دانلود پایان نامه
آنها درست بیاندیشند و به وجدان خود و داورى عقلشان مراجعه کنند به خوبى از این دو امر آگاه مى‏شوند که اولاً جهان بر اساس حق آفریده شده، و نظاماتى بر آن حاکم است که دلیل بر وجود عقل و قدرت کامل در خالق این جهان است. ثانیاً این جهان رو به زوال و فنا مى‏رود و از آنجا که خالق حکیم ممکن نیست بیهوده آن را آفریده باشد دلیل بر این است که جهان دیگرى که سراى بقا است بعد از این جهان مى‏باشد، و گرنه آفرینش این جهان مفهوم نداشت، و این خلقت طویل و عریض تنها براى این چهار روز زندگى دنیا بى معنى بود، و از اینجا به وجود آخرت پى مى‏برند.301
فکر مرگ و پایان زندگى از جمله افکارى است که در زدودن زنگار «غفلت» از آینه روح آدمى بسیار مؤثر است؛ به ویژه به هنگام عبور از آرامگاه مردگان. این فکر و اندیشه به یقین جلوى سرچشمه هاى اصلى «غفلت»را که هواپرستى و خودخواهى و فزون طلبى است، مى گیرد.

5- پ) خودآگاهی 
یکی از راه های دوری از غفلت این است که به هویت انسانى خود «توجه» کنیم؛ باید «خود غفلتى» را به «خود آگاهى» تبدیل کنیم. که لازمه خودآگاهى و توجّه به هویت انسانى، توجه به سه مطلب است: 1. مبدأ من کجا است و از کجا و چگونه به وجود آمده ام؟ 2. سرانجام من چیست و به کجا خواهم رسید؟ 3. مسیر بین این مبدأ تا مقصد را چگونه باید طى کنم؟
براى درآمدن از غفلت نسبت به هر چیزى، اولین مرحله این است که انسان نسبت به خودِ «صورت مسأله» توجه پیدا کند. بدیهى است که تا ما نسبت به اصل یک موضوعْ تصورى نداشته باشیم، سؤالى هم پیرامون آن نخواهیم داشت. بسیارى از مسایل در حوزه هاى مختلف علوم وجود دارد که ما آنها را نمى دانیم و دلیل آن هم این است که اصلاً خبر نداریم چنین موضوعات و مسایلى هم وجود دارند. به عبارت دیگر، گاهى «مى دانیم» که فلان مسأله را «نمى دانیم»؛ در این جا نسبت به صورت مسأله توجه داریم، گرچه پاسخ آن برایمان روشن نیست. اما گاهى اصلاً «نمى دانیم» که «نمى دانیم»؛ این جا اصلاً خود صورت مسأله هم براى ما معلوم نیست. آگاهى نداشتن ما از بسیارى از مسایل از این سنخ دوم است.
اقتضاى وجود ما انسان هاى عادى این است که از بدو وجودمان در دوران جنینى و پس از آن از تولد تا دورانى از سنین طفولیت و کودکى، نسبت به بسیارى از مسایل غافلیم. در برخى از این مراحل، حتى اگر هم بخواهیم صورت بعضى از مسایل را تصور کنیم، نمى توانیم؛ چون هنوز به آن درجه از رشد و بلوغ عقلى نرسیده ایم. بسیارى از مفاهیم عقلى و انتزاعى از این سنخ هستند؛ به عنوان مثال تصور مفاهیمى که در مثلثات یا ریاضیات جدید مطرح است براى کودک سه ساله ممکن نیست؛ جداى از تصدیق این مسایل، حتى تصور آنها نیاز به رشد عقلانى و ذهنى خاصى دارد.
اصول سه گانه اعتقادى، یعنى توحید، معاد و نبوت از آن سنخ مسایلى هستند که تا سنینى تصور آنها هم براى ما حاصل نمى شود و از این رو نسبت به آنها غفلت محض داریم. در سنین خاصى است که تازه تصور این مطالب و مفاهیم براى ما میسر مى شود؛ این جا است که مى توان اولین کلید را براى در آمدن انسان از غفلت نسبت به این مسایل، به کار برد و پس از آن است که مى توان به طرح پرسش هایى پیرامون این مفاهیم و تحقیق براى یافتن پاسخ آنها پرداخت.302
پس با این اوصاف می بایست برای رهایی از غفلت به خود آگاهی رسید.که ازآن گاهاً به «یقظه»تعبیر می شود.وآن، نقطه مقابل غفلت، به معناى خودآگاهى است.بعضى از عارفان آن را یکى از منازل آغازین سیر و سلوک ذکر کرده اند. در اصطلاح آنان ، بیدارى از خواب «غفلت» و توجه به اعمال و کردارهاى گذشته، براى جبران خطاها و جهت گیریهاى صحیح در آینده است.303
امام خمینى (قدس سره) در کتاب «جهاد اکبر یا مبارزه با نفس» ضمن این که «یقظه» را گام اول در تهذیب نفس مى دانند ذیل این عنوان چنین فرمودند:
«تا کى مى خواهید در خواب «غفلت» به سر برید و در فساد و تباهى غوطه ور باشید، از خدا بترسید و از عواقب امور بپرهیزید، از خواب «غفلت» بیدار شوید. شما هنوز بیدار نشدید، هنوز قدم اول را برنداشتید، قدم اول در سلوک «یقظه» است، ولى شما در خواب به سر مى برید، چشم ها باز و دل ها در خواب فرو رفته است، اگر دل ها خواب آلود و قلبها بر اثر گناه سیاه و زنگ زده نمى شد، این طور آسوده خاطر و بى تفاوت به اعمال و اقوال نادرست ادامه نمى دادید، اگر قدرى در امور اخروى و عقبات هولناک آن فکر مى کردید، به تکالیف و مسوؤلیتهاى سنگینى که بر دوش شماست، بیشتر اهمّیّت مى دادید».304

مطلب مرتبط :   پایان نامه ارشد درباره خلیج فارس و دریای عمان، مجلس شورای ملی