دانلود پایان نامه
می خواهد ، در این وضعیت مشکلات بزهکاری به ندرت دیده می شود.
هچنین جعفری در مقاله خود که با عنوان «فرار دختران از خانه»منتشر شد، با اشاره به بررسی انجام گرفته توسط مرکز امور مشارکت زنان در خصوص «فرار از منزل» دو نوع فرار کوتاه و بلند مدت را مطرح می کند.
در فرار کوتاه مدت : افراد بعد از مدتی به لحاظ پشیمانی از رسیدن به آرزوها و اهداف خود و یا مهیا نشدن شرایط و امکانات مود نیاز نزد خانواده بر می گردند ولی در فرار دراز مدت ؛ که معمولاً در نتیجه ی درگیریهای شدید و تنفر بیش از اندازه از خانواده به وقوع پیوسته ، امکان بازگشت فرد فراری بسیار کم است.
فرار اقسام مختلفی دارد. از جمله فرار صرعی، فرار هیستریک، فرار فراموشی و فرار معمولی، که در این پژوهش فرار معمولی مورد نظر بوده است. در فرار صرعی: بیمار ممکن است دست به جنایت یا قتل بزند و بعد از اتمام آنها را فراموش کند. در فرار عادی کاملاً بر فعالیتهای خود، چه قبل و چه بعد از فرار آگاهی دارد «بیرجندی، ۱۳۴۶» به عقیده راندوشستروم میل به فرار از زیر بار فشارهای خانوادگر و اجتمایی و پناه بردن به محیطی که نیازهای نوجوان در آن بهتر صورت پذیرفته و مورد توجه قرار گیرد همیشه در فکر نوجوانان وجود دارد. در این دوره تمایل به عضویت در گروههای اجتماعی به اوج می رسد «راندوشستروم، ۱۳۵۶» نوجوان می خواهد از سیطره خانواده آزاد بوده تا فردیت و استقلال خود را احساس کند. «شاری نژاد، ۱۳۶۴» قائمی امیری در کتاب خود تحت عنوان آسیبها و عوارض اجتماعی، پیرامون علل فرار چنین می نویسد: «فرار از جمله پدیده هایی است که عوامل مختلفی می تواند سبب آن گردد.
تحقیقات انجام شده در کنورهای مختلف هر یک به بخشی از عوامل مؤثر در بروز فرار اشاره دانسته اند که در اینجا به تناسب امکانات به تعدادی از آنها، اشاره می شود:
۱ – وجود شرایط تنبیه و اذیت و آزار کودک و طاقت فرسا بودن محیط خانه
۲ – فرار به علت انتقام گرفتن از والدین
۳ – از هم گسیختگی خانواده و نبودن سرپرست در خانه
۴ – فرار به منظور جلب توجه دیگران
۵ – وجود نامادری یا ناپدری در خانه
۶ – تبعیض در خانه
۷ – دوستان ناباب و مشکل دار
۸ – آموزشهای نادرست «بالاخص فیلم های نیمایی و ویدئویی مبتذل»
۹ – ریسک و ماجراجویی و انجام کارهای متهورانه

1-7-1-1- انواع رویکردها در خصوص علل فرار دختران از خانه
دو رویکرد نظری مهم در زمینه فرار دختران، رویکرد انگیزشی و رویکرد شخصیتی می باشند رویکرد اول انگیزه های فرار از خانه را مورد بررسی قرار می دهد در حالی که رویکرد دوم به بررسی ویژگی های شخصیتی و روانشناختی نوجوانان فراری می پردازد.

الف- رویکرد انگیزشی:
هومر1973 بنقل محمد خانی 1386 با توجه به بکار گیری رویکرد انگیزشی در مورد دختران فراری انگیزه های آنها را به دو نوع طبقه بندی می کند:
فرار از وضعیت نامناسب خانواده ؛بعنوان مثال تعارضات واختلاف خانوادگی .
فرار برای رسیدن به اهداف خاص؛برای مثال روابط عاشقانه،گشت وگذار، ارتباط جنسی و…
هومر با رد این عقیده که رفتار فرار از خانه صرفاً واکنشی به تعارضات و کشمکش های خانوادگی یا فریاد برای کمک خواهی باشد، اظهار می دارد که بسیار ی از کودکان صرفاً بدلایل خانوادگی فرار نمی کنند نوجوانانی که برای رسیدن به هدفی اقدام به فرار می کنند ممکن است مشکلاتی با خانواده یا مدرسه و جامعه داشته باشند ولی بیشتر در جستجوی هیجان هستند هومر این دختران را جستجو گران لذت می نامد. آنها به سوی مکانها و افرادی فرار می کنند که از آن منع شده اند مانند روابط جنسی ، مواد و مشروبات الکلی، و معمولاً جذب گروههای بزهکاری می شوند.
ب- رویکرد شخصیتی:
در این رویکرد، توجه به خصوصیات شخصیتی به عنوان توضیحی برای رفتار فرار از خانه در نظر گرفته شده است که یا فرار را به عنوان یک «نشانه روان رنجوری» می بینند و یا بر ارتباط «بین کنترل داخلی و خارجی» فرار تکیه می کند. منظور از نبود کنترل خارجی، ناتوانی در تاثیر گذاری بر وقایع خارجی یا مقاومت کردن در برابر آنهاست دخترانی که کنترل خارجی ندارند معمولاً خود را ضعیف می پندارند و راحت تر تحت تاثیر قرار می گیرند. همچنین منظور از نبود کنترل داخلی وجود رفتارهای تکانشی،عصبانی شدن، عدم توانایی قضاوت کردن و احساس درماندگی داشتن است»(محمد خانی ، 1386(.

مهم ترین عوامل فرار دختران از خانه چیست؟
براساس آخرین آمارهای اعلام شده ۲۰ درصد دختران بر اثر ناسازگاری با والدین، ۱۶درصد بر اثر اغفال، ۱۳ درصد نداشتن امنیت در خانه، ۱۲/۵ درصد بر اثر از هم پاشیدگی خانواده و ۱۵ درصد بر اثر مناسب نبودن وضعیت اقتصادی خانواده از خانه فرار می کنند.
بر همین اساس ۲۶ درصد دختران فراری توسط خانواده مورد سو»استفاده جنسی و ۳۳ درصد نیز مورد تنبیه بدنی قرار گرفته اند.
. عوامل مختلفی زمینه ساز خانه گریزی دختران می باشند. بر خلاف بر خی نظرات که فقط خانواده و یا اجتماع ر به تنهایی در بوجود آمدن آن دخیل می دانند، در واقع می توان گفت فرار دختران یک پدیده چند علتی است. بطوریکه عوامل مختلفی دست بدست هم داده و زمینه را برای بروز این پدیده بوجود میآورند.
تحقیقات نشان می دهد که سردی روابط عاطفی والدین ، متارکه ، طلاق ، وجود ناپدری و نامادری ، بی سرپرستی و بدسرپرستی ، خشونت در خانواده ، فقر اقتصادی و فرهنگی ، اعتیاد ، مشکلات روحی روانی ، و افزایش ناهنجاریهای اجتماعی، از مهمترین عوامل بر انگیزاننده میل فرار دختران می باشد.

مطلب مرتبط :   بهینه سازی مصرف انرژی، مصرف انرژی در جهان

1-7-2- زنان خیابانی چگونه متولد می شوند؟
درباره علل به وجود آمدن پدیده زنان خیابانی دیدگاه های مختلفی وجود دارد. در حالی که برخی کارشناسان بر علل اقتصادی ایجاد این پدیده تاکید می کنند، برخی دیگر از کارشناسان علل اجتماعی و روانی را در ایجاد آن موثر می دانند.
محمد حسین فرجاد یکی از کارشناسان اجتماعی است که در این باره می گوید: پدیده زنان خیابانی زاییده فرار دختران و زنان از خانواده است. عمده ترین عامل فرار زنان و دختران به نابسامانی های زندگی و خانوادگی باز می گردد و این نابسامانی فقط نابسامانی اقتصادی نیست. نابسامانی می تواند عامل اقتصادی، تربیتی، روانی، اجتماعی یا فرهنگی داشته باشد.
” فربد فدایی” روانپزشک می گوید: برخی از زنان خیابانی دچار اختلالات روانی هستند در برخی دیگر عوامل اجتماعی فقر، نبودن حمایت اجتماعی و… نقش عمده دارد و شاید در تعداد قلیلی هم صرف خواست خود آنان برای اقدام به این عمل موثر باشد. حتی اگر عامل خودفروشی در برخی از این زنان در اصل اختلالات روانی باشد، اما نارسایی های اجتماعی در تظاهر آن نقش دارد. به این معنی که در شرایط مطلوب اجتماعی، اختلال روانی نمی تواند سبب روی آوردن یک زن به این امر شود.
فرایض دینی و تزهای وارونه
بی توجهی به ارزش های دینی و اهمال در آموزش اصول و مبانی دینی در کشور از جمله مواردی است که طی دراز مدت آسیب های عمده اجتماعی و روحی و روانی را به جای می گذارد.
امری که بسیاری از خانواده ها و اولیای آموزشی در مدارس از دقت و توجه عمیق به آن سرباز می زنند، شاید به علت تزهای جدید برخی کارشناسان تربیتی مبنی بر سهل گرفتن اعتقادات و وظایف دینی بر نوجوانان و جوانان باشد تا مانع از دلزدگی آنان شود!
وی طلاق را از دیگر عوامل به وجود آورنده زنان خیابانی اعلام می کند و می افزاید: وقتی از شش ازدواج(!) یکی منجر به طلاق شود و این طلاق باعث قطع درآمد زن و بی سر و سامان شدن وی می شود، مسیر سوق دادن زن به سمت فحشاء تا حدودی هموار خواهد شد.
بسیاری از جامعه شناسان، بیکاری را از دلایل گسترش آمار طلاق برمی شمارند که مطابق آمارها نیز گفته می شود بیش از چهار میلیون نفر در سراسر کشور بیکار هستند که این امر نیز موجب بالا رفتن آمار طلاق در جامعه شده است. وی اعتیاد را از دیگر عوامل مهم ایجاد فحشاء اعلام کرد و گفت: مردانی که معتاد هستند زنان خود را وادار به تامین مخارج اعتیاد خود از طریق فحشاء می کنند.

رئیس انجمن مددکاری ایران:
1-7-3- مردان خیابانی ، پدیده زنان خیابانی را شکل می دهند
فحشاء از جمله آسیب های اجتماعی است که جامعه ما را نیز تهدید می کند ولی آن چه بیش از پیش در این چارچوب مورد بررسی قرار گرفته ، بحث زنان خیابانی است . حال آن که برخی از جامعه شناسان معتقدند پدیده مردان خیابانی در مبحث آسیب های اجتماعی اهمیت بیشتری دارد چرا که زمینه ساز شکل گیری پدیده ای به نام زنان خیابانی می شوند.
مردان خیابانی کسانی هستند که به ارزش های اجتماعی پایبندی ندارند و تعهدی نسبت به زندگی و خانواده خود احساس نمی کنند این افراد در مشاغل و جایگاههای اجتماعی مختلفی به چشم می خورند ، آمار مردان خیابانی دو برابر زنان خیابانی هستند در واقع بیش از 70 در صد موارد مردان در رواج فساد و فحشاء مسبب هستند . متاسفانه معضل فحشاء همواره پدیده زنان خیابانی را یادآوری می کند در حالی که پدیده مردان خیابانی مهمتر بوده و خود زمینه ساز معضلی به نام زن خیابانی است.
عدم پای بندی به اصول و ارزش های اخلاقی است این افراد به دلیل توانایی مالی وامکانات در دسترس به سمت فحشاء می روند . این امر در مردانی که سنین بالاتری دارند بیشتر مشاهده می شود. اساسا سن بروز رفتارهای خطرناک جنسی در بین مردان بین 27 تا 50 سال است.چون تمکن مالی و امکانات در دسترس نزد این گروه بیشتر ازجوانان سنین پایین است . در حال حاضر تعداد مردان خیابانی بیشتر از زنان خیابانی است ولی آنان در لایه های مختلف اجتماعی و مشاغل مختلف پنهان هستند و گاه به فعالیت های غیرقانونی مبادرت می ورزند.
بسیاری از انان از طریق موسسات و شرکت هایی که مرکز رواج فساد و فحشاء است به جذب افراد می پردازند و به این شکل معضلی به نام زنان خیابانی را شکل می دهند.
به طور قطع اگر با مردان خیابانی برخورد قاطعی شود زن خیابنی هم وجود نخواهد داشت . برخورد قاطعانه نیروی انتظامی و مسئولان مربوطه در کنار فعالیت سازمان هایی که متولی آسیب های اجتماعی هستند به این معضل پایان می دهد.
همانگونه که آسیب شناسان اجتماعی نیز بر این امر اذعان دارند تعداد مردان خیابانی نسبت به زنان خیابانی بسیار بیشتر گزارش می شود ولی مردان به صورت پنهان و در لایه های مختلف اجتماعی همچنین در مشاغل گوناگون به یافتن سوژه های خویش می پردازند و حتی یا همان ارتباطهای اینترنتی را وسیله ای برای جذب زنان خیابانی و طعمه دام های خویش قرار می دهند و توسط زنان خیابانی به اعمال دیگری مانند فروش مواد مخدر، مشروبات الکلی و … می پردازند.
مردان خیابانی در کمین آزار واذیت دختران
یک آسیب شناس اجتماعی نیزمعتقد است : از دیگر موارد آشکار فعالیت مردان خیابانی وجود برخی موسسات خصوصی است که به باب آسیب های اجتماعی و پاتوقی برای رواج فساد و فحشا مبدل شده اند و با درج آگهی های رنگارنگ به جذب افراد مبادرت می ورزند به طوری که پرتگاه هولناک سقوط اخلاقی را در مقابل آنها می گسترند.
دکتر مجید ابهری با اظهار تاسف نسبت به غفلت دولت ، مسوولان ذیربط و نیروی انتظامی نسبت به فعالیت برخی موسسات و شرکت های خصوصی در رواج فساد و فحشا می گوید : عدم نظارت بر موسسات خصوصی ، شرایط سهل و آسان ثبت شر کت ها و اینکه جزو هیچ صنفی به شمار نمی روند خود زمینه های سواستفاده از این مراکز را فراهم می آورد و کانون فحشا را در جامعه موجب می شود که از دید قانون بدور است.
وی می افزاید : این میدان تقاضاست که عرضه را ایجاد می کند بنابراین اگر دختران فراری رشد 15 درصدی در سال دارند باید علت آن را در مردان خیابانی جستجو کرد، افرادی که در لباس ها و شکل های مختلف باعث فریب دختران و زنان می شوند و زمینه سقوط اخلاقی چندین نسل را می توانند فراهم آورند، باندهای مختلفی که روزانه کشف می شوند و هر روز بر تعداد آنها افزوده می شود حتی فریب دختران ، آزارهای جنسی ، قتل و جنایت علیه زنان خیابانی ، دایر کردن خانه های فساد و غیره همگی از علل عدم برخورد مناسب قضایی با عاملان این مفاسد محسوب می شود.
باید توجه داشت اگر مردان خیابانی دستگیر شوند و با آنها مقابله قاطعی شود، زن خیابانی نخواهیم داشت .
بی توجهی مسئولان و کارشناسان متولی در امور جوانان نیز از دیگر علل و ریشه های این گونه موارد است و تنها پرداختن به معلول ها ( زنان خیابانی ) و یافتن راهکارهایی به منظور کاهش رقم زنان خیابانی بدون توجه به علت ها کاری بیهوده و عبث است.
دختران دیروز ، زنان خیابانی امروز
بحث زنان خیابانی یا اصطلاحاً روسپی، بحثی ست متعلق به تمام جوامع بشری که از دیرباز مورد توجه جامعه شناسان، روان شناسان، مددکاران و فعالان حوزه ی اجتماعی بوده است. زنانی که اگرچه بار منفی معنایی را با خود حمل می کنند اما درواقع قربانیان سیستم های سرمایه داری و جوامع مردسالارند. قربانیانی که هم منفور هم جنسانشان هستند و هم بسته به موقعیت زمانی، مکانی و وجهه ی اجتماعی، منفور یا مقبول جنس مخالف خود. اما نکته ی قابل توجه این است که این زنان به چه گروهی ا