دانلود پایان نامه
1- مفهوم سود از دیدگاه ساختاری؛
در این دیدگاه، عرف، سنت و مقررات، اموری معقول، منطقی و با هم سازگار به شمار می آیند که بر پایه مفروضات، مفاهیم و اصولی که حسابداران در عمل به آنها رسیده و ارائه کرده اند قرار می گیرند. ولی، مفاهیم یا اصولی مانند تحقق بخشیدن به یک رویداد مالی، تطابق، روش تعهدی و روش های تخصیص هزینه ها را می توان فقط از دیدگاه مقررات خاص تعریف کرد، زیرا نمی توان نسخه دومی از آنها را در دنیای واقعی مشاهده نمود.
2- مفهوم سود از دیدگاه تفسیری؛
در این دیدگاه برای ارائه تعریفی از سود بر دو مفهوم اقتصادی تغییر میزان رفاه و حداکثرسازی سود تکیه می شود. هیئت استانداردهای حسابداری مالی نیز به صورت تلویحی به این دو مفهوم در قالب «حفظ سرمایه » و «به حداکثر رساندن سود » اشاره کرده است. حفظ سرمایه یکی از اصلی ترین مفاهیم سود است، زیرا این مفهوم بر پایه ی تئوری اقتصادی قرار دارد. این دیدگاه مبتن یبر تغییرات ارزش فعلی وجوه نقد مورد انتظار است؛ ولی قیمت فعلی بازار و گزینه های مشابه را نیز می توان از این دیدگاه توجیه کرد و مدعی شد که اقلام مزبور می توانند جایگزین مناسبی برای ارزش جاری باشند.
3- مفهوم سود از دیدگاه رفتاری(عملگرایی)؛
این مفهوم مواردی نظیر فرآیندهای تصمیم گیری سرمایه گذاران و بستانکاران، واکنش های قیمت اوراق بهادار در برابر گزارش دهی سود، تصمیمات مدیریت در مورد هزینه سرمایه و واکنش مدیران و حسابداران در برابر بازخورد اطلاعات را در بر می گیرد. یکی از ویژگی های رفتاری این است که می توان سودهای آتی را پیش بینی نمود. اگر سایر عوامل تأثیرگذار با دقت کامل در نظر گرفته شوند، می توان با استفاده از سودهای خالص چند دوره، عملیات آینده شرکت را پیش بینی کرد. با این وصف، همه ی مفاهیم سود از جنبه های عملی و نظری نمی تواند در ارائه اطلاعات اثرگذار بر سرمایه گذاران و دیگران معقول باشد. به عبارت دیگر، از دیدگاه دنیای واقعی فاقد تفسیر لازم هستند و یا نمی توانند بر تصمیمات سرمایه گذاران و دیگران اثرگذار باشند. زیرا فاقد هر گونه ویژگی رفتاری هستند.
2-2-1-3. تفاوت سود اقتصادی و سود حسابداری
تفاوت تعریف سود حسابداری و سود اقتصادی به تفاوت در مفهوم «هزینه» با «هزینه فرصت» باز می گردد. هزینه اقتصادی تولید، عموماً از هزینه حسابداری آن بیشتر است، تفاوت آن دو نیز در اصل بدین نکته باز می گردد که هزینه اقتصادی، نه تنها هزینه های صریح حسابداری را شامل می شود، بلکه هزینه های ضمنی یا هزینه فرصت از دست رفته را نیز در بر می گیرد. به عبارت دیگر، سود اقتصادی عبارت است از «درآمد کل» منهای «هزینه فرصت کلِ» منابع اقتصادی که بنگاه مورد استفاده قرار می دهد. البته به جز این، یک تفاوت دیگر نیز در مبحث هزینه بین دو رشته وجود دارد و آن این که اصولاً اقتصاددانان در تحلیل های خود به مفهوم هزینه نهایی یا هزینه آخرین واحد تولید توجه دارند، حال آن که حسابداران به دنبال بهای تمام شده متوسط هستند.
گرچه حسابداران به وضعیت سود تعهدی بنگاه توجه دارند، اما اقتصاددانان می گویند که اگر این بنگاه اقدامات دیگری انجام می داد، وضعیت سودآوری آن (خصوصاً در حالت حداکثری) به چه صورت در می آمد. حقیقت نیز این است که تصمیم گیری درست می بایست بر اساس آن چه احتمال دارد (یا داشته)، صورت پذیرد نه آنچه واقعیت یافته است. به عبارت دیگر برای اقتصاددانان «بالقوه» بیشتر از «بالفعل» اهمیت دارد. این قضیه در بازارهای بورس نمود بیشتری دارد. قیمت سهام را احتمالات آتی (در ذهن سهام داران) تعیین می کند، نه اطلاعات حسابداری (هر چقدر خوبِ) گذشته. البته ناگفته نماند که امروزه حسابداری به مرور خود را به اقتصاد نزدیک تر کرده است که از آن میان می توان به عنوان مثال به معرفی مفهوم ارزش افزوده اقتصادی اشاره کرد. از این منظر، شاید بتوان گفت که حسابداران سنتی صرفاً به وضعیت فعلی (و گذشته) بنگاه علاقه دارند و لذا متغیرهایی چون کیفیت مدیریت (و اثر آن بر آینده بنگاه) ابداً در ترازنامه کنونی آنها انعکاسی ندارد. به عبارتی برای حسابداران، «گذشته ها گذشته است»، اما اقتصاددانان نه تنها به «آنچه که هست» توجه دارند، بلکه «آنچه بالقوه می توانست باشد» نیز برای آنها اهمیت به سزایی است. در واقع می توان گفت که اقتصاددان ها به بهترین ها علاقمندند، حال آن که حسابداران به دنبال واقعیت ها هستند. این تفاوت شاید به تعریف علم اقتصاد که اصالتاً به دنبال حداکثرسازی یا در حالت کلی تر بهینه سازی است باز گردد، چرا که در واقع مسأله اصلی در علم اقتصاد، کمیابی است. حال آن که حسابداری بیشتر به دنبال اندازه گیری یا در تعریف دقیق تر خود به دنبال ثبت، طبقه بندیو تلخیص فعالیت های مالی است و از این منظر، مهم ترین خروجی فعالیت های حسابداری، صورت های مالی است.
2-2-2. سودآوری، معیارهای اندازه گیری و عوامل موثر بر آن
2-2-2-1. تعریف سودآوری
نتیجه نهایی همه برنامه ها، فعالیت ها، تصمیمات مالی، تولیدی و کارایی عملکرد مدیریت در فعالیت سودآوری شرکت(بانک) منعکس می شود. سودآوری توان شرکت(بانک) یا موسسه در ایجاد درآمد کافی به گونه ای که پس از پرداخت هزینه های جاری مبلغی اضافی به نام سود برای شرکت(بانک) باقی بماند، می باشد (Soyemi et al,2013,2). سرمایه گذاران و اعتباردهندگان، علاقه زیادی به ارزیابی سودآوری جاری و آتی یک شرکت (بانک) دارند. شرکت ها برای جذب سرمایه مورد نیاز خود مجبورند سود کافی برای تامین بازده مناسب جهت سرمایه گذاران و اعتباردهندگان بدست آورند. در صورتی که شرکت ها سود کافی تحصیل نکنند، آنها قادر به جذب سرمایه مورد نیاز جهت اجرای انواع پروژه ها از طریق سهامداران یا اعتباردهندگان نخواهند بود. دوام و بقاء یک شرکت در بلندمدت، به توانایی آن در کسب درآمد برای انجام کلیه تعهدات و تامین بازده مناسب برای سهامداران اصلی، بستگی دارد.
سودآوری در بانک ها نیز برای بستانکاران، مالکان، کارکنان و مدیریت حائز اهمیت است. بانک ها از طریق ارائه خدمات بانکی به مشتریان کسب درآمد می کنند که این از طریق جذب سپرده های مردم با نرخ بهره پایین و اعطای تسهیلات با نرخ بهره بالاتر از آن صورت می پذیرد. نتیجه اختلاف دو نرخ مذکور، عایدی بانک را تشکیل می دهد که اصطلاحاً به آن حاشیه سود و بهره گفته می شود. بنابراین هرچه بانک بتواند از مقیاس های سودآوری استفاده کند سود حاصل از این عمل نیز بیشتر خواهد شد.
2-2-2-2. معیارهای اندازه گیری سودآوری
برای اندازه گیری سودآوری از نسبت های سودآوری استفاده می شود. نسبت های سودآوری در ارزیابی فعالیت های عملیات اجرایی شرکت ها (بانک ها)، مورد استفاده قرار می گیرند. نسبت های سودآوری، میزان موفقیت شرکت (بانک) را در تحصیل سود و بازده خالص نسبت به درآمد و فروش یا نسبت به سرمایه گذاری می سنجند. نسبت های سودآوری، عملکرد کلی شرکت(بانک) و کارایی مدیریت را در تحصیل سود مناسب، مورد سنجش قرار می دهند. این نسبت ها بر دو نوع هستند. دسته اول ، سودآوری را در رابطه با فروش و درآمد، مورد سنجش قرار می دهند. دسته دوم، سودآوری را در رابطه با سرمایه گذاری ها و دارایی ها می سنجند.
با توجه به موضوع تحقیق، در این نوشتار؛ سه شاخص بازده دارایی ها(ROA)، نسبت بازدهی سرمایه (حقوق صاحبان سهام ، ROE) و حاشیه سود(NIM) که در ارزیابی عملیات اجرایی بانک ها و نحوه استفاده از دارایی ها بیشترین کاربرد را دارند، تشریح خواهد شد.
2-2-2-2-1. بازده دارایی ها(ROA)
دارایی های شرکت، نقش اصلی در تحصیل سود ایفاد می کنند. هر چقدر دارایی ها با کارایی بیشتری بکار گرفته شوند، بانک سود آورتر خواهد بود. دارایی ها صرف نظر از اینکه از محل وجوه استقراض یا سرمایه گذاری صاحبان اصلی، تامین شده باشند، وظایف مربوط به خود را به نحوی مطلوب انجام می دهند (صالح نژاد و غیور،20:1389). بازده دارایی ها، نحوه بکارگیری از دارایی های بانک در جهت ایجاد درآمد و فروش توسط مدیریت را مورد سنجش و ارزیابی قرار می دهد و بهترین نسبت برای ارزیابی مدیریت است، چرا که خالص درآمدی را که از بکاربردن کل دارایی های بانک ایجاد می شود را ارزیابی می کند. از این رو کمتر از نسبت بازده سرمایه در معرض انحراف قرار دارد (Gul et al,2011,65). این نسبت، نسبت سود عملیاتی را به کل منابعی که تحت مدیریت بانک قرار دارد، مرتبط می سازد. سهامداران و مدیران، بازده دارایی های بانک را با بازده بکارگیری منابع در زمینه های دیگر با هم مقایسه می کنند. هرچه این بازده بالاتر باشد، کارایی بانک در بکارگیری از دارایی ها و منابع بهتراست (Khrawish et al,2011,52).
برای محاسبه نسبت بازده دارایی معمولا از دو فرمول استفاده می شود. به طوریکه در برخی از مطالعات (برای مثالGul et al(2011); Khrawish et al(2011); Aminu(2013); Soyemi et al(2013); (Ogunleye(2013). این نسبت به صورت درآمد خالص(سود خالص بعد از کسر مالیات) به کل دارایی ها و در تعدادی از مطالعات (برای مثال ;Roman and Dănuleţiu(2013) Sufian(2011)‎ و Antonina (2011)‎) به صورت نسبت درآمد خالص به متوسط کل دارایی ها محاسبه می گردد. بنابراین، می توان گفت که نسبت بازده دارایی نشان دهنده یک ریال سود برای هر صد ریال از دارایی ها است.
2-2-2-2-2. نسبت بازدهی سرمایه (حقوق صاحبان سهام ، ROE)
هدف مدیریت حداکثر ساختن ثروت سهامداران بانک است. نسبت بازده حقوق صاحبان سهام که به آن نرخ بازده ارزش ویژه نیز گفته می شود بهترین معیار سنجش موفقیت یا عدم موفقیت مدیریت بانک در دستیابی به این هدف است. این نسبت تاکید می کند که بازده حاصل از درآمد، وابسته به مبلغ سرمایه گذاری شده توسط سهامداران است. برای محاسبه نسبت بازده حقوق صاحبان سهام از دو فرمول استفاده می شود. به طوریکه در برخی از مطالعات (Ali et al(2011); Aminu,(2013)) این نسبت به صورت درآمد خالص (سود خالص بعد از کسر مالیات) به کل حقوق صاحبان سهام و در تعدادی از مطالعات (and Roman Dănuleţiu(2013); Sufian(2011)) به صورت نسبت درآمد خالص به متوسط حقوق صاحبان سهام محاسبه می گردد. بنابراین، می توان گفت که نسبت بازدهی سرمایه نشان دهنده سود بانک در ازاء هر ریال حقوق صاحبان سهام است.