دانلود پایان نامه
۳- نتایج جامعه
۴- نتایج کلیدی عملکرد
هر یک از عوامل فوق شامل لیست چک هائی است که مانند ممیزی کیفیت نمراتی را به خود اختصاص ی دهند ممیزهای مدل یاد شده با طرح سؤالات مرتبط با هر یک از عوامل و مشاهده سوابق و اختصاص امتیاز نسبت به ارزیابی مدل اقدام می کنند.
در مدل EFQM معیارها روی هم ۱٠٠٠ امتیاز دارند( موسی پور و ایزدی، ۱۳۸۵). سطوح تعالی سازمان ها را در دستیابی به تعالی متمایز می کند و میزان موفقیت آن ها را نشان می دهد مدل EFQM دارد ۵ سطح تعالی به شرح زیر می باشد: ۱- سطح گواهی نامه ۲- تقدیرنامه ۳- تندیس ها.
رویکرد سنجش در خود ارزیابی های مدل EFQM بر اساس منطق رادار( RADAR) می باشد .به این معنی که در تمامی معیارهای مدل سازمان نخست باید هدف گذاری مناسب انجام دهد و سپس رویکرد منطقی و در خور جهت گیری های کلان سازمان تعریف کند و برای استقرار نظام مند آن ها راهکاری ارائه دهد و سازوکاری برای ارزیابی و بهبود رویکرد مورد نظر توسعه دهد. خروجی ارزیابی ها نقاط قوت و زمینه های قابل بهبود سازمان است که بر اساس آن ها برنامه های بهبود برای افزایش اثربخشی سازمان پیشنهاد می شود این مدل را می توان برای سازمان های بخش های مختلف مثل آموزش، سلامت و هتلداری و گردشگری به کار گرفت.
نگاهی بر مدل ادوارد دمینگ
خاستگاه نخستین جایزه کیفیت در دنیا کشور ژاپن بود. اتحادیه دانشمندان و مهندسین ژاپن در جولای سال ۱۹۵٠ از پرفسور ادوارد دمینگ جهت حضور درژاپن دعوت نمود. دمینگ در دوره های یک روزه و چند روزه برای سطوح مختلف فعالان در عرصه ی صنعت اعم از رهبران، مدیران، مهندسان و محققان آن کشور برگزار کرد.
آموزه های دمینگ تأثیر شگرفی در ایجاد تفکر مشارکتی و حرکت به سمت کنترل کیفیت در ژاپن شده سوابق سخنرانی های او در بحث کنترل کیفیت آماری، گردآوری و تدوین شد و دمینگ حق انتشار آن ها را به جاس اهداء کرد که رئیس هیات مدیره به پاس قدردانی با هدف ارتقاء و توسعه مستمر کنترل کیفیت آماری در ژاپن پیشنهاد تأسیس یک جایزه با نام دمینگ را به هیأت مدیره ارائه نمود. این جایزه از سال ۱۹۵۱ به سازمان هائی که از طریق کار گروهی به بهبودهائی نائل شده اند و نیز به افرادی که در زمینه ی کنترل کیفیت آماری و با کار گروهی مطالعه، تحقیق و مشارکت در گسترش آن ها داشته اند اعطاء می گردد.
جایزه دمینگ بدون در نظرگرفتن اندازه سازمان ها، دولتی یا خصوصی بودن آن ها، نوع صنعت و داخلی یا خارجی بودن آن ها اعطاء می گردد همچنین سازمان ها می توانند تنها برای بخشی از سازمان ها خود جایزه را درخواست نمایند و برای تعداد برندگان نیز هیچگونه محدودیتی وجود ندارد. ( ابطحی، ۱۳۸۴
تاریخچه ی نوآوری و خلاقیت در سازمان ها
نخستین بار شومپتر، در سال 1934 مفهوم نوآوری را تعریف کرد. او نوآوری را با توسعه اقتصادی مرتبط دانست و آن را به عنوان ترکیب جدیدی از منابع مولد ثروت، معرفی کرد. کار او شامل پنج مورد مشخص بود: معرفی محصولات جدید، شیوه های جدید تولید، شناسایی بازارهای جدید، تسخیر منابع جدید مواد اولیه و امکانات و شیوه های جدید سازمان دهی تجارت. از آن زمان به بعد و در مدت چهل سال اخیر، مفهوم نوآوری دستخوش تغییرات فراوانی شده است. در دهه 1950 در تحقیقات جداگانه محققان، این مفهوم، توسعه مجزا و ناپیوسته تلقی می شد. امروزه دیگر مفهوم نوآوری از نتایج معین تحقیقات انفرادی اقتباس نشده، بلکه بیشتر بر اساس موارد زیر تعریف می شود:
الف) یک فرایند و یا دقیقتر بگوییم یک فرایند حل مشکل
ب) یک فرایند تعاملی در روابط شرکتها با بازیگران مختلف
ج) یک فرایند یادگیری متنوع. این یادگیری ممکن است از موضوعات گوناگونی ناشی شود: یادگیری به وسیله استفاده، یادگیری با انجام دادن و یا یادگیری حین تسهیم،
د) فرایندی که شامل مبادله دانش صریح و ضمنی است.
ر) فرایند متقابل یادگیری و مبادله که در آن استقلال بازیگران، یک سیستم ابتکاری و یا قالب نوآوری را ایجاد می کند.(هادوی،1389)
مطالعات تجربی و گسترده مربوط به خلاقیت عمدتاً از اواخر ۱۹۵٠ با تحقیقات گیلفورد در ایلات متحده آمریکا آغاز شد. گتزلز و جکسون بعد از گیلفورد به مطالعه خلاقیت پرداختند استفاده از آزمون های هوش و خلاقیت به بررسی رابطه هوش و خلاقیت و پیشرفت تحصیلی پرداختند. ( انصاری جابری، ۱۳۸۹)
شوک اسیتینک نیز در اواخر ۱۹۵٠ حرکت گسترده ای را در مراکز علمی، تحقیقاتی آمریکا و اروپا موجب گردید پس از وی گروه بارون و مک هیلان با هدف و با تأیین ویژگی های شخصی افراد خلاق تحقیقات دامنه داری را در دانشگاه کالیفرنیا انجام دادند. تورنس که طراح آزمون های معروف به آزمون تفکر خلاق است به بنیاد آموزش خلاقیت خدمات متصدی داشته است.( شهرآرای و قاسمی ، ۱۳۷۵)
سیر تکامل موضوع نوآوری را می توان در ۵ موج خلاصه نمود:
موج اول: دیدگاه شومپیتر
شومپیتر نوآوری را معرفی یک ترکیب جدید از عوامل تولید و حالت های مختلف یک نظام یا به عبارتی یافتن یک تابع تولید جدید می داند. عوامل این نظام شناخت یک محصول جدید، یافتن یک فرآیند تولیدی جدید، دستیابی به بازار جدید، به کارگیری منابع جدید و نهایتاً طراحی یک سازمان جدید می باشد.