دانلود پایان نامه
هنگام این سوره نازل شد و خداوند به این وسیله ایشان را شاد کرد.»239
بعد از شاد کردن پیامبر9 خداوند گذشته او را به او متذکّر گردید: «آیا تو را یتیم نیافت و سپس پناه داد؟ و تو را گمشده یافت و هدایت کرد و تو را فقیر یافت و بی نیاز نمود. حال که چنین است یتیم را تحقیر مکن و سؤال کننده را از خود مران و نعمت های پروردگارت را بازگو کن»240 و این چنین پیامبر را دلداری میدهد و نگرانیاش را میزداید.
صورت دوّم آن است که با گذشته افراد در حیات جمعی و اجتماعی آنها برخورد کنیم و وضعیّت قبلی آن ها را یادآوری نماییم تا به فکر فرو روند و با مقایسه حال و گذشته خود و مشاهده بهبود وضع کنونی، درصدد حفظ و ارتقای این وضع تلاش کنند؛ برای مثال، می توان به آیات 103-105 آل عمران اشاره کرد که خداوند با ارجاع آنان به گذشته و یادآوری پراکندگی و از همگسیختگی و دشمنی و کینهتوزی آنان، بیان میدارد که نعمت الهی شامل حالشان شده و در پرتو هدایت او مانند برادر به یکدیگر نزدیک شدند. پس باید قدر این برادری را بدانند و به ریسمان الهی چنگ زده و از تفرقه بپرهیزند. تأکید می کند که درمان تفرقه و جدایی، دعوت به خیر است، پس باید امر به معروف و نهی از منکر کنند و مانند اقوام گذشته نباشند که آیات و هدایتهای الهی به سوی آنان آمد؛ ولی آنان پس از بهرهمندی از این نعمت، متفرق شدند و مشمول عذاب گردیدند. در این آیات، هم ارجاع به گذشته خویش است و هم ارجاع به گذشته دیگران.241
صورت سوّم، ارجاع افراد به گذشته دیگران، و به عبارتی هوشیار کردن افراد با عنایت به تجربه ها و راههای رفته شده دیگران است. این شیوه در واقع همان عبرتدهی است که معمولاً در قالب داستان بلند و کوتاه و بیان سرگذشت اقوام و اشخاص صورت میگیرد؛ برای مثال، قرآن در سوره هود بعد از بیان سرگذشت حضرت هود7، نوح7، صالح7، ابراهیم7، شعیب7، صالح7 و اقوام ایشان و توصیه ها و سفارش های فراوان، به پیامبر9 خطاب کرده میفرماید: «ما از هر یک از سرگذشت های انبیا برای تو بازگو کردیم تا به وسیله آن قلبت را آرامش بخشیم [ و اراده ات قوی گردد] و در این [ اخبار و سرگذشت ها] برای تو حق، و برای مؤمنان موعظه و تذکّر آمده است242»
ب. تفسیر تربیتی موضوعی با بهره وری برون متنی به قرآن
مفسّر در این روش میکوشد با توجّه به علوم تربیتی و مسائل موجود در فرایند تعلیم و تربیت و آموزش و پرورش، و نیز مسائل تربیتی موجود در جامعه، مسأله تربیتی را انتخاب کرده و این مسائل را که در ابتدا به شکل مصرّح و آشکار در قرآن مطرح نشده اند، به قرآن عرضه نماید و پاسخ آنان را استخراج نماید؛ برای مثال موضوعاتی مانند: «شاگردمحوری»، «معلم محوری»، «ایجاد انگیزه»، «هوش هیجانی»، «هوش معنوی» «تأثیر یا عدم تأثیر تلقین در تربیت» و… را می توان از علوم تربیتی وام گرفت و بر قرآن عرضه نمود و داوری و قضاوت قرآن کریم در مورد این موضوعات را جویا شد.
پاسخ های قرآن میتواند صورت های گوناگونی داشته باشد؛ مثلاً آن را کاملاً بپذیرد یا رد کند یا دیدگاه تکمیلی یا تصحیحی نسبت به آن داشته باشد و یا اساساً نسبت به آن سکوت کند و به عقل بشر واگذارد.243
نمونه ای از این روش، با عنوان «قرآن و هوش معنوی» ارائه خواهد شد.

1-2. تفسیر آیات تربیتی قرآن
گاه مفسرّ با نگاه تخصصی، به استخراج و تفسیر آیاتی که دارای برجستگی تربیتی خاصی هستند اقدام می کند. این دسته از آیات که میتوان آن را «آیات التربیه» نامید و حکم «غرر آیات تربیتی قرآن» را دارند سیمایی از پیام های تربیتی مهم قرآن را انعکاس میدهند. تمرکز مفسّر بر یک آیه این امکان را به او میدهد که به تفصیل به تفسیر آن پرداخته و ابعاد و زوایای آن را با کمک دیگر آیات، روایات و ابزارهای تربیتی و گزارههای دانش تعلیم و تربیت روش سازد؛ کاری که معمولاً در تفسیر ترتیبی، به جهت مجال اندک، به آن پرداخته نمیشود. این کار شبیه همان کاری است که از دیرباز مفسّران تحتعنوان «آیات الأحکام» به تفسیر آیات فقهی قرآن میپرداختند، یا آثاری که درباره تفسیر آیات اعتقادی، آیات سیاسی، آیات تاریخی و… نگاشته شده است.
در گزینش این گونه تفسیری، «وضوح و برجستگیِ» نقش تربیتی آیه بسیار مؤثر است؛ زیرا شمار آیاتی که به گونه ای دارای دلالت تربیتی هستند میتواند چیزی نزدیک به تعداد آیات کل قرآن باشد. به عنوان نمونه ای از این گونه آیات می توان به «آیه وقایه» اشاره کرد که به تفسیر تربیتی آن می پردازیم.

مطلب مرتبط :   مقاله درباره زیرساخت فناوری اطلاعات، حاکمیت فناوری اطلاعات

تفسیر تربیتی آیه وقایه
«یَأَ ایها الَّذِینَ ءَامَنُواْ قُواْ أَنفُسَکْم وَ أَهْلِیکمْ نَارًا وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الحِجَارَهُ عَلَیهَا مَلَئکَهٌ غِلَاظٌ شِدَادٌ لَّا یَعْصُونَ اللَّهَ مَا أَمَرَهُمْ وَ یَفْعَلُونَ مَا یُؤْمَرُون»؛ اى کسانى که ایمان آورده‏اید، خودتان و کسانتان را از آتشى که سوخت آن، مردم و سنگهاست حفظ کنید: بر آن [آتش‏] فرشتگانى خشن [و] سختگیر [گمارده شده‏] اند. از آنچه خدا به آنان دستور داده سرپیچى نمى‏کنند و آنچه را که مأمورند انجام مى‏دهند.244
این آیه با خطابی فراگیر به مؤمنان، ستون های کاخ با شکوه اصلاح و تربیت را پی ریزی می کند. دستوری بنیادین که عمل به آن ضامن تربیت فرد، خانواده و اجتماع، و تأمل در آن، الهام بخش بسیاری از مبانی، اصول و روش ها و توصیه های تربیتی است؛ تا انسانی پدید آید قرین به تربیت قرآنی و خانواده ای متین به حکمت ربّانی و جامعه ای برین به برکت آیات روحانی.

حکمتهای تربیتی خطاب در آیه وقایه
– خطاب «یَأَ ایها الَّذِینَ ءَامَنُواْ قُواْ أَنفُسَکْم وَ أَهْلِیکمْ نَارًا» بیانگر عنصر محوری «هدف و غایت تربیت»، به عنوان یکی از مسائل مبنایی تعلیم و تربیت است. هدف تربیت در این آیه «ایجاد انسان، خانواده و جامعه ایمانی است»
– هر چند خطاب الهی به عنوان مربّی، به همه انسانها است؛ امّا اختصاص خطاب به مؤمنان نشانگر بهرهگیران نهایی از این خطاب (مؤمنان) و نیز شرط این بهرهگیری (ایمان) است؛ چنانکه قرآن کریم، گاه هدایتگر عموم مردم خوانده شده: «هدیً للنّاس»؛ و گاه هدایتگر گروهی خاص: «هدیّ للمتّقین»245
باران که در لطافت طبعش خلاف نیست در باغ لاله روید و در شوره بوم خس246
– خطاب «یَأَ ایها الَّذِینَ ءَامَنُواْ قُواْ أَنفُسَکْم وَ أَهْلِیکمْ نَارًا» بر نقش تربیتی و معلّمی انسان تأکید میورزد؛ چرا که مؤمن در گام نخست مربّی خویش و در گامی فراتر مربّی خانواده خویش است.
– خطاب، دو سویه است و ارزش خطاب به هر دو سو بستگی دارد؛ یک سوی این خطاب، خداوند و سوی دیگر آن، اهل ایمان هستند. خطاب حضرت ربّ الأرباب به آدمی، نشانه کرامت انسان و توجّه ویژه او به مقام انسان مؤمن است247 و به مربّیان «اصل کرامت»248 را گوشزد می کند؛ اینکه آنان شاگردان ویژه و لایق خویش را با کلامی لطیف و کرامت بخش بنوازند و مورد خطاب قرار دهند. لذّت خطاب الهی، قلب مؤمن را سرشار از شعف می سازد و سختی و مشقّت اطاعت را هموار می کند؛ چنانکه در حدیث امام صادق7 آمده است:
« لذه ما فى النداء ازال تعب العباده و العناء؛ «لذّت خطاب، آن چنان است که سختى و مشقت عبادت را از بین برده است»249
– هر چه خطاب کننده با ارزش تر باشد، خطاب شونده احساس غرور و افتخار و شخصیت بیشتری می کند و زمینه توجّه به محتویات خطاب و عمل به توصیه های نهفته در آن فزونی می گیرد، و چه خطابگری ارجمندتر از ذات پاک الهی؟
– خطاب بیواسطه الهی، هر چند واسطه ارجمندی مانند پیامبر، 9 می تواند نشانگر توجّه ویژه الهی و عظمت موضوع آیه و جایگاه رفیع مخاطب باشد؛ چنانکه 90 بار خطاب «یا ایهاالذین آمنوا» در قرآن به کار رفته و معدود موارد خطاب به «یا أیّها الکافرون» «أیّها الضّالون المکذبون» نیز یا باواسطه است: «قل یا أیّها الکافرون» و یا مربوط به قیامت. خطابات دیگری مانند: «یا أیّها النّبی، یا أیّها الرّسول، یا أیها الرّسل» نیز میتوانند در گروه اهل ایمان به حساب آید. از بیست مورد خطاب «أیّها النّاس» نیز پنج مورد با واسطه «قل» آمده است. در بقیه موارد نیز موضوع خطاب شرافت و اهمیّت ویژه ای داشته است.

اصول و روشهای تربیتی در آیه وقایه
– خطاب، از «شیوههای آموزش» و مرتبط با اصل «جلب ارتباط و توجّه مخاطب» است؛ وقتی مربّی به فرد یا گروه خاصی خطاب میکند، توجّه آنان جلب و تمرکز آنان بیشتر میشود؛ در نتیجه انگیزه یادگیری و توجّه به محتوای آموزشی بیشتر میشود.250
– روش «محبّت» از روش های تربیتی قرآن است و هیچ روشی مانند آن در تربیت آدمی مؤثر نیست.251 نوع خطابات قرآن تابعی از مهر و قهر الهی است. خطاب «یَأَ ایها الَّذِینَ ءَامَنُواْ» خطاب محبّت و رحمت از سوی خدای رحیمی است که رحمتش همه چیز را فرا گرفته: «وَ رَحْمَتی‏ وَسِعَتْ کُلَّ شَیْ‏ء»252 و مهرورزی را بر خویش واجب ساخته است: «کَتَبَ رَبُّکُمْ عَلى‏ نَفْسِهِ الرَّحْمَه»253
– خطاب «یَأَ ایها الَّذِینَ ءَامَنُواْ قُواْ» بیانگر تبیین یکی از لوازم ایمان است و آن این است که، ایمان تنها «اعتراف زبانی و اقرارقلبی» نیست؛ بلکه جلوه عملی دارد254 و در محافظت عملی از خود و خانواده در برابر آفات تجلّی می یابد که نمونه هایی از این اقدامات عملی در روایات تفسیری ذکر شده و بر تأدیب، امر به معروف و نهی از منکر تأکید شده است.255
– خطاب «یأَ ایها الَّذِینَ ءَامَنُواْ قُواْ أَنفُسَکْم» تأکید میکند که راه تربیت انسان از خود او می گذرد و اگر انسان، خود، این راه را ببندد تلاش های بیرونی به نتیجه نمیرسد؛256 متقابلاً مانع اصلی تربیت نیز همان رها سازی نفس سرکش در منجلاب هواهای نفسانی و دنیای پست و مذموم و عدم کنترل و محاسبه و مراقبه پیوسته آن است. تعبیر «قُواْ» تأکید میکند که به بند کشیدن نفس و مرخّصی ندادن به آن، عامل کامیابی است و رهاکردن افسار آن، عامل سقوط و هلاکت می باشد؛ چنانکه امیرالمؤمنین علی7 می فرمایند: «لا ترخّصوا لأنفسکم فتدهنوا و تذهب بکم الرّخص مذاهب الظّلمه فتهلکوا؛ نفس خویش را رها نسازید که سست میشوید و این کار شما را به تاریکی ها میکشاند و در نتیجه هلاک میشوید»257
نفست اژدرهاست او کی مرده است از غم و بی آلتی افسرده است.258
– «یَأَ ایها الَّذِینَ ءَامَنُواْ قُواْ» تلویحاً میتواند به ضرورت «استمرار در تربیت» اشارهای داشته باشد؛259 زیرا چنانکه ایمان باید در انسان مؤمن، دائمی و مستقر باشد، نه مقطعی و مستودع260 و عاریتی، اصل «مراقبه» و محافظت نیز نیازمند استمرار و دوام است. یک نگاه کوچک برای یک گناه بزرگ کافی است، یک جرقه کوچک برای انفجار یک انبار باروت کافی است و یک سخن کوتاه برای بردن آبروی دهها ساله یک انسان و یک موضع گیری شیطانی برای به فتنه کشاندن یک جامعه کفایت می کند. پس باید پیوسته مراقب بود تا لباس ایمان و تقوا همواره بر قامتت برقرار باشد.
– خطاب «یَأَ ایها الَّذِینَ ءَامَنُواْ قُواْ أَنفُسَکْم وَ أَهْلِیکمْ نَارًا» بیانگر مقتضی دیگر تربیت امّا در ساحت تربیت اجتماعی است. اصلاح جامعه از اهداف تربیت است و تحقّق آن نیز در گرو اصلاح واحدهای کوچکتر اجتماعی یعنی خانواده است.261 راه اصلاح و افساد جامعه نیز از مسیر اصلاح و افساد خانواده میگذرد؛ از اینرو مقتضی مهمّ تربیت اجتماعی همان تربیت خانوادگی است. تربیت خانوادگی نیز در گرو تربیت عناصر کلیدی آن یعنی پدر و مادر است که با کریمه «قُواْ أَنفُسَکْم» مورد تأکید قرار گرفته است. مقتضیات دیگر تربیت اجتماعی؛ مانند مقتضیات سیاسی، اقتصادی و فرهنگی نیز به تربیت خود و خانواده بر میگردد.
– «یَأَ ایها الَّذِینَ ءَامَنُواْ» متناسب با روش تربیتی «مراقبه» است؛262 زیرا ایمان داشتن کافی نیست؛ بلکه حفظ و نگهداری آن از خطرات و آسیب ها نیز بسیار اهمیّت دارد که جز با مراقبت به دست نمی آید.263 «تلفیق ایمان و عمل» نیز که از روش های تربیتی است264 با همین توضیح از آیه به دست می آید.
– «امر به معروف و نهی از منکر» از روش های تربیتی اسلام است.265 خداوند در این آیه به مؤمنان امر به معروف و نهی از منکر می کند. در روایات نیز شیوه حفظ بستگان از آتش دوزخ مورد اشاره در این آیه، امر به معروف و نهی از منکر آنان دانسته شده است.266
– «ایجاد انگیزه» از اصول تربیتی است 267 که میتواند به روشهای مختلفی مانند: «شوق آفرینی و تشویق» «تحریک عواطف و برانگیختن شفقت»268 «خوفافکنی و انذار» صورت گیرد؛ که در این آیه روش «تحریک عواطف» و «خوف آفرینی» دیده میشود. آدمی، خود و خانوادهاش را دوست دارد و در راستای دفع خطرات آن تلاش میکند. خداوند در این آیه با تحریک عاطفه «خود دوستی» و «خانواده دوستی» از این روش تربیتی بهره میگیرد269 و خطرات ناشی از کمکاری تربیتی در خانواده را گوشزد مینماید. روش «خوف آفرینی و انذار» نیز ریشه در ویژگیهای روانشناختی انسان دارد؛ چه آنکه آدمی به صورت طبیعی گرایش به اموری دارد که مایه لذّت، منفعت، آسایش و رفاه است و از امور دردآفرین و مشقّتساز گریزان است؛270 براین اساس، در بسیاری از موارد، انسان، لذّت اندکِ آنی را بر لذّت بیشترِ آتی ترجیح میدهد؛ امّا اگر در لذّت اندکِ آنی ، عذاب دهشتناکِ آتی، نهفته باشد، میتواند عامل بازدارندهی قویّ باشد. 271
– «تذکّر» از روش های تربیتی قرآن است.272 «تذکّر» بهمعنای یادآوری خدای متعال، نعمتها، مرگ

مطلب مرتبط :   پایان نامه قانون مجازات اسلامی، جرایم سازمان یافته