دانلود پایان نامه
3.2.1.3.2.4. دستیابی به اخلاق زیست محیطی
یکی دیگر از اهداف جزیی که زمینه ساز برای رسیدن به هدف کلی است شناخت طبیعت می باشد .طبیعت با همه ی پیچیدگیها وظرافتهای که دارد آفریده ی آفریدگار جهان است ومظهر ذات حق است. در ادیان آسمانی بخصوص اسلام به موضوع محیط زیست به گونه عمیق و برجسته توجه شده است؛ تا جایکه حفاظت از محیط زیست به عنوان بخشی از اعمال عبادی و ارزشی است و برای عمل کنندگان به دستورات اسلام در این زمینه پاداش و مزد آن جهانی نیز در نظر گرفته شده است.(جوادی آملی،1391 :157 )
بعد از مشخص شدن اهداف جزیی وکلی به توضیح مبانی می پردازیم،ترویج صحیح آداب اسلامی و حل مشکلات اخلاقی جامعه، نیازمند شناخت مبانی و شیوه های اخلاقی مطرح شده از سوی خداوند است و همان طور که قبلا به آن اشاره شده قرآن کریم بهترین مرجع در این زمینه می باشد. اصول و روش های تربیت اخلاقی، به گونه ای در قرآن کریم مطرح شده است که می تواند عرصه های فردی، و اجتماعی را سامان بخشد و راه گشای تمامی این مسائل باشد.
“مبانی در لغت به معنای «شالوده و اساس» یک چیز آمده است”(راغب اصفهانی، ج 1، 1416 ق : 252) و در اصطلاح دانشمندان تربیتی، به گزاره هایی گفته می شود که بیانگر موقعیت، امکانات، محدودیت ها و ضرورت های حیات انسانی است. مبانی هر مکتب، نوع اصول ارزشی و تربیتی آن مکتب را مشخص می کند.( حاجی ده آبادی، 1377 : 18)
2.3.2.4. مبانی تربیت اخلاقی
1.2.3.2.4. توحید
اهمیت خداشناسی به دلیل آثار آن در حیات فردی و اجتماعی انسان ها مورد توجه است. اعتقاد انسان به خدا و برداشتی که از اوصاف الهی دارد، در شئون مختلف زندگی او، انگیزه ها، نیّت ها، داوری ها و اعمال او مؤثر است و شخصیت ویژه ای برای فرد می سازد و روش انسانی که معتقد است کارگردان اصلی جهان تنها خداوند است و نیازمندی های او، تنها با تدبیر خداوند، سر و سامان خواهد گرفت، دست نیاز به سوی دیگران دراز نخواهد کرد؛ در مقابل مشکلات بی تابی و کم صبری نخواهد داشت؛ زیرا او می داند که خداوند تنها ربّ او نیست، ربّ همه جهان است و امور را به بهترین شیوه هدایت خواهد کرد او را تغییر می دهد. “در اسلام اصل توحید، طهارت کبری معرفی شده و اگر کسی به خدا شرک بورزد، طهارت وجودی خویش را از دست داده است.” (باقری، ج1، 1390: 78). این باور مشترک بر سراسر وجود و زندگی فرد مسلمان حاکم است، زیرا احکامی که همه آنان از آن پیروی می‏کنند، قوانین خدا است، همه رضای او را می‏جویند و… همچنین، انسان معتقد به معاد، دنیا را سرای فانی، محدود و گذرا و آخرت را، سرای باقی و همیشه جاویدان می بیند.
“توحید در اسلام آن است که معتقد باشیم خداوند ربّ همه اشیاء است و هیچ ربّی جز او نیست، در همه جهات تسلیم او بوده و حقّ ربوبیّت او را ادا کنیم. بدین شکل که خشوع قلبی جز برای او نداشته باشیم و اعمالمان را جز برای او انجام ندهیم و دستورات او را بزرگ و عظیم بدانیم”.(طباطبایی،ترجمه موسوی همدانی، 1363، مقدمه ج 1: ص 5)
خداوند سبحان، مالک حقیقی انسان و هر آنچه به او تملیک کرده می باشد؛ چرا که انسان هرچه دارد خدا به او داده و مالک او، قلب او، تمام اموال اوست. لذا خدا به او، به نفع و ضررش، مرگ و حیاتش، کمال و سعادت یا شقاوتش، اسباب مورد نیاز سعادتش، از خود او آگاهتر است. دل ها به دست اوست و هر که را بخواهد به طرف آن برمی گرداند. تنها اوست که می تواند در هر حال، قلب انسان را به بهترین حالت برگرداند. انسان هیچ مطلبی را از او نمی تواند مخفی کند؛ چون خدا از انسان به قلبش نزدیکتر است .(همان، ج 9 :46 ـ 50)
وقتی انسان بداند خود و سایر موجودات، ملک خداوند هستند، بنابراین نه اندوه می خورد و نه می ترسد از آنکه ضرری ببیند بلکه تسلیم محض خدا می شود. آری خداوند «ربّ العالمین» است یعنی عوالم گوناگون هستی تحت تدبیر و پرورش او قرار دارد.(همان، ج 10: 90)
2.2.3.2.4. فطرت
دومین مبنای قرآن در تربیت اخلاقی، پذیرش «فطریات» در انسان است. «فطرت» در لغت به معنی «خلق»، «ایجاد» و «سرشت و طبیعت» آمده است. فطرت در اصطلاح، به گونه ای خاص از آفرینش اطلاق می شود که مخصوص انسان و غیر تقلیدی است. بدین صورت که نیازمند تمرین، و استاد نبوده، در همه زمان ها، مکان ها و برای همه ثابت می باشد؛ قابل شدت و ضعف است و مبدأ همه فضایل انسانی است.(همان، ج 1 : 358 )
مرتضی مطهری در این زمینه می گوید: “اگر انسان دارای یک سلسله فطریات باشد، قطعاً تربیت او باید با در نظر گرفتن همان فطریات صورت گیرد”. (مطهری، 1375: 14)
بنابراین، شناخت فطریات انسان، به یقین در تربیت اخلاقی او لازم است تا بتوان شیوه های تربیتی متناسب با آن اتخاذ کرد. نکته مهم آن است که انسان ها فطرتاً خواهان علم، قدرت و صیانت از نفس هستند و به بقا و جاودانگی خویش می اندیشند. میل به کسب اعتبار و احترام دارند؛ میل به لذت جویی و زیبایی دوستی دارند و در مقابل ولی نعمت خود خاضع اند. برای مثال، احترام به پدر و مادر به مثابه یک ولیّ نعمت در همه جوامع دیده می شود. روشن است که نوع دید افراد به زندگی و شناخت آنان از خویش، خداوند و جهان، جهت امیال فطری را مشخص کرده و در شدّت یا ضعف آن مؤثر است. برای نمونه، اگر انسانی باور داشته باشد دنیا تمام زندگی اوست و با مرگ، نابود می شود یا اینکه همواره در دنیا جاودانه خواهد بود، در این صورت او حریص ترین افراد به کسب قدرت و منفعت و لذت جویی است؛ در مقابل، انسانی که به شناخت عمیق از خداوند و هستی رسیده باشد و بداند که حیات آخرت، اصل زندگی او را تشکیل می دهد، با همان انگیزه های فطری یعنی میل به کمال، قدرت، عزّت، صیانت نفس و… در صدد رسیدن به سعادت ابدی و اخروی است و البته راه آن را بندگی خداوند می داند؛ زیرا موحّد حقیقی، خداوند را جوابگوی همه امیال و خواهش های خود می شناسد. از این روی، تمام همّ و غمّ خود را صرف جلب رضایت او می کند؛ قرآن کریم در این باره می فرماید: ” پس روی خود را متوجه آیین خالص پروردگار کن، این فطرتی است که خداوند، انسان ها را بر آن آفریده است.”
بنابرا ین فطرت ،خلقت خاص انسان است که بر اساس آن به خدای خود آگاه است و گرایش به او دارد همین فطرت است که او را به خدا و صفاتی که از او ناشی می شود راهنمایی می کند افعال پسندیده و اخلاقی انسان ها ، ناشی از همین خصوصیت آدمی است طبق فطرت، خداوند به عنوان کسی که پرورش انسان را عهده دار است از صفات تمامیت وکمال خود به او ارزانی داشته است بنابراین انسان راه معینی در پیش می گیرد تا نقایص را رفع کند و رو به کمال دارد که غایتی خاص را دنبال می کند بر این اساس ،اخلاق ریشه در ویژگی های فطری انسان دارد و به کمک آن می تواند فضیلت ها را تشخیص دهد(طباطبایی،ترجمه موسوی همدانی ،1363:ج3 :287).
این شناخت او را به کارهایی می خواند که سعادت وی را تامین می کند از این رو، اخلاق استعدادهای نهفته در وجود انسان است وبرای این که انسان به کمال لایق خود برسد باید این جنبه از وجودش را شکوفا سازد انسان با محور قرار دادن فطرت در مسیر شکوفایی قرار می گیرد.
3.2.3.2.4. اختیار
“اختیار در لغت به معنای توانایی انتخاب درست از نادرست است”. (راغب اصفهانی، ج 1، 1416 ق :301)
در اصطلاح نیز به معنای آزادی در انجام افعال، به همراه آگاهی و توانایی بر انجام آن می باشد. ( حاجی ده آبادی، 1377 : 75)
برای انجام یک فعل، اراده انجام دادن آن لازم است و برای اراده کردن باید ابتدا به تصور فعل، سپس تصدیق به نوعی فایده در آن پرداخت و اعتقاد به قدرت بر انجام آن فعل داشت تا شوق و میل به انجام آن در ما ایجاد شود. ارزش تمام کارهای اخلاقی انسان به وجود اختیار اوست؛ زیرا هرگز موجودی را بر آنچه استعداد و توانایی انجام آن را ندارد بازخواست نخواهند کرد. معمولاً انسان هایی که تنبل هستند و نمی خواهند خود را به زحمت بیندازند و به تزکیه نفس بپردازند، می کوشند رفتارهای نادرست خود را به عوامل قهری نظیر خواست خداوند، جبر محیط یا ارثی بودن صفتی نسبت دهند تا از زیر بار سنگین مسئولیت شانه خالی کنند. قرآن برای مبارزه با این تصوّر غلط، مرتب گوشزد می کند که انسان موجودی مختار و در قبال کارهای خود مسئول است: “و برای انسان بهره ای جز سعی و کوشش او نیست، به زودی جزای کافی سعیش را می بیند.”
4.2.3.2.4. معرفت پذیری انسان
معرفت پذیری یکی از استعدادهای ویژه انسانی و از مبانی تربیت اخلاقی به شمار می آید. یکی از مسائل مهم در تربیت اخلاقی، وجود محرّک اصلی، به منظور حرکت برای خودسازی یا دیگرسازی اخلاقی است. آنچه می تواند برای شناسایی شکوفایی استعدادهای اخلاقی محرک باشد، شناخت نیاز انسان و میل به رفع آن است. بنابراین، انسان نیازمند معرفت به نفس خویش است. “خداوند کریم در هیچ آیه ای دستور نداده است که مردم کورکورانه ایمان بیاروند. حتی گاهی در میان آیات، علت احکام و شرایع را نیز بیان می کند. به عبارتی، قرآن، مبنای دعوت خود را بر ادراک عقلی انسان نهاده و او را به کسب بینش دعوت می کند تا با شناخت نیازهای خود و قدم در وادی تهذیب نفس به سعادت برسد”.(طباطبایی،ترجمه موسوی همدانی، 1363، ج 5: ص 270-268)
3.3.2.4. شیوه های تربیت اخلاقی در قرآن
1.3.3.2.4. روش حبّ عبودی