رُهاء ، مارِدِین ، دمشق و سرزمین فلسطین مطیع شدند.
در زمان مهدی عباسی نیز عبدالله بن¬مروان اموی در شام و عبد السلام بن¬هشام یشکری خارجی در قنسرین سرکوب شدند .
درگیرهای قبیله¬ای، شام را در فواصل سال¬های 176ـ180ق ناآرام کرد. هارون با تغییراتی در نظام اداری ـ سیاسی آنجا و به دست موسی بن¬یحیی بن¬خالد و جعفر بن¬خالد کارها را سامان داد.
نصر بن¬شبث در سال 198ق با بهره‌گیری از همراهی بسیاری از عرب‌ها ، ابتدا در برابر طاهر بن¬حسین، استاندار وقت موصل، جزیره، شام و مغرب پیروز شد. اما بالاخره در سال 210ق با امان خلیفه تسلیم و راهی بغداد شد .
3.3.1. جبهۀ روم در عصر اول عباسی
کنستانتین پنجم، امپراتوری روم از فرصت انتقال قدرت از امویان به عباسیان استفاده کرده به مناطق مرزی شام و جزیره حمله کرد و بعضی دژهای منطقه را اشغال کرد . پس از چندی سکوت در سال 134ق، سپاه اسلام در جنگ¬هایی محدود، حمله رومیان را ¬پاسخ گفت .
منصور (حک: 136-158ق) با استفاده از آتش¬بس، ترمیم سازه¬های دفاعی و انباشتن آن مناطق از جنگجو و ایجاد تسهیلاتی چون واگذاری زمین به تثبیت مرزها پرداخت .
سیاست آرامش در مرزها از سوی مهدی عباسی (حک: 158-169ق) و امپراتور لیوی چهارم، با نشان دادن حسن روابط و آزادی اسرای دو طرف پیگیری شد. اما امپراتور در سال 159ق تا سال 164ق نقض عهد کرد. در این سال با درگذشت امپراتور و مشکلات داخلی رومیان، مسملمانان برای دومین بار در تاریخ روابط دو دولت، پایتخت رومیان را تهدید کردند. این مسئله برای اولین بار، سبب پرداخت حق‌المصالحه تا سال 168ق از سوی رومیان شد .
این موفقیت در دوره هارون (حک: 170ق-193ق) ادامه پیدا کرد. در سال 181ق هارون تا قسطنطنیه پیش رفت و ملکه روم بار دیگر، مجبور به پرداخت حق¬المصالحه شد . چند سال بعد «نقفور» امپراطور جانشین، با نقض پیمان دوباره تن به صلح و پرداخت باج داد . تصرف جزیره قبرس در سال 190ق، ارسال هزاران اسیر به بغداد و برقراری ارتباط با «شارلمان» پادشاه فرانک (فرانسه) و ارسال سفیران، نامه‌ها و هدایا ادامه این موفقیت‌ها بود . پایان عصر اول عباسی، با اقتدار مسلمانان و تقاضای صلح از سوی امپراتور روم همراه بود .

مطلب مرتبط :   تأخیر، تأدیه، معاملات، بدهی، دیون، انقلاب

4. سرزمین¬های شرقی
4.1. سرزمین¬های شرقی تا سال 41 هجری
عنوان این بخش شامل ایران، ماوراءالنهر تا مرزهای چین، شبه قاره هند و همه سرزمین¬هایی است که در شرق خلافت اسلامی است. اما بنا به درجۀ اهمیت، هدف ایران است. ایران مورد بحث در این تحقیق، ایران زمان ساسانیان و مقارن ظهور اسلام است. کشور پادشاهان ساسانی از بین النهرین و ایران تشکیل می‌شد . قابل تذکر اینکه هر چند «عراق» قسمتی از امپراتوری ساسانی بود اما به لحاظ اهمیت فوق العاده آن قبل از ایران و جداگانه بررسی شد.
فتح ایران در سال 12ق با سیطره بر «حیره » و اردو در «قادسیه » آغاز شد. قادسیه در سال 16ق پس از چند ماه مذاکره با جنگ گرفته شد. پس از آن، تیسفون سقوط کرده، یزدگرد سوم گریخت و در نهاوند در سال 21ق برای همیشه مغلوب شد. این پیروزی «فتح الفتوح» نام گرفت. سرانجام، یزدگرد سوم در سال 31ق و حوالی مرو، کشته شد.

4.2. سرزمین¬های شرقی در دورۀ امویان
در ابتدای این دوره با مهاجرت گسترده اعراب به ایران در قالب سپاه جنگی و غیر آن، بافت جمعیتی ایران در حال تغییر بود . از سویی وجود اعراب در ایران، امنیت این کشور پهناور را برای حکومت مرکزی حفظ می¬کرد و از سوی دیگر، شهرهای حساسی چون کوفه و بصره، کمی از اعراب خالی می-شد و این به معنای تنش و تشنج کمتر بود.
در دوره مروانیان، وجود اغتشاش، بی‌ثباتی و اختلاف در ماوراءالنهر بهترین فرصت بود تا قبل از اینکه آنان با احساس دشمن مشترک با هم متحد شوند، مسلمانان هر چه زودتر آنجا را فتح کنند و با این کار از نفوذ ناآرامی به درون مرزهای اسلامی جلوگیری کنند . از این رو مهلّب بن¬ابی¬صُفره حاکم خراسان از سوی حجاج به همراه پسرانش، فتوحات کم‌رونقی را در شرق و به خصوص ماوراءالنهر پیگیری کردند. اما سیاست¬های متعصابه آل¬مهلب، اختلاف¬های عربی ـ قبیله¬ای را برانگیخته بود .
قُتیبه بن¬مسلم باهلی، امیر خراسان از سوی ولید اول ، با دوری گزیدن از سیاست¬های متعصانۀ تفرقه انگیز، توانست همه شورشیان را مجازات و به موفقیت کامل درماوراءالنهر دست یابد. این فتوحات در مرز چین به دلایلی از قبیل نیرومندی این کشور، طولانی بودن خط کمک رسانی، شورش در مناطق فتح شده و منافع رابطۀ اقتصادی با چین با درخواست مذاکرۀ صلح¬جویانه از سوی چین متوقف شد .
در همین سال¬ها، فتح سند که از دوران خلفای نخستین آغاز شده بود، با نصب محمد بن¬قاسم، داماد و پسرعموی 20 سالۀ حجاج در سال 89ق از سوی وی وارد فاز جدی شد . فتح مُکران ، دَیبُل ، تجدید بنا و اسکان 4000 مسلمان در آنجا و تبدیل آنجا به یک پایگاه دریایی از کارهای او بود . تا پایان دوره ولید اول (حک: 86-96ق)، تمام منطقه سند در اختیار مسلمانان قرار گیرد.
از زمان سلیمان بن¬عبدالملک (96ـ99ق) تا آخر بنی¬امیه (132ق)، نیروی حکومت صرف حفظ و استحکامِ فتوحات قبلی شد. این مطلب که هم¬زمان با عزل محمد بن¬قاسم (96ق) و قتل قُتیبه بن¬مسلم (96ق) بود، می¬تواند به دلیل اختلاف داخلی خاندان اموی و عرب¬های خراسان، سرکوب جنبش¬هایی همچون خوارج، یزید بن¬مهلب و شورش¬های متفرقه در سرزمین¬های فتح شده باشد .
در دوره هشام بن¬عبدالملک (105-125ق)، با استقبال مردم سمرقند و ماوراءالنهر از اسلام به دلیل معافیت از مالیات و در نتیجه خالی شدن خزانه، تشنج در جبهه شرق بیشتر شد . پس از آن حکومت تلاش کرد که مجددا از نومسلمانان مالیات دریافت کند، آنان برای اخراج مسلمانان