دانلود پایان نامه
ی فردوسی
1345(بهار) انتشار”ورود”به عنوان مقدمه ی داستان بلند”خانه هایی از گل”در جگن
1345(10خرداد) انتشار”گردهم”در مجلّه ی فردوسی
1345(خرداد) انتشار”شب به تدریج”در جهان نو
1345(مهر) اعزام به خدمت سربازی
1345 مصاحبه با مجلّه ی فردوسی
1345(دی) فوت پدر
1345(مرداد) انتشار”عافیت”در مجلّه ی فردوسی
1349 مصاحبه با روزنامه ی آیندگان
1349 انتشار مجموعه ی”سنگر و قممقه های خالی”توسط انتشارات کتاب زمان
1350(فروردین) انتشار”49-50″در جنگ فلک الافلاک
1351(خرداد) انتشار”آدرس:شهر ت،خیابان انشاد،خانه ی شماره ی555″در جنگ اصفهان برنده ی
جایزه ی ادبی فروغ فرّخزاد
1355(26آذر) مصاحبه با روزنامه ی کیهان
1355(بهمن) انتشار”وعده ی دیدار با جوجوجستو”در روزنامه ی کیهان
1355(اسفند) ازدواج با ژیلا پیرمرادی،دانشجوی مدرسه ی عالی پرستاری اشرافیان
1356(اسفند) تولد اولین فرزند دختر
1357(17مرداد) مصاحبه با ماهنامه ی بنیاد
1357(16تیر) مصاحبه با ماهنامه ی بنیاد
1360(اسفند) تولد دومین فرزند دختر
1361 اعزام به منطقه ی جنگی دزفول به مدت یک ماه
1362 اعزام به منطقه ی جنگی دزفول به مدت یک ماه
1362(15خرداد) فوت مادر،جهان سلطان
1363(12آذر) خاموشی ابدی در تهران حوالی خیابان جیحون

فصل دوم – ساختار داستان های کوتاه صادقی

“کوتاه ترین حکایت دنیا را من خواهم نوشت و اشتباه نکنید،کوتاه ترین حکایت
دنیای خودم را.در زندان یا در بیمارستان و یا زیر چوبه ی دار و همان
لحظاتی که بخار ازنان های تازه برمی خیزد و مادرها تکه ای ازنانی را
که خریده اند به دهان بچه هایشان می گذارند… و همان لحظاتی که
آفتاب جای مه را گرفته است. این است که من از شما قلم و کاغذ
نخواسته ام ، می دانید که نویسنده نیستم و نمی دانم که چگونه باید
داستان نوشت”.
(ص،1380: 384)

با توجه به تعریفی که پیش از این از ساختار ارائه شد،ساختار مجموعه ای از عناصر تشکیل دهنده ی داستان است. نیز جهت تحلیل ساختار در داستان های کوتاه صادقی باید ابتدا عناصر داستان های او را بررسی نمود.به این منظور ابتدا خلاصه ای از داستان های وی را با هم می خوانیم:
– خلاصه ی داستان فردا در راه است: مردجوانی به نام فضلی در یک شهر در یک شب بارانی که احتمال سیل وجود دارد کشته شده است ،جسد او را در دالان مسجد می گذارند و ماجرای کینه ای که میان او و غلام خان بر سر عشق صنم،همسر غلام خان و معشوقه ی فضلی،وجود دارد به گونه ای مطرح می شود که خواننده غلام خان را به عنوان قاتل وی می شناسد ولی در نهایت در جملات پایانی داستان مشخص می شود که اصلاً فضلی به قتل نرسیده بلکه با ریزش آوار بر سرش کشته شده است.
– خلاصه ی داستان وسواس: لحظاتی از زندگی یک کارمند وسواسی به تصویر کشیده می شود که به سینما رفته است و با افکاری وسواسی مثل نگرانی او در مورد تمام شدن یا گم شدن پول هایش،خاموش کردن چراغ و بخاری منزلش و… دایم سر و کله می زند تا به خانه بازمی گردد. در این بین مردی مرموز و بلندقد به دیدارش می آید و زن همسایه به او می گوید که کارمند وسواسی به سینما رفته و مشخص نیست کی برمی گردد ، مرد می رود و وقتی مرد وسواسی بازمی گردد،دل مشغولی دیگری نیز به افکار وسواسی اش اضافه می شود: این که آن مرد چه کسی بوده و با او چه کار داشته؟ و داستان با این افکار مغشوش او به پایان می رسد.
خلاصه ی داستان کلاف سر در گم: مردی به یک عکاسی می رود،عکسی می گیرد و وقتی در موعد مقرر برای تحیل گرفتن عکس ها به عکاسخانه مراجعه می کند،عکس هایش را نمی یابد و حتی خود نیز قادر نیست قیافه اش را از میان صدها عکس شبیه به خودش تشخیص دهد و سرانجام نیز بعد از مدتی بگومگو با عکاس بدون یافتن عکس هایش بیرون می آید و به عکاسخانه ی روبرویی می رود.
– خلاصه ی داستان گردهم: ماجرای پسرکی نوجوان است که در یک معرکه ی خیابانی تیراندازی شرکت کرده است و قادر نیست تیری را به هدف بزند،در لحظات پایانی که قرار است آخرین تیرها را شلیک کند،مردی به نام علی مزقونچی به کمکش می شتابد و با پرتاب موفق تیرها موجب پیروزی پسرک و کسب جایزه ی مسابقه برای او می گردد.پسرک پس از آشنایی با علی و وضعیت رقت بار او،در اقدامی فداکارانه تمام پول حاصل از مسابقه را کف دست علی می گذارد و فرار می کند.
– خلاصه ی داستان داستان برای کودکان: اشی،مشی و میرزا سلیمان سه بچه هستند که در خانه ای اشتر اکی به سر می برند.گفتگوهای روزمره و بیهوده ای که بین آن ها در طول یک روز رخ می دهد،ماجراهای داستان را شکل می دهد.در این بین گربه ای کتاب نویس نیز که از ساکنین همین خانه است در گفتگوهایی درونی با مخاطب قرار دادن خود قسمتی از داستان را به خود و افکارش اختصاص می دهد و از دست موش هایی که بی رحمانه کتابش را جویده اند، شکایت می کند.مرغ و خروسی نیز در همین خانه به سر می برند که در اقدامی شجاعانه برای نجات جان خود از ذبح شدن توسط ساکنین خانه هردو با هم فرار می کنند.در پایان داستان والدین بچه ها به خاطر بازیگوشی بچه ها که تمام وقت در حال بازی و گفتگو با هم هستند آن ها را به شدت تنبیه می کنند و با خود به خانه می برند و در ضمن از فرار مرغ و خروس نیز بهت زده می گردند.
– خلاصه ی داستان نمایش در دو پرده: داستان یک صحنه ی تئاتر را روایت می کند که در آن توفان،حوری،سودابه،کمال،بهروز،اشتیاق و…هنرپیشه ی تئاتر هستند و قرار است در تئاتری بازی کنند که به سؤال مهم زندگی هریک از آن ها پاسخ می دهد.توفان،مرد میانسالی است که زنی به نام حوری دارد و در عین حال عاشق سودابه ی جوان است.سودابه و حوری هردو عاشق توفان اند و بهروز عاشق حوری است.در این تئاتر شلوغ مسایلی فلسفی در لابلای گفتگوی این شخصیت ها مطرح می شود.در پایان داستان درست شبی که قرار است تئاتر مذکور اجرا شود،سالن نمایش شهر به دلیل مسایل مالی تعطیل می شود و بدین ترتیب شخصیت های داستان که به اجرای تئاترشان،شدیداً دل بسته اند دچار ناکامی می گردند و نمایش بدون این که روی صحنه برود،تمام می شود.
– خلاصه ی داستان تأثیرات متقابل:آقای محمود افتخاری کارمند جزء یکی از ادارات دولتی است که در یک شب زمستانی به منزل خانواده ی مؤثر دعوت می شود.خانواده ای پرجمعیت و فقیر.پس از درگیری فراوان آقای محمود افتخاری با خودش در مورد پذیرفتن این دعوت ، سرانجام وی به همراه کریم مؤثر راهی منزل آن ها می شود. در این بین بارانی تند،شروع به باریدن می کند و پس از صرف شام در منزل مؤثرها وقتی آن ها در حال گفتگوبا یکدیگر هستند قسمتی ازسقف خانه در اثر بارش باران،بر سر محمود افتخاری سقوط می کند.این ماجرا دو بار دیگر نیز در طول داستان رخ می دهد و سرانجام وی موفق می شود مؤثرها را راضی کند که بپذیرند او منزلشان را ترک کند.در این داستان وضعیت فقیرانه ی خانواده ی مؤثرکه نتیجه ی فاصله های طبقاتی و فساد اداری مدیران است،جامعه ای نابسامان و آشفته را به تصویر می کشد.
– خلاصه ی داستان مهمان ناخوانده در شهر بزرگ: آقای رحمان کریم دهاتی زاده ی فقیری است که در جستجوی کار به شهر بزرگ آمده است و اکنون در یکی از ادارات کارمند است.همولایتی ساده ی او،آقای هادی پور برای درمان کمردرد خود و جهت مراجعه به پزشکی که از طریق رادیو نام و آدرسش را گیرآورده به شهر،نزد رحمان می آید.رحمان که زندگی جدید کاملاً وی را متحول کرده و به قول معروف روحیه ی تجدد و روشنفکری زندگی اش را زیر رو کرده است،از آمدن مرد دهاتی وحشت زده می شود و تا پایان داستان در صدد این است که او را که قصد اقامت طولانی مدتی در شهر را هم دارد،به ده بازگرداند.او از نقشه های خود که با هدف ترساندن آقای هادی پور از شرایط زندگی در شهر بزرگ می کشد،با عنوان “تیرکمان طلایی”نام می برد. در طی چند روز،رحمان او را نزد دکتر مزبور(دکتر جالینوس)می برد و نیز او را با دوست متجدد و روشنفکرش،پرویزخان،آشنا می کند.سرانجام پس از چند روز اقامت،آقای هادی پور با تعریف های رحمان فریب می خورد و روزی که با رحمان در رستورانی در حال غذاخوردن تکه ای لاستیک در غذایش پیدا می کند به صدق گفته های رحمان ایمان می آورد و با عجله شهر را به مقصد ده خود ترک می کند.پس از رفتن او،رحمان که از تنهایی مفرط خود در این شهر غریب دلزده است،پی به اشتباه خود می برد و شروع به گریه می کند اما در نهایت از ترس این که پرویزخان و اطرافیانش به اونسبت دیوانگی بدهند،قرص های آرام بخش خود را می خورد و سعی می کند همه چیز را پنهان کند.
– خلاصه ی داستان خواب خون: راوی داستان که تا پایان داستان نامی از او برده نمی شود در یک محله زندگی می کند.او طی ملاقاتی خیالی با ‍ژ،آن هم از پشت شیشه هایی مه گرفته به دلیلی نامشخص دست به جنایت می زند و مردی بلندقد و مرموز را در نانوایی محل به قتل می رساند.در پایان توسط پلیس دستگیر می شود،بدون این که مشخص شود چرا او این کار را کرده و ژ حقیقتاًکیست و اکنون او در زندان قصد نوشتن داستانی کوتاه(کوتاه ترین حکایت دنیا)را دارد.
– خلاصه ی داستان اذان غروب: مرد جوانی به دنبال شیخ بهائی می گردد.از راه دوری به اصفهان آمده تا او را ملاقات کند.تمام مردم شهر مسخره اش می کنند و سعی می کنند او را منصرف کنند اما در نهایت پیرمردی داوطلب می شود که او را به شیخ بهائی برساند.پیرمرد به طرز عجیبی مرموز است. از جوان می پرسد که چرا می خواهد شیخ را ببیند اما جوان پاسخ می دهد که “خودم نیز نمی دانم چرا؟!!”در پایان داستان هویت پیرمرد توسط مرد کاروانسراداری که آن دو را از دور می بیند فاش می گردد:”او همان شیخ بهائی است”و جوان را به سوی مکانی نامعلوم و سرنوشتی مرموز می برد.
-خلاصه ی داستان غیر منتظر: خانواده ی آقای مساوات که شامل همسرش(طاووس خانم)،دخترش(فلور)و پسرش(آقای مهندس می شود،در یک روز جمعه پذیرای دوست قدیمی طاووس خانم،اشرف خانم،به همراه پسرش،دکتر فرنوش می شوند.آقای مساوات پیرمرد از کار افتاده ای است که به قول خودش در مشروطیت شرکت داشته است و پس از شکست مشروطه،دچار سرخوردگی عمیق گشته و خانه نشین گشته است.وی اکنون مشغول به نوشتن کتابی در مورد وضع زنان در دوران هخامنشی است. وی در پایان داستان نهایتاً دیوانه می شود. فلور دختر گیج و کندذهنی است که به شعر و شاعری علاقمند است و در نهایت با پیشنهاد ازدواج دکتر فرنوش روبرو می شود،پسر لوس و نازک نارنجی اشرف خانم که تحصیلات پزشکی خود را در رشته ی زایمان های طبیعی و پرستاری فوق العاده در دانشکده های خارجی گذرانده.اشرف خانم پیرزن از خودراضی و پرخوری است و طاووس خانم نیز که در زمان جوانی دختر یک خانواده ی اعیانی بوده است اکنون در اثر فقر و وضعیت نابسامان خانواده اش دچار بیماری کبد شده و دائماً با همسرش،آقای مساوات سر ناسازگاری دارد.
– خلاصه ی داستان تدریس در بهار دل انگیز: صادقی در این داستان از خواننده می خواهد که با خیال او همراه شود و خود را در کلاس درسی با تمام ویژگی های معمول آن،تصور کند.در این کلاس یک مشکل اسرارآمیز وجود دارد و آن مشکل بینایی شاگردان و معلّم است!شاگردان یکدیگر را می بینند اما قادر به دیدن واضح معلّم نیستند و معلّم نیز نمی تواند شاگردانش را ببیند.در پایان به بلند شدن صدای زنگ پرده ی اسرارآمیز از جلو چشمان معلّم و تنها دانش آموز باقی مانده در کلاس(پیرمرد)کنار می رود و ماجرا با طرح گفتگویی میان معلّم با پیرمرد و تنبیه پیرمرد با دادن نمره ی صفر به او و خروج معلّم از کلاس پایان می پذیرد.
– خلاصه ی داستان در این شماره: اعضای هیئت تحریریه ی ماهنامه ی تندباد،جلسه ای برای چاپ شماره ی جدید مجله تشکیل داده اند.در این شماره ی ماهنامه قرار است،زندگی نامه و عکس تک تک اعضای هیئت تحریریه به چاپ برسد و عمده ی حوادث داستان بر سر مطالب ارائه شده توسط این افراد به عنوان بیوگرافی خود است.هرکدام از آن ها مشکلی در تهیه ی زندگی نامه و عکس های خود دارند.در بین گفتگوهای داغ آنان،خانم متخصص مسایل روانی در اتاق کابینه بچه دار می شود.جوانکی نویسنده نیز که تازه به جمع این جلسه وارد شده است در مقابل نصیحت ها و سفارشات عالمانه ی اعضا،که هریک سعی در راهنمایی وی دارند،تاب نمی آورد و از هوش می رود.جلسه بدون نتیجه ای ثمربخش پایان می پذیرد.
– خلاصه ی داستان زنجیر: آقای وحدانی و شیرین خانم در آن واحد بدون آشنایی با یکدیگر هردو به سبب مشکلات زندگی شخصی خود،دیوانه می

مطلب مرتبط :   پایان نامه درمورد تأمین مالی از طریق بدهی، نرخ بازده مورد انتظار