دانلود پایان نامه
جدید ادبی داشته باشد .
البتـه تفکرانتقـادی به هیچ وجه نافـی اهمیت اطلاعات نیست . اساساً اطلاعات جزء اصلی تفکرانتقادی است، هرچه پایه اطلاعاتی فرد وسیعتـرباشد ظرفیت تفکرانتقادی وی بالاتراست ( کیس،1994 : 41 ).
تفکرانتقادی نیازمند پایـه اطلاعاتی درست است و با تفکرانتقادی می توان این اطلاعات را سازماندهی ، طبقه بندی ، مقایسه و ارزشیابی نمود و زمینـه را برای ارتقاء و پیشرفت آن فراهم کرد ( فورست ،199:39 ).
توانایی تفکرانتقادی ، پردازش و ارزشیابی اطلاعات قبـلی با اطلاعات جـدید است ( واتسـون وگلیـزر ،1980 : 95 ).
آنچه که درارتباط با اطلاعات دردنیای کنونی ارزشمند است ، توانایی پردازش اطلاعات است .به گفتـه تافلـرپس ازعصرشکاروعصرثروت ، اکنون عصردانـائی است ، پس دراین عصرقـدرت دست کسی است که اطلاعات بیشتـری دارد و بی گمان منظورکسی است که توانایی بیشتـردرپـردازش و بهـره گیری از اطلاعات داشته باشد .زیرا امروزه به واسطـه فـن آوری اطلاعات و ارتباطات ، اطلاعات به وفوردردسترس همگان قرار دارد .اطلاعات هنگامی دارای ارزش است که تبدیل به دانش گردد ودانش برای توانایی ابداع فرد وسازمان ، منبعی ارزشمند است . مـدل پیشرفـت یادگیـری رونـد تبدیـل اطلاعات را نشان می دهد (بلینـگـرو اسمیـت ،2001 : 8) .
2-2- 5 چند راهکار علمی آموزش خلاقیت:
روش آموزش پرسشگری فعال:
از آنجا که مباحث علوم انسانی بیشتر تحلیلی و غیر عینی است پس نوع پرسش های استادان حین تدریس نیز در نحوه تفکر دانشجویان برای پاسخگویی مؤثر خواهد بود؛ بنابراین بهترین روش پرسشگری سؤالاتی است که با «چراوچگونه» آغاز می شود و فرصتی را برای به کار انداختن قدرت تحلیل و فهم دانشجو از مسأله ایجاد می کندواواز زوایای مختلف سؤال را بررسی نموده و پاسخهای متعددی را آماده می کند. این روش به نوعی در پرورش خلاقیت و ایجاد انگیزه در دانشجویان برای کاوش عمیقتر مسائل مؤثر بوده و با تقویت قدرت تحلیل فرصت ابراز وجود و بیان اندیشه های نو را در آنهابه وجود خواهدآورد.
روش آموزش اکتشافی:
یکی ازآسیب های جدی که متوجه آموزش رشته های علوم انسانی کشوراست،روش سخنرانی و انتقال اطلاعات ازاستادان به دانشجویان می باشد که گاه این روش با سطحی نگری به مطالب مهم وتدریس آن بدون فهم واقعی مفاهیم و موضوعات درسی در دانشجو،ایجادابهام می کند؛درنتیجه روش اکتشافی  و خود آموزی را به عنوان یکی از بهترین روشهایی توصیه می گردد که برای ایجاد خلاقیت در دانشجویان علوم انسانی کمک خواهد نمود. در روش آموزش اکتشافی استادان به نحوی نقش راهنما را داشته و برای ایجاد خلاقیت در دانشجوبر ویژگی هایی چون خودآغازگری،ابتکار و پرسشگری درباره موقعیت های معماگونه تأکید می کنندواین گونه دانشجورابامسائل دشوار روبه رو می کند تا خود را از راه حل های قالبی برهاند و به سوی فعالیت های خلاقانه سوق داده شود؛ به عنوان مثال در رشته جامعه شناسی ، فقط صرف یادگیری نظرات اندیشمندان این رشته و مقایسه دیدگاه های آنها با هم نباید مبنای تئوریک درسی چند واحدی قرار گیرد؛ بلکه باید استاد این درس نخست با تفهیم مفاهیم تئوری یک نظریه،موردی را از کاربرد اندیشه های آن جامعه شناس دراجتماعش و با شرایط خاصی که اصول و مبانی نظریه در آن اجرا شده، دانشجویان راآشناکنندو سپس ازآنها بخواهند تا دقیقاً همان مباحث را در درون جامعه خود به نحوی که در چارچوب واقعیات اجتماعی نزدیک باشد،بازسازی وبررسی کنند.در این مرحله است که به هدف نهایی روش اکتشافی یعنی پرورش خلاقیت در جهت بسط مفاهیم نظری به موارد عینی و واقعی دست یافته ایم.
روش آموزش مطالعه آفریننده:
بسیاری از اطلاعات علوم انسانی در ذهن دانش آموختگان رشته های آن گاه به صورتی بلااستفاده باقی می ماند؛ در حالی که بسیاری از این مفاهیم و داده ها دارای ارزش علمی بالایی می باشند؛ولی به دلیل عدم آگاهی دانش آموخته مااز موارد کاربرد آنها در زندگی شخصی و حرفه ای خود به مرور زمان این اطلاعات مفید کارایی خود رااز دست می دهند؛در نتیجه روش مطالعه آفریننده در آموزش دانشجویان علوم انسانی به جهت ذهنی بودن بیشتر مفاهیم آن و کاربرد غیر عینی یادگیریهای آن در جامعه به عنوان شیوه ای کارآمد محسوب می گردد. در این روش استادان مجرب علوم انسانی می توانند با تشویق دانشجویان به مطالعه عمیق تر مفاهیم درسی خود، در موارد استفاده آن اطلاعات هنگام مطالعه ی کتابی اندیشه کنند و راههایی راکه این اطلاعات برای حل مسائل زندگی در اختیار آنها قرار می دهد را بررسی کنند.به این صورت دراین روش هم تأثیر مستقیمی رادرآینده ی علمی و شغلی دانش آموخته آینده ما می گذارد و هم وجهه علمی علوم انسانی را به خاطر چنین دانش آموختگان با سطح فهم بالایی،در جامعه علمی کشورارتقابخشد.
2-2-6 آموزش تفکر خلاق به وسیله شیوه تفکر افقی:
شیوه تفکر افقی توسط «ادوارد دوبونو»مطرح شده، مربوط به افکارو اندیشه های نو می باشد و با تفکر خلاق درارتباط است.افرادی با طرز تفکر افقی به جای پذیرفتن محتمل ترین راه،به بررسی جوانب مختلف موضوع می پردازند و مسائل را از جوانب مختلف می نگرند.از آنجا که تفکر افقی تمایل طبیعی و عادتی ازذهن است و برای هر کس که به ایده های نو واندیشه های تازه علاقمند باشد، تفکر افقی فراهم است.دراین روش استادان رشته های گوناگون علوم انسانی باید به ایده های نو و بکری که در ذهن دانشجویان هست،جهت دهند؛چرا که اولین نشانه های یک ایده نو یا فکری خلاقه احتمالاً آنقدر تیره و تاراست که درک کامل وتنظیم آن جهت ارائه منطقی دشوار است. در چنین حالتی اگر دانشجو قبلاً در فرایند آموزش دانشگاهی خود با شیوه تفکرافقی که منطبق بر مراحل خلاقانه حل مسائل است،آشناباشند، تمام سعی و توانمندی ذهنی خود را بر این اصل قرار می دهد که با تعیین شکل وشمایل این ایده جدید و ناب آن رابه ورطه هوشیاری و آگاهی کامل خود بکشاند.دراین میان همکاری علمی نزدیکی نیز باید بین استاد و دانشجوی خلاق وجود داشته باشد، چرا که دراین مرحله امکان دارد ایده های خلاقه ای که از سوی دانشجو ارائه شده، در طی یک توالی منطقی قرار نگیردودرنتیجه اگرایده دانشجو مورد تأیید و اهمیت استادی باشد،باید مسیر و بستر رشداین ایده رابه او نشان دهند؛زیرا این ایده ها گاه ارزش تبدیل شدن به نظریات علمی محکمی رادارند؛بنابراین شیوه آموزش تفکر افقی می تواند مبنای مناسبی برای هدایت آگاهانه طرحهاوایده های خلاقانه دانشجویان،توسط استادان در دانشگاه هاو مراکز تحقیقات علوم انسانی باشد تا با پرورش مناسب ایده هایی با قابلیت رشد و توسعه،آموزش عالی کشورمان را بویژه در عرصه رشته های علوم انسانی از حالت رکود خارج کرده و به مکانی برای پرورش استعدادهای خلاقه تبدیل شود.
2-2-7 روش ذهن انگیزی؛شیوه ای خلاق برای آموزش تفکر انتقادی:

مطلب مرتبط :   تحقیق درمورد عدم وجود خود همبستگی، ضرایب رگرسیون

شیوه ذهن انگیزی به عنوان یکی ازراهبردهای مناسبی که یادگیرندگان به وسیله آن افکار و عقایدشان را بدون هیچ گونه سانسور و مانعی بیان می کنند و به این معنی که در یک فضای بحث وگفت وگوی آزاد افراد عقاید و افکار همدیگر را به نقد می کشند و هر چه این مباحث بیشتر باشد،کیفیت اندیشه های ارائه شده نیز افزایش خواهد یافت.شیوه ذهن انگیزی را می توان در محافل علمی و دانشگاهی کشور، بویژه دررشته های علوم انسانی که محتوایی ذهنی وتحلیلی دارند،به کار برد؛ به این صورت که دانشجویان علوم انسانی در مناظره های علمی خود با همدیگر و در یک فضای باز گفت و گو با تبادل اندیشه هایی که بین خودشان دارند نظرات را متقابلاً نقد کرده و با دیدگاه های موافق و مخالف آشنا می شوندوحتی ایده های خلاقه ای را می توان از درون این مباحث منتج کرد. همچنین کاربرد این روش در انجمن های علمی دانشجویان  علوم انسانی باعث می شود تا آنها نسبت به افکار و ایده آل های خود شناخت بیشتری به دست آورند و با برخورد منطقی با نظرات انتقاد آمیز دیگران،قدرت پذیرش حقایق علمی یک بحث جدی را داشته باشند و این گونه نیز احساس شایستگی و کفایت لازم را به دست می آورند و بر اساس واقعیت های موجود می توانند ضمن شناسایی ضعف ها و توانایی های خود، راه حل مسائل مطرح شده در مباحث را پیدا کنند؛بنابراین روش ذهن انگیزی به عنوان طرزفکر، عقیده و روش مطمئنی برای تولید راه حل های مشترک درباره حل یک مسأله می باشد.

2-2-8 تأثیر اندیشه بزرگان و متفکران در ترویج تفکر انتقادی و خلاق:

همواره در بسیاری از کتابهای درسی که در رشته های علوم انسانی تدریس می شود اشاراتی به اندیشمندان بزرگی شده که شیوه ی زندگی،طرز تفکر و نظریات آنها تأثیر شگرفی در جوامع انسانی عصر خود و حتی بعدازآن نیز داشته اند؛ چراکه اندیشه های این متفکران که حاصل یک عمرزحمت وتلاش در راه اهداف انسانی بوده ،به تغییر مسیر زندگی بسیاری از انسانهایی منجر شده که اندیشه ی این بزرگان را مطالعه نموده وبه آن عمل کرده اند. در اینجا جملاتی از این اندیشمندان را مطرح می کنی.«ژان ژاک رسو»،جامعه شناس بزرگ می گوید: «تفکر،تنهاچیزی است که از انسان توقع می رود » یا نویسنده برجسته ویکتورهوگو می گوید: «انسان هایی زنده هستند که یک دم از مبارزه دست بر نمی دارند». الگو قرار دادن چنین اندیشه های برجسته و موفقی در مراکز آموزشی، مدارس، دانشگاه ها و به ویژه برای دانشجویان علوم انسانی که موضوع مباحث درسی آنها بیشتر جنبه تحلیلی دارد،باعث پرورش ذهنهایی با انگیزه کنجکاوی زیادوخود باوری مثبت می شود که هر دو از ویژگیهای تفکر انتقادی و تفکر خلاق می باشد. استفاده ازالگوهای رفتاری،ذهنی و شخصیتی انسانهای اندیشمند و موفق به عنوان یک منبع تغذیه ای مفید فکری است که می توان ازآن درجهت راهنمایی اندیشه های خلاق و منتقدانه دانشجویان علوم انسانی استفاده کرد؛ به این صورت که برای جهت دادن به ایده های خلاقانه دانشجویان باید بتواننداز یک الگوی پرورش دهنده ذهنی که متأثر از همین افکار و تجارب علمی اندیشمندان  بهره گیرند و این افراد برجسته را به عنوان صافیهای مؤثری که چارچوب مشخصی را برای ایده ها تعیین می کنند و حتی با مقایسه کردن مراحل شکل گیری این ایده ها با نظرات علمی این متفکران نوعی نقد و تحلیل بنیادی نیز می شود.  پس متوجه می شویم که استفاده از تفکرات و اندیشه های بزرگان علم و دانش در پیشبرد خلاقیت های ذهنی دانشجویان تا چه اندازه حائز اهمیت است؛ آن چنان که «گوردون هولفیش» و «دکتر فیلیپ.ژ.اسمیت» در اثر مشترک خویش به نام «تفکر منطقی» معتقدند: «تعقیب کردن کارهای روحها یا ذهنهای بزرگ تنهاراه پرورش ذهنها است ». در این قسمت از بحث به د و نفر از دانشمندان برجسته نیا یعنی «دکتر جان توماس گریندر»، زبان شناس معروف، و «ریچارد واین بندلر»، ریاضی دان، اشاره می کنیم که به شیوه ای کاملاً نو با نام «برنامه یزی عصبی _ کلامی » یا ( ان ال پی ) دست یافته اند. این روش مد ل سازی رفتاری از طریق کشفیات علمی دیگران است. این دو نفر استعداد و دانش خود را برای انجام یک مقصود به کار برده ند؛ یعنی رفتار موفق ترین افراد را در هر زمینه مدلسازی کرده اند و سپس به دنبال کسانی می گشتند که از لحاظ علمی ، هنری، تکنیکی و…، بیشترین کارایی را داشته اند البته مسأله ای که آنها بیشتر پی گیر آن بودند توانایی ایجاد تغییر در ماهیت افکار و ایده های ذهنی افرادی بود که بیشتر فعالیت های مغزی آنها چارچوب مناسب علمی نداشته است ؛بنابراین با به کارگیری این روش موفقیتهای بی نظیری در زندگی خود کسب کرده اند. گریندر و بندلر از روشهای تغییر رفتار افراد موفق برای ایجاد یک روش منحصر به فرد که برگرفته از سالها تجربیات و پشتکار نوابغ بود، سود می جستند؛ بنابراین با مطرح کردن این الگوی مؤثرتغییر رفتاری متوجه می شویم که در کشورهای غربی الگوسازی از موفقیتهای اندیشمندان و افراد برجسته ی آنان تا آن حد اهمیت داشته که دو نفر از دانشمندانشان به فکر تدوین چنین الگوی موفقی برای ایجاد تغییر در ساختاراندیشه ای افرادکرده اند که حتی روش ( ان ال پی ) برای جهت دادن به ایده های خلاق دانشجویان بسیار مؤثر بوده است. مطمئناًدرداخل کشور ایران نیز بسیاری از این ایده های خلاق و نودراندیشه جوانان ما وجود دارد که با وجود داشتن چنین الگوهایی و در الویت قرار دادن اندیشه های بکر این جوانان در رأس برنامه های علمی و کاربردی در دانشگاه ها و مراکز تحقیقاتی بسیاری از طرحهای ذهنی در جامعه عملی خواهد بود که این مسأله در رشته های علوم انسانی به دلیل ماهیت کیفی و ذهنی بودن آن نیاز به چنین الگوهای دقیق علمی دارد.
2-2-9 ویژگی متفکران منتقد:
رابرت انیس، برای تفکر انتقادی 13 ویژگی وخصوصیت را به شرح زیر ارائه می دهد و معتقد است که متفکران منتقد این ویژگی ها را دارا هستند:
ذهنی باز دارند
در زمان های لازم موقعیتی تازه ایجاد می کنند ویا موقعیتی را تغییر می دهند .
تمامی شریط را به حساب می آورند .
در جستجوی اطلاعات دقیق هستند.
در روشی منظم ،با اجزای یک کل پیچیده کار می کنند
در جست وجوی «جایگزین»های متفاوت هستند.
به دنبال دلایل می گردند
در جست وجوی بیانی روشن از پیامدها و نتایج هستند
مسئله ی اصلی را در خاطر حفظ می کنند
منابع معتبر را به کار می گیرند
از موضوع خارج نمی شوند
به احساسات و سطو

مطلب مرتبط :   ترمینولوژی حقوق، تشخیص بیماری