دانلود پایان نامه
موج دوم: نوآوری تکنولوژیک
نوآوری تکنولوژیک بین سال های ۱۹۶٠-۱۹۵٠ مطرح شده است. در این مرحله ابداع و اختراع به مرحله ی تجاری سازی منجر شده و تأثیر بسزایی در رشد اقتصادی کشورها داشته است، پس از این مرحله به نوآوری سیستماتیک و فرآیندگرایی توجه بیشتری شده است.
موج سوم: نوآوری صنعتی
نگرش نوآوری صنعتی توسط فریمن بین سال های۱۹۸٠-۱۹۷٠ مطرح گردید. مشخصات این نگرش انجام تحقیقات پایه، اختراع، توسعه و نوآوری می باشد فریمن از جمله از جمله ویژگی های نوآوری در این دوره را فزاینده بودن آن اعلام می دارد.
موج چهارم:
در سال های ۱۹۹۷-۱۹۸۷ بر نظام های نوآوری تأکید بیشتری شده است به گونه ای که فریمن نظام نوآوری را شبکه ای از سازمان ها برای تحقق تکنولوژی معرفی می نماید. در سال ۱۹۹۷ oEcD نوآوری را شامل فعالیت های تحقیق و توسعه، کسب و دانش، کسب تجهیزات، تدارکات تولید و بازاریابی می داند و آن را به سه نوع نوآوری فنی و تکنولوژیکی، نوآوری غیر تکنولوژیکی و نوآوری صنعتی تقسیم می نماید.
موج پنجم: نوآوری علمی ۱۹۹۳
نوآوری علمی عبارت است از ایجاد، ارزیابی، مبادله و کاربرد ایده های جدید به منظور برتری یافتن بنگاه های اقتصادی در بازار کالا و خدمات که منجر به شکوفایی اقتصاد ملی و توسعه ی اجتماعی می شود. ( نسیمی، ۱۳۸۸)
امواع مدل های نوآوری در سازمان
الف) مدل فشار علم: بر مبنای این مدل برای ایجاد بازار پیشرو باید تحقیقات علمی را بهبود و توسعه داد و نأکید برروی تحقیق و توسعه است و نیاز بازار نیز برروی فعالیت های تحقیق و توسعه تعریف شده است و ماهیتی مستقل ندارد. بر مبنای این مدل سرمایه گذاری کلان در تحقیق و توسعه است.
ب) مدل کشش بازار: این مدل در سال ۱۹۶٠با توجه به دیدگاه های اقتصادی شکل گرفت. در این مدل نوآوری ها نتیجه تقاضا و نیاز بازارها بودند و تقاضای بازار مستقیماً باعث ایجاد نیاز جدید توسعه تکنولوژی شرکت ها می شد. در این مدل بیشتر نوآوری ها حاصل کار واحدهائی است که به طور مستقیم با مشتری در ارتباط هستند چرا که این واحدها نیاز و خواسته ی مشتری را بهتر می شناسند و محل سرمایه گذاری را بهتر تشخیص می دهند.
ج) مدل اتصالی: بسیاری از محققان با بررسی دو مدل فشار علم و کشش بازار به این نتیجه رسیدند که فرآیند نوآوری را نمی توان در قالب یک مدل خطی به صورت شفاف بیان کرد بلکه گاهی تحقیقات علمی باعث تولیدات جدید در بازار می شوند و گاهی نیز بازار واحد تحقیقات را وادار به نوآوری می کند.
د) مدل یکپارچه و شبکه ای: در این مدل بروی مشتری و نیاز مشتری تمرکز بیشتری وجود دارد و منابع تأمین کنندگان هم بخشی از منابع شرکت ها در نظر گرفته شده است. در این مدل تأکید بروی تحقیق و توسعه و ساخت و تولید است تأکید این مدل بروی انعطاف پذیری شرکت در برابر تغییرات و سرعت در توسعه است و تمرکز بیشتری برروی کیفیت است تا قیمت تمام شده.
ه) مدل زنجیره ی ارزش: شاید بهترین مدل غیرخطی که عناصر مختلف فرآیند نوآوری را توضیح می دهد مدل روزنبرگ- کلاین می باشد. این مدل فرآیند نوآوری را در چهار مرحله خلاصه کرده است:
۱- شناخت پتانسیل و نیاز بازار کار
۲- ابداع کردن با ایجاد طرح تحلیلی
۳- طراحی با جزئیات، تست کردن طرح ها و طراحی مجدد
۴- تولید
بنابراین عمده ترین فعالیت های مؤثر بر فرآیند نوآوری طبق این مدل عبارتند از:
۱- تحقیق و توسعه
۲- تجهیز و مهندسی صنایع