دانلود پایان نامه
ای بندگان من که ایمان آورده اید! زمین من وسیع است، پس تنها مرا بپرستید (و در برابر فشارهای دشمنان تسلیم نشوید).
تفسیر: در اینجا خطاب به مؤمینی است که در سرزمین کفار واقع شده اند و قادر به اظهار دین حقه خود نمی باشند و مجبورند ظاهرا به سنت های آنها عمل کنند. می فرماید: زمین من فراخ و پهناور است و همه جای زمین ملک من است و شما می توانید به نواحی دیگری بروید که عبادت خدا در آنجا ممکن باشد و شما را از دینداری مانع نشوند، پس اگر عبادت خدا در سرزمینی ممکن نیست لازم است که انسان برای حفظ عقیده خود به سرزمین دیگری هجرت کند که عبادت خدا در آنجا غیر ممکن نباشد.(همان، ج 16: 217)
10.2.1.2.4. منافقین
در قرآن کریم آیات فراوانی به موضوع منافقین میپردازد تا آنجا که سورهای مستقل نیز در شرح حال آنها به نام منافقون نازل شده و این مطلب بیان کننده اهمیت موضوع است.
منافقان در پایین ترین درکات دوزخ قرار دارند؛ و هرگز یاوری برای آنها نخواهی یافت! (بنابر این، از طرح دوستی با دشمنان خدا، که نشانه نفاق است، بپرهیزید).
تفسیر: چون آنها در دنیا هم در سراشیب سقوط و پستی بودند و در ظاهر جزء مسلمین به شمار می آمدند و از مزایای ایمان بهره می برند، اما در باطن با کفار بوده و در دل پیروزی آنها را می خواستند، ولیکن خداوند بزودی به حساب آنهارسیدگی می کند و آنها را وارد پست ترین منازل آتش می نماید و هیچ یاوری هم نخواهند داشت تا آنها را از عذاب دوزخ رهایی بخشد.(همان، ج 5: 194)
هنگامی که آنها را می بینی، جسم و قیافه آنان تو را در شگفتی فرو می برد؛ و اگر سخن بگویند، به سخنانشان گوش فرا می دهی؛ اما گویی چوبهای خشکی هستند که به دیوار تکیه داده شده اند! هر فریادی از هر جا بلند شود بر ضد خود می پندارند؛ آنها دشمنان واقعی تو هستند، پس از آنان بر حذر باش! خداوند آنها را بکشد، چگونه از حق منحرف می شوند؟!
تفسیر: خطاب در این آیه با رسولخدا (ص) و همه مؤمنانی است که شأنیت دیدن و شنیدن داشته باشند و می خواهد بفرماید، ظاهر منافقان عوام فریب است و بدنی آراسته دارند، بطوریکه همه ظاهر آنها را می پسندند و با زبان چرب و نرم خود آنچنان زبان بازی و حرافی می کنند که همه کس از گفتارشان لذت می برد و به آن گوش می سپارد، اما در باطن مانند چوبی هستند که به چه چیزی تکیه داشته باشد و اشباحی متحرکند که هیچ فهم و درک و ایمانی ندارند. (همان ج،19: 474)
1.2.4. 3. اخلاق محیط زیست
1.3.1.2.4. طبیعت
با نگاهی به آیات و روایات و سیره ی اهل بیت (ع) روشن می گردد که هیچ مکتبی مانند اسلام به طبیعت و محیط زیست اهمیت نداده است. از سوی دیگر، قرآن کریم در بسیاری از آیات، انسان ها را به مطالعه طبیعت و عناصر آن فراخوانده است. همچنین بسیاری از سوره های قرآن کریم به نام یکی از عناصر طبیعت خوانده می شود، مانند سور شریفه بقره، رعد، نحل، نور، عنکبوت، نجم، فجر، شمس، حدید، لیل، قمر، تین، ناس و… . خداوند منان، سرنوشت بشر را به گونه ای رقم زده است که در دامان طبیعت رشد کند و به آن نیازمند باشد. طبیعت به شکلی خلق شده است که در خدمت انسان باشد و نیازهای او را برطرف کند.
خداوند همان کسی است که آسمانها و زمین را آفرید؛ و از آسمان، آبی نازل کرد؛ و با آن، میوه ها(ی مختلف) را برای روزی شما (از زمین) بیرون آورد؛ و کشتی ها را مسخر شما گردانید، تا بر صفحه دریا به فرمان او حرکت کنند؛ و نهرها را (نیز) مسخر شما نمود.
تفسیر: این آیه بعد توحید ربوبیت خدای تعالی را استدلال می نماید و آن را از راه اختصاص تدبیر عام موجودات در نظام خلقت، و فرستادن باران از آسمان و بیرون کردن روزیها از زمین و تسخیر دریاها و جریان کشتی ها و نهرها، به نتیجه می رساند و جویها را روان ساخت تا ایشان از آن برای مقاصد شرب و شستشو و آبیاری زمینها کشاورزی وسیراب نمودن حیوانات استفاده نمایند.(همان، ج 12: 84)
بخورید از روزیهای پاکیزه ای که به شما داده ایم؛ و در آن طغیان نکنید، که غضب من بر شما وارد شود و هر کس غضبم بر او وارد شود، سقوب می کند
تفسیر: امر در این آیه، امر اباحی است، یعنی می توانید از این نعمتها و روزیهای پاکیزه بهره ببرید، اما با کفران نعمت و عدم سپاسگزاری در مورد آنها طغیان نورزید.(همان، ج 14: 262)
اوست که باغهای معروش [= باغهایی که درختانش روی داربست ها قرار دارد]، و باغهای غیرمعروش [= باغهایی که نیاز به داربست ندارد] را آفرید؛ همچنین نخل و انواع زراعت را، که از نظر میوه و طعم با هم متفاوتند؛ و (نیز) درخت زیتون و انار را، که از جهتی با هم شبیه، و از جهتی تفاوت دارند؛ (برگ و ساختمان ظاهریشان شبیه یکدیگر است، در حالی که طعم میوه آنها متفاوت می باشد.) از میوه آن، به هنگامی که به ثمر می نشیند، بخورید! و حق آن را به هنگام درو، بپردازید! و اسراف نکنید، که خداوند مسرفان را دوست ندارد.
تفسیر: (معروشات )یعنی درختانی که شاخه هایشان بوسیله داربست بالا رفته و یکی بر بالای دیگری قرار گرفته باشد، ماننددرخت انگور و (عرش ) به معنای بلندی و رفعت است و (غیر معروشات )یعنی درختانی که بر تنه خود استوار باشند نه بر داربست. این میوه ها هر یک از نظر طعم و شکل و رنگ هم، نوع شبیه هم دارند و هم، نوع غیر شبیه و ناهمانند: (بخورید از میوه اش ) و منظور از حق در عبارت (اتوا حقه ) حق ثابتی است که به میوه های مذکور متعلق می شود، یعنی حق فقراء و مساکین را از این میوه ها بدهید، یا حق خدا را بپردازید، چون خداست که این میوه ها را ایجاد فرموده در ادامه فرمود (اسراف نکنید) یعنی در استفاده از این نعمات از حد اعتدال تجاوز نکنید و تاحدی که برای معاش شما مفیداست بهره ببرید به همه مردم می فرماید: اسراف و زیاده روی نکنید، چون خدا اسرافکاران را دوست نمی دارد.(همان، ج 7: 500)
جدول4-1 فراوانی شاخصهای اخلاق فردی
ردیف
شاخص های اخلاق فردی
فراوانی
درصد
1
کار و تلاش